به گزارش صراط به نقل از فارس، مجموعهای از اظهارات مقامات ارشد اروپایی نشاندهنده یک تغییر گفتمان معنادار در قبال دو محور اصلی است: وابستگی راهبردی به آمریکا و رویارویی با ایران.
اظهارات کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، امانوئل ماکرون رئیسجمهور فرانسه و کییر استارمر نخستوزیر بریتانیا را میتوان در یک بستر مشترک تحلیل کرد؛ به نوعی تلاش برای بازتعریف منافع ملی اروپا در شرایطی که تضمینهای سنتی امنیتی از سوی واشنگتن دیگر قابل اتکا نیست.
کالاس با صراحت گفته که حضور نظامیان آمریکایی در اروپا در درجه اول برای حفظ منافع خود آمریکاست، نه برای دفاع از اروپا. این جمله پرده از یک واقعیت دیرینه برمیدارد. این به معنای سیطره آمریکایی بر اروپا بوده نه تامین امنیت این قاره.
ماکرون دقیقاً به همین نقطه اشاره میکند و هشدار میدهد که اروپا اکنون بابت همین وابستگی بیش از حد هزینه میپردازد.
او با لحنی صریح، تابویی را شکسته که کمتر کسی جرأت گفتوگو درباره آن را داشت: چتر دفاعی آمریکا نه یک سپر رایگان که اهرمی برای اعمال نفوذ و تعیین مسیر سیاستهای اروپایی بوده است.
این دو موضع، به ویژه در آستانه تحولات ژئوپلیتیک بزرگ مانند احتمال تغییر در سیاستهای ناتو و چالشهای جدید در اوکراین، نشانهای از تغییرات فکری و گفتمانی در رهبری اروپا برای حرکت به سمت جدایی راهبردی است.
در این میان، اظهارات «کییر استارمر» نخستوزیر انگلیس درباره ایران، اگرچه در نگاه اول مستقل به نظر میرسد، اما با همان منطق بازتعریف منافع قابل توضیح است.
او با قاطعیت میگوید که انگلیس هرگز وارد جنگ با ایران نخواهد شد و در اجلاس بعدی اتحادیه اروپا مسیر جدیدی را برای کشورش تعیین خواهد کرد.
این سخن را باید در دو سطح تحلیل کرد. اول، پاسخ به فشارهای احتمالی برای هماهنگی با رویکردهای مداخلهجویانه یا جنگطلبانه، چه از سوی آمریکا و چه از سوی برخی بازیگران منطقهای.
دوم، نشانهای از تمایل لندن برای تعریف نقشی مستقل از واشنگتن، حتی پس از برگزیت. استارمر عملاً اعلام میکند که هزینه رویارویی با ایران برای منافع بریتانیا توجیهی ندارد. تحلیلی که با خرد جمعی رو به رشد در اروپا هماهنگ است.
آنچه این سه اظهار نظر را به هم پیوند میدهد یک ارزیابی مشترک است؛ دوران اتکای بیچون و چرا به آمریکا و پیروی از اولویتهای واشنگتن در مناطق حساس مانند خاورمیانه، به پایان رسیده است.
این موضوع هم یک دلیل ویژه دارد شکست هیمنه آمریکا در برابر ایران و هزینههای هنگفت سیاستهای این کشور بر اساس منافع رژیم صهیونی.
اروپای آقا اجازه که تحت سیطره و نفوذ آمریکا بوده حالا بعد از دو جنگ اوکراین و ایران به خوبی دریافته که آسیب پذیری آن بسیار بیشتر از سودی است که با آمریکا دارد.
همکاری علیه ایران هزینههای متعددی برای اروپا دارد. ضمن اینکه با درگیر شدن اروپا در جنگی که آمریکا و رژیم صهیونی از عهده آن بر نیامدند ممکن است اوکراین را دچار مشکل جدی کند و حمایت اروپا از اوکراین که دروازه قاره سبز است برای مسئولان آن بسیار حیاتیتر است تا جنگ در خاورمیانه که عاقبت آن مشخص نیست.