به گزارش صراط به نقل از رویداد ۲۴، رابطه فوتبال و سیاست (یا بهتر است بگوییم ورزش و سیاست) در ایران همیشه یک رابطه دو سویه بوده است. فوتبال به دلیل ماهیت عامه پسند و فراگیر خود همیشه مورد توجه سیاست مداران قرار گرفته و در نقطه مقابل فوتبالیستها هم با تکیه بر شهرت و محبوبیتی که زیر سایه این توجه به دست میآورند به ثروتهای کلان دست پیدا میکردند. برای همین هم هست که اکثر فوتبالیستهای ایرانی طبق آن ضربه المثل معروف اقدام میکنند و سری را که درد نمیکند دستمال نمیبندند. اکثر قریب به اتفاق فوتبالیستهای ایرانی نه تنها کاری به سیاست ندارند که حتی مرکز اُستانهای کشوری را که در آن زندگی میکنند بلد نیستند. البته بی انصافی است اگر این عدم اطلاع را فقط به فوتبالیستها محدود کنیم.
اکثر ورزشکاران ایرانی چنین وضعیتی دارند و خب در چنین بستری است که مرگ امثال پرویز قلیچ خانی ابعاد تراژیکی پیدا میکند. فوتبالیست بسیار توانا و بزرگ که نه تنها موضع سیاسی متفاوتی داشت (هر چند نگارنده آن موضع سیاسی را غلط میداند) بلکه آن را با جسارت تمام ابراز میکرد و هزینهی این ابراز نظر جسورانه را هم پرداخت میکرد. پرویز قلیچ خانی یکی از معدود بازماندگان فوتبالیستهای دهه چهل و پنجاه بود که شهرتی هم پای علی پروین و مرحوم ناصر حجازی داشت. نسلی که خاطرات دوران فوتبالشان در حافظه فوتبال دوستان جوان وجود ندارد. نسلی که شبیه عکسهای رنگ پریده قاب عکسهای قدیمی هستند که نه کسی سراغی از آنها میگیرد و نه حتی نگاهی به آن عکسها میاندازد. نسلی که البته افتخارات فراوانی برای فوتبال ایران کسب کرد. از جمله سه قهرمانی در جام ملتهای آسیا را برای ایران کسب کرد و ایران را در بازیهای مهم اُلمپیک به افتخارات زیادی رساند. همان نسلی که زیر سایه مدیریت و مربیگری حشمت مهاجرانی توانست زمانی که سهمیه کل قاره آسیا و آفریقا یک تیم بود به جام جهانی ۱۹۷۸ صعود کند. افتخاراتی که اکثر آنها (از جمله قهرمانی در جام ملتهای آسیا) هیچگاه تکرار نشد.
زنده یاد پرویز قلیچ خانی در کنار علی پروین و مرحوم ناصر حجازی یکی از مهمترین قطعات پازل آن نسل بودند. فوتبالیست جسور که هم در زمین فوتبال و هم خارج از مستطیل سبز با شجاعت زندگی کرد و البته تاوان این شجاعت را هم با دستگیری توسط ساواک و عدم حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ پرداخت کرد. قلیچ خانی انقدر بازیکن بزرگی بود که همه کارشناسان اعتقاد داشتند که اگر در جام جهانی ۱۹۷۸ حضور داشت ایران به راحتی از گروه خود صعود میکرد.
پرویز قلیچ خانی یکی از آن همه کارههای میانه میدان بود. قلدر، تکنیکی و شوت زن. بازیکنی که قابلیت بازی در قلب دفاع، هافبک دفاعی و هافبک تهاجمی را داشت. اگر بخواهیم معادلی برای او در فوتبال مدرن سالها بعد پیدا کنیم بدون شک آن بازیکن لوتار ماتئوس خواهد بود. قلیچ خانی در ۱۷ سالگی در تیم کیان بازی کرد و در ۱۹ سالگی به همراه تیم ملی در المپیک توکیو حضور پیدا کرد و در ۲۰ سالگی مدال نقره بازیهای آسیایی را به گردن آویخت.
این درخشش از نظر تیمسار خسروانی دور نماند و او خیلی زود جذب تیم تاج (استقلال فعلی) شد. قلیچ خانی بدشانس بود و بازیهای جام باشگاههای آسیا سال ۱۳۴۷ را که منجر به قهرمانی تاج شد به دلیل مصدومیت از دست داد. در این دوران بود که قلیج خانی در دانشسرای عالی حضور پیدا کرد. هم زمانی این حضور با وقوع حادثه سیاهکل باعث شد تا قلیچ خانی جذب گرایشات کمونیستی شود. همین موضوع باعث شد تا قلیچ خانی در یک سفر خارجی چند پوستر و کتاب کمونیستی وارد کشور کند. این اقدام جسورانه باعث شد تا قلیچ خانی به همراه دوست قدیمیاش مهدی لواسانی با دستور مستقیم پرویز ثابتی بازداشت شود. قلیج خانی تنها ۲۴ ساعت زیر شکنجه ساواک دوام آورد و خیلی زود با اعتراف به اشتباه و اعلام وفاداری به سلطنت بخشیده شد.
قلیچ خانی پس از این اتفاق از پرسپولیس جدا میشود و به عقاب میرود تا زیر نظر یکی از سمپاتهای قدیمی حزب توده یعنی حسین فکری کار کند. در آنجا اختلافاتش با مصطفی عرب افسر نیروی هوایی و کاپیتان هقاب بالا میگیرد. اختلافاتی که باعث شد فکری هیچ گاه قلیچ خانی و عرب را کنار هم بازی ندهد. ایرج دانایی فر در خاطراتش میگوید که روزی بدون هماهنگی با مصطفی عرب در تیم قلیچ خانی ظاهر شد و بلافاصله به پایگاهی در کیش تبعید گردید. قلیچ خانی سال ۱۳۵۳ به دارایی رفت و دو سال در این تیم بازی کرد. قبل از آن قلیچ خانی توانسته قهرمان جام ملتهای آسیا در بانکوک شود و حضور در المپیک مونیخ را هم تجربه کند. در مقدماتی سال ۱۹۷۴ قلیچ خانی همه کاره تیم ملی بود. تیم ملی در بازی سرنوشت ساز صعود به جام جهانی سه گل از استرالیا میخورد و در بازی برگشت علی رغم درخشش قلیچ خانی و زدن دو گل توسط او در همان نیمه اول ایران نمیتواند به جام جهانی صعود کند. او در سال ۱۳۵۵ و در ۳۱ سالگی به پرسپولیس رفت و دو سالی برای این تیم بازی کرد و مدت کوتاهی هم هدایت آن را به عهده گرفت. اما در سال ۱۳۵۶ از ایران خارج شد و به آمریکا رفت و در آن کشور به حکومت پهلوی تاخت و نسبت به آنها دست به افشاگری زد تا همین موضوع باعث شود از لیست حشمت مهاجرانی برای حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ خط بخورد.
قلیچ خانی در ۱۵ بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران بازگشت بیانیهای صادر و بابت اعترافات سال ۱۳۵۰ از مردم انقلابی ایران عذرخواهی کرد، اما این عذرخواهی هم نتوانست باعث حضور مجدد او در عرصه فوتبال شود. قلیچ خانی بعد از انقلاب به آمریکا و فرانسه رفت و تبدیل به اپوزوسیون حاکمیت شد. قلیچ خانی فوتبالیست بسیار بزرگی بود. بخشی از مهمترین خاطرات فوتبال ایران را رقم زد (مثل شوت استثناییاش به اسرائیل که منجر به قهرمانی ایران در آسیا شد). تفاوت قلیچ خانی با سایر هم نسلانش در این بود که او در کنار فوتبال سیاست و اظهار نظرهای سیاسی را فراموش نکرد و تبدیل شد به نماد فوتبالیست سیاسی در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی.