شنبه ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۵
مروری بر زمینه‌های وقوع جنگ و آینده محتمل آن؛

چرا جنگ منطقه‌ای‌ شد؟

چرا جنگ منطقه‌ای‌ شد؟
فهم «آینده صحنه نبرد» بدون درک سبک حملات دشمن و پاسخ‌های ایران، نگاه به بازآرایی قدرت نظامی ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه و فشارهای داخلی آمریکا ممکن نیست.
کد خبر : ۷۲۸۳۰۳

به گزارشصراط به نقل از مشرق،  سرانجام دور دوم حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران در سال جاری، شروع شد؛ موضوعی که مهم‌ترین ویژگی آن «منطقه‌ای شدن جنگ» است.

خاورمیانه بار دیگر در حال ورود جدید به نظم‌سازی قرار گرفته و مدام الگوهای «بازدارندگی» آن تغییر می‌کند. حالا با درگیر شدن تمام کشورهای منطقه خلیج‌ فارس به جنگ و هدف قرار گرفتن پایتخت‌های کشورهای عرب، جنگ به سمت تمام‌عیار شدن در حال حرکت است.

سطح درگیری، ارسال سیگنال‌های ایران و بازتعریف خطوط قرمز جدید توسط ایران، پایین آمدن آستانه توقف تصمیم‌گیری توسط ایران، همه و همه نشان‌دهنده این است الگوی جدید بازدارندگی شبیه سابق نبوده است.

در چنین فضایی، فهم «آینده صحنه نبرد» بدون درک سبک حملات دشمن و پاسخ‌های ایران، نگاه به بازآرایی قدرت نظامی ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه و فشارهای داخلی آمریکا ممکن نیست.

* جنگ نمایشی ترامپ

ترامپ در سیاست خارجی، برخلاف بسیاری از رؤسای‌جمهور سنتی آمریکا نشان داده یک بوالهوس سیاسی است، به نتایج زودبازده بسیار معتقد است و در نهایت توان ماندگاری سیاسی بر مواضع خود را ندارد.

او این بار با استفاده از ابزار نظامی، باز هم می‌خواهد چانه‌زنی بیشتری را به بار آورد تا یک پیروزی نمایشی را برای خود فاکتور کند و خود را قهرمان یک بحران دیگر نشان دهد. این استراتژی چند ستون اصلی دارد.

الف- بازآرایی بازدارندگی نظامی

ایالات متحده درک بسیار دقیقی از وضعیت شکوفایی ایران به عنوان قطب قدرت منطقه‌ای دارد، بنابراین تمام تلاش خود را برای مهار ایران انجام می‌دهد. یکی از بحث‌هایی که ترامپ برای توجیه حملات به ایران مطرح کرد، موضوع خنثی‌سازی توان هسته‌ای، موشکی و دریایی ایران بوده است.

بنابراین از منظر ترامپ و تیم امنیتی ترامپ «بازدارندگی آمریکا در برابر ایران در منطقه تضعیف شده است». اعزام سامانه‌های پدافندی بیشتر به منطقه، تقویت پایگاه‌ها و لفاظی درباره شدت حمله، در درجه اول تلاشی برای ترمیم تصویر قدرت و بازدارندگی و در شرایط بعد «بازآرایی بازدارندگی نظامی» آمریکا در منطقه است.

ب- ناکامی ترامپ در صحنه میدان ایران

آمریکایی‌ها ۲ تجربه شکست از عراق و افغانستان را در کارنامه خود دارند، این در حالی است که هر ۲ کشور، فاقد انسجام، فاقد عناصر ملت‌بودگی و با حضور دولت‌های خودکامه بوده است.

موضوع ایران از اساس با هر مورد مشابه دیگر در غرب آسیا متفاوت است. موضوع ایران، وضعیت یک ملت تاریخی است که در عین داشتن ظرفیت‌های تمدنی، از پتانسیل‌های بسیار زیاد نظامی نیز برخوردار است.

موضوع عراق و افغانستان هنوز بعد از بیست و اندی سال برای افکار عمومی آمریکا با حجم گسترده‌ای از تلفات، حل‌نشده مانده است. همین موضوع دست و پای ترامپ را برای میدان ایران خواهد بست.

اینکه ترامپ همواره بر این نکته تأکید کرده نمی‌خواهد وارد «جنگ‌های بی‌پایان» شود، مستقل از ویژگی‌های شخصیتی ترامپ، بازنمایی چهره سیاسی ایالات متحده است. بنابراین مشخصا با حملات درازمدت مواجه نخواهیم بود و حملات محدود و نه جنگ زمینی گزینه‌ای است که ترامپ بیشتر از آن در برابر ایران، در اختیار ندارد.

پ- نمایش قاطعیت

موضوع دیگر و البته مهم این است که ترامپ در چنین شرایطی در حال نمایش قاطعیت در برابر ایران است. ایران برای ترامپ یک استخوان بزرگ در گلو بوده و نه در دوره نخست ریاست‌جمهوری و نه در دوره دوم ریاست‌جمهوری نتوانسته است پرونده ایران را حل کند.

بنابراین به منظور ترمیم چهره مخدوش شده خود توسط ایران، نیاز به یک نمایش قاطعیت و قدرت دارد، این نمایش قاطعیت خواهد توانست لابی‌های حامی اسرائیل را به دادن امتیازهای سیاسی به وی مجاب کند.

ت- ترامپ و توافق با ایران

از ساعاتی دیگر باید منتظر انتشار پست‌های ترامپ در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر «توافق بهتر» باشیم. به نظر می‌رسد الگوی رفتاری سیاست خارجی ترامپ یک موضع واحد است؛ تهدید و اقدام نظامی را افزایش می‌دهد و به واسطه افزایش تهدیدات امنیتی و نظامی، در نهایت از موضع بالا پیشنهاد مذاکره می‌دهد، این همان چیزی است که او از آن تحت عنوان صلح از طریق قدرت یاد می‌کند.

به بیان ساده، جنگ برای او هدف نیست؛ جنگ برای ترامپ ابزار معامله است.

ث - موضوع مهم اپستین

در تحلیل این وضعیت، نباید پرونده مشارکت ترامپ در جزیره بدنام اپستین را از نظر دور کرد.

ترامپ به تعبیری چاره‌ای جز همراهی کامل با نتانیاهو و اسرائیل برای حمله به ایران نداشت.

پرونده اپستین، مساله پیچیده‌ای است که به نقاط حساسی رسیده است و در رقابت‌های سیاسی داخلی آمریکا بیشترین تاثیر را داشته است.

حمله آمریکا و رژیم تروریست اسرائیل به ایران در واقع می‌تواند برای پرت کردن حواس‌ها از پرونده اپستین هم باشد.

* چرا جنگ منطقه‌ای می‌شود؟

سازمان بدر عراق، انصارالله یمن و حزب‌الله لبنان، نجبای عراق و... بازیگران ایدئولوژیک وابسته به ایران در منطقه هستند. در شرایط خارج شدن تنش از کنترل و تبدیل شدن به یک درگیری، جنگ منطقه‌ای اجتناب‌ناپذیر است.

استقرار پایگاه‌های اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا در قطر، ترکیه، عراق، بحرین، امارات، عربستان و... در منطقه‌ای شدن جنگ بی‌تاثیر نیست.

از دیگر سو، گروه‌های همسو با ایران در عراق و لبنان هشدار داده و اعلام کرده‌اند جغرافیای جنگ فقط به ایران محدود نخواهد ماند.

* پاسخ کنترل‌شده ایران

در روز نخست نبرد، پاسخ ایران هوشمندانه و کنترل‌شده بود، ایران پاسخ مستقیم به آمریکا و اسرائیل داد و عمده پایگاه‌های آمریکایی‌ها در منطقه هدف حمله موشکی قرار گرفت.

ایران نشان داد به صورت کنترل شده توان ضربه‌زنی و تلاش برای نرفتن به سمت جنگ تمام‌عیار را دارد.

مهم‌ترین اهرم ایران، ابزار قدرت موشکی است. با این حال با توجه به خریدهای اخیر ایران به نظر مشخص است علت اعتماد به نفس ایران برای پاسخ گسترده، توانمندی‌های جدید نظامی‌ای است که ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه به دست آورده است.

یکی دیگر از ابعاد جدید این جنگ، دریایی شدن آن است. برخلاف جنگ ۱۲ روزه، این جنگ جلوه دیگری نیز به خود خواهد گرفت و آن دریایی شدن آن خواهد بود.

چه اینکه اساسا ترامپ یکی از مباحثی را که علیه ایران مطرح کرده، موضوع نیروی دریایی ایران است. به نظر می‌رسد به همین روی، باید خلیج‌ فارس یا دریای عمان را در آستانه درگیری دریایی ببینیم. ایران نیز بخوبی از تعیین‌کننده بودن موضوع افزایش قیمت نفت برای تصمیم‌گیران جهانی اطلاع دارد.

* اهم دلایلی که جنگ طولانی نخواهد شد

با وجود شروع جنگ اما چند عامل مهم مانع جنگ تمام‌عیار است.

هزینه غیرقابل پیش‌بینی برای آمریکا: درست است آمریکا جنگ را علیه ایران شروع کرده، اما حمله به ایران شبیه حمله به یک کشور کوچک منزوی نیست؛ پایگاه‌های آمریکا، متحدان منطقه‌ای و بازار انرژی همگی در معرض خطر قرار گرفته‌ یا قرار خواهند گرفت.

ترس کشورهای منطقه از تبدیل شدن به میدان جنگ: با وجود واکنش ایران به پایگاه‌های کشورهای منطقه، مواضع امارات، ترکیه و حتی احتیاط اروپا نشان می‌دهد بسیاری از بازیگران نمی‌خواهند به این درگیری کشیده شوند. ایران صراحتا اعلام کرده اگر قرار است ناامن باشد، هیچ کشوری در منطقه امنیت نخواهد داشت. پاشنه آشیل همه کشورهای منطقه، منافع اقتصادی آنهاست که در تیررس مستقیم ایران است.

ترجیح ترامپ به «پیروزی نمادین» : ترامپ حتی در شروع جنگ نیز بیشتر به دنبال نمایش قدرت و توافق از موضع بالاست تا مدیریت یک جنگ فرسایشی اما به نظر می‌رسد به عواقب آن چندان آگاهی نداشته است.

آمادگی ایران: این بار بر خلاف جنگ ۱۲ روزه، آمادگی ایران در سقف است، خریدهای نظامی ایران بالا بوده و توانمندی موشک‌های سنگین ایران بیشتر شده، بنابراین احتمال طولانی شدن جنگ کمتر است.