به گزارش صراط به نقل ازعصر ایرانیان، رئیس جمهور محترم چندین بار از هزینه های جنگ سخن گفته اند، و البته روشن است که جنگیدن و به تعبیر دقیق تر، دفاع کردن هزینه دارد. اما دو نکته مهم در این خصوص وجود دارد. نخست آنکه برجسته کردن هزینه های جنگ نباید موجب کوچک شمردن هزینه های تسلیم شود. اگر بخواهیم فقط یک نمونه از هزینه های تسلیم را بیان کنیم، دستور اجرایی 13303 جورج بوش است که طبق آن تمام درآمدهای نفتی عراق به حسابی در فدرال رزرو آمریکا واریز می شود و عراق تنها با اجازه آمریکا می تواند به درآمدهای نفتی اش دسترسی داشته باشد. این یکی از اشکال استعمار نو است و برای کشوری که بخش اعظم بودجه اش را درآمدهای نفتی تشکیل می دهد، معنایی جز از دست دادن استقلال ندارد.
اما نکته دوم آن است که درست است که جنگ هزینه دارد، اما باید دانست که بی برنامگی هم هزینه دارد، فساد و رانت هم هزینه دارد، خطای محاسباتی هم هزینه دارد. ناکارآمدی هم هزینه دارد، و نباید هزینه آنها به نام جنگ فاکتور شود.
اگر محافل قدرت و ثروت بر سیاست گذاری کشور مسلط شوند، هزینه هایی بیشتر از هزینه دفاع بر دوش مردم تحمیل می شود. اساساً در سرمایه سالاری، هزینه ها، عمومی است و سودها، خصوصی. هزینه ها بر دوش مردم است و سودها برای محافل قدرت و ثروت. سرمایه سالارهای داخلی در رویای منحل شدن در سرمایه داری جهانی هستند و افرادی چون ایلان ماسک را چونان یک بت ستایش می کنند. آنان به شدت خواهان سیاست تسلیم هستند و تا جایی که در توان دارند تلاش می کنند تا هزینه های دفاع را بیشتر و بیشتر کنند. اقتصاد ایران به مذاکره شرطی کرده اند، با خبر هر مذاکره ای، قیمت دلار کاهشی می شود و با خبر شکست هر مذاکره ای، افزایشی.
محافل قدرت و ثروت، مردم را از هزینه های دفاع و مقاومت می ترسانند، و گاهی در پشت اخلاقیات نیز پنهان می شوند، گویی که جان و مال مردم برایشان اهمیت دارد. اما در واقع هیچ ارزشی برای جان و مال مردم قائل نیستند. سیاست های اقتصادی شان به سلب مالکیت از مردم می انجامد. اگر در گذشته سیاست های سلب مالکیت به مسکن محدود بود، امروز دایره آن به خودرو هم رسیده است. چندی پیش بود که ایران خودرو یک شبه چند صد میلیون بر قیمت خودروهایش افزود و آب هم از آب تکان نخورد. خودروسازی ایران نمونه خوبی از سرمایه سالاری است: سودها را برای خود میخواهد و هزینهها را بر مردم تحمیل میکند. می دانید چرا کسی خم هم به ابرویش نمی آورد که خودرو هم مانند مسکن به آرزویی دست نیافتنی برای مردم محروم تبدیل بشود؟ زیرا اساساً انباشت سرمایه و ثروت در اقتصاد محفلی بر همین سلب مالکیت ها استوار است.
جان مردم هم مثل مالشان برای اقتصاد محفلی بی ارزش است. سرمایه سالاری به اندازه حداقل ده جنگ در سال، کشته و مجروح می دهد: حدود بیست هزار کشته و دهها هزار مجروح و معلول تصادفات که حداقل یک سوم آن ناشی از کیفیت پایین خودرو است.
همانقدر که سیاست و اقتصاد محفلی به مردم بی اعتناست، نسبت به صاحبان ثروت و قدرت حساس است. فقط کافی است که یکی از بانک های محفلی به خطر بیافتد تا هزاران میلیارد از بودجه عمومی به آن تزریق شود، و یا ضرر و زیان هایش در یکی از بانک ها ادغام شود تا از جیب خالی مردم پرداخت شود.
چشمانی که هزینه دفاع را می بییند، نباید در برابر هزینه های فساد، ناکارامدی، نادیده گرفتن تجربه، ناکارامدی، بی برنامگی و خطای محاسباتی بسته بماند. و مهمتر آنکه نباید آنها را به حساب جنگ بریزد. اگر جان و مال مردم برای دولت و دولتمردان اهمیت دارد، باید معادله ظالمانه «هزینه های عمومی و سودهای خصوصی» را بر هم بزند. هم هزینه ها و هم سودها و منافع باید به شکل عادلانه ای میان همه تفسیم شود. این یکی از مهمترین زمینه های ایجاد و حفظ اتحاد و انسجام ملی است. در غیر این صورت، وفاق میان اصحاب قدرت و ثروت جای اتحاد مقدس را می گیرد و زمینه های شکست و تسلیم در برابر نظم زیاده خواه و سلطه طلب را فراهم می کند که نتیجه آن تحمیل هزینه هایی است که چندین برابر هزینه های دفاع است.
هزینههای «عمومی»، سودهای «خصوصی»! | بازی کثیف سرمایهداران برای تحمیل نسخه تسلیم به کشور
محافل قدرت با برجستهسازی «هزینههای جنگ»، در پی تئوریزه کردن تسلیم در برابر غرب هستند تا خساراتِ اقتصادِ محفلیِ خود را پنهان کنند. در این ساختار، سودهای کلان بهصورت انحصاری و خصوصی جذب میشود، اما تاوانِ فساد، انحصارطلبی و خطای محاسباتی، بهعنوان «هزینه عمومی» بر دوش جامعه آوار میشود تا افکار عمومی از ناکارآمدی داخلی منحرف گردد.
کد خبر : ۷۴۴۱۷۲