به گزارش صراط به نقل از فارس تصور کنید دشمنی با تمام توان نظامی و رسانهای وارد میدان شود، به جان و مال مردم بیگناه تعرض کند، از هیچ جنایتی فروگذار نباشد، اما ناگهان ببیند نهتنها به جایی نرسیده که خود در باتلاقی فرورفته که راه فراری ندارد. این دقیقاً همان سرنوشتی است که در طول این سالها، برای هر متجاوزی که به حریم ایران چشم دوخته، رقم خورده است. راز این شکستناپذیری در یک عبارت سه کلمهای خلاصه میشود: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ».خداوند در قرآن کریم، پس از آنکه مؤمنان از تهدید دشمنان ترسیدند، این آیه را نازل فرمود: «الَّذینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم إیمانًا وَقالوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ». یعنی کسانی که به آنان گفته شد مردم برای جنگ با شما جمع شدهاند، از آنها بترسید، اما این تهدید بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و او بهترین کارگزار است». تهدید نهتنها آنان را نترساند که بر ایمانشان افزود. این دقیقاً همان چیزی است که در ایران امروز میبینیم.بارهاوبارها این صحنه تکرار شده است. دشمن با غروری کورکورانه بهسوی ایران حمله میکند، تصور میکند ظرف چند روزکار تمام است. اما ناگهان میبیند نهتنها پیش نرفته که بهترین و عزیزترین سرمایههای خود را در این مسیر ازدستداده است. آنگاه ناچار میشود دست تمنا بهسوی قدرتهای جهانی بلند کند، درخواست آتشبس دهد، پای میز مذاکره بنشیند و التماس کند که از این باتلاق نجاتش دهند. اما عبرت اینجاست: همین که نفس راحتی بکشند، دوباره عهدشکنی میکنند و دست به هر جنایتی میزنند؛ از دزدی دریایی در آبهای بینالمللی تا تعرض به کاروانهای بشردوستانه.
یعنی ما به هیچ ابرقدرتی وابسته نیستیم. یعنی ناتو، شورای امنیت، اتحادیه اروپا و تمام پیمانهای نظامی جهان، در مقابل «کارگزار بودن خدا» برای ما ارزشی ندارند. دشمن وقتی میبیند در برابر هر تعرضی، نه با زبان التماس که با عمل قاطع و بهموقع پاسخ میگیرد، تازه میفهمد با چه کشوری طرف است و وقتی دید عهدشکنیها و دزدیهای دریایی آنها نهتنها بیپاسخ نمانده که ایران بااقتدار کامل درهای تنگه هرمز را به روی متجاوزان بسته است، آن وقت است که معنای واقعی «حَسْبُنَا اللَّهُ» را درک میکند.چون «حسبنا الله» یعنی خط قرمزی که نه با دلار میشود خرید، نه با بمب میشود شکست، نه با تحریم میشود نرم کرد. دشمن به مردمی عادت دارد که با فشار اقتصادی و نظامی تسلیم میشوند. اما ایران با «حسبنا الله» در میدان ایستاده است. هر بار که دشمن خیال حمله کرده، چنان سیلیخورده که تا سالها جرئت تکرار پیدا نکرده. هر بار که عهدشکنی کرده، چنان پشیمان شده که التماس آتشبس سر داده است. امروز، هر سیاستمداری در واشنگتن و تلآویو میداند که صحبت از «حمله به ایران» مثل صحبت از «حمله به ماه» است.قسمت جالب آیه اینجاست: «فَزادَهُم إیمانًا». تهدید نهتنها آنان را نمیترساند که بر ایمانشان میافزاید. دشمن هر جنایتی کرد، هر دختر و پسری را به شهادت رساند، هر سردار بزرگی را ترور کرد، هر تحریم ظالمانهای را اعمال نمود، نتیجه را دید: ایران قویتر، متحدتر و مصممتر از قبل. دشمن هر چه فشار آورد، ایران تنگه هرمز را قاطعانهتر بست. هر چه عهدشکنی کرد، ایران پاسخ محکمتری داد. این همان «فَزادَهُم إیمانًا» در عمل است؛ همان سنت تغییرناپذیر الهی.
این پیام را از زبان قرآن بشنوید: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ». یعنی دیگر بس است. ما از تهدیدهای شما نمیترسیم. ما به وعدههای شما امید نداریم. ما به قدرتهای شما تکیه نمیکنیم. خدا ما را بس است و او بهترین کارگزار است. شما هر بار حمله کردید، شکست خوردید و به التماس افتادید. هر بار عهد بستید، نقض کردید. هر بار دزدی دریایی کردید، پاسخ محکم خود را گرفتید. و هر بار ایران تنگه هرمز را بست، دنیا لرزید. این سنت الهی است که هیچ قدرتی نمیتواند آن را تغییر دهد.در دنیای امروز، قدرتها به دنبال «متحد» هستند؛ کشورها به دنبال «پشتیبان»؛ ارتشها به دنبال «تجهیزات». اما ایران به چیزی فراتر از همه اینها رسیده است: «وکیل» و «کارگزار»ی که نه میخوابد، نه فراموش میکند، نه میتوان او را تحریم کرد و نه میتوان به او حمله کرد. با این وکیل، از چه کسی بترسیم؟ از حملههایی که به شکست و التماس ختم میشود؟ از عهدشکنیهایی که پاسخش بستن تنگه هرمز است؟ «حَسْبُنَا اللَّهُ» برای همه اینها کافی است.