به گزارش صراط به نقل از تسنیم، تفاهمنامه احتمالی، آنطور که مسئولان میگویند هنوز نهایی نشده است و بررسیها ادامه دارد. با این حال برخی چارچوبهای آن را میتوان از تقاطع دادن میان خبرهای مختلف، استخراج کرد. دستکم مشخص است که بندهای مختلف درباره چه موضوعاتی است؛ امّا اینکه تا آخرین لحظات، چه کلماتی مندرج شده، به گفته مسئولان، هنوز مشخص نیست. مثلاً درباره تنگه هرمز آیا کلمه ترتیبات یا مدیریت ایرانی آمده است یا نیامده؟ کشتیها بدون محدودیت میتوانند عبور کنند یا با محدودیت؟ ایران چگونه کنترل خواهد کرد؟ و ...
برای داوری درباره تفاهمنامه، هم متن بسیار مهم است؛ چرا که اعتبار حقوقی مییابد و باید نهایت دقت در آن اعمال شود؛ هم فکت شیتها و تفسیرها از عبارات و جملات بسیار مهم است. بویژه وقتی با شیّادی مثل ترامپ و دولت تروریستی مثل آمریکا طرف هستیم. علاوه بر متن و تفسیرها، اگر تفاهمنامهای امضا شد، قطعاً اجرا و نتیجه راهبردی آن بسیار محل داوری خواهد بود.
حتی اگر نقدها و بررسیها در طول روند مذاکرات، نتیجه را نهایتاً درباره امضا یا عدم امضا تغییر ندهد، محصول این تفاهمنامه، چه از نظر متن چه از نظر تفسیر و چه از نظر اجرا، در طول یک زمان نه چندان طولانی مدت مشخص خواهد شد و بنابراین طبیعی است که امضاکنندگان و مجریان، در این زمینه پاسخگو باشند.
مذاکرهکنندگان و حتی آنها که موافق تفاهم نامه هستند، قاعدتاً نباید چه نسبت به مذاکره و چه نسبت به تفاهمنامه اظهار ذوقزدگی کنند. این امر، به چند دلیل اهمیت دارد. اوّلاً مذاکره با آمریکایی که ذاتاً جنایتکار و تروریست است و اساساً مبنای شکلگیری آن بر مبنای تروریسم و نسلکشی بومیهای آمریکایی بوده، هیچ جایی برای ذوقزدگی ندارد و دستکم مواضع اعلامی برخی مذاکرهکنندگان میگوید که این ذوقزدگی ان شاالله وجود نداشته است. ثانیاً آمریکایی که هم عهدشکنی میکند و هم تفاهمها را سعی میکند به نحوی بنویسد که از آن سوءاستفاده کند، طرفی نیست که کسی بخواهد نسبت به نتیجه با او ذوق زده شود.
نقد فنی مذاکرات و متون حتماً مفید است و به بهتر شدن وضعیت کمک میکند؛ حتی اگر بهتر شدن مسئله، فرضاً منتفی شدن آن باشد.
چه دفاع از مذاکرات و چه نقد آن و چه مخالفت کامل با آن، نباید با نزاع و انشقاق داخلی همراه شود. چه دفاع و چه نقد و چه مخالفت باید در جهت «تولید قدرت» و «حفظ منافع ملی» باشد. اکنون یکی از شبهای قدر انقلاب است و نه شب انتخابات؛ لذا باید مباحث را در جهت منافع ملی پیش برد نه منافع شخصی. چه در سوی دفاع از تفاهم و مذاکره و چه در سوی نقد یا مخالفت با آن. این طبیعی است که در مواجهه با هر پدیده انسانی، سوابق افراد و مذاکرات در نظر گرفته میشود؛ امّا مهر شخصی به مذاکرهکننده یا بغض شخصی از آنها، نباید سایه بر مواجهه بیندازد.
حتی اگر تفاهم نامه خوبی باشد -که در بررسی متن مشخص خواهد شد که اینطور هست یا قابل نقد است- این نکته بسیار حائز اهمیت است که هیچ نیازی نیست همه در داخل کشور برای متن آن بشکن بزنند و آن را آمال و آرزوی ایران بخوانند. و یا عدهای آن را سند ذلت و شکست بدانند.
اگر هم به گفته برخی مذاکرهکنندگان، توفیقی حاصل شده باشد، اوّلاً هدف اصلی و نهایی در برابر دشمن محقق نشده است و این صرفاً -اگر مسئولان تصمیم بگیرند - یک گام است؛ لذا ایران قطعاً خواهان انتقام قاطع و شدید از دشمنان و بویژه قاتلان امام شهید است و این موضوع چه با تفاهم و چه بی تفاهم حتماً پیگیری خواهد شد. کما اینکه دشمنی آمریکا با ایران نیز چه با تفاهم و چه بیتفاهم ادامه خواهد یافت.
بنابراین، نقدهای صحیح را باید به رسمیت شناخت و از آن استقبال کرد. به دو دلیل: اوّل اینکه مبنائاً هر انتقادی اگر به شکل صحیح انجام شود، حق افراد است و از قضا میتواند مفید هم باشد. ثانیاً نگرانی و نقدهای دلسوزانه، نشانهای از اراده ایرانیان برای مقاومت قاطع است و باید از آن استقبال کرد. و ثالثاً: دشمن باید بداند که در ایران، انتظارها از مسئولان بالا و نفرت از آمریکا فراوان است و این دست مذاکرهکنندگان را برای امتیازگیری بیشتر نیز باز میکند
اگر دشمن تصور کند که همه به هرچه پیش آمده راضی هستند، در گامهای بعدی، حتماً جلوتر خواهد آمد.
«انسجام اجتماعی» و «امید» قطعاً ارکان اساسی برای پیروزی ایران بر آمریکاست و بیتردید به عنوان یکی از مهمترین مولفههای قدرت ملی، که حتی از موشک و هر سلاح دیگری مهم تر است، باید در نظر گرفته شود.
اگر انسجام اجتماعی و یا امید اجتماعی به چارچوبهای نظام به هر دلیلی از سوی هر کسی لطمه ببیند، قطعاً هدیهای به ترامپ داده و یکی از اصول اساسی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را نادیده گرفته است.
توهینهای زشتی که شب گذشته متاسفانه به برخی مسئولان صورت گرفت، اگرچه توسط عدهای خاص و بسیار محدود بود و رسانههای معاند ضدایرانی آن را بزرگنمایی کردند، اما حتی در همین میزان محدود نیز کاملاً غیرقابل قبول است. اگر نقدی هست یا اعتراضی هست، حتماً راه معقول و مودبانه دارد.
احترام به مسئولان و اعتماد به چارچوبهای نظام- در عین نقدها و نظارت هایی که میشود به آنها داشت و از خطای محاسباتیشان مانع شد- یکی از این وجوه انسجام است؛ باید توجه داشت که در کنار انذار مقام معظم رهبری به مسئولان درباره احتمال خطای محاسباتی، توصیههای موکد ایشان برای حفظ انسجام و ضرورت عدم تبدیل اختلافهای غیرموجه و حتی موجه به تنازع و انسجام شکنی و همچنین ضرورت اعتماد متقابل مردم و مسئولان نیز به جد به عنوان یک اصل اساسی مطرح است.
عمل به تاکیدات و فرامین مقام معظم رهبری قطعاً با توهین به مسئولان هیچگونه همخوانی ندارد و بیتردید حرکت بر خلاف منویات ایشان است. عمل به فرامین مقام معظم رهبری با این تصویرسازی نادرست از کشور که کار از دست در رفته و عدهای در حال مستعمره کردن کشور هستند سازگاری ندارد. کشوری که ولایت فقیه دارد، نه بنبست دارد و نه مستعمره میشود.