۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۹
صالح اسکندری

رئيس جمهور آينده و پيچ تاريخ

رئيس جمهور اگر در خصوص آخر الزمان، رابطه انسان با خدا و يا مديريت انبياء الهي مي خواهد اظهار نظري بکند نبايد صرفا به چند حديث دم دستي و اطلاعات سطحي بسنده نمايد.
کد خبر : ۷۴۲۸۹
تاريخ را قابله هاي قابل در دل پيچ هاي تاريخي به دنيا مي آورند. عاشورا را امام حسين(عليه السلام) و 72 تن از ياران بي نظيرش خلق کردند.

عاشورا نقطه عطفي که تاريخ ساز شد و تا انسان و انسانيت است درخشش خون حسين (عليه السلام) زير آفتاب سوزان کربلا چشمان مستکبران عالم را خيره و کور مي کند. امام خميني (ره) در دل يک پيچ تاريخي قابله يک تاريخ به عظمت انقلاب اسلامي شد که امواج پي در پي آن جهان را به لرزه درآورده است.

امروز نيز در سالهاي آغازين هزاره سوم جهان در يک پيچ تاريخي است. نظم جهاني در اين پيچ تاريخ آبستن تحولات بسياري شده است که از همينک صداي نوزاد اعتراض به جبهه کفر و استکبار و به لرزه درآمدن طاق کسري سرمايه داري از خيابان هاي نيويورک در آمريکا گرفته تا يونان و اسپانيا در اروپا و مصر، عربستان و بحرين در خاورميانه و شمال آفريقا بلند شده است.

آهنگ رحيل بشريت از اقامتگاه کنوني به صدا درآمده است و هژموني هاي جديدي در حال شکل گيري است. هژموني به معناي رهبري جهاني است و طبيعتا تابعي از برخي ملاحظات استراتژيک است که مايه قوام و دوام آن هژموني مي شوند.

يکي از اين ملاحظات سازگاري و همخواني ساختار و کارگزار هژمون جديد است. يعني اگر يک ساختار جهاني در قد و قامت يک هژمون ظاهر مي شود نمايندگان و کارگزاران اين هژمون نيز بايد در تجانس با ساختار باشند. زايش تاريخ در دل پيچ هاي حساس يک واقعيت است اما قابله ها نيز بايد قابل باشند.

به اذعان بسياري از آينده پژوهان انقلاب اسلامي به عنوان يک ساختار الهي و انساني و به واسطه رهبري منحصر به فرد خود توانسته قابليت هاي تبديل شدن به يک هژمون در هزاره سوم را پيدا کند. اما اين کافي نيست و ساير کارگزاران نظام و انقلاب هم بايد بتوانند خود را با شرايط جديد سازگار کنند.

آنهايي که نمي توانند خود را با سرعت قطار انقلاب هماهنگ کنند بهتر است در همين ايستگاه هاي ابتدايي پياده شوند. چرا که همراهي آنها نه تنها کمکي به حرکت توفنده اين هژمون جديد نمي کند بلکه مي تواند تاثيرات منفي نيز به همراه داشته باشد. بنابراين رعايت ملاحظات استراتژيک در نحوه گزينش کارگزاران سياسي يکي از ضرورتهاي هزاره سوم براي ملت ايران است.

يکي از مهمترين مقاطعي که ملت ايران در معرض گزينش کارگزاران سياسي قرار مي دهد انتخابات آينده رياست جمهوري است.

پرسش اينجاست که رئيس جمهور آينده بايد داراي چه ويژگي ها و شاخصه هايي باشد تا بتواند به عنوان پرچمدار يک ملت پيش قراول، در اين کوچ تاريخي ظاهر شود؟ و يا کارگزاري که از جنس ساختار انقلاب اسلامي به عنوان يک هژمون جديد در هزاره سوم است بايد واجد چه خلقيات و امتيازاتي باشد؟ آيا در انتخابات آينده نيز قرار است به همان شروط حداقلي بسنده شود؟ آيا صرفا احراز صلاحيت شوراي نگهبان بر اساس يک سري مولفه هاي قانوني کفايت مي کند و يا اينکه ملت اين بار بايد با چشماني بازتر گزينه نهايي را انتخاب کند؟ چرا که در صورت غفلت هر آن امکان دارد گزينه نهايي با ساختار انقلاب اسلامي جور در نيايد و در اين پيچ تاريخي مسير ملت را منحرف کند.

حساسيت مقطع کنوني به مراتب بيشتر از انتخابات گذشته است. امروز ملت ايران در آستانه انتخاب رئيس جمهوري قرار دارند که بايد همپاي رهبر معظم انقلاب در مجامع جهاني حاضر شود و عمق و دامنه هژمون جديد را گسترش دهد. در اين سلسله يادداشت ها بنا بر اين داريم تا برخي از ويژگي هاي رئيس جمهور آينده را متناسب با بايسته هاي تشکيل هژموني جديد در هزاره سوم و متناظر با قرار گرفتن جهان در اين پيچ تاريخي را به بحث بگذاريم.

تقواي سياسي
يکي از لوازم اصلي کليه کارگزاران سياسي نظام جمهوري اسلامي متناسب با ساختار الهي و انساني انقلاب اسلامي تقواي سياسي است.

تقواي سياسي حلقه گمشده اي در آسمان سياست عصر حاضر است كه هر آن كس آن را بيابد از شدائد برون شود و خداوند يك نوع آساني در كار او قرار دهد. "ومن يتق الله يجعل له مخرجا... ومن يتق الله يجعل له من امره يسرا”( سوره طلاق آيات 2و4) پرهيزکاري در سياست يعني خداترسي درسياست ومراقبت از گفتار وکردار ودر نهايت صيانت الهي از جميع شئون رفتار سياسي.

پايه‌ همه خيرات در جامعه. تقواي سياسي يعني صداقت و دردمندي در سياست، پرهيز از دروغ و فريب افکار عمومي، تقوا در ميدان سياست براي يک سياستمدار يعني اجتناب از غصب كردن، حرام‌خوري، دست‌اندازي به مال ديگران به خصوص بيت المال و...

تقواي سياسي بدون تقواي شخصي به دست نمي آيد. نمي شود کسي تقوا نداشته باشد، دچار هواي نفس و اسير شيطان باشد، اما ادعا كند كه مي‌تواند در جامعه مجري عدالت باشد. در واقع عدالت شخصي پشتوانه عدالت اجتماعي است. امير المومنين(عليه السلام) به لحاظ عدالت شخصي در درجه اعلايي بود و همين سبب شده بود که در قضاوت، جنگ، تقسيم بيت المال و ... از مسير عدالت خارج نشود.مولاي متقيان (ع) وشهيدمحراب رمضان که نمونه اعلاي تقواي سياسي را در5 سال حکومت خود وسال هاي سکوت پيش ازحکومتشان به نمايش گذاشتند درمقام توصيه به پارسايي و پارسايان مي فرمايند:

” سفارش مي کنم شما رابه ترس از خدايي که آفرينش تان را آغاز فرمود وبازگشتتان بدو خواهد بود.

روايي حاجت شمااز اوست ونهايت رغبتتان به درگاه اوست. مقصد راه شما به پيشگاه او منتهي مي شود وپناهگاهتان سايه رحمت او بود. داروي درد دلهاتان ترس ازخداست وترس ازخدا موجب بينايي درون هاي کور شماست ودرمان بيماري کالبدهاتان و زداينده فساد سينه هاتان ... پس فرمانبرداري خدا راپوشش جان کنيد... وبرسر همه کارهاتان اميرش نماييد.” (نهج البلاغه،خطبه 198)

سياست اسلامي راه هدايت جامعه به سوي خير و صلاح است.انقلاب اسلامي مردم ايران نقطه عزيمت حرکت جامعه به سوي الگوي جامعه اسلامي بود که از گذرگاه تشکيل نظام اسلامي عبور کرده و اينک در آستانه تشکيل دولت اسلامي است. حيات سياسي طيبه نخبگان به تاسي از مولاي متقيان(ع) تنها با پرهيزکاري در سياست محقق خواهد شد.

پرهيزکاري در سياست ترجمان عقلانيت معطوف به عبادت و تعالي است. اميرالمؤمنين عليه‌(الصلاة والسلام) در توصيه به سياستمداران مي فرمايند: «من نصب نفسه للناس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره»؛ هر كس كه خود را در معرض رياست، امامت و پيشوايي جامعه مي‌گذارددر درجه اول بايد خودش را تأديب و تربيت كند؛ سپس شروع به تربيت مردم كند. يعني اول خودش را اصلاح كند، بعد به سراغ ديگران برود. ايشان همچنين مي‌فرمايند: «وليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه» اين تربيت نيز بايد از طريق سيره و روش باشد و نه زبان چرا که خوب گفته اند که «الناس علي دين ملوکهم»

روشن است ساختار انقلاب اسلامي يک ساختار متقي است و تجانس در آن تنها با کارگزاران پرهيزکار ميسر است. گذر عزتمندانه از پيچ تاريخي هزاره سوم نيازمند سياستمداراني با تقواست. بر اين اساس رعايت تقواي سياسي يکي از ويژگي هاي ضروري براي رئيس جمهور آينده است. رمضان، ماه برکت و رحمت مجال مناسبي براي تمرين تقوا در ميدان سياست است. آنهايي که امروز در حال گرم کردن خود براي حضور در انتخابات رياست جمهوري هستند و هر روز خط کش آراي خود را در نظر سنجي ها درجه مي زنند آيا در اين ماه مبارک حاضرند تقواي سياسي خود را روي خط کشي مدرج ببرند؟

 صلاحيت هاي علمي مذهبي و اجرايي

 بر اساس اصل 113 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران پس‏ از مقام‏ رهبري‏ رئيس‏ جمهور عالي‌ترين‏ مقام‏ رسمي‏ کشور است‏ و مسئوليت‏ اجراي‏ قانون‏ اساسي‏ و رياست‏ قوه‏ مجريه‏ را جز در اموري‏ که‏ مستقيماً به‏ رهبري‏ مربوط مي‏ شود، بر عهده‏ دارد.

يکي از الزامات عالي ترين مقام رسمي کشور بودن بعد از مقام رهبري داشتن مشخصه هايي نزديک به مقام  رهبري است. يکي از اين ويژگي ها داشتن صلاحيت هاي علمي در دو حوزه مذهبي و اجرايي است. يعني از آنجا که بر اساس اصل 115 قانون اساسي رئيس جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي برگزيده شود فردي که قرار است رئيس جمهور آينده ايران باشد مي بايست درجه اي از آگاهي هاي ديني و مذهبي داشته باشد.

البته براي مقام رهبري بر اساس شرايط و صفات مندرج در اصل يکصد و نهم قانون اساسي صلاحيت علمي لازم براي افتاء در ابواب مختلف فقه لازم است. بديهي است نمي توان از رئيس جمهور که عالي ترين مقام اجرايي کشور است انتظار داشت که " اَعلم النّاس بِحَلالِ الله و حرامِهِ و جميع ما يَحتاج اليه النّاس" اما اين بدين معنا نيز نيست که فردي فاقد هرگونه صلاحيت علمي در حوزه هاي ديني و مذهبي مصداق رجليت در مذهب  باشد.

طبيعي است يکي از مصاديق احراز رجليت مذهبي اطلاعات و دانش نامزدها به کتاب و سنت براي تصدي پست رياست جمهوري است. يعني رئيس جمهور بايد تا حدودي با فقه، اصول فقه، تفسير قرآن، اخلاق اسلامي، عرفان و فلسفه اسلامي و ... آشنا باشد. اگر روحاني نيست حداقل تا سطح حوزه و رسائل و مکاتب آشنايي داشته باشد.

 روساي جمهور به طور متوسط روزانه دو تا سه بار پشت تريبون هاي عمومي ظاهر مي شوند. تجربه نشان داده در اغلب نطق ها و سخنراني هاي روساي جمهور در دوره هاي گذشته مفاهيم و گزاره هاي مذهبي سرفصل و مطلع صحبت هايشان است. يا به يک آيه شريفه اشاره مي کنند و يا روايتي را مي خوانند. يک رجل مذهبي حداقل بايد شان نزول يک آيه يا روايت را بداند.

رئيس جمهور اگر در خصوص آخر الزمان، رابطه انسان با خدا و يا مديريت انبياء الهي مي خواهد اظهار نظري بکند نبايد صرفا به چند حديث دم دستي و اطلاعات سطحي بسنده نمايد. همين حداقل دانش به کتاب و سنت سبب مي شود يک رجل مذهبي در بسياري از حوزه هاي ديني با احتياط، فراست و امعان نظر ويژه اي موضع گيري و اظهار نظر نمايد.

  از طرفي رجليت مذهبي تنها يا صلاحيت علمي مذهبي داشتن محرز نمي شود. رئيس جمهور طبق اصل 115 بايد ضمن دارا بودن تقوا، مومن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي و مذهب رسمي کشور باشد. يعني به آنچه مي داند ايمان داشته باشد و متخلق به اخلاق الهي و اسلامي باشد.

اگر مجتهد نيست مثل بقيه مردم مقلد باشد نه اينکه چون با بزرگان دين و مذهب به واسطه جايگاهش نشست و برخاست کرد احساس کند که وي نيز مي تواند در حوزه هاي ديني صاحب نظر باشد و ديدگاه هاي عده اي را که" اَعلم بِامرالله و اَعلم بکتاب اللهِ و سُنَّهِ نبيّه" هستند با نظرات غير کارشناسانه خود مقايسه کند و حتي ديدگاه هايش را ترجيح دهد و سپس اين ترجيح بلا مرجح را پايه اي براي تصميم سازي و اولويت بندي در سياست گذاري ها قرار دهد.

روساي جمهور علاوه بر داشتن صلاحيت هاي علمي در حوزه هاي ديني و مذهبي در ساحات سياسي و اجرايي نيز بايد از تخصص لازم برخوردار باشند.

امروزه در اغلب کشورهاي پيشرفته دنيا 80 درصد مناصب عالي در اختيار رشته هايي نظير علوم سياسي، حقوق، مديريت و اقتصاد است. اين در حالي است که در کشور ما 80 درصد مناصب عالي در اختيار متخصصان اين رشته ها نيست.

  پست هاي سياسي، تقنيني و اجرايي مهم در 33 سال گذشته بيشتر در اختيار مهندسان و پزشکان بوده است. باراک اوباما رئيس جمهور فعلي آمريکا دراي مدرک ليسانس علوم سياسي در گرايش روابط بين الملل از دانشگاه کلمبيا و دکتراي حقوق از دانشگاه هاروارد است.

جرج دبليو بوش داري مدرک کارشناسي ارشد اقتصاد بازرگاني بود. بيل کلينتون نيز در مدرسه حقوق ييل دکتراي حقوق گرفته است و ... اما مدارک تحصيلي روساي جمهور در کشور ما يا از اين بر بوم انتزاع گرايي افتاده است و يا از آن سوي عملگرايي! رئيس جمهور هاي ما يا کارشناس فلسفه هستند و يا دکتراي ترافيک. همخواني تخصص هاي علمي بخصوص در سطوح مديريت سياسي و اجتماعي کمک شاياني به پيشبرد امور در حوزه هاي داخلي و خارجي مي کند.

تجربه نشان داده است با تفکر فلسفي و يا مهندسي نمي توان کشور را اداره کرد. بلکه مديريت کشور امر بين الامرين است. رئيس جمهور ايده آل کسي است که نه مثل فيلسوفان و فلسفه شناسان از پاسخگويي به چيستي موضوعي مانند جامعه مدني طفره برود و نه مثل مهندسان پَر آستينش براي هر مسئله اي در کشور بدون فوت وقت يک پاسخ باشد که درست يا غلط بودن اين پاسخ اصلا با سرعت پاسخگويي قابل قياس نباشد.

مدير و مدبر بودن
يکي ديگر از شرايط رجال سياسي و مذهبي که مي توانند به عنوان رئيس جمهور انتخاب شوند مدير و مدبر يودن است. چنين شرطي در اصل 109 قانون اساسي براي مقام رهبري نيز اين طور ذکر شده است: يکي از شرايط و صفات رهبر، داشتن بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت کافي براي رهبري است.

از آنجا که گفتيم لازمه عالي ترين مقام رسمي کشور بودن بعد از مقام رهبري داشتن مشخصه هايي نزديک به مقام  رهبري است، مدير و مدبر بودن يک رئيس جمهور نيز همان طور که براي مقام رهبري ذکر شده است بسته به بينش صحيح سياسي و اجتماعي، شجاعت و قدرت در تصميم گيري است.

رئيس جمهوري که شجاع نباشد مثل شاه سلطان حسين است که حتي زماني که افغان ها به دروازه هاي اصفهان رسيدند اين فرد هنوز قدرت تصميم گيري نداشت.

  اين حکايت شبيه قصه عقب نشيني ها در موضوع هسته اي در دوره اصلاحات است که اگر مقام معظم رهبري شخصا وارد نمي شدند مشخص نبود که آيا امروز کليد تهران در دست آمريکايي ها بود يا انگليس ها! رئيس جمهوري هم که بينش صحيح سياسي و اجتماعي نداشته باشد واقعيت هاي موجود را وارونه مي بيند و بر اساس توهمات و فهم ضد عقلاني خود تصميم گيري مي کند.

به عنوان نمونه به يک باره معرکه اي به اسم بيداري اسلامي به پا مي شود، تحولات شگفت آوري عالم و منطقه را فرا مي گيرد اما فهم وارونه واقعيت ها مانع از تصميم گيري هاي به موقع و تعيين کننده براي بازي در زمين خودي مي شود. مدير عنصري مريخي نيست که فرمان اين منظومه در حال گردش را در دست داشته باشد. مدير از جنس افراد است که طي فرايند مبتني بر نظام ارزشي مقبول سيستم، توانسته است به اين نقطه برسد. مدير و مدبر در يک جامعه ديني از جنس مردم است.

  در واقع اين جامعه است که به عنوان يک سيستم افراد را به عنوان درون داد مي پذيرد و طي فرايند تعالي سازي برخي از آنها را به نقطه اي مي رساند که قادر هستند مديريت جامعه را بر عهده بگيرند.

"والمومنين و المومنات بعضهم اولياء بعض” (توبه 72) البته اين فرآيند آنچنان پيچيده و دور از دسترس براي افراد جامعه نيست و نقشه آن در کتاب و سنت الهي به وضوح ترسيم شده است. "وجعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بآياتنا يوقنون” صبر اين افراد در برابر همه فرامين و ابتلائات الهي و اميال و گناهان، تسليم و عبوديت کامل آنها در برابر خداوند متعال را نشان مي دهد.

چنين صبري، جز با يقين و معرفت نسبت به يگانگي عظمت خداوند و آشنايي با کتاب و سنت به دست نمي آيد. در گفتمان ديني، مديريت الهي از آنجا که به انسان به عنوان يک انسان مي نگرد لذا سعي دارد تمام پتانسيل هاي متعالي او را بالفعل کند و با هدايت بالامر او را به سرمنزل مقصود برساند.

"وجعلناهم ائمه يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات” و ما آنان را پيشوا و پيشرو قرار داديم، که با دستور و فرمان ما هدايت مي کنند و به آنان از راه وحي، انجام نيکي ها و آنچه که شايسته است را تعليم نموديم. بر اين اساس نقش مديريت رئيس جمهور در ساختار کلان "هدايت به امر" بسيار جدي و تعيين کننده است.
نظرات بینندگان
بچه دهاتی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۶
۵
۵
همین قدر که مورد تایید موتلفه باشد ، کافی است ؛ تمام صلاحیت ها را دارد!!
سعید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۶
۲
۱۶
مقاله بسیار خوبی بود ما تا کی می خواهیم احساسی انتخاب کنیم.
ناشناس
|
Germany
|
۰۱:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
۴۶
عجب!!!!!نویسنده چه جالب شعار میدهی به دیگران چه کار داری خودت چه هستی؟؟؟؟؟
وقتی میگویند انتخابات یعنی نطر اکثریت .
پس باید به نطر اکثریت احترام گذاشت ولاغیر
آنتی سعید
|
Germany
دانشمند!!! یعنی نباید اکثریت مردم را از خواب غفلت بیدار کرد تا یک انتخاب درست و مفید داشته باشند
ناشناس
|
Germany
حتما شما میخواهید این کار بیدار کردن را انجام دهی . برادر به فهم و شعور مردم توهین نکن