۱۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۷

به ۵ دلیل اساسی: آمریکا بازنده جنگ ایران است

برتری نظامی آمریکا بار دیگر نتوانسته تضمین‌کننده پیروزی در جنگ باشد. با وجود گذشت ماه‌ها از آغاز درگیری با ایران، واشنگتن نه به اهداف خود رسیده و نه توانسته مقاومت ایران را در هم بشکند.
کد خبر : ۷۴۵۵۳۷
به گزارش صراط به نقل از فارس، ۱۶۱ روز از شروع جنگ می‌گذرد، پس از ۴۸ سال سرانجام آمریکا به طور مستفیم علیه جمهوری اسلامی ایران اعلان جنگ کرد و دست به بمباران هوایی گسترده زد؛ اکنون حملات متقابل متوقف شده است و اخبار از دور دیگر مذاکرات حکایت دارند؛ اما جنگ خاتمه نیافته است و چه بسا طبق تجربیات پیشین، هرآن ممکن است دوباره شعله‌ور شود. (به اعتقاد نگارنده، حملات دوباره از سرگرفته خواهد شد و تنها مسأله زمان آن مطرح است).نکته دیگر اینکه این اولین و آخرین رویارویی مستقیم نظامی بین جمهوری اسلامی ایران با آمریکا خواهد بود.با وجود آنکه محافل تحلیلی آمریکا سال‌ها درباره آتش‌افروزی نئوکان‌ها برای درگیری نظامی با ایران هشدار می‌دادند، شاید تنها وقوع یک جنگ واقعی می‌توانست تمام جنگ‌طلبان آمریکایی را متقاعد کند که درگیری با ایران تا چه حد می‌تواند به کابوسی هولناک بدل شود.در نتیجه، ترامپ به هر شکلی که از این باتلاق خارج شود، پس از این دیگر هیچ‌کس در آمریکا حتی سخنی از درگیری نظامی دوباره با ایران به میان نخواهد آورد.اما یک سؤال نیز می‌بایست مطرح شود؛ اگر آمریکا این جنگ را برد چه خواهد شد؟ پاسخ این است که چنین رویدادی به پنج دلیل اساسی نشدنی است.سؤال این است که آیا ایالات متحده با وجود برخورداری از قدرتمندترین ارتش جهان، بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا و شبکه گسترده پایگاه‌های نظامی، می‌تواند این جنگ را به نفع خود به پایان برساند؟
 
تجربه تاریخی، پاسخ روشنی به این سؤال می‌دهد. آمریکا پیش از این نیز در جنگ‌هایی شکست خورده که طرف مقابل آن نه از نظر اقتصادی و نه از نظر نظامی قابل مقایسه با واشنگتن نبوده است. بررسی سه جنگ مهم آمریکا در ویتنام، افغانستان و عراق نشان می‌دهد پنج عامل مشترک در همه این شکست‌ها وجود داشته که امروز نیز در رویارویی با ایران دیده می‌شود.
ویتنام؛ جنگی که با یک بهانه آغاز شد
آمریکا در سال ۱۹۶۵ با استناد به حادثه خلیج تونکین به صورت مستقیم وارد جنگ ویتنام شد. در آن زمان ادعا شد یک ناوشکن آمریکایی هدف حمله قایق‌های اژدرافکن ویتنام شمالی قرار گرفته است، اما اسنادی که سال‌ها بعد منتشر شد نشان داد نخستین درگیری احتمالاً پس از ورود ناو آمریکایی به آب‌های سرزمینی ویتنام رخ داده و حمله دوم نیز اساساً اتفاق نیفتاده بود. به همین دلیل، بسیاری این حادثه را بهانه‌ای برای آغاز جنگ می‌دانند.شرایط جغرافیایی نیز به سود آمریکا نبود. جنگل‌های انبوه استوایی اجازه نمی‌داد ارتش این کشور از برتری خود در تانک‌ها و سلاح‌های سنگین استفاده کند. در مقابل، نیروهای ویتنامی با تکیه بر جنگ چریکی، اجرای کمین و استفاده از شبکه تونل‌های «کوچی» به طول بیش از ۲۰۰ کیلومتر، ضربات سنگینی به نیروهای آمریکایی وارد می‌کردند. این تونل‌ها شامل مراکز فرماندهی، بیمارستان‌ها و انبارهای تسلیحاتی زیرزمینی بود.
 
با افزایش تلفات انسانی که به حدود ۵۸ هزار کشته رسید و همچنین هزینه ۱۶۸ میلیارد دلاری جنگ، اعتراض‌های گسترده‌ای در داخل آمریکا شکل گرفت؛ اعتراض‌هایی که به‌ویژه در دانشگاه‌ها شدت داشت و در نهایت دولت آمریکا را به خروج از ویتنام وادار کرد. پس از عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی نیز دولت ویتنام جنوبی که از حمایت واشنگتن برخوردار بود، در سال ۱۹۷۵ به سرعت فروپاشید، سایگون سقوط کرد و ویتنام تحت حاکمیت کمونیست‌ها یکپارچه شد.
افغانستان؛ تکرار همان تجربه
همین الگو پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در افغانستان نیز تکرار شد. آمریکا با استناد به حق دفاع مشروع به افغانستان حمله کرد؛ در حالی که عامل اصلی این حملات، سازمان القاعده بود نه دولت افغانستان. طالبان نیز پیش از تحویل اسامه بن‌لادن، خواستار ارائه مدارک شده بود؛ فردی که سرانجام در سال ۲۰۱۱ نه در افغانستان، بلکه در پاکستان کشته شد.از سوی دیگر، کوهستان‌های صعب‌العبور افغانستان و ضعف زیرساخت‌های این کشور، عملیات نظامی و پشتیبانی را بسیار دشوار کرد؛ مشکلی که پیش از آمریکا نیز ارتش‌های بریتانیا و اتحاد شوروی با آن مواجه شده بودند و به همین دلیل افغانستان به «گورستان امپراتوری‌ها» شهرت یافت.طالبان نیز با درآمیختن زندگی عادی روستایی با فعالیت‌های نظامی، تشخیص نیروهای مسلح از غیرنظامیان را برای ارتش آمریکا بسیار دشوار کرده بود. پس از ۲۰ سال جنگ و صرف بیش از دو تریلیون دلار، انتقادها از ادامه این «جنگ بی‌پایان» در داخل آمریکا شدت گرفت. سرانجام واشنگتن در سال ۲۰۲۱ از افغانستان خارج شد و دولت مورد حمایت آن ظرف چند روز سقوط کرد و طالبان بار دیگر قدرت را در دست گرفت.
 
عراق؛ از سلاح‌های کشتار جمعی تا ظهور داعش
در عراق نیز آمریکا جنگ سال ۲۰۰۳ را با ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی آغاز کرد؛ ادعایی که بعدها کذب بودن آن عیان شد.ارتش آمریکا در شهرهایی مانند بغداد و فلوجه وارد جنگی فرسایشی شد؛ جنگی که در آن محیط شهری، بخش مهمی از برتری فناوری نظامی آمریکا را از بین برد. در همین حال، بمب‌های کنار جاده‌ای ارزان‌قیمت خسارت‌های سنگینی به خودروهای زرهی چند میلیون دلاری ارتش آمریکا وارد کردند.طولانی شدن جنگ باعث شد حمایت افکار عمومی آمریکا از دولت بوش از ۹۱ درصد به حدود ۲۵ درصد کاهش پیدا کند.
پنج عامل مشترک در جنگ‌های آمریکا
پنج عامل در هر سه تجربه ویتنام، افغانستان و عراق نقش تعیین‌کننده داشت؛ عواملی که اکنون نیز در رویارویی آمریکا با ایران قابل مشاهده است.نخستین عامل، ضعف در توجیه آغاز جنگ است. برنامه هسته‌ای ایران که به عنوان دلیل اصلی رویارویی مطرح می‌شود، همچنان در مسیر مذاکرات دیپلماتیک قرار داشت. این موضوع در حالی مطرح می‌شود که آمریکا به عنوان یک قدرت هسته‌ای، همراه با اسرائیل از ایران می‌خواهد برنامه هسته‌ای خود را کنار بگذارد؛ مسئله‌ای که درباره انگیزه‌های واقعی این جنگ پرسش‌هایی ایجاد می‌کند.عامل دوم، شرایط جغرافیایی است. ایران با در اختیار داشتن تنگه هرمز، که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، از یک اهرم راهبردی مهم برخوردار است.
 
سومین عامل، جنگ نامتقارن است. ایران با اتکا به پهپادهای ارزان‌قیمت می‌تواند هزینه‌های سنگینی به طرف مقابل تحمیل کند؛ به‌گونه‌ای که یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری، آمریکا را وادار به شلیک موشک رهگیری به ارزش حدود دو میلیون دلار می‌کند. همچنین مین‌های دریایی ارزان‌قیمت نیز قادرند نفتکش‌هایی با ارزش بیش از ۱۶۰ میلیون دلار را تهدید کنند.چهارمین عامل، فشار افکار عمومی داخلی است. افزایش تورم و بالا رفتن هزینه‌های زندگی در آمریکا و قیمت سوخت حمایت مردم از ادامه جنگی طولانی را کاهش داده است؛پنجمین و مهم‌ترین عامل، تفکر مقاومت و ایستادگی است که هم در میان مردم و هم در میان مسئولین و نیروهای نظامی ایران مشاهده می‌شود. این دقیقا همان چیزی است که به گفته مقامات آمریکایی، بارها موجب شگفتی دونالد ترامپ شده است. چه زمانی که در میانه مذاکرات، آمریکا ناوهای خود را به خاورمیانه گسیل کرد تا ایرانی‌ها عقب بنشینند و چنین نشد و بعدها استیو ویتکاف فاش کرد که ترامپ از عدم عقب‌نشینی ایران متعجب شده است و چه زمانی که رهبری شهید انقلاب و بسیاری از فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی ترور شدند و حجم عظیمی از حملات هوایی علیه ایران انجام شد و بازهم ترامپ از عدم تسلیم ایرانی‌ها شگفت‌زده شد.
 
در نهایت این پرسش مطرح می‌شود که اساساً «پیروزی» در جنگ چگونه تعریف می‌شود. آمریکا در هر سه جنگ ویتنام، افغانستان و عراق در مراحل اولیه به موفقیت‌های نظامی چشمگیری دست یافت؛ از جمله تصرف بغداد در کمتر از سه هفته و سرنگونی حکومت طالبان در حدود دو ماه و بمباران شدید ویتنام با استفاده از برتری هوایی؛ با این حال، این دستاوردهای نظامی هرگز به تحقق اهداف منجر نشد و واشنگتن در نهایت با پدیده‌ای مواجه شد که می‌توان آن را «پیروزی در نبرد و شکست در جنگ» توصیف کرد.
نه پیروزی در نبرد و نه پیروزی در جنگ
اما در خصوص ایران حتی «پیروزی در نبرد» نیز محقق نشد چه برسد به پیروزی در جنگ؛ به طوریکه بر خلاف ویتنام، عراق و افغانستان، پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی دهها بار هدف اصابت موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفته و خسارات و تلفات گسترده‌ای متوجه ارتش آمریکا شده است.یعنی بر خلاف موارد پیشین که آمریکا حملات دورایستا را منحصرا از آن خود می‌دانست، در این جنگ بارها و بارها از این ناحیه ضربه خورد؛ به گونه‌ای که ابعاد آن به مرور در رسانه‌های آمریکایی فاش می‌شود و باید گفت با توجه به حساسیت ویژه ترامپ برای حفظ پرستیژ خود، حجم قابل توجهی از آن نیز حداقل تا دهها سال محرمانه باقی خواهد ماند و فاش نخواهد شد.