حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی و فعال سیاسی اصولگرا، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی فارس به بررسی عملکرد حسن روحانی ضمن انتقاد از سیاستهای اقتصادی و سیاسی آن دولت گفت: اگر ملاک بازگشت به مردم باشد، شامل مشارکت دادن مردم در اقتصاد، مشارکت در انتخابات، توجه به مطالبات واقعی اکثریت جامعه و احترام به منتقدین و کارشناسان خیرخواه است. وی ادامه داد: وقتی این ملاکها رعایت شود، حکمرانی مطلوب معنا پیدا میکند. اما در دولت آقای روحانی، اولاً مشارکت مردم در اقتصاد در حداقل ممکن انجام شد و بخش خصوصی نه تنها تقویت نشد، بلکه مشکلات عدیده برای فعالیتهای اقتصادی پدید آمد و روند گذشته ضد بخش خصوصی ادامه داشت.ترقی افزود: در حوزه سیاسی هم شاهد کاهش مشارکت مردم در انتخابات بودیم که نشان میدهد دولت نتوانست رضایت عمومی را جلب کند. همچنین برخورد با منتقدان و کسانی که نظرات کارشناسی و خیرخواهانه داشتند، غالباً با بدترین ادبیات و نفی آنها صورت میگرفت، خصوصاً در مسئله مذاکرات هستهای که بخش قابل توجهی از جامعه آنها را بیفایده میدانست و نتیجه آن را امروز مردم مشاهده میکنند.
وی با اشاره به خاستگاه اجتماعی دولت روحانی گفت: آنها بیشتر دنبال جلب رضایت خواص جناحی و گروهی خود بودند و خاستگاه اجتماعی آنها قشر متمول و ثروتمند بود، نه عموم مردم و اقشار ضعیف. بنابراین نمیتوانند ادعای بازگشت به مردم داشته باشند.ترقی با ذکر نمونههای ملموس فاصله گرفتن دولت روحانی از مردم افزود: وقتی رئیسجمهوری مثل ایشان به کارخانه ماشین ضد گلوله میرود و حتی با کارگران حاضر نیست دست بدهد، وقتی حوادث غیرمترقبه در کشور رخ میدهد، نه خود ایشان و نه عناصر دولتش در جمع خسارتدیدگان حضور پیدا نمیکنند، خب چطور میتوان ادعا کرد که باید به مردم بازگشت؟
وی در مقایسه با دولت فعلی گفت: دولت آقای رئیسی با مردم بود، در میان مردم حضور داشت و با اقشار ضعیف حشر و نشر داشت. اینها نشانههای واقعی مردمی بودن دولت است. اما شعارهای بازگشت به مردم در دولت گذشته، بیشتر به خواستههای قشر متمول غربگرا توجه داشت، در حالی که اکثریت جامعه مشکلات معیشتی خود را میخواهند حل کنند و در عین حال دست از آرمانهای انقلاب برنمیدارند.ترقی در پاسخ به پرسشی درباره تناقضات گفتار و رفتار رئیسجمهور حسن روحانی گفت: تناقضات در مواضع ایشان بسیار زیاد است. علتش این است که رفتار حکومتی و حکمرانی خود را فراموش میکردند و مطالبی میگفتند که در عمل انجام نداده بودند. همچنین تعریف درستی از اعتدال نداشتند و همین باعث آشکار شدن تناقضات شد. ایشان اعتدال را سازش با دشمن و تن دادن به خواستههای دشمن میدانست، در حالی که اعتدال باید به سمت تحقق عدالت حرکت کند. فقدان چارچوب ذهنی مشخص از اسلام با قرائت حضرت امام، این تناقضات را ایجاد کرده است.ترقی در ارزیابی مدیریت ۸ ساله دولت روحانی گفت: دوران مدیریت ایشان خسارتبارترین دوران در ۴۷ سال گذشته بود. به لحاظ اقتصادی، سیاسی و هستهای آسیبهای سنگینی وارد شد؛ ۱۹ هزار سانتریفیوژ نابود شد، رآکتور آب سنگین از بین رفت و تحریمها افزایش یافت. اگر نمره منفی ندهیم، نمیتوان نمره مثبتی به این دوران داد. همانطور که مقام معظم رهبری بارها فرمودند، دهه ۹۰ که دوران دولت ایشان بود، بدترین وضعیت اقتصادی کشور بود و خسارتهای اقتصادی و سیاسی سنگینی وارد شد.