۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۳

چرا کشور‌های عربی برای توافق آمریکا تلاش می‌کنند؟

توافق
قطر، عربستان و اردن این روز‌ها با میانجی‌گری فعال برای دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا وارد میدان شده‌اند.
کد خبر : ۷۳۸۶۷۲

به گزارش صراط به نقل از خبرنگاران جوان، این روز‌ها قطر به عنوان یک میانجی فعال برای دستیابی جهت توافق و پایان جنگ میان ایران و آمریکا تلاش می‌کند. پیش از این پاکستان در این حوزه حضور پررنگی داشت و هنوز هم اصلی‌ترین میانجی در این حیطه است، اما قطر برای هر چه زودتر شکل گرفتن توافق اقدامات مختلفی انجام داده و حالا دوحه به مرکزی برای رایزنی تبدیل شده و حتی پذیرای نمایندگان ایران شده است.

اخباری از رایزنی قطر با عربستان و اردن درباره توافق ایران و آمریکا به گوش می‌رسد.

اخیراً نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر در تماسی تلفنی با وزیر امور خارجه عربستان درباره تلاش‌های میانجی‌گری پاکستان بین واشنگتن و تهران گفت‌و‌گو کردند.

نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر بر ضرورت دستیابی به یک توافق پایدار که از تشدید مجدد تنش جلوگیری کند، تاکید کردند.

این دو در تماس تلفنی با وزیر امور خارجه اردن درباره حمایت از میانجیگری با هدف کاهش تنش گفت‌و‌گو کردند. حتی گفته می‌شود امارات که در این خصوص به عنوان یک کشور عربی جنگ طلب فعالیت می‌کرد حالا موافق توافق است.

چند عامل مهم در این حیطه رای و نظر کشور‌های عربی منطقه را به سمت توافق سوق داده است. اول قدرت نظامی ایران است که حالا به منطقه و جهان ثابت شده است.

بخش مهم توافق نیز با همین قدرت شکل گرفته است. نکته دیگر ضرباتی است که این کشور‌ها از جنگ خوردند.

به جز موارد نظامی که در جنگ تحمیلی رمضان با توجه به عدم حسن همجواری و قرار دادن خاک خود در خدمت دشمن ایران به این کشور‌ها دریافت کردند حالا با توجه به مدیریت ایران بر تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا و جدال ادامه‌دار دیده می‌شود که کشور‌های عربی خلیج فارس نیز با مشکلات توامانی رو‌به‌رو هستند. اخلال در اقتصاد این کشور‌ها که به تنگه وابستگی بسیاری دارند مشخص است.

نکته دیگر و مهمتر بی برنامگی و عدم اطمینان به آمریکاست. این کشور‌ها به این موضوع پی برده‌اند که بر طناب پوسیده ترامپ خود را بسته‌اند و حالا با عدم راه‌حل آمریکا برای این بحران خود دست بکار شده تا مگر فضا را به سمت کاهش تنش بر طبق منافع خود سوق دهند.

قطر و عربستان به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا بیشتر با طرح‌های خود به این شرایط گره کور می‌زند. ایران نیز با بی‌اعتمادی به آمریکا در حوزه توافق نمی‌تواند پیش برود. این کشور‌ها با حضور در میدان دیپلماسی سعی دارند دو طرف خصوصا ایران را به سمت توافق سوق دهند.

این کشور‌ها با توجه به اوضاع منطقه و احتمال شکل‌گیری درگیری دیگر و وخامت شرایط کشور‌های خود به این نتیجه رسیدند که میانداری پاکستان در این حوزه آنچنان که باید توانایی شکل گیری مذاکرات را ندارد.

از این رو با بازیگری فعال سعی دارند از ضرر احتمالی و منفعت در توافق سود ببرند. ایران نشان داده که توانایی نظامی برای گسترش جنگ را دارد و در این حیطه آمریکا با توجه به باتلاقی که در آن گیر افتاده باید به سمتی هدایت شود تا سایه جنگ از خاورمیانه و تنگه هرمز دور شود.

شاید بخشی از بار روانی آمریکا جهت پذیرش خواسته‌های ایران در این حیطه با حضور این کشور‌ها کمتر جلوه کند. آمریکا در شرایطی گیر افتاده که نمی‌تواند از آن خارج شود و این کشور‌ها سعی دارند خود را در این شرایط به عنوان روان کننده مشکلات نشان دهند.

ترامپ نیز هر گاه از تهدیدات خود علیه ایران عقب نشینی کرده برای حفظ حیثیت آمریکا از کشور‌های عربی خرج و هزینه کرده و حالا این کشور‌ها برای حفظ آبروی آمریکا و حل بحران به میدان میانجیگری آمده‌اند تا آمریکا را از یک مخمصه نجات دهند.

اخیراً «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، از عربستان سعودی، قطر و پاکستان مطالبه کرده تا با پیوستن به پیمان‌های ابراهیم، روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کنند. وی این اقدام را مشروط به پایان جنگ ایران و برقراری نظم جدید خاورمیانه کرده است. هرچند که کشور‌های مثل عربستان این موضوع را در ظاهر هم شده نپذیرفته‌اند، اما در بخش تسهیل توافق و پایان جنگ دست بکار شده‌اند.

با این حال سه عامل کلیدی این چرخش را رقم زده‌اند: نمایش قدرت نظامی ایران، آسیب‌پذیری اقتصادی کشور‌های عربی از جنگ و تنگه هرمز، و بی‌اعتمادی فزاینده به راهبرد‌های آمریکا در خاورمیانه.

آنچه کشور‌های عربی خلیج فارس را به سمت حمایت از توافق ایران و آمریکا سوق داده است، نه «صلح‌دوستی»، بلکه «واقع‌گرایی» پس از سال‌ها تجربه سیاست‌های ناموفق است. ایران با اثبات توانایی خود معادله را تغییر داده است.

از سوی دیگر، افول قابلیت‌های راهبردی آمریکا برای مدیریت بحران‌ها و رفتار‌های غیرقابل پیش‌بینی ترامپ، متحدان سنتی واشنگتن را به این نتیجه رسانده که «طناب پوسیده» غرب تضمین‌کننده امنیت آنها نیست.

این کشور‌ها دریافته‌اند که ادامه تنش، برخلاف منافع اسرائیل برای آنها فقط هزینه‌ساز خواهد بود. بنابراین، با نقش‌آفرینی دیپلماتیک در پی آن هستند تا ضمن حفظ آبروی آمریکا در عقب‌نشینی از تهدیدها، خود را از مهلکه دور کنند.

در این میان، شرط‌گذاری ضمنی ترامپ برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل در ازای پایان جنگ، نشان می‌دهد که کشور‌های عربی عملاً در حال پرداخت بهای «نجات‌دادن غرب از مخمصه خودساخته» هستند.

خلاصه آنکه خاورمیانه وارد فاز جدیدی شده است؛ فازی که در آن «محور مقاومت» با بازدارندگی نظامی، کشور‌های عربی را به بازیگرانی ناخواسته، اما تأثیرگذار در مسیر صلح تبدیل کرده است.