به گزارش صراط به نقل از فارس، با آغاز جنگ تحمیلی سوم، جمهوری اسلامی ایران در اقدامی دفاعی و راهبردی تنگه هرمز را تحت کنترل خود درآورد و عبور کشتیها را منوط به دریافت مجوز از تهران کرد. در پی این اقدام، هند یکی از کشورهایی بود که به دلیل وابستگی به این تنگه متضرر شد. هند روزانه حدود ۵.۵ میلیون بشکه نفت مصرف میکند که ۴۵ درصد آن از مسیر تنگه هرمز تأمین میشود.
به علاوه، وابستگی هند به گاز خلیج فارس نیز قابل توجه است؛ به طوری که ۵۰ درصد از واردات گاز مایع طبیعی (LNG) و حدود ۹۰ درصد از واردات گاز مایع (LPG) این کشور، از تنگه هرمز عبور میکند.
این امر وابستگی شدید هند به مسیرهای دریایی این منطقه را برای تأمین امنیت انرژی خود بیش از پیش نمایان میسازد؛ لذا برای تأمین نفت مورد نیاز خود از خلیج فارس مذاکراتی را با ایران جهت اخذ مجوز عبور آغاز کرد.
تلاش هند برای اخذ مجوز عبور در حالی بود که این کشور از سال ۲۰۱۱ به این سو با تحریمهای آمریکا علیه ایران همراهی کرده و واردات نفت خود از ایران را نیز به صفر رساند. از سوی دیگر روابط خود با رژیم را توسعه داد به گونهای که در جنگ تحمیلی دوم نیز ضمن عدم محکومیت حملات و ترورهای رژیم صهیونیستی در صدور بیانیه محکومیت بریکس علیه آن نیز کارشکنی کرد.
بر این اساس ضروری است برای تحکیم اراده جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز و همچنین تغییر محاسبات هند، اعمال هزینه برای اقدامات خلاف منافع ایران از سوی هند و بهرهمندی هند از مرحله جدید مدیریت تنگه هرمز شروط زیر تعیین شود:
۱. عدم رعایت تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران: هند تا قبل از اعمال تحریمهای نفتی آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۱۱ بعد از چین دومین واردکننده نفت ایران بود. با این حال بعد از اعمال تحریمهای یکجانبه آمریکا در سال ۲۰۱۱ تا زمان قرارداد برجام در سال ۲۰۱۶ از این تحریمها پیروی میکرده و واردات نفت خود از ایران را قطع کرد.
همچنین پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۹ هند مجدد واردات نفت خود از ایران را صفر کرد؛ لذا ضرورت دارد هند برای بهرهمندی از مرحله جدید مدیریت تنگه هرمز تحریمهای یکجانبه علیه ایران را رعایت نکند. همچنین سالانه به میزان ذخایر استراتژیک خود در ازای صادرات کالا و دارو به ایران، نفت ایران را خریداری کند. همچنین ضرورت دارد که کشتیها و نفتکشهای هندی به طور مستقیم در بنادر ایران پهلوگیری کنند و بالعکس.
۲. تکمیل سرمایهگذاری توافق شده در چابهار خارج از چارچوب تحریمی آمریکا: هند با هدف راهاندازی کریدور شمال-جنوب با روسیه و دسترسی به آسیای مرکزی در رقابت با چین که در بندر گوادر پاکستان سرمایهگذاری کرده است به دنبال سرمایهگذاری در بندر چابهار بود؛ لذا مطابق توافق سال ۱۳۹۵ هند متعهد شده بود طی ده سال سرمایه ۳۷۰ میلیون دلاری در چابهار سرمایهگذاری کند، اما تا امروز با گذشت ده سال فقط ۱۲۰ میلیون دلار از تعهد خود را اجرا کرده است؛ لذا ضرورت دارد این کشور در ازای عبور کشتیهای خود از تنگه هرمز سرمایهگذاری توافق شده در چابهار را خارج از چارچوب تحریمی آمریکا تکمیل کند.
۳. اتصال خط لوله گاز مستقیم از ایران به هند از مسیر دریا: هند بخش قابل توجهی از گاز مورد نیاز خود را بهصورت گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر وارد میکند؛ روشی که هزینه قابل توجهی را به اقتصاد این کشور تحمیل میکند. از اینرو، ایجاد یک خط لوله مستقیم دریایی میان ایران و هند میتواند بهعنوان راهکاری اقتصادی و راهبردی در دستور کار قرار گیرد.
چنین پروژهای علاوه بر کاهش هزینههای تأمین انرژی برای هند، امکان انتقال گاز خریداریشده از قطر و همچنین گاز ایران را از مسیری مطمئن و کمهزینه فراهم میکند. همچنین اجرای این طرح میتواند نشانهای از گسترش همکاریهای انرژی میان تهران و دهلینو و حرکت به سمت سازوکارهای مستقل از محدودیتها و فشارهای ناشی از تحریمهای یکجانبه آمریکا باشد.
۴. ارسال دارو و کالا به دولت مردمی یمن خارج از چارچوب جیبوتی: دولت مردمی یمن از سال ۲۰۱۵ با فشارهای آمریکا و عربستان و قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۶ تحت محاصره قرار گرفته است. همچنین با هدف تثبیت آن سازوکار بررسی جیبوتی راهاندازی شدهاست. این محاصره در کنار تحمیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی به دولت مردمی یمن مانع از گسترش مشروعیتبخشی بینالمللی به دولت مردمی یمن شدهاست؛ لذا با هدف شکست محاصره و نیز مشروعیتبخشی به دولت مردمی یمن ضرورت دارد هند بخشی از کمکهای دارویی، انسانی و کالاهای اساسی مورد نیاز این کشور را بهصورت مستقیم و خارج از سازوکار جیبوتی به صنعا ارسال کند.
۵. متعهد شدن به قطع ارتباط با رژیم صهیونیستی: هند باید متعهد شود که روابط سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود با رژیم صهیونیستی را قطع کند. همچنین در پروندههای مشترک مرتبط با جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، بهویژه در چارچوب سازمانهای بینالمللی و منطقهای نظیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای، از اتخاذ مواضع سیاسی به نفع این رژیم پرهیز کند. همچنین دهلینو نباید در مجامع بینالمللی از قطعنامهها و اقدامات ضدایرانی حمایت کرده یا رأی منفی علیه جمهوری اسلامی ایران صادر کند.
۶. رعایت حقوق مسلمانان هند: ۱۵ تا ۱۷ درصد جمعیت هند را مسلمانان تشکیل میدهند. این جمعیت در سالهای اخیر تحت آزار و اذیت توسط غیرمسلمانان این کشور و محرومیت از حقوق شهروندی و سیاسی توسط دولت هند شدهاند؛ لذا ضرورت دارد هند ما به ازای عبور نفت خود از تنگه حقوق مسلمانان هند را به رسمیت بشناسد. همچنین تردد شیعیان به ایران را نیز تسهیل کند. نقض هر کدام از شروط فوق به معنای بسته بودن تنگه هرمز برای هند است.