سه‌شنبه ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶

دنیا به قبل جنگ با ایران برنمی‌گردد

دنیا به قبل جنگ با ایران برنمی‌گردد
در 57 روز گذشته، یکی از راهبردی‌ترین راه‌های دریایی جهان تحت کنترل ایران قرار گرفته، بازار نفت تکانی اساسی خورده و قیمت نفت تقریباً دو برابر شده است. این همه ماجرا نیست. حالا تأمین برخی کالا‌های اساسی در جهان مثل مواد شیمیایی که از این تنگه عبور می‌کرد هم با بحران مواجه شده است تا کارشناسان اعتراف کنند اثرات آن بلندمدت و خسارت‌بار خواهد بود.
کد خبر : ۷۳۵۸۱۸

به گزارش صراط به نقل از فرهیختگان: تلویزیون دولتی ژاپن ورود نفتکشی آمریکایی به این کشور را به‌صورت زنده پخش کرد. رسانه‌ها می‌گویند این اولین نفتکشی است که بعد از کنترل تنگه هرمز توسط ایران وارد این کشور می‌شود. نمایش این صحنه ترسیم دقیقی از تغییر معادلات جهانی پس از جنگ ایران به نمایش می‌گذارد. در واقعیت نبرد 57 روزه منطقه‌ای ایران، قدرتی دیگر را به جهانیان معرفی کرد. ایران با طراحی هوشمندانه و با استفاده ترکیبی از قدرت نظامی و موقعیت ژئوپلیتیکی‌اش نشان داد اگر بخواهد می‌تواند جهان را تکان دهد. 

در 57 روز گذشته، یکی از راهبردی‌ترین راه‌های دریایی جهان تحت کنترل ایران قرار گرفته، بازار نفت تکانی اساسی خورده و قیمت نفت تقریباً دو برابر شده است. این همه ماجرا نیست. حالا تأمین برخی کالا‌های اساسی در جهان مثل مواد شیمیایی که از این تنگه عبور می‌کرد هم با بحران مواجه شده است تا کارشناسان اعتراف کنند اثرات آن بلندمدت و خسارت‌بار خواهد بود. 

این نمایش قدرت در نبرد با بزرگ‌ترین ارتش دنیا اتفاق افتاد. علاوه بر مسدودی تنگه هرمز که یکی از تبعات عینی این جنگ است، در تصویری کلان‌تر، ایران در نبرد نامتقارن، تصویر شکست‌ناپذیری این قدرت نظامی را در چشم جهان فروریخت. این اتفاق نه‌فقط در حوزه نبرد نظامی که در نبرد اقتصادی، جنگ رسانه‌ای و حتی دیپلماتیک نیز دست برتر ایران را به جهان نشان داد. رویدادی که پس از عبور از این جنگ، جهان را به سمت تغییر مناسبات و معادلاتشان با جهان خواهد برد. 

آبراهی حیاتی که قدرت هژمونیک آمریکا را به چالش کشید

تنگه هرمز؛ آبراهی که حدود 160 کیلومتر طول دارد و عرض آن در پهن‌ترین قسمت به 95 کیلومتر و در باریک‌ترین نقطه به 33 کیلومتر می‌رسد. 20 درصد از عرضه نفت جهان را به خود اختصاص داده و روزانه به طور متوسط حدود 130 کشتی از این تنگه راهبردی عبور می‌کرد. پس از نبرد 57 روزه این تنگه راهبردی به یکی از کابوس‌های جهان تبدیل شده است. ایران این اهرم فشار قدرتمند را در جنگ با آمریکا استفاده کرد و حالا 57 روز است که تنگه هرمز تحت کنترل ایران قرار دارد و عبور و مرور کشتی‌ها در آن، کاهشی قابل توجه پیدا کرده است. 

به گفته مؤسسه اطلاعاتی «لویدز لیست انتلیجنس»، تعداد عبور کشتی از تنگه از شروع جنگ ایران تاکنون، کاهشی 95 درصدی پیدا کرده و میانگین کشتی‌های عبوری به 6 فروند در روز رسیده است. ایران در این جنگ علاوه بر خسارت‌های نظامی که به پایگاه‌های آمریکا وارد کرده، با کنترل تنگه هرمز شوکی به اقتصاد جهان وارد کرده که طبق گزارش رسانه‌های غربی خسارت‌های وارد شده به اقتصاد جهان پس از مسدودی تنگه هرمز تا مدت‌ها جبران نخواهد شد و یکی از تبعات آن کسری قابل توجه نفت در جهان است. 

در پیش‌بینی که مؤسسه کپلر منتشر کرده کسری عرضه نفت ناشی از انسداد تنگه هرمز تا پایان ماه‌آوریل به 700میلیون بشکه خواهد رسید. این رقم حتی با فرض آنکه تنگه هرمز همین امروز نیز بازگشایی شود، ماه‌ها طول خواهد کشید تا جبران شود. به همین منظور کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که حتی با بازگشت روند عبور و مرور در تنگه هرمز، قیمت نفت به روز‌های پیش از انسداد تنگه باز نخواهد گشت. کارشناسان اقتصاد جهانی می‌گویند اگر روند انسداد تنگه هرمز به همین شکل ادامه پیدا کند، جهان با بحران‌هایی مثل قحطی برخی مواد غذایی روبه‌رو خواهد شد.

 روز گذشته، رسانه‌ها ویدئویی از ذوق‌زدگی ژاپنی‌ها از ورود نفتکشی به این کشور منتشر کردند. تلویزیون ژاپن ورود این نفتکش را به طور زنده پخش کرد؛ چراکه گفته می‌شود این اولین نفتکشی است که پس از انسداد تنگه هرمز وارد این کشور می‌شود. واکنش ژاپن نشان می‌دهد جهان تا چه اندازه از مسدودشدن تنگه هرمز، متأثر و متضرر شده است. مرور این خسارت‌ها که با ادامه محدودیت‌ها بیشتر نیز خواهد شد، نشان می‌دهد جنگ ایران اثرات عمیقی بر اقتصاد جهانی گذاشته تا آنجا که بازگشت به شرایط پیش از جنگ را تقریباً غیرممکن کرده است. نکته کلیدی آن است که عامل این بحران کشوری است که سال‌ها مدعی بود نقش ژاندارم خاورمیانه را ایفا کرده، حالا نه‌تنها بحران خاورمیانه را حل نکرده که بحرانی تازه برای جهان به وجود آورده است. 

فروریختن تصویری غیرواقعی

جنگ 57 روزه ایران علاوه بر حوزه اقتصادی، خسارت‌های بزرگتر و عمیق‌تری را نیز برای آمریکا به وجود آورد. آمریکایی‌ها در حوزه نظامی ارتشی قدرتمند و مجهز دارند و در این حوزه جزء قدرت‌های مسلط جهانی به شمار ‌می‌روند. آمریکا در این حوزه صاحب فناوری‌های منحصر به فرد است؛ اما این توانمندی‌ها برای تحقق پیروزی در میدان نبرد کافی نیستند. واقعیت آن است که تصویری که از توانمندی‌ها و قدرت‌های آمریکا در جهان ارائه شده بزرگ‌تر از توانمندی‌های واقعی آمریکاست. 

بخش زیادی از هیمنه‌ای که آمریکا در جهان ایجاد کرده برآمده از قدرتی برساختی است. نبرد نامتقارنی که ایران در مواجهه با آمریکا در پیش گرفت، بخش زیادی از تصویر ساخته شده را فروریخت. در موقعیتی که آمریکا توانایی‌اش برای مدیریت بحران‌های جهانی را از دست داده، با ناتو به اختلافات گسترده‌ای خورده و صدای اعتراض متحدانش را بلند کرده که آمریکا را غیرقابل اعتماد می‌دانند، شروع جنگ با ایران که با هدف نجات آمریکا از این موقعیت بحرانی صورت گرفت، ایالات متحده را به باتلاقی فروبرد که از هر روشی استفاده می‌کند، تنها گره این بحران‌ها را کورتر می‌کند. شاید یکی از کلیدی‌ترین خسارت‌هایی که آمریکا در جنگ با ایران متحمل شد را بتوان در فروریختن این تصویر قدرت که به‌خودی‌خود بازدارندگی تولید می‌کرد جست‌وجو کرد. این رویداد، شکستی راهبردی برای آمریکا به همراه داشت. شکستی که کشور‌های درگیر با آمریکا را به سمت تغییر در محاسباتشان خواهد برد. 

موعد بازبینی در سیاست‌های چین و روسیه علیه آمریکا

در آستانه حرکت جهان به سمت نظم چندقطبی و افزایش شکاف میان آمریکا با قدرت‌های نوظهوری مثل چین و روسیه، این نگرانی طرح می‌شد که در صورت حرکت کشور‌ها به سمت نبرد نظامی با آمریکا، چه سرنوشتی در انتظار جهان خواهد بود؟ این مسئله تا آنجا پررنگ بود که این کشور‌ها نیز برای جلوگیری از نبرد با قدرت مسلط جهان، رویکردی محافظه‌کارانه پیش گرفته بودند.

روسیه در بحران اوکراین و چین در ماجرای تایوان تلاش می‌کردند تا جای ممکن از افزایش تنش‌ها با آمریکا فاصله گرفته و اجازه گسترش حوزه نزاع را ندهند؛ اما جنگ ایران با آمریکا این نگاه را در رقبای آمریکا به وجود آورد که می‌توانند در نقاط نزاعشان با آمریکا از مرحله محافظه‌کاری عبور کرده و بدون آنکه خسارات زیادی ببینند، آسیب زیادی به دشمن وارد کنند. در واقعیت، نبرد ایران با آمریکا این شجاعت را در رقبای آمریکا ایجاد کرد که آنان می‌توانند از گزینه نظامی نیز در نبرد با آمریکا استفاده کنند. 

جهان برای آمریکا به 1991 باز نخواهد گشت

پس از نبرد ایران با آمریکا، تصویر قدرتمندی که جهان از آمریکا ترسیم کرده بود به یکباره فروپاشید. این کشور هنوز ابرقدرتی جهانی به شمار می‌رود؛ اما این به آن معنا نیست که قدرتی شکست‌ناپذیر است و نقطه‌ضعفی ندارد. ایران با ایستادن روی نقاط ضعف آمریکا، موفق شد در نبرد با ایالات متحده دست برتر را به دست آورد. لحظه افول قدرت هژمونیک آمریکا که چندین سال است که تحلیلگران جهانی از آن سخن می‌گویند، حالا در نزدیک‌ترین موقعیت خود قرار دارد. خطای راهبردی آمریکا در نبرد با ایران موجب شد علاوه بر توان اقتصادی و سیاسی، توان نظامی ایالات متحده نیز به چالش کشیده شود. پیش‌ازاین حتی تهدید نظامی آمریکا مبنی بر حرکت ناوشکن‌های آمریکایی و اعمال محاصره دریایی به‌خودی‌خود برای ایالات متحده قدرت بازدارنده تولید می‌کرد؛ اما اکنون سطح این بازدارندگی آن‌قدر کاهش پیدا کرده که طرف مقابل نه‌تنها ناو‌های آمریکایی را تهدید به نابودی می‌کند، بلکه این تهدید را اجرایی کرده و نمایش بازدارندگی این کشور و قدرت تهدیدش را به چالش کشید.

این همه ماجرا نیست. در این نبرد متحدان نظامی آمریکا حاضر به همراهی او در این جنگ نشدند و ایالات متحده عملاً در این نبرد تنها ماند. از سمت دیگر، مسدودشدن تنگه هرمز و افزایش فشار به اروپایی که در حال حاضر درگیر نبرد با روسیه در زمین اوکراین است، آنان را از متحد چندین‌ساله‌شان دل‌زده کرد، تا آنجا که نه‌فقط در موضع اعلامی، بلکه در موضع اعمالی نیز به سمت تنظیم مناسباتشان منهای آمریکا پیش ‌می‌روند. تعدد دردسر‌هایی که روی سر آمریکا آوار شده و ناتوانی این کشور در حل این بحران‌ها، نشان می‌دهد جنگ ایران اثری که می‌بایست را بر جهان گذاشته و حالا جهان پس از جنگ، برای آمریکا جهانی متفاوت خواهد بود که کمترین نمود آن این است که قدرتش دیگر به روز‌های جهان تک‌قطبی پس از فروپاشی شوروی باز نخواهد گشت.