مرغ دزد هم به دام افتاد
به گزارش پايگاه خبري پليس، در پي دريافت خبري مبني بر سرقت از يكي از مرغداريهاي استان قم، ماموران آگاهي استان تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند.
در ادامه تحقيقات، ماموران به يكي از كارگران مرغداري كه فردي خارجي بود، ظنين شده و به تحقيق از وي پرداختند.
متهم در مواجهه با شواهد و مدارك ارائه شده، به سرقت 2000 قطعه مرغ اعتراف كرد.
در تحقيقات تكميلي از متهم معلوم شد وي تمام مرغها را به مشتريان قبلي مرغداري فروخته كه پول حاصل از فروش مرغهاي سرقتي به مالباخته تحويل شد.
متهم پس از تشكيل پرونده، براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي استان شد.
...............................................................
سرقت میلیاردی توسط پرستار خانگی
دزد خانگی در 3
مرحله دست به سرقت زد و با فروش 60 میلیونی سکهها به زندگیاش سر و سامان داد تا
اینکه خود را پشت میلههای زندان دید.
ساعت 19 و 40 دقیقه 30 تیرماه سال
جاری ماموران کلانتری 122 دربند در جریان سرقت میلیاردی از گاوصندوق خانهای ویلایی
در خیابان زعفرانیه قرار گرفتند که در آن دزد آشنایی به راحتی هرچه طلا، سکههای
قدیمی و پول داخل گاوصندوق بود را دزدیده و هیچ ردی از خود بر جای نگذاشته بود. در
همان صحنه سرقت مشخص شد سرقت داخلی است که با دستور بازپرس شعبه 9 دادسرای ناحیه یک
تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران قرار
گرفت.
کارآگاهان در تجسسها پی بردند که خانه متعلق به پیرزنی فراموشکار است
که دختر و پسرانش به علت پیری و برای پرستاری و مراقبت کامل از وی، از حدود یک سال
پیش و از طریق آشنایی با یک شرکت خدمات پرستاری از طریق آگهی در یکی از روزنامهها
اقدام به استخدام پرستار زن به صورت شبانهروزی کرده و در این مدت نیز به شرط
مراقبت کامل از مادرشان که دچار بیماری آلزایمر است همه امکانات رفاهی خانه پدری
خود را در اختیار این پرستار قرار دادهاند.
دختران و پسران پیرزن بیمار ادعا کردند در داخل خانه پدری آنها گاوصندوقی وجود داشته که محل نگهداری همه اموال با ارزش متعلق به آنها شامل طلا و جواهرات، سکههای طلا و نقره قدیمی، ساعتهای مچی طلا، اسناد و مدارک و اوراق سهام بوده و در این چند سال نیز کلید در گاوصندوق نیز در محلی امن و داخل خانه پدری نگهداری میشده است و تنها این 3 خواهر و برادر از محل کلید در گاوصندوق اطلاع داشتهاند تا اینکه یکی از آنها برای برداشتن تعدادی از اسناد و مدارک به خانه پدری رفته و به محض باز کردن در گاوصندوق و اطلاع از سرقت یک میلیاردی، پلیس را خبر کرده است.
کارآگاهان که اطمینان داشتند سرقت از نوع داخلی
است، بلافاصله تحقیقات از اعضای حاضر در خانه را در دستور کار قرار دادند و
دریافتند قرارداد کاری پرستار خانواده برای نگهداری از مادر فراموشکار تا کمتر از
چند روز دیگر تمام میشود و جالب اینکه وی از مدتی پیش و با طرح ادعاهایی مبنی بر
مشکلات شخصی، گفته دیگر امکان پرستاری از پیرزن را ندارد.
همین موجب شد تا «شوکت»
52ساله دستگیر شود. با وجود نپذیرفتن هرگونه سرقت از سوی پرستار، کارآگاهان خانه
اجارهایاش در زعفرانیه را بازرسی کردند که طلا و جواهرات سرقتی را به دست
آوردند.
شوکت پذیرفت در 3 مرحله اقدام به سرقت و خارج کردن طلا و جواهرات و دیگر
اموال با ارزش داخل گاوصندوق کرده است و گفت: در مدت یک سالی که به عنوان پرستار در
این خانه استخدام شده بودم، توانسته بودم همه محلهای نگهداری اموال با ارزش داخل
خانه از جمله محل گاو صندوق را شناسایی کنم؛
با توجه به صحبتهایی که از بچههای
پیرزن درباره نگهداری اموال باارزش در داخل گاو صندوق شنیده بودم، اطمینان داشتم
داخل گاوصندوق اموال باارزشی وجود دارد تا اینکه از حدود یک ماه پیش و هنگام وارسی
داخل خانه موفق به پیدا کردن کلید گاوصندوق شدم؛
پس از باز کردن در گاو صندوق،
همانگونه که تصور داشتم با مقدار زیادی طلا و جواهرات، سکههای طلا و نقره قدیمی،
ساعتهای طلا، پول و ارز روبهرو شدم و تصمیم گرفتم در چندین مرحله اقدام به سرقت
این اموال کنم؛ به همین جهت، یک بار اقدام به سرقت سکههای داخل گاوصندوق کرده و
تعدادی از آنها را در بازار طلای تهران به مبلغ تقریبی 60میلیون تومان به فروش
رساندم، در مرحله دیگر نیز قصد داشتم طلا و جواهرات داخل گاوصندوق را به فروش
برسانم اما با توجه به اینکه فاکتور خرید آنها را در اختیار نداشتم و همچنین با
توجه به ارزش بالای آنها، کسی حاضر به خرید آنها نشد و به همین علت طلا و جواهرات
را به همراه دیگر اموال سرقت شده از قبیل پول و ارز به خانه خود آورده و پنهان
کردم.
قصد داشتم تا پایان قرارداد به کار خود ادامه دهم تا بعد از آن کسی به من
مشکوک نشود اما پیش از پایان این زمان، یکی از بچههای پيرزن سراغ گاوصندوق رفت و
رازم برملا شد.
نجات جغد از دست کلاغهای پایتخت
جغد زخمی با
تلاش آتشنشانان پایتخت از چنگال کلاغها در میدان سلماس نجات پیدا کرد. این حادثه
صبح دیروز به 125 اطلاع داده شد و ستاد فرماندهی بلافاصله نجاتگران گروه 14 را از
ایستگاه 18 به محل حادثه واقع در میدان سلماس، خیابان مهرام اعزام کرد. عباس
زحمتکش، فرمانده نجاتگران گفت: اهالی محله سلماس که از صدای تعداد زیادی کلاغ متوجه
به دام افتادن یک جغد کوچک شده بودند از آتشنشانان درخواست کمک کردند و نجاتگران
بیدرنگ خود را به محل حادثه رسانده و با استفاده از تجهیزات مخصوص این پرنده را که
آسیب دیده و قادر به پرواز نبود گرفته و به نگرانی اهالی محل خاتمه دادند. وی
افزود: این پرنده به ایستگاه 18 منتقل شد تا با هماهنگیهای لازم به باغ وحش و سپس
به محیط زندگی خود بازگردد.
سقوط آزاد 3 کارگر
در پی
تماس رهگذران با 125، ساعت 9:39 دیروز ستاد فرماندهی آتشنشانی تهران بلافاصله
آتشنشانان ایستگاه 55 را راهی محل حادثه در جنتآباد، ابتدای بلوار بعثت کرد. محمد
مقصودی، رئیس ایستگاه 55 آتش نشانی تهران که بلافاصله در محل حادثه حضور پیدا کرده
بود، گفت: کارگران تبعه افغان در حال کار روی داربست در ارتفاع طبقه پنجم بودند که
با شروع بتونریزی و ایمن نبودن داربست و سنگینی بتون ریخته شده 3 کارگر از روی
داربست سقوط کرده و هر یک در طبقات مختلف سقوط کردند. وی افزود: آتشنشانان به محض
رسیدن این کارگران را با رعایت نکات ایمنی از طبقات مختلف به پایین آورده و برای
انتقال به مراکز درمانی تحویل امدادگران اورژانس حاضر در محل دادند. مقصودی خطرنشان
کرد: آتشنشانان با کشیدن نوار هشدار مخصوص آتشنشانی و تحویل محل به عوامل شهرداری
به مأموریت خود پایان دادند.
ارسال پرونده باند شیطان به دیوانعالی کشور
رئیس کل
دادگستری خراسان رضوی از ارسال پرونده متجاوزان به عنف در قوچان به دیوانعالی کشور
خبر داد. حجتالاسلام والمسلمین سیدحسن شریعتی اظهار داشت: چندی پیش چند متهم در
رابطه با تجاوز به عنف در شهرستان قوچان دستگیر شدند. با توجه به حساسیت ماجرا و
درخواست اهالی، رسیدگی به پرونده به صورت ویژه در دادگاه کیفری استان آغاز شد. وی
افزود: پس از محاکمه متهمان، دادگاه اقدام به صدور حکم مجازات کرد که با اعتراض
متهمان پرونده برای رسیدگی نهایی به دیوانعالی کشور فرستاده شد. در صورت تایید حکم،
درباره جزئیات آن اطلاعرسانی خواهد شد. رئیس دادگستری خراسان رضوی همچنین درباره
اجرای حکم اعدام 2 تن به اتهام مصرف مشروبات الکلی هم گفت: این متهمان دوبار دستگیر
و به خاطر مصرف مشروبات الکلی به 80 ضربه تازیانه محکوم شدند که حکم آنها اجرا شد.
اما آنها همچنان به این کار اصرار داشته و برای سومین بار نیز دستگیر شدند که پس از
محاکمه به اعدام محکوم شدند. حکم از سوی دیوانعالی کشور تایید و آماده اجراست. وی
درباره زمان اجراي حکم نیز افزود: هنوز در این رابطه تصمیمگیری نشده است.
دروغپردازیهای تبهکار در نقش سرهنگ پلیس و راننده دادستان
حميد حاجيپور:
مرد تبهکار که در نقش سرهنگ پلیس به اخاذیهای خیابانی دست میزد وقتی دستگیر شد،
ادعا کرد راننده دادستان شهر دیگری است. این مرد حتی در برابر طعمههایش ادعا کرد
بیگناه بوده و همه اشتباه میکنند.
اوایل خردادماه سال جاری مردی با مراجعه
به کلانتری 161 به ماموران تجسس گفت مرد 50 سالهای به نام «عزیز» که خود را سرهنگ
پلیس معرفی میکند از وی اخاذی کرده و 2 خودروی مدلبالا از وی به سرقت برده است.
با تشکیل پرونده، ماموران تجسس با هماهنگی بازپرس تحقیقات میدانی خود را آغاز کردند
و با تعقیب و مراقبتهای چندروزه دریافتند وی با استفاده از یک پژوی سیاهرنگ، بیسیم
و چراغ گردان در جنوب تهران بویژه منطقه ابوذر گشتزنی کرده و با معرفی خود با عنوان
سرهنگ پلیس از طعمههای خود اخاذی میکند. در ادامه ماموران تجسس پس از چندین روز
تحقیقات عزیز را تحت کنترل گرفتند و هنگامی که آژیر گردان روی خودرویش بود توسط
ماموران غافلگیر شد. هنگامی که افسر پلیس از وی درخواست کارت شناسایی و کارت خودرو
را کرد این مرد با سر و صدایی بلند ادعا کرد سرهنگ پلیس است و آنان حق ندارند از وی
درخواست ارائه کارت شناسایی کنند و این موضوع را به دژبان و بازرسی اعلام خواهد
کرد. سرانجام پس از چند دقیقه درگیری، وی تحت بازرسی بدنی قرار گرفت و چندین گرم
کراک از جیب شلوارش به دست آمد و در بازرسی از خودرویش نیز بیسیم، افشانه گاز
اشکآور و چراغ گردان کشف شد. این مرد پس از اینکه تحت بازجویی قرار گرفت ادعای
جدیدی را طرح کرد؛ وی گفت خودرو متعلق به یک دادستان در شهر کوچکی در شرق کشور است
و وی نیز رانندهاش بوده و چند روزی را برای سر زدن به خانوادهاش به تهران آمده
است. با ادعای عجیب این مرد، ماموران شماره خودرو را ردیابی کردند و دریافتند خودرو
متعلق به خود عزیز است و وی برای گمراه کردن پلیس به دروغپردازی دست زده است،
بنابراین برای روشن شدن ماجرا وی با یکی از طعمههایش در مواجهه حضوری قرار گرفت و
جالب اینکه با این مدارک روشن، عزیز همچنان بر بیگناهی خود اصرار میکرد. چند روز
بعد هنگامی که این مرد تبهکار همراه مامور بدرقه در مسیر بازگشت از دادسرا بود، با
استفاده از یک شگرد قدیمی موفق شد برای لحظاتی از دست مامور وظیفه بگریزد ولی پس از
چندین دقیقه تعقیب و گریز و کمک ماموران دیگر دستگیر شد. عزیز که راه گریزی برای
فرار نمیدید به یکی از ماموران پیشنهاد 500 هزار تومان رشوه داد ولی هنگامی که با
برخورد تند مامور پلیس روبهرو شد دیگر حاضر به همکاری با پلیس نشد. در ادامه با
خبر ماجرای دستگیری دوباره عزیز چند تن از طعمههای وی که در طول سالهای گذشته تحت
اخاذی و سرقت از سوی وی قرار گرفته بودند به کلانتری رفته و از سرهنگ قلابی شکایت
کرده و ادعا کردند عزیز به بهانه همراه داشتن مواد مخدر یا بهانههای دیگر خود را
سرهنگ نیروی انتظامی معرفی کرده و از آنان اخاذی کرده است. بنا بر این گزارش، با
گذشت چندین روز از بازداشت این مرد تبهکار که به هیچوجه حاضر به همکاری نبود،
شکایت طعمههای وی و به دست آمدن شواهد و مدارک روشن، عزیز همچنان ادعای بیگناهی
میکرد تا اینکه به دستور بازپرس رسیدگیکننده پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار
تیمی از پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
عملیات ویژه برای رهایی دخترجوان از دست دزد گروگانگیر
دزدی
که با گروگان گرفتن دختر جوان قصد داشت اموال قیمتی خانهاش را به سرقت ببرد در
عملیات ویژه پلیس کرج دستگیر شد. با تماس تلفنی دختر جوانی با مرکز فوریتهای پلیسی
110 مبنی بر اینکه دزدی با تهدید چاقو و به زور، وارد خانهای شده و در حال جمع
کردن اموال دزدی است، با گرفتن آدرس خانه تحت سرقت، چندین تیم پلیس به آنجا اعزام
شدند. ماموران با حضور در منطقه و وارد شدن به ساختمان، موفق شدند با بریدن شیشه
یکی از پنجرهها به آرامی وارد خانه شوند و قصد داشتند دزد را که چاقویی بزرگ در
دست داشت با دعوت به آرامش، وادار به تسلیم شدن کنند اما دزد وقتی متوجه شد در
محاصره ماموران است و همه راههای فرار بر روی وی بسته شده، با قرار دادن چاقو بر
گلوی دختر جوان، ماموران را تهدید کرد چنانچه اجازه فرار به وی ندهند دختر را خواهد
کشت. با حضور ماموران در خانه، قدرت تصمیمگیری از دزد گروگانگیر سلب شد و از همین
رو برای اینکه بتوان دختر جوان را از دست گروگانگیر که حالت جنون به وی دست داده
بود رها کرد تیمهای ویژه رهایی گروگان در محل مورد نظر حاضر شدند. همزمان با حضور
ماموران ویژه رهایی گروگان، عملیات روانی برای نجات گروگان آغاز شد اما هرچه زمان
بیشتری میگذشت، دزد برای آسیب رساندن به دختر جوان مصممتر میشد تا اینکه ماموران
تصمیم گرفتند برای نجات و رهایی گروگان راه فرار متهم را باز کنند. دزد گروگانگیر
با درخواست یک خودرو و تهدید به اینکه چنانچه تحت تعقیب قرار گیرد بدون شک دختر را
خواهد کشت از ساختمان خارج شد و به سمت خودرویی که برای فرار وی آماده شده بود حرکت
کرد. ماموران رهایی گروگان با استفاده از ابزارهای تخصصی رهایی گروگان توانستند از
فاصله دور قدرت حرکت را از سارق سلب و در یک لحظه با عملیات برقآسا گروگانگیر را
خلع سلاح و دختر جوان را بدون آنکه آسیبی به وی برسد آزاد کنند. دختر جوان پس از
رهایی از دست گروگانگیر گفت: ساعت یک بعدازظهر در خانه تنها بودم که سر و صدایی از
خانه همسایهمان توجه مرا به خود جلب کرد و وقتی به بیرون از خانه رفتم دیدم که یک
جوان با حالت پریشان به وسیله شاه کلید قصد باز کردن در خانه همسایه را دارد که
وقتی اعتراض کردم وی با چاقویی که از کیف دستی خود بیرون آورد به سمت من حملهور شد
و با اجبار و گرفتن چاقو زیر گلوی من وارد خانهمان شد و مرا تهدید کرد چنانچه سر و
صدا کنم سرم را خواهد برید. وقتی دزد در حال گشتن کمدها و جمعآوری اموال قیمتی بود
از فرصت استفاده کردم و با پلیس تماس گرفتم که پس از نزدیک به 7 دقیقه ماموران از
پنجره اتاق وارد خانهام شدند. سارق و گروگانگیر دستگیر شده نیز با اعتراف به جرائم
خود گفت: پس از شناسایی آپارتمانهایی که در ورودی آنها باز بود وارد ساختمان
میشدم و زنگ خانههایی که حفاظ نداشتند را میزدم و چنانچه کسی در خانه نبود با
استفاده از شاه کلید در را باز کرده و وارد میشدم.
عملیات ویژه برای رهایی دخترجوان از دست دزد گروگانگیر
دزدی که با گروگان گرفتن دختر جوان قصد داشت اموال قیمتی خانهاش را به سرقت ببرد در عملیات ویژه پلیس کرج دستگیر شد.
با تماس تلفنی دختر جوانی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 مبنی بر اینکه دزدی با تهدید چاقو و به زور، وارد خانهای شده و در حال جمع کردن اموال دزدی است، با گرفتن آدرس خانه تحت سرقت، چندین تیم پلیس به آنجا اعزام شدند.
ماموران با حضور در منطقه و وارد شدن به ساختمان، موفق شدند با بریدن شیشه یکی از پنجرهها به آرامی وارد خانه شوند و قصد داشتند دزد را که چاقویی بزرگ در دست داشت با دعوت به آرامش، وادار به تسلیم شدن کنند اما دزد وقتی متوجه شد در محاصره ماموران است و همه راههای فرار بر روی وی بسته شده، با قرار دادن چاقو بر گلوی دختر جوان، ماموران را تهدید کرد چنانچه اجازه فرار به وی ندهند دختر را خواهد کشت. با حضور ماموران در خانه، قدرت تصمیمگیری از دزد گروگانگیر سلب شد و از همین رو برای اینکه بتوان دختر جوان را از دست گروگانگیر که حالت جنون به وی دست داده بود رها کرد تیمهای ویژه رهایی گروگان در محل مورد نظر حاضر شدند.
همزمان با حضور ماموران ویژه رهایی گروگان، عملیات روانی برای نجات گروگان آغاز شد اما هرچه زمان بیشتری میگذشت، دزد برای آسیب رساندن به دختر جوان مصممتر میشد تا اینکه ماموران تصمیم گرفتند برای نجات و رهایی گروگان راه فرار متهم را باز کنند.
دزد گروگانگیر با درخواست یک خودرو و تهدید به اینکه چنانچه تحت تعقیب قرار گیرد بدون شک دختر را خواهد کشت از ساختمان خارج شد و به سمت خودرویی که برای فرار وی آماده شده بود حرکت کرد. ماموران رهایی گروگان با استفاده از ابزارهای تخصصی رهایی گروگان توانستند از فاصله دور قدرت حرکت را از سارق سلب و در یک لحظه با عملیات برقآسا گروگانگیر را خلع سلاح و دختر جوان را بدون آنکه آسیبی به وی برسد آزاد کنند.
دختر جوان پس از رهایی از دست گروگانگیر گفت: ساعت یک بعدازظهر در خانه تنها بودم که سر و صدایی از خانه همسایهمان توجه مرا به خود جلب کرد و وقتی به بیرون از خانه رفتم دیدم که یک جوان با حالت پریشان به وسیله شاه کلید قصد باز کردن در خانه همسایه را دارد که وقتی اعتراض کردم وی با چاقویی که از کیف دستی خود بیرون آورد به سمت من حملهور شد و با اجبار و گرفتن چاقو زیر گلوی من وارد خانهمان شد و مرا تهدید کرد چنانچه سر و صدا کنم سرم را خواهد برید.
وقتی دزد در حال گشتن کمدها و جمعآوری اموال قیمتی بود از فرصت استفاده کردم و با پلیس تماس گرفتم که پس از نزدیک به 7 دقیقه ماموران از پنجره اتاق وارد خانهام شدند. سارق و گروگانگیر دستگیر شده نیز با اعتراف به جرائم خود گفت: پس از شناسایی آپارتمانهایی که در ورودی آنها باز بود وارد ساختمان میشدم و زنگ خانههایی که حفاظ نداشتند را میزدم و چنانچه کسی در خانه نبود با استفاده از شاه کلید در را باز کرده و وارد میشدم.
...............................................................
كلاهبرداري از 600 نفر با کارت عابر بانك
به گزارش پايگاه خبري پليس، سرگرد اميري، رئيس پليس فضاي توليد و تبادل اطلاعات فرماندهي انتظامي استان زنجان در اين باره گفت: پيگيري موضوع زماني در دستور كار ماموران قرار گرفت كه فردي از برداشت و سوءاستفاده از حساب بانكياش اعلام شكايت كرد.
اين فرد به ماموران گفت: مدتي است متوجه شدم از حساب بانكيام بدون اينكه اطلاعي داشته باشم مبالغي پول برداشت و به حسابهاي ناشناس واريز ميشود.
سرگرد اميري خاطرنشان كرد: با شروع تحقيقات در اين زمينه مشخص شد اين اقدام توسط فردي در استان البرز صورت ميگيرد.
وي تصريح كرد: ماموران در تحقيقات تكميلي متوجه شدند اين فرد زني است كه شاكي سه سال پيش قصد ازدواج با او را داشته و از اين طريق موفق شده كارت بانكياش را بهدست آورد و از آن سوءاستفاده كند.
اين مقام مسئول يادآور شد: ماموران اين متهم را در استان البرز شناسايي و با اخذ نيابت قضايي، وي و همسرش را به اتهام برداشت غيرمجاز و سوءاستفاده از حساب شاكي دستگير كردند.
وي تصريح كرد: در ادامه تحقيقات پليس معلوم شد اين متهم به بهانه ارسال جوايز مسابقه پيامكي از 600 نفر هر كدام مبلغ 300 هزار ريال از طريق حساب شاكي كلاهبرداري كرده كه در اين زمينه پروندهاي تشكيل و رسيدگي به آن ادامه دارد.
...............................................................
تيراندازي به بازيگر عشق خياباني
شليك مرگ دو جوان ناشناس به ميوهفروش 30 سالهاي در مشهد معماي جنايي پيچيدهاي را پيشروي پليس قرار داد.
تجسسهاي قضايي و پليسي نشان ميدهد كه اين جنايت ناشي از عشق خياباني قرباني به يك زن بوده است.
جوان 30 سالهاي به نام عليمراد كه در خيابان حر 82 مشهد مغازه ميوهفروشي داشت، ساعت 18 عصر پنجشنبه 29 تيرماه مشغول كار بود كه دو جوان موتورسوار در برابر مغازهاش توقف كردند. دو ناشناس ناگهان به سوي عليمراد حملهور شدند و با شليك گلوله به سرش خيلي سريع از محل گريختند.
همسايههاي اين مرد با شنيدن صداي تيراندازي بلافاصله خود را به محل وقوع حادثه رساندند. آنان كه با ديدن پيكر خونآلود ميوهفروش محلهشان دچار ترس و وحشت زيادي شده بودند، پليس و اورژانس را باخبر كردند.
دقايقي نگذشته بود كه اكيپ اورژانس خود را به ميوهفروشي عليمراد رساندند و وقتي ديدند هنوز نفس ميكشد، آژيركشان عليمراد را به بيمارستان شهيد هاشمينژاد مشهد انتقال دادند كه وي با وجود اقدامات پزشكي از پاي درآمد.
از سوي ديگر مأموران كلانتري شهيد باهنر مشهد نيز خود را به محل شليك خونين رساندند و به تجسسهاي ميداني پرداختند.
پدر عليمراد كه در محل حضور يافته بود به مأموران پليس گفت: پسرم از چندي پيش گرفتار عشق خياباني شده بود و مشكلاتي به خاطر اين مسئله از سوي خانواده اين زن برايش به وجود آمد و من شك ندارم كه تيراندازي و قتل پسرم به خاطر انتقامجويي بوده است. رئيس پليس مشهد درباره اين شليك مرگبار به شوك گفت: با اعلام حادثه به پليس 110 مأموران در محل حاضر شدند و برابر اظهارات يكي از شاهدان عيني ماجرا دو موتورسوار ناشناس پس از شليك گلوله به اين جوان ميوهفروش از صحنه گريختهاند.
سرهنگ احد كريمي گفت: قرباني اين حادثه بنا بر اظهارات خانوادهاش به خاطر انتقامجويي به علت اصابت گلوله به چشمش جان خود را از دست داده است.
وي گفت: تحقيقات پليسي درباره چگونگي اين ماجرا و روشن شدن ابعاد مبهم اين قتل مسلحانه همچنان ادامه دارد.
...............................................................
یکی از روشهای بسیار رایج کلاهبرداری اینترنتی فشینگ و دسکتاپ فشینگ است، اما میزان آشنایی كاربران با این شیوه چقدر است و در صورت رویارویی با آن میزان توانایی آنان برای مقابله با این پدیده چگونه خواهد بود؟
در شیوه فشینگ کلاهبردار با ساختن صفحه جعلی که معمولاً آدرس این صفحه جعلی با آدرس سایت اصلی دارای تفاوت جزئی است، اقدام به دریافت اطلاعات حساب و رمزهای عبور کاربر میکند، در حالی که در دسکتاپ فیشینگ صفحه جعلی دارای تمام مشخصات و حتی آدرس یکسان با صفحه اصلی است و این شگرد نیازمند اجرای یک بدافزار روی سیستم قربانی است كه روش تشخیص دسکتاپ فیشینگ برای کاربران معمولی دشوار است زیرا اقدامات مجرمانه پشت پرده صورت میگیرد.
با توجه به گسترش روز افزون این دسته از جرائم و برای جلوگیری از به دام افتادن در فشینگ لازم است كاربران به آدرس سایت دقت كنند و از لینکهایی که در سایتها یا ایمیلها برای آنان آورده شده برای ورود به صفحات پرداخت الکترونیکی استفاده نکنند.
كارشناسان پلیس فتا برای مقابله با دسکتاپ فشینگ به كاربران توصیه كردند كه از نسخههای قدیمی ویندوز عامل مانند ویندوز XP استفاده نکنند و بصورت مرتب اقدام به بروزرسانی سیستم عامل خود كنند.
آنان از كاربران خواستهاند آنتیویروس مناسب روی سیستم خود داشته باشند و آن را بروز كنند و از مرورگرهایی استفاده کنند که حاوی لیستی از سایتهای طراحی شده توسط کلاهبرداران اینترنتی معروف هستند و سایتی که قصد بازدید، از آن را دارند با لیست درون خود مقایسه میکنند، مانند IE7 MOZILLA،FIREFOX , OPERA پلیس فتا در ادامه توصیههای خود با بیان اینكه كابران باید مرورگر اینترنتی خود را همیشه بروز کنند از آنان خواسته از دانلود و اجرای فایلهای پیوست ایمیلهای مشکوک و ناشناس جدا خودداری و نرم افزارهای مورد نیاز خود را از سایتهای معتبر دارای اصالت، دانلود و از دانلود نرمافزارهای مشکوک خودداری کنند.
در پروندهای که اخیرا در پلیس فتا رسیدگی شد، مجرم با آلودهکردن سیستم قربانیان از طریق فریب وی برای دانلود و نصب بدافزار، اقدام به اجرای شگرد دسکتاپ فیشینگ روی تعداد زیادی رایانه شخصی كرده بود.
...............................................................
دختر جوان که با کمک برادر و نامزدش و با ادعای مهدورالدمی پدر خود را به قتل رسانده بود در دادگاه به تشریح جنایت خانوادگی پرداخت. شهریور سال 89 ماموران پلیس آگاهی استان فارس در جریان قتل مرد میانسالی در شهر شیراز قرار گرفتند.
در ادامه تیمی از ماموران در محل حاضر شده و با جسد هوشنگ 52 ساله روبهرو شدند که در خانه اش به قتل رسیده بود. عامل یا عاملان جنایت روی سر قربانی خود کیسهای پلاستیکی کشیده و باعث خفگی او شده بودند.
در ادامه تحقیقات مشخص شد همسر مقتول چند سال قبل فوت کرده بود و مرد میانسال به همراه دختر و پسرش در آن خانه زندگی میکردند.
فرزندان مقتول نیز در جریان تحقیقات مدعی شدند شب حادثه بیرون از خانه بودند که پس از بازگشت با جسد پدرش روبهرو شده وموضوع را به پلیس اطلاع داده بودند.
پس از بررسیهای مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تیمی از کارآگاهان تحقیقات در این زمینه را آغاز کردند.
تحقیقات در محل جنایت نشان میداد، هوشنگ از سوی قاتلی آشنا به قتل رسیده است. عامل جنایت با انگیزه انتقامجویی به راحتی وارد خانه شده و پس از قتل مرد میانسال بدون سرقتی از محل گریخته بود.
ماموران تجسسهای خود را روی فرزندان مقتول متمرکز کرده و دریافتند دختر 25 ساله هوشنگ چندی قبل با مراجعه به دادگاه کیفری علیه پدرش شکایت کرده بود. لیلا در شکایتش مدعی شده بود که از سوی پدرش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. قضات دادگاه نیز پس از بررسی پرونده این ادعا را رد کرده بودند.
افشای این موضوع احتمال قتل از سوی لیلا را مطرح کرد. این احتمال زمانی قوت گرفت که پزشک جنایی در گزارش خود اعلام کرد مقتول قبل از مرگ با قرص خواب آور بیهوش شده بود.
ماموران سپس با دستور قضایی لیلا را دستگیر کردند که اودر بازجوییهای مقدماتی منکر قتل شد اما وقتی با دلایل پلیس روبهرو شد، لب به اعتراف گشود و به ارتکاب این جنایت با همدستی برادر و نامزدش اعتراف کرد.
با این اعترافات دومتهم دیگر پرونده نیز دستگیر شدند. پس از تکمیل تحقیقات پرونده با صدورکیفرخواست به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد که قضات دادگاه پس از بررسی پرونده سه متهم را به قصاص محکوم کردند.
با اعتراض متهمان، پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان حکم را نقض کرده و برای رسیدگی دوباره به شعبه دوم دادگاه کیفری فرستادند. در جلسه دادگاه که به ریاست قاضی عرفانیزاده برگزار شد، لیلا درباره انگیزهاش از این جنایت گفت: پدرم مدام مرا مورد آزار و اذیت قرار میداد. دیگر از شکنجه هایش خسته شده بودم. شکایتی را در دادگاه مطرح کردم که بینتیجه ماند. بعد ماجرا را با برادرم در میان گذاشتم که او قبول کرد در این جنایت مرا همراهی کند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر پدرم مخالف ازدواج من و نامزدم بود. یک روز سراغ نامزدم رفته و نقشه قتل پدرم را به او گفتم. او هم برای اینکه بتواند با من ازدواج کند قبول کرد در این قتل کمکمان کند. شب حادثه ابتدا در چایی پدرم قرص خواب آور ریختم و بعد سه نفری روی سر پدرم کیسهای کشیده و او را خفه کردیم. پدرم مهدور الدم بود و باید او را میکشتیم.
در ادامه دو متهم دیگر پرونده هم مدعی شدند به دلیل مهدروالدم بودن مقتول در این جنایت شرکت کردهاند.
...............................................................
دامهای پنهان در عشقهای خیابانی
یکی از راههای انتخاب همسر، آشنایی در محیطهای اجتماعی است، عمدتاً در گذشته خانوادهها در انتخاب همسر برای فرزندانشان نقش اساسی داشتند. اما امروزه نقش خانوادهها در اینباره کمرنگ شده یا این که در واقع مانند گذشته نیست و لذا راههای دیگر برای انتخاب همسر، جایگزین نقش خانوادهها شده است.
یکی از این راهها، محیطهای اجتماعی و اماکن عمومی مانند محیط کار، دانشگاهها و گروههایی که افراد در آن عضویت دارند، مانند گروههای ورزشی و اعتقادی که عموماً محیطهای مدیریت شدهای هستند، جایگزین آن شده است.
اما بخش دیگر این آشنایی به آشنایی در پارکها و خیابانها و حتی محیطهای مجازی مربوط میشود، لذا هدف اول از دوستی خیابانی بویژه برای دختران قصد ازدواج است در حالی که ممکن است پسران الزاماً با این هدف به دوستی با یک دختر آن هم در خیابان تن ندهند. طبیعتاً این نوع دوستیها به خاطر عدم شناخت عمیق و رفتارهای صادقانه در اغلب اوقات منجر به ازدواج نمیشود.
در برخی از مواقع اگر هم دوستیهای خیابانی منجر به ازدواج شود عموماً یک شکی نسبت به طرف مقابل وجود دارد. این شک معمولاً در زندگی استمرار پیدا میکند که نتیجه آن بروز اختلافات خانوادگی، سوءظن، عدم سازگاری و حتی طلاق است.
جوانان بخصوص دختران باید توجه داشته باشند که فریب عشقهای دروغین خیابانی را نخورند، چرا که اگر این نوع رابطه منجر به ازدواج نشود، به دلیل ایجاد وابستگی عاطفی، پیامدهای روانی زیادی را برایشان بهجا میگذارد.
عموماً این نوع دوستیها سرانجام خوشی ندارد و دختران را بیشتر از پسران تهدید میکند بهطوری که اگر دوستی خیابانی به ارتباط جنسی ختم شود، دختر فریب خورده مجبور است به خواستههای پسر تن بدهد و در صورت استمرار این نوع سوءاستفاده، گاهی این ارتباط منجر به قتل نیز میشود که ریشه این موضوع در واقع به بحث مربوط به آسیب روانی پسران در این نوع دوستیها مربوط میشود.
نکته مهم این است که در دوستیهای خیابانی معیارهای منطقی وجود ندارد و بیشتر معیارهای ظاهری مدنظر است، در واقع نه سیرت زیبا بلکه صورت زیبا مبنای دوستیها است. به همین دلیل جوانان چه دختر و چه پسر در انتخاب دوستانشان دقت لازم را داشته باشند و مهارت نه گفتن به دوستیهای خیابانی را یاد بگیرند یا اگر پسری در خیابان به دختری ابراز علاقه کرد و قصد ازدواج داشت باید با ارتباط خانوادگی صحت ادعای خودش را تأیید بکند.
لذا عمدتاً نقش خانواده و آموزش مهارتهای زندگی و الگوهای تربیتی در این زمینه بسیار تأثیرگذار است.
اگر دختری یاد بگیرد به هر لبخندی یا به هر ابراز لطفی که هوس آلود است پاسخ مثبت ندهد و به نوعی تعامل با محیط اجتماعی را یاد بگیرد دیگر فریب عشقهای دروغین خیابانی را نخواهد خورد، افرادی که مهارتهای زندگی و مهارتهای مقابله با مشکلات را میدانند معمولاً در دام دوستیهای خیابانی نمیافتند، در واقع عاقبت این نوع دوستیها به مشارکت در انواع کارهای خلاف و در پی آن به قتل و خودکشی منتهی خواهد شد.
در هر حال استفاده از فرصتهای آموزشی رسانهها به عنوان یکی از منابع اجتماعی و مراجعه به متخصصین این حوزه از جمله روانشناسان، مددکاران اجتماعی و مشاوران که معمولاً در ایران رغبتی برای استفاده از این نوع مراکز وجود ندارد، راهگشای اصلی در زمینه آموزش مهارتهای ارتباطی و مهارت مقابله با نه گفتن به عشقهای خیابانی است.