۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۲

پاسخ کوبنده ایران به تهدید ترامپ: ضربه دوبرابر به انرژی منطقه!

موشک
ترامپ با تهدید حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران به‌دنبال کسب پیروزی تبلیغاتی پیش از انتخابات است؛ اما ایران با درکِ دقیقِ این محاسبات، استراتژی «ضربه دوبرابر به انرژی منطقه» را در برابر هرگونه اقدام متجاوزانه آمریکا، به‌عنوان پاسخی قاطع و بازدارنده برای دشمن نهایی کرده‌است.
کد خبر : ۷۴۵۰۵۴

روز جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ بازهم تهدید‌های آمریکا علیه ایران اوج گرفت. دونالد ترامپ در نشست کابینه در کمپ دیوید، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره ادامه جنگ گفت: «آن‌ها را بسیار سخت هدف قرار خواهیم داد و بالاخره زمانی خواهند گفت دیگر نمی‌توانیم تحمل کنیم.» او مدعی شد هرچه حملات بیشتر شود، ایران ضعیف‌تر می‌شود «و بعد کم‌کم تمام می‌شوند!»


ترامپ در همان نشست، وقتی از او پرسیدند آیا گزینه «حمله بزرگ» را رد کرده است، با تندی گفت: «ما داریم بزرگ عمل می‌کنیم. همین حالا هم بزرگ عمل کرده‌ایم. بزرگ یعنی چه؟» او هم‌زمان لحن ناامیدی از مذاکره گرفت: «دارم اعتمادم را به آن‌ها از دست می‌دهم، چون دروغ می‌گویند و واقعیت را وارونه جلوه می‌دهند... همه کارشان این است که مرا عصبانی کنند.» ترامپ همچنین تلاش کرد تصویر پیروزی بسازد: «ما اینجا کار شگفت‌انگیزی کرده‌ایم. پنج ماه است در این جنگ هستیم؛ به ویتنام نگاه کنید، بیست سال. افغانستان، کره... ما در پنج ماه توان نظامی آن‌ها را نابود کرده‌ایم.» و برای چندمین بار تکرار کرد: «آن‌ها نه نیروی دریایی دارند، نه نیروی هوایی، نه پدافند هوایی.»


هم‌زمان، بازوان رسانه‌ای ماشین جنگ آمریکا هم فعال شدند. شبکه «سی‌بی‌اس» و روزنامه «وال‌استریت ژورنال» گزارش کردند واشنگتن و تل‌آویو در حال آماده‌سازی موج تازه‌ای از حملات به «زیرساخت‌های انرژی» ایران هستند. حملاتی که ممکن است ظرف یکی دو روز آغاز شود. «آکسیوس» هم به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت ترامپ «به‌طورجدی» حمله به اهداف انرژی را بررسی می‌کند؛ اما هنوز دستور نهایی را نداده است. «سی‌ان‌ان» نیز از آماده‌بودن گزینه‌های سنتکام، از جمله «بمباران سنگین دوهفته‌ای» مراکز موشکی، خبر داد و به‌دروغ مدعی شد دولت آمریکا تاکنون از زدن تأسیسات انرژی ایران پرهیز کرده، چون نگران است تهران زیرساخت‌های حاشیه خلیج‌فارس را هدف بگیرد و بازار انرژی جهانی شوکه شود. این در حالی است که هم ایالات متحده تاکنون چندین بار تأسیسات انرژی ایران را هدف قرار داده و هم ایران پاسخ خود را بر سر تأسیسات انرژی منطقه فرود آورده است. 


این تهدید‌ها ادامه خط ۳۱ تیر ۱۴۰۵ است؛ روزی که ترامپ در «تروث‌سوشال» نوشت: «از این لحظه به بعد، هر زمان جمهوری اسلامی ایران با موشک، راکت، پهپاد یا هر سلاح دیگری به کشتی‌ای در تنگه هرمز شلیک کند، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه را بمباران و نابود خواهد کرد؛ از جمله پل‌ها و نیروگاه‌هایی که در تهران یا مجاورت آن قرار دارند.»


در سوی مقابل، خبرگزاری تسنیم به نقل از یک مقام ارشد امنیتی، حمله به زیرساخت‌های ایران را «اقدامی جنون‌آمیز» خواند و گفت: «طرح پاسخ گسترده‌ای آماده شده است.» دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز اعلام کرد ادامه محاصره دریایی و حملات آمریکا «قفل تنگه هرمز را محکم‌تر» می‌کند و ممکن است به بسته‌شدن دیگر گلوگاه‌ها بینجامد. رئیس مجلس هم پیش‌تر گفته بود: «در منطقه‌ای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت.» 


بلوف یا تصمیم؟ 
برای فهم وضعیت باید دو فرض را کنار هم گذاشت. فرض نخست، تکرار الگوی آشنای ترامپ یعنی تهدید حداکثری برای گرفتن امتیاز حداقلی است. اگر فقط همین دور از جنگ را مرور کنیم، تهدید «زدن زیرساخت‌ها، پل‌ها و نیروگاه‌ها» از ۳۱ تیر تاکنون، یعنی در کمتر از دو هفته، دست‌کم پنج بار به طور مشخص تکرار شده است. 


فرض دوم این است که این بار ادعای ارتش اپستینی جدی باشد. نشانه‌هایش هم کم نیست. از هماهنگی گزارش سی‌بی‌اس، وال‌استریت ژورنال و اکسیوس گرفته تا آماده‌سازی گزینه‌های سنتکام، فشار علنی وزیر جنگ اسرائیل برای زدن انرژی ایران و بن‌بست مذاکرات و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر. بدیهی است که در این شرایط ترامپی که پنج ماه جنگیده و دستاورد قابل‌عرضه‌ای ندارد، وسوسه می‌شود ضربه‌ای بزند و پایش را از مهلکه بیرون بکشد. اما نکته مهم این است که ایران هرگونه تهدیدی را جدی گرفته و باید برای مقابله با آن حداکثر آمادگی را داشته باشد.

 

پیروز جنگ را وضعیت تنگه مشخص می‌کند
اما هدف اصلی از ادامه جنگ و ضربات بعدی چیزی جز «سروصدا و خروج با یک دستاورد» به نظر نمی‌رسد. بالاخره ترامپ به یک تصویر نیاز دارد که بتواند بگوید «من بردم» و از این جنگ بیرون بیاید؛ اما نکته این است که تعریف پیروزی برای او در تنگه هرمز نوشته می‌شود. اگر پس از همه بمباران‌ها، تنگه همچنان تحت ترتیبات ایرانی باشد و عبور کشتی‌ها به تصمیم تهران وابسته بماند، هیچ حجمی از انهدام نیروگاه و پل، «پیروزی» تولید نمی‌کند. روشن است که ویرانی ایران برای ترامپ به‌هیچ‌عنوان دستاورد سیاسی محسوب نمی‌شود؛ چراکه اساساً نفعی برای او ندارد. اکنون دستاورد واقعی یعنی بازگشت تنگه به وضع پیش از جنگ و همین است که ایران نباید بدهد. 


معنای دوم زدن زیرساخت، فشار بر جامعه است. هدف قرار دادن برق، سوخت، پل و پالایشگاه یعنی جنگ با زندگی روزمره مردم به امید آنکه نارضایتی داخلی، دولت را پای میز بکشاند. این منطق در عراق، لیبی سوریه و جا‌های دیگر آزموده شده و در همه موارد، هزینه انسانی سنگین داشته است و تقریباً به نتیجه مدنظر مهاجمان منتج شده؛ اما دو جنگ اخیر بیش از هر زمان دیگری به جبهه ضدایرانی ثابت کرد که ایران، هرگز سوریه و لیبی نیست.

 

تهدیدات و تحدیدات نفت علیه ترامپ
مهم‌ترین متغیری که خوی وحشی‌گری ترامپ را تحدید می‌کند، قیمت انرژی است. بهای نفت برنت در پی بسته‌شدن نسبی تنگه هرمز به حدود ۹۴ دلار در هر بشکه رسیده و قیمت بنزین در آمریکا دوباره صعودی شده است. اگر بخواهیم به آمار دروغین خود آمریکایی‌ها اکتفا کنیم، هزینه مستقیم جنگ برای واشنگتن از 37.5 میلیارد دلار گذشته و گزارش‌ها از کاهش شدید ذخایر رهگیر‌های پاتریوت و تاد حکایت دارد. به روایت مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، موجودی پاتریوت از حدود ۲۳۰۰ فروند به کمتر از ۸۲۷ فروند رسیده است. حتی در میان جمهوری‌خواهان صدا‌هایی بلند شده که می‌گویند باید از این مهلکه بیرون آمد. نگرانی اصلی جامعه آمریکا این است که این جنگ طولانی‌تر شود و تا انتخابات ادامه یابد.

 

سناریوی دود شدن دو واحد نفت به‌ازای ضربه به هر واحد
در چنین شرایطی، بهترین راهبرد ایران کاری است که طرف مقابل فکرش را نمی‌کند؛ پاسخی که محاسبه آن‌ها را به هم بزند. طبق قرائت سیاسی و نظامی کشور، اگر آمریکا زیرساخت ایران را هدف بگیرد، ایران «زیرساخت‌زدایی» از منطقه را آغاز خواهد کرد. تهران بار‌ها اعلام کرده است که امنیت انرژی منطقه یک بسته واحد است؛ یا برای همه هست یا برای هیچ‌کس. 


همچنین در برابر هر واحد ضربه، چه حمله به زیرساخت و چه ادامه محاصره دریایی، یک واحد مستقیم از زیرساخت‌های منطقه هدف قرار گیرد. اما راهبرد مهم در این زمینه که متحدان عرب آمریکا از آن هراس دارند، این است که اگر آمریکا جلوی صادرات دو میلیون بشکه نفت ما را می‌گیرد، ما دوبرابر آن، یعنی چهار میلیون بشکه را در سطح منطقه از چرخه تولید و صادرات خارج می‌کنیم. این یک معادله ساده و طبیعی در جنگ است. جنگ اخیر بیش از هر زمان دیگری ثابت کرد که بازار انرژی علاوه بر وقایع، با «احتمالات» هم کار می‌کند و نمودار‌هایش شدیداً بالا و پایین می‌شود. براین‌اساس، فقط اعلام رسمی چنین معادله‌ای، صرف ریسک را به قیمت هر بشکه اضافه می‌کند و هزینه تصمیم را به‌صورت ترامپ و هم‌پیمانانش می‌کوبد؛ آن هم چند ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای.

 

تهدیدات جدی است؛ آمادگی جدی‌تر
ایران تهدید‌ها را جدی می‌گیرد؛ اما مرعوب آن نمی‌شود. آمار تکرار همین تهدید در چهل روز گذشته نشان می‌دهد ما با ترکیبی از فشار روانی و آماده‌سازی واقعی روبه‌رو هستیم. اگر حمله رخ دهد، هدفش ساختن تصویر پیروزی و شکستن اراده جامعه ایران است و هر دو هدف تنها زمانی محقق می‌شود که ایران کنترل تنگه را واگذار کند یا در پاسخ مردد بماند. راه‌حل، یک معادله روشن و اعلام‌شده است که هر ضربه، پاسخ مشخص دارد و در حوزه نفت، پاسخ دوبرابر است. تنها در این صورت است که طرف مقابل به این نتیجه می‌رسد که هزینه ادامه جنگ، از هزینه پایان‌دادن به آن و آبروریزی‌های بعدش بیشتر است.