۱۶ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۴
آقای ماندگار؛ ایران بیدار؛

قم در قاب وداع با قائد امت؛ تشییع و بدرقه میلیونی پیکر رهبر شهید+ عکس و فیلم

تشییع
مراسم باشکوه تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی با حضور پرشور و میلیونی مردم از مسجد مقدس جمکران آغاز شده و در مسیر بلوار پیامبر اعظم (ص) ادامه دارد.
کد خبر : ۷۴۲۵۷۲
به گزارش صراط به نقل از مهر، پیش از شروع مراسم،اقامه نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و خانواده محترم شان به امامت آیت الله جوادی آملی برگزار شد.


حضور پرشور مردم بار دیگر جلوه‌ای از وفاداری ملت ایران به آرمان‌های انقلاب اسلامی و شهدای راه عزت و استقلال را به نمایش گذاشته است.

از نخستین ساعات بامداد، سیل عاشقان و دلدادگان این مجاهد شهید در مسجد مقدس جمکران و بلوار پیاممبر اعظم (ص)، به حرکت درآمده تا پیکرِ بزرگ‌مردی را بدرقه کند که عمر خود را در مسیر پاسداری از اسلام، انقلاب و عزت ایران اسلامی سپری کرد.

 

آخرین لحظات مراسم تشییع رهبرشهید؛خودرو حامل پیکر وارد زیرگذر عمود ۳۰شد

در واپسین لحظات آیین تشییع، خودرو حامل پیکر رهبر شهید با عبور از زیرگذر عمود ۳۰ در میان حضور گسترده مردم و فضای آکنده از سوگواری، مسیر خود را به سمت ادامه مراسم طی کرد.

 
 
 
 
 
 

خبرگزاری شینهوا نیز با انتشار تصاویری به پوشش مراسم مذکور پرداخت

 

موکبدار پاکستانی: رهبر شهید تنها متعلق به ملت ایران نبود

موکبدار پاکستانی مستقر در مسیر تشییع پیکر آقای شهید ایران در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: رهبر شهید تنها متعلق به ملت ایران نبود.

 
 
 
 
 

زائران در اطراف بلوار پیامبر(ص) قم ازحال و هوای مراسم تشییع گفتند

.با نزدیک شدن به ساعات پایانی مراسم تشییع، زائران و شرکت‌کنندگان در گفتگو با خبرنگار مهر از فضای حاکم بر مراسم، حضور گسترده مردم و احساسات خود نسبت به این رویداد سخن گفتند

 
 
 

 

حضور وزیر ورزش و جوانان در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب در قم

قم در قاب وداع با قائد امت؛ تشییع و بدرقه میلیونی پیکر رهبر شهید

 

قابی از خودرو حامل پیکر امام شهید در میان انبوه جمعیت عزادار

 در این ویدئو قابی از خودرو حامل پیکر امام شهید و خانواده ایشان در میان انبوه جمعیت عزادار را ببینید.

 
 

تشییع آقای شهید در قم؛ می‌کشیم می‌کشیم آن که امام‌مان کشت

قم- مردم ایران در بدرقه باشکوه آقای شهید ایران در قم بر لزوم خون خواهی رهبر شهید انقلاب تاکید دارند.

 

 

قم به احترام آقای شهید ایران‌ تمام‌ قد ایستاد

حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و مسیرهای منتهی به محل برگزاری مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، جلوه‌ای از همراهی و مشارکت مردمی را در شهر قم به نمایش گذاشت.

 
 
 
 
 
بخش قابل توجهی از این جمعیت را زائرانی تشکیل می‌دهند که از استان‌های مختلف کشور، از شامگاه گذشته خود را به قم رسانده‌اند تا در مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و شهدای خانواده ایشان شرکت کنند.
 
 
 
 
همزمان با حرکت پیکرهای مطهر، موج عظیم جمعیت با سردادن شعارهای «لبیک یا خامنه‌ای»، «لبیک یا حسین(ع)»، «لبیک یا مهدی(عج)» و «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل»، پیکر رهبر شهید انقلاب را تا حرم بانوی کرامت بدرقه می‌کنند.
 
 
 
 
مراسم تشییع
مراسم تشییع
مراسم تشییع
مراسم تشییع
مراسم تشییع
مراسم تشییع

خیل عظیم جمعیت مردمی در اطراف مسجد جمکران برای بدرقه قائد شهید امت

 

 

خودرو حامل پیکر مطهر امام شهید و خانواده ایشان در بین انبوه جمعیت

 
 

مردمی پر از عطر مقاومت

 
از خانه‌ها تا میدان، با آن سرعتی که موجِ جمعیت داشت، رسیدیم به قلبِ تپنده‌ی شهر. اما آرام‌آرام که بخواهید این کیلومترها را بیایید، یک عمر حس می‌کنید.شهر، به معنای واقعی یک تعریف و تمجید حسابی، مجموعه‌ای بود از پرچم‌های باشکوه که از رَحِمِ خاکِ ایران بیرون زده بود.به هر طرف سر می‌چرخاندم یا شاخه‌هایِ پرشورِ پرچم‌های سرخ بود، یا هو‌هوِ پسربچه‌هایی که پرچم‌های کوچک را روی سرشان گذاشته بودند.
 
 

به آنجا نگاه کردم

مردمی از خستگی فریاد زدن، کمرشان بریده بود. اما هیچ‌کس نمی‌نشست. مردی را دیدم که فقط ده قدم با ما فاصله داشت. او را نشان دادم به دوستم: «آن مرد، پدر یکی از ۱۶۸ شهیدِ میناب است. او آنجا ایستاده تا به ما یادآوری کند که غم، پایانِ راه نیست، آغازِ انتقام است. و بعد مثل یک کوهِ استوار، توی خودش مچاله نشد، بلکه ایستاد.به آنجا نگاه کردم. چهره‌هایش خاکی بود و چشمانش اشک‌آلود، اما محکم. مرد جلوی جمعیت ایستاده بود و پرچمش را کیپ تا کیپ دور دستش بسته بود. آن‌قدر محکم که وقتی کنارش ایستادم، صدای فریادش سخت به گوشم رسید.
 
 

برای روز انتقام

مردم، بهترین پشتی‌شان را تکیه‌گاه کمرِتاریخ کردند و رفتند سراغِ پرچم‌ها. بلند شدم و در میان جمعیت دنبالش راه افتادم: «آقا، همه قراره فریاد بزنند؟» بدون اینکه سرش را بالا بیاورد، اولین پرچمی را که از توی صندوقِ خیال، روی دستش بالا آورده بود، بوسید و چشم‌هایش اشکی شد.اینجا همه‌ داستانِ ایستادگی را نسل به نسل تعریف می‌کنند؛ همان ادامه‌ مقاومتِ پدربزرگ‌هایشان که تا روی دهان و چانه‌شان را پوشانده بود. آن هم برای اینکه حواسشان باشد در روزهایِ سختِ جنگ، خدای‌ناکرده حرفِ ضعف از دهانشان بیرون نزند.
 
 

آماده شدن برای نعره‌ خون

مردم محکم‌تر از همیشه بودند، نه برای سکوت، که برای اینکه وقتی نوبتِ فریاد می‌شد، تمامِ انرژی‌شان را در یک نعره جمع کنند. جوانی می‌گفت: مردمِ ایران دوست ندارند وقتی که چشم‌های مولا اشک و خون است، صدای خنده‌هایشان در خیابان بچرخد.به آقای شهید فکر می‌کردم. به اینکه چقدر آدم از چقدر جا، او را به شکل و رسم خودشان دوست دارند.به این مردمِ شهر که حتی لباسِ یکدستِ مشکی نداشتند و تنها با همان لباس‌هایِ روزمره‌شان اما برای عزا آماده و آمده بودند. به این فکر می‌کردم که عشق، نه سن و سال می‌شناسد و نه حتی اهلِ کجا بودن؛ عاشقی دل می‌خواست که همه‌ مردمِ ایران داشتند و اتفاقاً اهلش بودند.
 
 

انگار کربلا روبه‌رویشان بود

جوانی، که مثل معنی‌یِ نامش، ستاره‌ای درخشان بود، پرچم‌ها را با آخرین زورش تا جلویِ صفِ مردم هل داد.مردم دسته‌دسته راه افتادند به طرفِ میدان. انگار کربلا روبه‌رویشان کشیده شده بود و آن‌ها، زینب‌هایی کوچک بودند که به قدرِ اعتقاداتشان داشتند بزرگ می‌شدند. گویی هر کدامشان در قلبش، حسینی داشت که همان روز شهید شده بود. حسینی که مردترین مردِ جهانشان بود و آن روز، به عزایِ شهادتِ رهبرِ معظم انقلاب و خانواده‌اش، روی تل‌هایِ جمعیت نشسته بودند.
 
 

نفس‌های عمیق شهر

به آسمان نگاه کردم. چقدر در آن لحظات به زمین نزدیک بود. مردم پا به پای هم، کربلا را به تصویر می‌کشیدند. در صورتِ مردم، ردی از صبری بلند بود به قدمتِ همه‌ ایرانیان. چروک‌هایِ پیشانی‌شان، کشیده بود و پلک‌هایشان شکسته. و ناگهان، وقتی که همه‌ی مردمِ ایران، دور تابوت گرد آمدند و پرچم‌هایِ «یا لثارات الحسین» را به آغوش کشیدند، صدایِ نعره‌شان بلند شد.سوزی که از قلبِ شهر ریشه زده بود و جوانه‌هایش تا گلوهایشان بالا آمده بود، به روضه‌ برادرِ زینب سلام‌الله علیها تبدیل شد. روضه‌ای که تا آسمان کشیده شده بود و این‌چنین، مردم، خودشان، خطبه‌ انتقام شدند.