۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۸

زیدآبادی خطاب به پزشکیان: آقای رئیس‌جمهور! شما به ما بگو!

احمد زیدآبادی در انتقاد از رئیس جمهور نوشت: آقای رئیس‌جمهور! به ما بگو، چرا طبق آنچه روشن و بیّن و آشکار است عمل نمی‌شود و در عوض صداهای ماجراجویانه‌ی مبتنی بر وهم و خودفریبی بلندتر از عقل سلیم شده است؟
کد خبر : ۷۴۴۱۲۰

به گزارش صراط به نقل از عصر ایران؛ احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تحت عنوان «آقای رئیس‌جمهور به ما بگو…!» در کانال تلگرامی خود نوشت: «جناب پزشکیان! به ما بگو چرا یکباره «صلح» که شریف‌ترین رسالت انسان بر روی زمین است، ناگهان در محافل کشور ما کلامی ممنوعه و مجرمانه شد؟ 

مگر نه این است که کشور ما مورد تجاوز و تهاجمی ناجوانمردانه قرار گرفت؟ مگر نه این است که مردم این کشور با صبوری و متانت و ایستادگی و فداکاری، تجاوز خارجی را دفع کردند؟ مگر نه این است لحظه‌ی پس از دفع تجاوز، نقطه‌ی طلایی پایان جنگ و درگیری برای کشور و مردم مورد تجاوز است؟ 

مگر نه این است که از همان آغاز جنگ، تمام حرف همه‌ی ما این بود که مردم و کشوری صلح‌جو هستیم و بی‌هیچ دلیل قانونی و موجهی، خاک و خون و حیات‌مان مورد شبیخون دشمن قرار گرفته است و ما طبق ضوابط همیشگی عالم به دفاع از خویش برخاسته‌ایم؟ 

آقای رئیس‌جمهور! به ما بگو پس یک‌باره چه شد که صلح و صلح‌خواهی در موضع اتهام و خیانت قرار گرفت و به جای آن، جنگ‌خواهی و ستیز ابدی که همواره از مردم ما به دور بوده است، شعاری رایج شد؟ 

در باره‌ی تداوم این جنگ و پیامدهای آن برای ایران و همسایگان مسلمان ما و توطئه‌ی پیچیده‌ی مهاجمان برای استفاده‌ی میان‌مدت و بلندمدت از تباه شدن منابع ثروت دنیای اسلام، دیگر چه حرفِ نزده و مکتومی باقی مانده است؟ آقای رئیس‌جمهور! به ما بگو، چرا طبق آنچه روشن و بیّن و آشکار است عمل نمی‌شود و در عوض صداهای ماجراجویانه‌ی مبتنی بر وهم و خودفریبی بلندتر از عقل سلیم شده است؟ 

آقای رئیس‌جمهور! ما به عنوانِ کسانی که به شما برای دور نگه‌داشتن کشور از هر نوع جنگ و خرابی و ویرانی رأی دادیم، در این وضعیتِ کشور که خود و همکاران‌تان از ابعاد آن بهتر از ما آگاهید، هزاران پرسش و حرف و سخن داریم و می‌خواهیم بدانیم شما به سهم خود چه می‌کنید و چه می‌خواهید بکنید؟ به عنوان یک شهروند از سرنوشت کشور چنان نگرانم که واژه‌ها از ذهنم فرار می‌کنند و انگار به پریشان‌گویی افتاده‌ام! از پریشان‌گویی‌ام دیدی پریشان‌خاطرم؟ »