به گزارش صراط به نقل از فارس، انتشار متوالی دو خبر از دیدارهای فرماندهی کل قوا، یکی با رئیس قوه مجریه و دیگری با فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، برنامه رسانهای جبهه دشمن را که بر القای «خلأ در قدرت تصمیمگیری» یا «ناهماهنگی در سطوح عالی نظام» متمرکز شده بود، متلاشی کرد.
آنچه بهویژه مؤثر بود، ترتیب هوشمندانه و همزمان ارائه این دو تصویر بود؛ یکی از مقوله هدایت و چارچوببخشی کلان مدیریتی کشور و دیگری از نوع فرماندهی میدانی و اقدامات برخوردی در حوزه دفاعی و امنیتی. این دو پیام کنار هم تصویری از مدیریت یکپارچه، اما با تقسیم نقشها را عرضه کردند؛ «مدیریت جبهه زندگی مردم» در کنار «مدیریت میدان نبرد».
توالی رسانهای و شکستِ روایتِ دشمن
دیدار رئیسجمهور با فرماندهی کل قوا، بهسرعت پیام ثبات خطمشی و بازخوانی اولویتها و فرامین مدیریتی را منتقل کرد؛ و به دنبال آن، دیدار فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا با اعلام تدابیر جدید عملیاتی نشان داد که تصمیمگیریهای راهبردی با سرعت و دقت در حال پیگیری است.
سه مؤلفه کلیدی در شیوه فرماندهی کل قوا
سرلشکر عبداللهی از جزئیات این دیدار گفت و خبر داد که فرماندهی کل قوا تدابیر جدید و راهگشایی برای تداوم اقدامات و مقابله مقتدرانه با دشمنان را ابلاغ فرمودند.
بر اساس اظهارات فرمانده قرارگاه و قرائت عمومی از رفتار فرماندهی کل قوا، میتوان سه مولفه محوری را استخراج کرد که الگوی تصمیمسازی و فرماندهی را شکل میدهد:
رصد لحظهای میدان: اطلاعات میدانی و گزارشهای عملیاتی بدون تأخیر و واسطه به سطوح بالای فرماندهی میرسد و تحلیل و صدور فرمان در همان بستر زمانی انجام میگیرد.
تفکیک عرصههای تصمیمگیری: حوزه مدیریتی کشور و عرصه نظامی-امنیتی بهصورت متمایز، اما هماهنگ اداره میشود. به عبارت دیگر سردرگمی در مرز وظایف وجود ندارد و هر عرصه فرامین و سازوکارهای خاص خود را دریافت میکند.
تجدیدناپذیری اشراف اطلاعاتی: اشراف راهبردی و اطلاعاتی در سطوح عالی فرماندهی، امکان اتخاذ تدابیر مقتدرانه و بهموقع را فراهم میآورد. نمونههای عملی این اشراف در شاهراه تنگه هرمز قابل بازشناسی است و نشان میدهد که تصمیمها بر پایه درک عمیق از تحولات اتخاذ میشوند.
تنگه هرمز؛ سنگ محک مدیریت پویا
تنگه هرمز بهعنوان یک گلوگاه راهبردی در این مقطع نمونه ملموس پیاده سازی سیاستها و شیوههای فرماندهی بوده است.
در دستورات ایشان، فرمان اهرم مسدود کردن تنگه هرمز در تاریخ ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۴، وارد شدن هرمز به مرحله جدیدی از مدیریت در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۵، و اعمال قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه هرمز در تاریخ دهم اردیبهشت ۱۴۰۵ نمونه از تدابیر پویا و راهبردی بوده است.
به گونهای که اکثر کارشناسان به شکست آمریکا در برابر این سیاست عملیاتی شده اذعان داشتند. نمونهاش اظهارات مرشایمر استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو است که گفته «آمریکا به شکل فاحعهباری در برابر ایران شکست خورده است؛ ایران درحال حاضر کنترل تنگه هرمز را دراختیار دارد و ساختار پایگاههایمان در منطقه ویران شده است.»