جمعه ۰۱ اسفند ۱۴۰۴ - ساعت :
۰۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۹
از شغل جذاب براندازی تا صنعت فریب افکار؛

اینترنشنال و پروژه‌ای کثیف با نام خون‌مارکتینگ

اینترنشنال و پروژه‌ای کثیف با نام خون‌مارکتینگ
آنچه امروز با نام اپوزیسیون رسانه‌ای شناخته می‌شود، بیش از آنکه یک جریان فکری منسجم باشد، یک اکوسیستم اقتصادی است. تولید محتوا، جذب فالوئر، دریافت بودجه و دیده‌شدن در رسانه‌ها. در این چرخه، «خون مردم» نه یک فاجعه، بلکه سوخت موتور برلی یک پروژه کثیف است.
کد خبر : ۷۲۶۸۷۵

اخیرا ویدئویی تامل برانگیز از یکی از مجریان شبکه اینترنشنال منتشر شده است. وی در یک برنامه تلویزیونی با صراحت از «جذاب بودن شغل براندازی» سخن می‌گوید؛ عبارتی که ناخواسته پرده از یک واقعیت عمیق‌تر برمی‌دارد و آن اینکه برای این طیف، براندازی نه به‌عنوان یک دغدغه ملی و نه حتی یک پروژه سیاسی، بلکه به‌مثابه یک صنعت، یک برند و یک منبع درآمد است.

همزمان با این اظهارنظر، ویدئویی از همین فرد در تجمع ضدانقلاب در خارج از کشور منتشر شده است که با هیجان، شعار می دهد. این دو مورد، گویاترین سند است مبنی بر اینکه مرز میان تحلیل، تحریک و تجارت سیاسی کاملاً فرو ریخته است.

در حقیقت آنچه امروز با نام اپوزیسیون رسانه‌ای شناخته می‌شود، نه یک جریان فکری منسجم، بلکه یک اکوسیستم اقتصادی است. تولید محتوا بر پایه فیک نیوز ، جذب فالوور، دریافت بودجه و دیده‌شدن در رسانه‌. در این چرخه، «خون مردم» نه یک فاجعه، بلکه سوخت موتور برای دیده‌شدن و کاسبی است.هر رویداد، هر کشته، هر تحریم و هر تهدید نظامی، فرصتی تازه برای خون‌مارکتینگ است؛ بازاری که در آن رنج واقعی مردم به تیتر، کلیپ، هشتگ و دعوت‌نامه تبدیل می‌شود. اینجاست که فاجعه، ارزش افزوده پیدا می‌کند.

 

نقش خطرناک‌تر این صنعت، تبدیل شدن به عامل مشروعیت‌بخشی برای فشار، تحریم و جنگ است. وقتی افرادی خود را «نماینده مردم ایران» معرفی می‌کنند و در رسانه یا تریبون‌های بین‌المللی از تشدید فشار یا مداخله خارجی دفاع می‌کنند، در واقع برای فشار و ریختن خون مردم ایران کاسبی می کنند. به این دلیل و دلایل متعدد دیگر، شبه رسانه هایی از جمله شبکه اینترنشنال و همچنین سلبریتی های فراری نه در کنار مردم، بلکه دقیقا در مقابل منافع ملی و حقوق ملت ایران ایستاده‌اند.
 
این جریان آلوده و متصل به دستگاه های اطلاعاتی غربی_عبری ، مردم ایران را جماعتی می بیند که قدرت استقلال یا تصمیم‌گیری مستقل ندارد؛ مردمی که باید با کمک قدرت‌های خارجی نجات پیدا کند. چنین تصویری، دقیقاً همان تصویری است که قدرت‌های مداخله‌گر برای توجیه سیاست‌های خود نیاز دارند.در حالی که تاریخ معاصر ایران نشان داده است که مقاومت، بخشی از حافظه جمعی این ملت است؛ چه در برابر تجاوز نظامی، چه در برابر تحریم و چه در برابر تحقیر خارجی. بنابراین حذف این واقعیت، نه تحلیل، بلکه تحریف است.
 
و اما اظهارات اخیر مجری اینترنشنال مبنی بر شغل جذاب براندازی، یکبار دیگر ثابت می‌کند که سیاست برای این طیف به نمایش بدل شده است. از انتخاب واژه‌های فریبنده و از موج‌سازی‌های مصنوعی و اخبار فیک تا ژست‌های نمایشی در مقابل دوربین. این یعنی، عملکرد این افراد دیگر کنش سیاسی نیست بلکه فقط پرفورمنس سیاسی است.در این نمایش، حقیقت اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است وایرال‌شدن است. انسجام فکری جای خود را به هیجان لحظه‌ای می‌دهد و آینده یک ملت، قربانی الگوریتم‌ها و کلیک ها می‌شود.
 
از سوی دیگر، شبکه اینترنشنال و انسان رسانه‌های جریان ضدانقلاب در خارج از کشور، دقیقاً با تخریب امکان اصلاح درون‌زا، به تداوم بحران کمک می‌کنند. وقتی هر مطالبه‌ای مصادره می‌شود، وقتی هر اعتراض اجتماعی به پروژه براندازی خارجی گره می‌خورد، راه گفت‌وگو و اصلاح بسته‌ می‌شود.این جماعت نه برای مقاومت تربیت شده‌اند و نه برای اصلاح. این طیف نه غرور ملی دارد، نه تعلق اجتماعی عمیق و نه حتی مسئولیت اخلاقی نسبت به پیامد حرف هایش. در مجموع باید گفت آن «شغل جذاب براندازی» که مجری اینترنشنال از آن رونمایی میکند، نه برای نجات مردم، بلکه برای کاسبی کردن از مردم است.به نظر شما، آیا ملتی با تاریخ و فرهنگ کهن و هزینه‌های سنگینی که برای استقلال و عزت خود داده است، باید آینده‌اش را به دلالان رنج و کاسبان خون بسپارد؟