۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۲

بازتاب جهانی پیامدهای جنگ علیه ایران| روایت رسانه‌های جهان از یک بحران

جنگ
رسانه‌های مختلف جهان در گزارش‌ها و تحلیل‌های خود به پیامدهای جنگ علیه ایران پرداخته‌اند؛ از آثار سیاسی و امنیتی گرفته تا تبعات آن بر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی.
کد خبر : ۷۴۵۷۱۱

به گزارش صراط به نقل از مهر؛ از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی نوشت که مقامات جمهوری اسلامی ایران مکرراً هشدار داده‌اند که پیمان دفاع مشترک عربستان سعودی با پاکستان و ترکیه، امنیت این پادشاهی را تضمین نخواهد کرد. محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در پیامی در شبکه ایکس تأکید کرد که حاکمان سعودی باید بدانند همان‌طور که پایگاه‌های آمریکا نتوانست برای آنها امنیت بیاورد، چسبیدن به نوکرهای آمریکا نیز برای آنها امنیت نخواهد آورد. این اظهارات بازتاب‌دهنده دیدگاه پیشین ابراهیم رضایی، دیگر عضو همین کمیسیون، بود که گفته بود سعودی‌ها باید درک کنند که یک توافق کاغذی با ترکیه و پاکستان برای آنها امنیت نمی‌آورد.

بر اساس این گزارش، این پیمان شبه‌ناتو میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه آنها را متعهد می‌کند که در صورت حمله به یکی از اعضا، از یکدیگر دفاع کنند. یک مقام ترکی به سی‌ان‌ان گفت که این پیمان «صرفاً دفاعی» است و علیه بازیگر خاصی جهت‌گیری نشده است. با این حال، یک مقام سعودی روز پنجشنبه به سی‌ان‌ان گفت که این پادشاهی خود را برای یک «حمله بزرگ و هماهنگ» از سوی شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران در عراق و یمن، با پشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آماده کرده است.

روزنامه گاردین در گزارشی میدانی به قلم نوال المغافی، با سفر به عمق ایران، روایت‌های متکثر و گاه متضاد از جنگ را به تصویر کشید. در میناب، محل فاجعه مدرسه ابتدایی شجره طیبه، دفتر مشق «مهیا سالاری» هشت‌ساله از زیر آوار بیرون کشیده شد؛ جایی که به گفته دادستانی، ۱۵۶ نفر از جمله ۱۲۰ کودک در حمله موشک تاماهاوک آمریکا در نخستین روز جنگ شهید شدند. تصاویر شهدا بر دیوارها و تابلوهای شهر خودنمایی می‌کند. آمنه نادمی، معلم کلاس اول، ویرانه را «دیوارهایی که بوی مرگ، اندوه و خون می‌دهند» توصیف کرد و معصومه مهران، مادر ستایش نه‌ساله، هر روز بر مزار دخترش می‌رود.

این گزارش روایت‌های متضادی از قطار تهران-بندرعباس ثبت می‌کند. بازیکنان فوتبال از غم ملی حمله به مدرسه می‌گویند. یک معترض پیشین می‌گوید: «با جنگ مخالف نبودم، اما نه به قیمت جان بی‌گناهان.» ثریا، یک زن معترض سابق، اذعان می‌دارد: «می‌شناسم کسانی را که با دولت مخالف بودند، امروز حامی آن شده‌اند.»

گاردین نتیجه می‌گیرد که روایت واحدی از این جنگ در ایران وجود ندارد اما همه در یک نقطه اشتراک دارند: سوگواری برای کشته‌شدگان. از ویرانه‌های مدرسه در میناب تا آبراه تنگه هرمز و جمعیت حاضر در خیابان‌های تهران، این سفر کشوری را نشان می‌دهد که جنگ آن را دگرگون ساخته است.

رسانه های عربی

المیادین در مقاله ای بر ضرورت بازنگری در روابط عربی ـ ایرانی و عبور از چرخه دشمنی، سوءظن و درگیری تأکید کرد. نویسنده معتقد است اختلاف میان اعراب و ایران طبیعی است، اما نباید به هویت خصمانه و تاریخ، مذهب و رقابت‌های ژئوپلیتیکی نباید به ابزار جنگ تبدیل شوند.

مقاله ضمن اشاره به انقلاب بهمن ۵۷، جنگ ایران و عراق، اشغال عراق در ۲۰۰۳ و توافق پکن در ۲۰۲۳، مدعی است که هر دو طرف در شکل‌گیری بی‌اعتمادی منطقه‌ای نقش داشته‌اند؛ به گونه ای که از یک سو، ایران حق دفاع در برابر حملات خارجی را دارد، اما نباید حاکمیت کشورهای عربی را نادیده بگیرد؛ از سوی دیگر، کشورهای عربی نیز نباید خاک خود را پایگاه حمله به ایران کنند.

این مقاله بر نقش مصر در ایجاد توازن منطقه‌ای و ضرورت احیای روابط تهران ـ قاهره تأکید دارد. در نهایت، راه‌حل، گفت‌وگویی پایدار، احترام به حاکمیت، کاهش مداخلات خارجی، همکاری اقتصادی و ایجاد نظام امنیتی فراگیر منطقه‌ای است.

رأی الیوم در یک مقاله با نگاهی سیاسی و حقوقی از واکنش ایران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل دفاع می‌کند. نویسنده معتقد است ایران در معرض تجاوز مشترک واشنگتن و تل‌آویو قرار گرفته و بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، حق دفاع از خود را دارد و حملات ایران عمدتاً متوجه پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای منطقه بوده و نه غیرنظامیان عرب.

نویسنده همچنین رسانه‌های عربی، به‌ویژه رسانه‌های تحت نفوذ کشورهای خلیج فارس، را متهم می‌کند که با تمرکز شدید بر ایران و نادیده گرفتن اقدامات اسرائیل و آمریکا، روایتی همسو با منافع آمریکا و اسرائیل ارائه می‌دهند. او دوگانگی برخی روشنفکران عرب در انتقاد از ایران و سکوت درباره محدودیت‌های سیاسی کشورهای محل اقامتشان را نیز مورد انتقاد قرار می‌دهد.

در پایان، نویسنده تأکید می‌کند که هدف حملات آمریکا و اسرائیل تغییر نظام ایران، نابودی برنامه هسته‌ای و توان موشکی آن بوده که این اهداف محقق نشده‌اند. پرسش پایانی مقاله این است: آیا ایران باید به‌خاطر مقاومت در برابر حمله عذرخواهی کند؟

الجزیره در مقاله ای نوشت: جنگ غزه نقطه عطفی در روابط آمریکا و اسرائیل ایجاد کرده و حمایت سنتی و دوحزبی واشنگتن از تل‌آویو را تضعیف کرده است. تصاویر ویرانی غزه و کشته‌شدن غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، موجب کاهش حمایت افکار عمومی آمریکا شده و شکاف نسلی و سیاسی درباره اسرائیل را گسترش داده است.

نویسنده تأکید می کند که در حزب دموکرات، بیش از ۱۰۰ نماینده از محدودکردن کمک‌های نظامی به اسرائیل حمایت کرده‌اند و در میان جمهوری‌خواهان نیز جریان‌های مخالف مداخله خارجی و سیاست «اول آمریکا» نسبت به ارسال نامحدود سلاح تردید بیشتری نشان می‌دهند.

مقاله همچنین به افزایش چالش‌های حقوقی علیه مقام‌های آمریکایی به دلیل حمایت نظامی و دیپلماتیک از اسرائیل اشاره می‌کند. از دید نویسنده، مسئله فقط مسئولیت افراد نیست، بلکه اعتبار نهادی آمریکا و شکاف میان ادعاهای واشنگتن درباره حقوق بین‌الملل و عملکرد آن در غزه است. در نهایت، جنگ غزه می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد و به الگویی برای سنجش مسئولیت قدرت‌های بزرگ تبدیل شود.

رسانه های چین و روسیه

مقاله جدید «گلوبال تایمز» چین توافق دفاعی مشترک مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه را تحول مهمی در معادلات امنیتی خاورمیانه می‌داند. این توافق که بر اساس آن حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه تلقی می‌شود، از سوی برخی رسانه‌های غربی با عنوان «ناتوی خاورمیانه» توصیف شده است.

با این حال، مقاله تأکید می‌کند که مقایسه آن با ناتو هنوز زود است؛ زیرا توافق مکه در حال حاضر بیشتر یک چارچوب سیاسی برای همکاری دفاعی است و فاقد ساختار فرماندهی نظامی یکپارچه، لجستیک مشترک و نهادهای نظامی تثبیت‌شده ناتو است.

با وجود این محدودیت‌ها، اهمیت راهبردی توافق قابل توجه است. این ائتلاف سه ظرفیت مهم را کنار هم قرار می‌دهد: ثروت و منابع انرژی عربستان، توان هسته‌ای پاکستان و ارتش قدرتمند و صنعت دفاعی روبه‌رشد ترکیه.

توافق جدید همچنین گسترش پیمان دفاعی سال گذشته میان عربستان و پاکستان محسوب می‌شود و احتمال پیوستن کشورهای دیگر منطقه نیز وجود دارد. از دید نویسنده، این تحول می‌تواند وابستگی کشورهای خلیج فارس به یک قدرت خارجی، به‌ویژه آمریکا، را کاهش دهد و منطقه را به سمت چندقطبی‌شدن و خوداتکایی امنیتی سوق دهد. ترکیه نیز می‌تواند از جایگاه یک عضو مهم ناتو به یکی از بازیگران اصلی امنیتی جهان اسلام تبدیل شود.

مقاله معتقد است جنگ‌ها و بحران‌های اخیر منطقه به‌ویژه جنگ ایران باعث شده برخی متحدان آمریکا درباره اعتبار «چتر امنیتی» واشنگتن تردید کنند. توافق مکه از نگاه نویسنده پیامی مستقیم به آمریکا دارد: کشورهای منطقه دیگر نمی‌خواهند امنیت خود را صرفاً به تضمین‌های یک قدرت خارجی وابسته کنند.

در نهایت، واشنگتن با یک دوراهی روبه‌روست: افزایش تضمین‌های امنیتی که با سیاست کاهش حضور نظامی آمریکا تناقض دارد، یا پذیرش کاهش نفوذ خود در خاورمیانه. مقاله توافق مکه را نشانه‌ای از حرکت منطقه به سوی امنیت مستقل، توازن قدرت و نظم چندقطبی می‌داند.

بر اساس گزارشی منتشرشده در روزنامه روسی کومرسانت، ذخایر موشکی آمریکا پس از عملیات نظامی علیه ایران با کاهش قابل‌توجهی مواجه شده و این مسئله می‌تواند توان واشنگتن برای ادامه عملیات نظامی گسترده یا ورود هم‌زمان به یک درگیری جدید را محدود کند. این گزارش با اشاره به اختلاف میان مقام‌های آمریکایی درباره میزان کاهش ذخایر، می‌نویسد پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، گزارش شبکه سی‌ان‌ان درباره کاهش ۸۰ درصدی ذخایر موشک‌های رهگیر را رد کرده است. با این حال، ارزیابی‌های مطرح‌شده در گزارش نشان می‌دهد ذخایر سامانه THAAD از حدود ۴۵۲ فروند پیش از عملیات علیه ایران به حدود ۹۰ فروند رسیده است.

همچنین موجودی موشک‌های رهگیر PAC-۲ و PAC-۳ مورد استفاده در سامانه پاتریوت نیز حدود نیمی از سطح پیشین برآورد شده است.

گزارش تأکید می‌کند که کمبود مهمات تنها به موشک‌های دفاعی محدود نیست و ذخایر موشک‌های تهاجمی دوربرد آمریکا، از جمله ATACMS و PrSM، نیز به‌شدت کاهش یافته است. به نقل از منابع رویترز، پنتاگون تقریباً تمامی این موشک‌ها را مصرف کرده است؛ موشک‌هایی که هم در جنگ اوکراین و هم در عملیات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

در همین راستا، پنتاگون قراردادهایی به ارزش مجموعاً بیش از ۶۱ میلیارد دلار با شرکت‌هایی مانند لاکهید مارتین و نورثروپ گرومن برای افزایش تولید موشک و قطعات مرتبط منعقد کرده است. بر اساس برنامه اعلام‌شده، تولید سالانه موشک‌های PAC-۳ تا سال ۲۰۳۰ بیش از سه برابر خواهد شد.

از منظر راهبردی، گزارش نتیجه می‌گیرد که کاهش ذخایر موشکی می‌تواند آزادی عمل نظامی آمریکا را محدود کند. بر اساس ارزیابی منابع مورد استناد، این وضعیت حتی بر توان واشنگتن برای حمایت تسلیحاتی از اوکراین و آمادگی برای درگیری احتمالی با قدرت‌هایی مانند چین اثرگذار است.

همچنین کمبود مهمات، بنا بر گزارش، یکی از عواملی است که دولت ترامپ را به سمت مذاکره و پرهیز از تشدید عملیات علیه ایران سوق داده است.