چهارشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۰۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۱:۳۴

نشریه نیویورکر:‌ اولین قربانی جنگ ترامپ با ایران، «حقیقت» بود

نشریه نیویورکر:‌ اولین قربانی جنگ ترامپ با ایران، «حقیقت» بود
به نوشته‌ی این نشریه، تلخ‌ترین طنز در این است که رئیس‌جمهوری که مثلا با زبان رهایی‌بخشی با مردم ایران سخن می‌گوید، آزادی مطبوعات را در کشور خودش به بگیر و ببند تهدید می‌کند.
کد خبر : ۷۳۱۴۵۳

به گزارش صراط به نقل از مشرق، نشریه‌ی آمریکایی نیویورکر، یکی از نشریات قدیمی و تاثیرگذار بر طیف تحصیل‌کرده‌ی شهرهای بزرگ آمریکا، در مقاله‌ای، دروغگویی، نداشتن راهبرد و روند روزافزون دیکتاتوری شخصی را مهم‌ترین مشخصه‌ی ترامپ در طول سه هفته جنگ با ایران معرفی می کند.

نشریه نیویورکر:‌ اولین قربانی جنگ ترامپ با ایران، «حقیقت» بود

«در جنگ، حقیقت اولین قربانی است.» این جمله اغلب به آیسخولوس نسبت داده می‌شود و هرگز اهمیت خود را از دست نداده است. گاهی مقصر، ناظر است—خبرنگاری که تبلیغات می‌کند، مورخی که اسطوره‌سازی می‌نماید. اکنون، سه هفته گذشته از جنگی که از سر انتخاب آغاز شده، اصلی‌ترین متخلف، رئیس‌جمهور ایالات متحده است.

بیست و هشتم فوریه، ساعت دو و نیم بامداد، واحد عملیات مطبوعاتی کاخ سفید ویدئویی از پیش ضبط‌شده‌ای از دونالد ترامپ در مار-ئه-لاگو منتشر کرد که پشت تریبونی در نور کم ایستاده بود. ترامپ با کلاه بیسبال بزرگ آمریکایی و بدون کراوات، اعلام کرد که به بمب‌افکن‌های آمریکایی دستور داده است تا نابودی اهداف را در سراسر جمهوری اسلامی ایران آغاز کنند. ترامپ ادعای اقدام پیش‌دستانه کرد. او گفت که برای «دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدهای قریب‌الوقوع رژیم ایران» دست به اقدام زده است. (این گیج‌کننده بود. مگر ترامپ ژوئن گذشته اعلام نکرده بود که برنامه هسته‌ای ایران را «نابود» کرده است؟ مگر وزیر امور خارجه عمان، که میانجی بین آمریکا و ایران در مذاکرات ژنو بود، به تازگی به برنامه «فیس دِ نیشن» نگفته بود که «توافق صلح در دسترس است»؟) ترامپ سپس به مردم ایران توصیه کرد که به نحوی پناهگاهی بیابند— «بیرون بسیار خطرناک است، همه جا بمب خواهد ریخت» —اما سپس، در زمانی نامشخص، آن‌ها باید «کنترل» دولت خود را «به دست بگیرند». «ببینیم چطور واکنش نشان می‌دهید.» و به شنوندگان آمریکایی خود اعتراف کرد: «ممکن است تلفاتی داشته باشیم. این اتفاق اغلب در جنگ می‌افتد.»

برای یک خودشیفته‌ای که وسواس نمایش قدرت و عظمت دارد، ترامپ اجرایی به طرز عجیبی سست ارائه داد. لبه کلاه بیسبالش نگاهش را پوشانده بود. متن را سریع و پریشان خواند. و به جای این‌که با شتاب به کاخ سفید بازگردد، در باشگاه خصوصی خود ماند. قرار بود در شام جمع‌آوری کمک مالی شرکت کند. این استیون چونگ، مدیر ارتباطات بود که دستورالعمل‌های روشنی درباره نحوه واکنش به چشم‌انداز جنگی دیگر آمریکا در خاورمیانه ارائه داد. او در ایکس نوشت: «هیچ وحشتی نکنید! به ترامپ اعتماد کنید!»

به زودی می‌شد صدای رئیس‌جمهور را به همراه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، شنید که دقت خود را در «از کار انداختن» سران ایران و تسطیح تأسیسات نظامی، پلیس و اطلاعاتی می‌ستودند. و با این حال، همانطور که دونالد رامسفلد، وزیر دفاع اسبق، زمانی در بحبوحه ماجراجویی فاجعه‌بار آمریکا در عراق به سادگی گفت: «اتفاقات می‌افتند.» آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم، و بسیاری از سلسله مراتب امنیتی ایران از روز اول بمباران زنده نماندند؛ حدود صد و هفتاد و پنج بی‌گناه نیز در شهر میناب در جنوب کشور جان باختند که بیشترشان کودک بودند. وقتی در مورد مدرسه دخترانه‌ای در آن‌جا پرسیده شد که توسط موشک کروز آمریکایی مورد اصابت قرار گرفته بود، ترامپ ایران را مقصر دانست. او گفت: «همانطور که می‌دانید، آن‌ها در مهمات خود بسیار غیردقیق هستند.»

اکنون که جنگ هم منطقه و هم اقتصاد جهانی را فراگرفته، ترامپ و مشاوران چاپلوسش دست به بداهه‌پردازی لحظه‌ای زده و توجیهات متناقضی برای جنگ و پیش‌بینی‌هایی درباره مدت آن مطرح می‌کنند. ایرانی‌ها به ساخت موشک‌هایی نزدیک شده بودند که می‌توانست به آمریکا برسد (نبودند). هفته‌ها تا ساخت بمب هسته‌ای فاصله داشتند (نداشتند). اسرائیل آمریکا را به جنگ کشاند (مارکو روبیو). «نه، من ممکن بود آن‌ها را به جنگ کشیده باشم.» (ترامپ). همه چیز درباره تغییر رژیم است (ترامپ). این درباره تغییر رژیم نیست (ترامپ، بعداً). همه افراد رئیس‌جمهور وقتی با این تناقض‌ها و دروغ‌ها مواجه می‌شوند، از او پیروی می‌کنند: رسانه‌ها را مقصر می‌دانند.

ترامپ با فزونی فزاینده، خبرنگاران (به ویژه خبرنگاران زن) را سرزنش می‌کند. از رسانه‌ها به عنوان تفریح شکایت می‌کند. قاطعیت کم‌یاب است. مالک واشنگتن پست، روزنامه فاش‌کننده‌ی رسوایی واترگیت، صرفاً برای حفظ لطف ترامپ، آسیب جبران‌ناپذیری به اعتبار خود وارد کرده است.

اما با وجود اینکه رئیس‌جمهور احترام چندانی برای آزادی مطبوعات قائل نیست، تشنه توجه بی‌وقفه آن‌هاست. نیاز او شباهت به اعتیاد دارد. این روزها در واشنگتن، به سختی خبرنگاری یافت می‌شود که شماره تلفن همراه رئیس‌جمهور را نداشته باشد. گفته می‌شود بهترین زمان برای تماس گرفتن، اواخر شب هنگام تماشای خودش در تلویزیون و پست‌های زننده در لباس خواب است. او دوست دارد با خودش بلند حرف بزند و سپس تماشا کند که این حرف‌ها در پایتخت‌های خارجی و در بازارها ثبت می‌شود. اخیراً، حاضر است هر چیزی بگوید. جنگ به زودی تمام می‌شود. یا شاید نه. هرچی. هر شبه‌انحصار خبری به همان اندازه زودگذر است که حشره یک‌روزه. اما چه کسی می‌تواند مقاومت کند؟ وقتی از احتمال اعزام نیروی پیاده‌نظام به ایران پرسیده می‌شود، به زبان گلف پاسخ می‌دهد: «من در مورد حضور نظامی در زمین، مشکل اضطراب ندارم.» در لحظاتی دیگر، به سادگی موضوع را عوض می‌کند، مثلاً به سلیقه خود در دکوراسیون داخلی می‌پردازد— «اگر پشت سر من را نگاه کنید، پرده‌های طلایی زیبا را می‌بینید.» سرگرم نشدید؟

مشاورانش، البته، می‌دانند چه کنند. پیت هگزت، وزیر دفاع، که گزارشگریِ واقعی در پنتاگون را سرکوب کرده و اتاق مطبوعاتی خود را با «تأثیرگذاران» {اینفلوئنسرها} و تبلیغ‌کنندگان پر کرده، اخیراً با لحن همیشگی خشم خود زمانی که پوشش خبری سی‌ان‌ان از جنگ را «اخبار جعلی» خواند، سخن گفت. او گفت خوشحال خواهد شد وقتی خانواده الیسون، که با ترامپ دوست هستند و قبلاً سی‌بی‌اس نیوز را بلعیده‌اند، سرانجام سی‌ان‌ان را نیز تصاحب کنند.

برندن کار، که کمیسیون ارتباطات فدرال را برای ترامپ اداره می‌کند، با تهدید به لغو مجوز شبکه‌های تلویزیونی که به نظر او «در حال اجرای حقه‌ها و تحریف‌های خبری هستند»، مشتاقانه به این نبرد پیوست. ترامپ خود را از خشم کار «هیجان‌زده» اعلام کرد. در تروث سوشال، «سازمان‌های خبری شدیداً غیرمیهن‌دوست» را به پخش «دروغ» متهم کرد. نوشت، «شاید»، خبرنگاران سرکش را تحت «اتهامات خیانت» تحت پیگرد قرار دهد.

تهدیدهای کار برای لغو مجوز شبکه‌ها، وزن قانونی ندارد؛ خطر فوری‌تر این است که مالکان رسانه‌ها، که از فشارهای اقتصادی پیش روی خود به خوبی آگاهند، بی‌سروصدا از پوشش انتقادی ریاست‌جمهوری ترامپ به طور کلی و جنگ به طور خاص بکاهند. آن‌ها از قرار گرفتن در خارج از مرز آن‌چه{طبق تبلیغات تیم ترامپ و شبکه‌ی تبلیغاتی او} «میهنی» تلقی می‌شود، هراس خواهند داشت. گری ویلز، مورخ، در مقاله‌ای درباره کتاب فیلیپ نایتلی در سال ۱۹۷۵ با موضوع روزنامه‌نگاری جنگی، «اولین قربانی»، نوشت: «یک دموکراسی لیبرال بیشتر از یک دولت توتالیتر تسلیم تبلیغات می‌شود. خودسانسوری همیشه مؤثرتر از سانسور بوروکراتیک است.»

تلخ‌ترین طنز این است که رئیس‌جمهوری که با زبان رهایی‌بخشی با مردم ایران سخن می‌گوید و آن‌ها را به انداختن یوغ "رژیمی که دهه‌ها آنان را شکنجه داده" تشویق می‌کند، همان کسی است که روزنامه‌نگاران آمریکایی را با اتهامات خیانت تهدید می‌کند و تلاش می‌کند رسانه‌ها را به اطاعت وادارد. ترامپ که در دوره اول خود توافق هسته‌ای را پاره کرد و در دوره دوم بدون هدفی منسجم به جنگ رفت، اکنون آتش خود را به سمت تنها چیزی که نمی‌تواند اجازه دهد باقی بماند؛ نشانه گرفته است: حقیقت. آنچه در خطر است، قدیمی‌ترین وعده دموکراسی است—اینکه مردم می‌توانند از دولت خود بخواهند در برابر آن‌چه به نام آن‌ها انجام می‌دهد، پاسخگو باشد.