شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ساعت :
۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۱
دو چهره یک جامعه خسته؛

عزادارهای مجازی یواشکی به استقبال ولنتاین رفتند!

عزادارهای مجازی یواشکی به استقبال ولنتاین رفتند!
کافی است چند قدم در خیابان‌های شهر برداریم. مراکز تجاری مملو از خرس‌های قرمز و شکلات های خارجی است، ویترین‌ها پر از نمادهای ولنتاین، کافه‌ها و رستوران‌ها شلوغ، سفارش‌ها برقرار و مناسبت ها در حال برگزاری. نه خبری از تعطیلی گسترده است و نه نشانی از توقف کامل زندگی.
کد خبر : ۷۲۶۲۸۷

به گزارش صراط، این روزها اگر فقط به فضای مجازی نگاه کنیم، با جامعه‌ای سراسر عزادار مواجه می‌شویم؛ استوری‌های سیاه، پیام‌های خشم، اعلام تعطیلی‌های نمادین و تأکید بر اینکه « عزاداریم». روایت غالب آنلاین، روایت سوگ و اعتراض است.

اما کافی است چند قدم در خیابان‌های شهر برداریم. مراکز تجاری مملو از خرس‌های قرمز و شکلات های خارجی است، ویترین‌ها پر از نمادهای ولنتاین، کافه‌ها و رستوران‌ها شلوغ، سفارش‌ها برقرار و مناسبت ها در حال برگزاری. نه خبری از تعطیلی گسترده است و نه نشانی از توقف کامل زندگی.

سؤال ساده است: کدام تصویر واقعی‌تر است؟

آنچه دیده می‌شود، شکل‌گیری یک دوگانگی آشکار است؛ ویترین مجازیِ عزادار و واقعیت میدانیِ پررفت‌وآمد. بسیاری در شبکه‌های اجتماعی از توقف کار و همدردی جمعی سخن می‌گویند، اما همان‌ها بی‌سروصدا مراودات خود را انجام می دهند و خرید و فروش ادامه دارد.

این رفتار را می‌توان از دو زاویه دید. نخست، واقعیت معیشت؛ کسب‌وکار با احساسات اداره نمی‌شود. مغازه‌دار اجاره دارد، کارگر حقوق می‌خواهد و بازار منتظر نمی‌ماند. زندگی روزمره حتی در شرایط بحرانی نیز جریان دارد.

اما زاویه دوم، مسئله صداقت اجتماعی است. اگر قرار است جامعه عزادار باشد، عزاداری فقط در استوری معنا ندارد. اگر قرار است اعتراض باشد، اعتراض فقط در قاب موبایل تعریف نمی‌شود. این شکاف میان «آنچه نمایش داده می‌شود» و «آنچه واقعاً رخ می‌دهد» نشانه یک بحران عمیق‌تر است: بحران اعتماد و بحران صراحت.

جامعه‌ای که ناچار است یک چهره برای فضای مجازی و چهره‌ای دیگر برای واقعیت داشته باشد، در وضعیت طبیعی قرار ندارد. بخشی از این دوگانگی حاصل فشارهای بیرونی است و بخشی دیگر نتیجه عادت به زیستن در فضای قضاوت‌محور شبکه‌های اجتماعی.

اما یک نکته روشن است:
نه می‌توان زندگی را تعطیل کرد و نه می‌توان احساسات عمومی را ابزار نمایش کرد. سوگ، اگر واقعی است، نیازی به نمایش اغراق‌آمیز ندارد. شادی هم اگر وجود دارد، نباید پشت نقاب پنهان شود.

دوگانه «عزا در استوری، جشن در پَستو» شاید بیش از هر چیز، تصویری از جامعه‌ای باشد که میان فشار، معیشت و قضاوت آنلاین گیر کرده است؛ جامعه‌ای که هم خسته است، هم محتاط، و هم گرفتار نمایش.