به گزارش صراط به نقل از فارس، روزنامه اسرائیلی «اسرائیل هیوم» اخیرا اظهاراتی از یک مقام سابق موساد را منتشر کرد که نشان دهنده برنامهریزی پیچیده موساد برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و مقامات برجسته نظام است.
بر اساس این گزارش، موساد طی سالهای اخیر علاوه بر اقدامات اطلاعاتی و امنیتی، راهبردی را دنبال کرده که بر تخریب اعتبار، اثرگذاری بر افکار عمومی و حذف تدریجی چهرههای مؤثر از عرصه تصمیمسازی و مدیریت کشور متمرکز بوده است. در این گزارش گفته شده که انتشار برخی محتواهای رسانهای درباره مسئولان جمهوری اسلامی، بخشی از عملیات برنامهریزیشدهای بوده که با هدف تضعیف جایگاه آنان در افکار عمومی طراحی شده است.
یکی از محورهای مطرحشده در این گزارش، ماجرای انتشار تصویری از مرحوم رستم قاسمی در سال ۱۴۰۱ است. اسرائیل هیوم به نقل از منابع مرتبط با موساد گفته که که این سرویس اطلاعاتی از سال ۲۰۱۱ به تصویری از قاسمی دسترسی داشته و انتشار آن در اوج ناآرامیهای سال ۱۴۰۱ در چارچوب یک عملیات تأثیرگذاری رسانهای صورت گرفته است.
در این گزارش آمده است که از منظر طراحان این عملیات، انتشار تصویر مذکور میتوانست دو هدف را همزمان دنبال کند؛ نخست، حذف یا تضعیف یک چهره باسابقه و اثرگذار در ساختار مدیریتی جمهوری اسلامی و دوم، تشدید فضای اعتراضی و دوقطبیسازی در جامعه.
مدیری که در تیررس عملیات موساد قرار گرفت
مرحوم رستم قاسمی از جمله مدیران و فرماندهان شناختهشده جمهوری اسلامی بود که سوابقی همچون حضور در دفاع مقدس، فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا (ص)، معاونت اقتصادی نیروی قدس، وزارت نفت در دولت دهم و وزارت راه و شهرسازی در دولت سیزدهم را در کارنامه داشت. وی همچنین به دلیل نقشآفرینی در دور زدن تحریمها، سالها در فهرست تحریمهای آمریکا و برخی کشورهای غربی قرار داشت.
پس از انتشار تصویر مورد اشاره در سال ۱۴۰۱، موج گستردهای از واکنشها در فضای مجازی شکل گرفت. در آن زمان، نزدیکان و همکاران رستم قاسمی اعلام کردند که تصویر منتشرشده مربوط به زندگی خصوصی وی بوده و فرد حاضر در عکس همسر اوست. با این حال، فضای رسانهای ایجادشده موجب شد توضیحات ارائهشده کمتر مورد توجه قرار گیرد.
چه کسانی پازل رسانهای دشمن را تکمیل کردند؟
علی جعفری، رئیس دفتر و مشاور رستم قاسمی، نیز در واکنش به انتشار این تصاویر، آن را مغایر با اصول اخلاقی دانسته و از انتشار تصاویر خصوصی افراد برای اهداف سیاسی انتقاد کرده بود.
بر همین اساس برخی افراد که در دولت سیزدهم حضور داشتند خواستار بررسی ابعاد این ماجرا هستند. آنان معتقدند با توجه به مطالب مطرحشده درباره نقشآفرینی سرویسهای اطلاعاتی خارجی در انتشار هدفمند این محتواها، لازم است ابعاد مختلف پرونده از سوی مراجع مسئول مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود چه افرادی آگاهانه یا ناآگاهانه در پازل رسانهای دشمن ایفای نقش کردهاند.
موساد و پروژه اثرگذاری بر افکار عمومی ایران
بخش دیگری از گزارش اسرائیل هیوم به ساختار جدیدی در موساد اشاره دارد که از سال ۲۰۲۱ و همزمان با آغاز ریاست دیوید بارنئا بر این سازمان ایجاد شده است. بر اساس این ادعا، واحدی با عنوان «نفوذ و تأثیرگذاری» مأموریت یافته تا از طریق رصد افکار عمومی، فعالیت در شبکههای اجتماعی، انتشار هدفمند اطلاعات و بهرهگیری از ابزارهای جنگ روانی، بر فضای اجتماعی و سیاسی ایران اثر بگذارد.
در این گزارش همچنین به ایجاد شبکهای از حسابهای کاربری جعلی در فضای مجازی اشاره شده که وظیفه آنها انتشار محتوا، برجستهسازی برخی موضوعات و جهتدهی به افکار عمومی عنوان شده است. نویسندگان گزارش از این شبکه با عنوان «ماشین سمپاشی» یاد کردهاند؛ ساختاری که به ادعای آنها برای تضعیف ثبات سیاسی و اجتماعی در ایران مورد استفاده قرار گرفته است.
اسرائیل هیوم همچنین مدعی شده است که این واحد با برخی فعالان رسانهای و چهرههای تأثیرگذار در فضای مجازی ارتباط برقرار کرده تا پیامهای مورد نظر خود را با سرعت بیشتری در شبکههای اجتماعی منتشر کند.
از دیگر نکات قابل توجه این گزارش، اشاره به انتشار تصاویر و اخبار مرتبط با فعالیتهای منتسب به موساد در داخل ایران است. نویسندگان گزارش این اقدامات را بخشی از یک عملیات روانی توصیف کردهاند که هدف آن القای نفوذ گسترده اسرائیل در ساختارهای امنیتی ایران و تأثیرگذاری بر افکار عمومی بوده است.
سپر جامعه در برابر عملیات روانی چیست؟
انتشار این گزارش بار دیگر موضوع جنگ شناختی و رسانهای علیه جمهوری اسلامی را مورد توجه قرار داد. برخی مسئولان و چهرههای سیاسی معتقدند اظهارات مطرحشده از سوی مقام سابق موساد نشان میدهد که در سالهای اخیر، عملیات رسانهای و تخریب شخصیت به یکی از ابزارهای اصلی سرویسهای اطلاعاتی خارجی برای مقابله با مدیران و فرماندهان مؤثر جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
کارشناسان مسائل امنیتی نیز بر این باورند که منازعات امروز تنها در عرصه نظامی جریان ندارد و بخش مهمی از رقابتها به حوزه روایتسازی، عملیات روانی، افکار عمومی و اعتماد اجتماعی منتقل شده است. به اعتقاد آنان، سرمایهگذاری گسترده بر جنگ شناختی و تخریب چهرههای اثرگذار، بخشی از راهبردی است که با هدف تضعیف سرمایه انسانی، کاهش اعتماد عمومی و ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان دنبال میشود.
در چنین شرایطی، بررسی ابعاد مختلف این ادعاها و همچنین افزایش سواد رسانهای جامعه، از جمله موضوعاتی است که بیش از گذشته مورد توجه ناظران و تحلیلگران قرار گرفته است؛ چرا که به باور آنان، نبرد روایتها و جنگ ادراکی به یکی از مهمترین میدانهای تقابل در تحولات منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است.