۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۸

مرشایمر: ایران باید قدرت موشکی و پهپادی خود را گسترده‌تر کند

مرشایمر
استاد دانشگاه شیکاگو معتقد است که ایران در برابر تشدید نظامی از سوی آمریکا، هربار واکنشی مستحکم‌تر نشان داده و ترامپ را در بن‌بستی گرفتار کرده که او را وادار به رفتاری متناقض می‌کند. او معتقد است اگر آمریکا دوباره علیه ایران وارد جنگ تمام عیار شود، قطعاً باید دوباره به آتش‌بسی خفت‌بار تن بدهد.
کد خبر : ۷۴۰۴۰۶

به گزارش صراط به نقل از فارس،  جان مرشایمر، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل رفتار متناقض ترامپ را ناشی از گرفتاری آمریکا در یک بن‌بست راهبردی توصیف می‌کند؛ او همچنین تأکید می‌کند که فشار جنگ با ایران، ترامپ را به لحاظ روحی و روانی فرسوده ساخته است. به عقیده این استاد دانشگاه شیکاگو، ایران باید قدرت موشکی-پهپادی خود را تقویت کند تا همواره ابزار نیرومندی برای چانه‌زنی در برابر آمریکا در اختیار داشته باشد؛ زیرا از نظر او ایران هرگز به دنبال ایجاد یک هژمونی در منطقه نیست و در رفتار با همسایگان خود، همیشه حسن نیت خود را به اثبات رسانده است.

تناقض رفتار ترامپ ناشی از گرفتاری در بن‌بست تشدید نظامی در برابر پاسخ متقابل ایران است

مرشایمر رفتار ترامپ در قبال ایران را نشانه آشکاری از گرفتار شدن آمریکا در یک وضعیت متناقض و پرهزینه توصیف می‌کند؛ در این وضعیت، ترامپ از یک‌سو برای حفظ اعتبار و نمایش قدرت، ایران را به حمله سخت نظامی، تصرف منابع نفت و گاز و بالا بردن سطح درگیری تهدید می‌کند، اما از سوی دیگر در همان فاصله کوتاه ناچار می‌شود از نزدیک بودن توافق و آتش‌بس سخن بگوید.

مرشایمر این نوسان را چیزی فراتر از آشفتگی روانی شخص ترامپ می‌داند و بر نتیجه واقعیت میدان جنگ تأکید می‌کند؛ او توضیح می‌دهد پس از هر اقدام نظامی آمریکا، ایران مطابق وعده خود پاسخی سخت ارائه کرده و نشان داده است که حاضر نیست در برابر فشار نظامی عقب‌نشینی کند.

به تعبیر او، آمریکا در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه از نردبان تشدید بالا رفت، اما ایران هر بار آن را با پاسخ متقابل خنثی کرد. بنابراین مسئله اصلی این است که واشنگتن نمی‌تواند با تکیه بر تهدید و حمله، ایران را وادار به تسلیم کند؛ زیرا هر سطحی از تشدید، با واکنش ایران مواجه می‌شود و همین امر ترامپ را میان دو مسیر متضاد گرفتار کرده است: ادامه تهدید برای حفظ پرستیژ، یا عقب‌نشینی به سمت آتش‌بس برای جلوگیری از گسترش بحران.

تشدید عملیات نظامی به بازگشت خفت‌بار به آتش‌بس منتهی می‌شود

از نظر مرشایمر، جنگ با ایران نشان داد که آمریکا فاقد یک گزینه نظامی واقعی و مؤثر برای تحمیل اراده خود است و همین مسئله، دعاوی جنگ‌طلبانه چهره‌هایی مانند جک کین، لیندسی گراهام و جریان‌های نئو‌محافظه‌کار را به نوعی خیال‌پردازی تبدیل می‌کند.

او تأکید کرد که تهدیدهایی مانند حمله به جزیره خارک، تصرف نفت ایران یا گسترش عملیات نظامی، نشانه ناتوانی واشنگتن در پذیرش محدودیت‌های قدرت خود هستند؛ زیرا اگر چنین اقداماتی از نظر راهبردی معقول و قابل اجرا بود، آمریکا پیش‌تر به سراغ آن می‌رفت. مرشایمر در همین چارچوب، مقایسه ایران با عراق و طرح نسخه‌هایی مانند «افزایش نیرو» به سبک سال ۲۰۰۷ را کاملاً گمراه‌کننده می‌داند؛ چون ایران کشوری بزرگ، پرجمعیت، دارای جغرافیای دشوار و برخوردار از توان پاسخ‌گویی منطقه‌ای است، در حالی که آمریکا هیچ پایه زمینی و اشغالی در داخل ایران ندارد که بتواند بر آن عملیاتی نظامی را بنا کند.

بنابراین از نگاه او، جنگ‌طلبان آمریکایی در جهانی ذهنی و غیرواقعی زندگی می‌کنند و نمی‌فهمند که تشدید نظامی علیه ایران نه به تسلیم تهران، بلکه به افزایش هزینه‌های آمریکا، آشکار شدن محدودیت‌های قدرت واشنگتن و عقب‌نشینی خفت‌بار به سمت آتش‌بس منتهی می‌شود.

انباشت هزینه‌ها علیه آمریکا با گذر زمان تشدید می‌شود

از نظر استاد دانشگاه شیکاگو، عامل اصلی عقب‌نشینی ترامپ از تهدیدات تند نظامی و حرکت او به سمت آتش‌بس، درک این واقعیت بود که ادامه جنگ با ایران برای آمریکا و غرب پیامدهای اقتصادی سنگینی دارد و واشنگتن را به سمت یک پرتگاه اقتصادی سوق می‌دهد. او تأکید می‌کند همانطور که قبلاً هم تذکر داد، حتی اگر جنگ فوراً متوقف شود، آثار اقتصادی آن به سرعت از بین نخواهد رفت و می‌تواند مانند بحران نفتی دهه ۱۹۷۰، برای مدت طولانی بر اقتصاد آمریکا و جهان غرب سایه بیندازد.

از همین زاویه، تشدید نظامی نه تنها کمکی به موقعیت آمریکا نمی‌کند، بلکه بحران انرژی، بازار نفت و فشارهای اقتصادی را عمیق‌تر می‌سازد. مرشایمر در ادامه استدلال می‌کند که طولانی شدن جنگ برخلاف تصور جنگ‌طلبان آمریکایی، به زیان ایران نیست، بلکه اهرم تهران را نیرومندتر می‌سازد؛ زیرا ایران با توان پاسخ‌گویی نظامی، کنترل بر تنگه هرمز و تأثیرگذاری بر جریان انرژی جهانی، می‌تواند هر روز ادامه جنگ را برای آمریکا پرهزینه‌تر کند. به عبارت دیگر بالا رفتن از نردبان تشدید، زمان را به سود تهران و هزینه‌ها را علیه واشنگتن، انباشته می‌سازد.

ایران قصد ندارد به یک هژمون تبدیل شده و ماجراجویی نظامی کند

از نظر مرشایمر، آینده رفتار ایران پس از آتش‌بس به کیفیت توافق نهایی و میزان امتیازی بستگی دارد که آمریکا حاضر است به تهران بدهد. او معتقد است اگر واشنگتن واقعاً آماده رفع گسترده تحریم‌ها باشد، ایران در مسیر به یک توافق اقتصادی قابل قبول حرکت می‌کند و تهران ضرورتی برای حرکت به سمت بمب هسته‌ای نمی‌بیند. به‌ویژه آنکه ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را به عنوان یک اهرم عظیم ژئوپلیتیکی در اختیار خواهد داشت و این موقعیت، هرچند معادل سلاح هسته‌ای نیست، اما نوعی قدرت بازدارنده و فشار راهبردی برای ایران ایجاد می‌کند.

مرشایمر به عنوان یک رئالیست معتقد است ایران، مکرر حسن نیت خود را در رفتار با همسایگان خود نشان داده و در چنین وضعیتی، تهران قرار نیست تا سال ۲۰۳۰ به یک هژمون در غرب آسیا تبدیل شود. بلکه سعی خواهد کرد با تثبیت امنیت خود، به اندازه ظرف قدرت خویش، ایفای نقش کرده و به سمت تفاهم با بسیاری از کشورهای خلیج فارس و تثبیت موقعیت اقتصادی خود حرکت کند؛ مسیری که هم هزینه کمتری دارد و هم به تهران اجازه می‌دهد بدون مواجهه با ماجراجویی نظامی جدید، قدرت منطقه‌ای خود را حفظ و تقویت کند.

ایران باید قدرت موشکی ـ پهپادی خود را افزایش و گسترش دهد

این استاد دانشگاه شیکاگو معتقد است یکی از درس‌های اصلی جنگ‌های غرب آسیا و اوکراین این است که آینده قدرت نظامی بیش از گذشته به انباشت موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و پهپادهای پیشرفته وابسته شده است؛ زیرا این ابزارها به بازیگرانی مانند ایران و حزب‌الله امکان می‌دهند بدون نیاز به نیروی هوایی کلاسیک یا اشغال زمینی، ضربه‌ای سنگین و بازدارنده به دشمن وارد کنند.

بنابراین، او توصیه می‌کند که ایران و حزب‌الله باید بر افزایش گسترده این توانمندی‌ها تمرکز کنند، زیرا چنین ظرفیتی هم قدرت چانه‌زنی آنان را بالا می‌برد و هم هزینه هرگونه حمله آمریکا یا اسرائیل را سنگین‌تر می‌سازد.

ترامپ در مواجهه با فشار ناشی از جنگ ایران، به لحاظ ذهنی و جسمی فرسوده شده است

مرشایمر این واقعیت را به وضعیت ترامپ نیز پیوند می‌زند و معتقد است فشار ناشی از جنگ ایران، ناکامی در پایان دادن به جنگ اوکراین، تنش با اروپا، هند، ژاپن و کره جنوبی و در مجموع فرسایش موقعیت راهبردی آمریکا، بر وضعیت ذهنی و جسمی ترامپ اثر گذاشته است. به تعبیر او، ظاهر خسته و فرسوده ترامپ فقط ناشی از سن نیست، بلکه بازتاب بحران‌هایی است که نشان می‌دهد آمریکا در چند جبهه با محدودیت قدرت، افزایش هزینه‌ها و کاهش توان مدیریت هم‌زمان بحران‌ها روبه‌رو شده است.