دوشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۴

نتانیاهو شرکایش در بیروت را رسوا کرد

نتانیاهو شرکایش در بیروت را رسوا کرد
دیگر نمی‌توان آنچه در لبنان رخ می‌دهد را تجاوز خارجی علیه دولتی ضعیف دانست. نتانیاهو با یک جمله معادله را تغییر داد و شرکایش را معرفی کرد. الاخبار در تحلیلی تکان‌دهنده، ابعاد این رسوایی بزرگ را فاش می‌کند.
کد خبر : ۷۳۵۷۱۵

به گزارش صراط به نقل از فارس؛ روزنامه لبنانی الاخبار در تازه‌ترین تحلیل خود از رفتار دولت حاکم بر لبنان در قبال تجاوزات وحشیانه اسرائیل، نوشت که دیگر نمی‌توان آنچه در لبنان رخ می‌دهد را به‌عنوان تجاوزی خارجی علیه یک دولت ضعیف تلقی کرد؛ بلکه ضروری است آن را همان‌گونه که هست توصیف کرد: حمله‌ای با پوشش رسمی؛ پوششی که از سوی قدرتِ صاحب وصایت و همراه اشغالگر فراهم شده است. قدرتی که با سکوتش در برابر جنایت از یک سو و با سیاست‌هایی که چتری حمایتی برای این حمله ایجاد می‌کنند از سوی دیگر پیش می‌رود.

افشاگری نتانیاهو: عملیات جنوب طبق تفاهم با دولت لبنان است

در این یادداشت به قلم میسم رزق آمده است: هنگامی که نخست‌وزیر دولت اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به‌صراحت اعلام می‌کند که عملیات نظامی در جنوب «طبق تفاهمات با دولت لبنان» انجام می‌شود، موضوع از حد تبلیغات سیاسی فراتر می‌رود و پرسشی خطرناک را مطرح می‌کند: این چه دولتی است که توافق می‌کند که به زمینش حمله شود؟

جنوب زیر آتش؛ آتش‌بس دروغین ترامپ

در جنوب، حملات هوایی ادامه دارد: روستا‌ها ویران می‌شوند، غیرنظامیان آواره می‌شوند و آسمان از پهپاد‌ها خالی نمی‌شود. آتش‌بسی که قرار بود از مردم  حفاظت کند و قدرتِ وابسته به رئیس‌جمهور جوزف عون و نخست‌وزیر نواف سلام مدعی بود که آن، هدیه‌ای از «دوستشان» دونالد ترامپ است، به ابزاری برای تقویت مسیر دیپلماتیکِ عقب‌نشینی‌طلبانه تبدیل شده است.

شبهاتی که بر خیانت دولت لبنان صحه می‌گذارد

خطرناک‌تر از همه این است که مشکل فقط ناتوانی آشکار دولت در حفاظت از شهروندان و سرزمینش نیست، بلکه شبهاتی است که این ناتوانی را احاطه کرده است؛ و هرچقدر هم که قدرت حاکم بخواهد سخنان نتانیاهو را نادیده بگیرد، این سخنان او را در جایگاه اتهامی مستقیم قرار می‌دهد.

زیرا یا این تفاهمات واقعاً وجود دارند؛ که در این صورت معنای آن آغاز خیانتی کامل به میهن است. یا وجود ندارند که در این صورت، دولت حتی در حفظ تصویر خود و تحمیل روایت رسمی‌اش نیز شکست خورده است، و مدیریت جنگ بر سرزمینش را به دشمن واگذار کرده است. همان‌گونه که در ماجرای بیانیه صادرشده پس از نخستین نشست لبنانی–اسرائیلی در واشنگتن رخ داد و دولت نه آن را تکذیب و نه توضیحی ارائه کرد!

سه‌هفته فرصت ترامپ برای مصافحه عون و نتانیاهو

از سوی دیگر، گزارش‌هایی درباره احتمال دیدار‌هایی در واشنگتن، آن هم پس از آنکه ترامپ به دولت سه هفته فرصت داد تا توانایی‌اش را برای دستیابی به یک سازش سریع در یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های منطقه‌ای—از طریق واداشتن عون به دست دادن با نتانیاهو ثابت کند؛ مسأله‌ای که دولت را در برابر معادله‌ای قرار می‌دهد که تلاش می‌کند میان سه مسیرِ درهم‌تنیده و متعارض هماهنگی ایجاد کند:

فشار آمریکا در جهت گزینه‌های پیشرفته مذاکره.

تشدید نظامی مستمر اسرائیل در جنوب.

مدیریت وضعیت داخلی با همه حساسیت‌های توازن‌های موجود در دولت و جامعه.

روشن است که در لبنان کسانی هستند که خود را در چارچوبی تنگ می‌بینند و ضرورت مشارکت در مسیر سازش‌های گسترده‌تر را احساس می‌کنند. در مقابل کسانی هستند که بر این باورند هرگونه امتیازدهی زیر فشار اسرائیل، توازن داخلی را تهدید می‌کند. این وضعیت، تحرکات خارجی نسبت به لبنان را فعال کرده است تا این مسیر‌ها را پوشش دهد، اما در عین حال آن را کنترل‌شده نگه دارد، تا از افزایش شکاف با بخشی اساسی از جامعه لبنان جلوگیری شود.

عربستان وارد میدان شد

تحرکات فرستاده سعودی «یزید بن فرحان» در لبنان نیز در همین راستا صورت گرفت. کسی که تلاش کرد «شتاب عون به‌سوی توافق با اسرائیل» را متوقف کند.

بنا بر این یادداشت، موضع عربستان را نمی‌توان مخالفت با اصل مذاکره دانست، زیرا ریاض در اصل از پیوستن لبنان به روند عادی‌سازی روابط حمایت می‌کند، اما نمی‌خواهد این گام بدون نظارت و حمایت خود عربستان و به‌صورت تحریک‌آمیز انجام شود.

بن فرحان به عون اطلاع داده است که نباید فراتر از آنچه سایر کشور‌های عربی انجام داده‌اند پیش برود و تصویری از «دست دادن» با نتانیاهو به‌عنوان یک دستاورد به اسرائیل هدیه کند.

عربستان هم‌زمان برای فراهم‌کردن پوشش اسلامی برای اقدامات عون تلاش کرد.  آن هم از طرسق موضع‌گیری «شورای شرعی اسلامی عالی» که پس از نشستی به ریاست مفتی جمهوری، شیخ عبداللطیف دریان، بر «حمایت از مذاکرات دیپلماتیک برای پایان جنگ» و درعین‌حال «تأکید بر اختیارات رئیس‌جمهور در این پرونده طبق قانون اساسی» تأکید کرد. تصمیمی که به‌گفتهٔ منابع، با هدایت بن فرحان اتخاذ شد.

هدف این گام، ایجاد «پوشش رسمی سنی» برای عون بود، صرف‌نظر از آنکه بخش گسترده‌ای از جامعه سنی، ایده مذاکره مستقیم با اسرائیل را برنمی‌تابد.

تلاش برای جدا کردن حزب‌الله و امل

ریاض در تلاشی موازی، برای جدا کردن صف میان حزب‌الله و جنبش امل نیز دست به کار شد تا نبیه بری، رئیس مجلس، را به فراهم‌سازی «نیمی از پوشش شیعی» قانع کند؛ اقدامی که هدفش جلوگیری از هرگونه انفجار داخلی است که ممکن است دولت نواف سلام و ثبات کشور را تهدید کند.

سکوت رسمی؛ نه تکذیب، نه توضیح

از دیگر سو، هیچ‌یک از مقامات دولتی لبنان سخنان نخست‌وزیر اسرائیل را تکذیب نکردند و در حالی‌که تیم ریاست‌جمهوری از پاسخ‌دادن به پرسش درباره سفر احتمالی عون به واشنگتن _ در مهلتی که ترامپ تعیین کرده_ طفره می‌رود و تنها به اظهارات مبهمی بسنده کرده که گویا تمایلی به دیدار نتانیاهو ندارد.  واقعیت این است که عملکرد رسمی دولت دیگر با واژه‌هایی، چون «ضعف» یا «ناتوانی» قابل‌توجیه نیست.

منتقدان: لبنان در مسیر عادی‌سازی و فروپاشی است

منتقدان دولت صراحتاً می‌گویند: واداشتن لبنان به ورود در مذاکرات از موضع ضعف، آن را از عمق راهبردی منطقه‌ای‌اش جدا می‌کند و به‌سمت گزینه‌های خطرناکی، چون عادی‌سازی می‌کشاند. همچنین سکوت طولانی در برابر نقض‌های اسرائیل نسبت به توافق آتش‌بس، فضایی ایجاد کرده که دشمن می‌تواند چنان رفتار کند که گویی تصمیم‌گیرنده اصلی نه‌فقط در جنوب، بلکه در کل لبنان است. امری که صحنه را به‌شدت پیچیده‌تر کرده و دیگر نمی‌توان با خطابه‌های کلی با آن روبه‌رو شد، زیرا این وضعیت در عمل به معنای واگذاری تصمیم لبنان به دیگران است.

در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که: مسئله فقط توقف تجاوز نیست؛ بلکه چگونه می‌توان از سقوط مفهوم خودِ دولت در لبنان جلوگیری کرد؟ آیا صرفاً با صدور بیانیه‌های محکومیت و اعتراض می‌توان جلوی این روند را گرفت؟