شنبه ۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ساعت :
۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۳
نسل Z در ایران؛

فرزندان اینترنت در جامعه‌ای سنتی

فرزندان اینترنت در جامعه‌ای سنتی
نسل Z به معلمی نیاز دارد که نقش «راهنما» (Guide)، «تسهیل‌گر» (Facilitator) و «منتور» (Mentor) را ایفا کند در حالی که اکثر معلمان قادر یا حاضر به تغییر نقش سنتی نیستند.
کد خبر : ۷۱۹۶۸۷

جهان امروز شاهد تغییرات شگرف و سریعی در حوزه‌های فناوری، ارتباطات و ساختارهای اجتماعی است. این دگرگونی‌های عمیق، نسل‌های مختلف را با چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی روبرو کرده است.

 در این میان، نسل Z (متولدین تقریبی ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰)، نسلی است که زندگی‌اش از ابتدا با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و دسترسی بی‌سابقه به اطلاعات گره خورده است. 

این نسل در ایران، با فرهنگی غنی اما ساختارهای سنتی در آموزش و پرورش و فرهنگ عمومی مواجه است. نسل Z در ایران، نسلی است که هویت خود را نه تنها در محیط سنتی خانواده و مدرسه، بلکه در شبکه‌های جهانی تعریف می‌کند.

آنها پرسشگرند، به دنبال شفافیت اند و به هویت فردی خود اهمیت زیادی می‌دهند. 

درک عمیق ویژگی‌ها، نیازها و دغدغه‌های این نسل، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای آینده جامعه ایران محسوب می‌شود. 

این نسل، موتور محرک آینده کشور در عرصه‌های مختلف علمی، اقتصادی و فرهنگی خواهند بود و شناسایی شکاف‌ها و چالش‌های موجود در تعامل میان این نسل و نظام‌های سنتی آموزشی و فرهنگی، سنگ بنای تدوین راهکارهای مؤثر برای شکوفایی پتانسیل‌های آن‌هاست. 

هدف این مقاله، تحلیل انتقادی این تعامل و ارائه راهکارهایی عملی برای همسوسازی نظام آموزشی و فرهنگی با واقعیت‌های نسل Z است.

شکاف دیجیتال و شکاف نسلی

نسل Z در ایران، به عنوان «نسل دیجیتال بومی» (Digital Natives) شناخته می‌شود. 

این ویژگی، تأثیر عمیقی بر نحوه یادگیری، ارتباط برقرار کردن و جهان‌بینی آنها گذاشته است. آنها در محیطی بزرگ شده‌اند که اطلاعات در آن بی‌مرز و لحظه‌ای در دسترس است. سرعت انتقال اطلاعات، تنوع منابع و جذابیت بصری، معیارهای اصلی پذیرش اطلاعات برای این نسل است.

ویژگی‌های کلیدی این نسل در ایران شامل پرسش‌گری فعال، تمایل به تجربه شخصی، نقدپذیری بالا و نیاز به ارتباطات دوطرفه است.

 

برخلاف نسل‌های پیشین که معمولاً پذیرای مفاهیم و ارزش‌های ارائه شده از بالا به پایین بودند، نسل Z به دنبال معنای شخصی و کاربردی مفاهیم است. آنها می‌خواهند بدانند «چرا» و «چگونه» یک چیز اهمیت دارد.

این رویکرد، با نیازهای بنیادین نسل Z برای کنشگری، تعامل و یادگیری مبتنی بر مهارت‌های عملی در تضاد است. نتیجه این شکاف، احساس بیگانگی، بی‌انگیزگی و در برخی موارد، بی‌اعتمادی نسل Z نسبت به نهادهای رسمی است. آنها آموزش را نه به عنوان دروازه‌ای برای آینده، بلکه به عنوان مانعی برای بروز توان‌مندی‌های واقعی خود می‌بینند.

این شکاف تنها در حوزه آموزش نیست؛ نظام فرهنگی و رسانه‌ای سنتی نیز در ارایۀ محتوایی جذاب و مرتبط با جهان‌بینی این نسل دچار مشکل است. 

در نتیجه، نسل Z به سمت پلتفرم‌ها و منابع غیررسمی گرایش پیدا کرده‌اند  و این امر لزوم بازنگری در رویکردهای فرهنگی و آموزشی را بیش از پیش ضروری می‌سازد.

نگاه انتقادی به آموزش کودکان نسل Z در ایران

نظام آموزشی کنونی در ایران، در مواجهه با ویژگی‌های نسل Z، با چالش‌های ساختاری و محتوایی جدی روبروست و آنها را می‌توان در چهار محور اصلی دسته‌بندی کرد:

الف) محتوای آموزشی مدارس در ایران، همچنان عمدتاً مبتنی بر انباشت دانش اسمی و تئوریک است. این رویکرد، در حالی که ممکن است به دانش‌آموزان برای موفقیت در آزمون‌های سنتی کمک کند، برای نسل Z که به دنبال کاربرد عملی دانش در جهان واقعی هستند، بسیار ناکارآمد است. 

نسل Z به آینده‌ای متفاوت چشم دوخته است؛ آینده‌ای که در آن هوش مصنوعی، داده‌کاوی و ارتباطات جهانی نقش محوری دارند.

نظام فعلی در آموزش مهارت‌های اساسی مورد نیاز این نسل، مانند تفکر انتقادی، سواد رسانه‌ای)، مهارت‌های حل مسئله پیچیده و کار تیمی، عقب مانده است.

این نسل با سیل اطلاعات مواجه است و نیاز دارد بداند چگونه این اطلاعات را ارزیابی کند، صحت آن‌ها را بسنجد و از میان آن‌ها، حقیقت را استخراج نماید. فقدان آموزش سواد رسانه‌ای در مدارس، آنها را در معرض اطلاعات نادرست و اخبار جعلی (Fake News) قرار می‌دهد.

علاوه بر این، برنامه درسی اغلب فاقد انعطاف‌پذیری لازم برای پوشش علایق فردی است. نسل Z می‌خواهد در مسیر یادگیری خود نقش فعالی داشته باشد، اما ساختار فعلی آموزش، آنها را به پذیرندگانی منفعل تبدیل می‌کند. این امر منجر به کاهش انگیزه درونی و یادگیری سطحی می‌شود.

ب) نسل Z با جهان چندرسانه‌ای و تعاملی رشد کرده است. آنها عادت به یادگیری از طریق ویدیوهای کوتاه، شبیه‌سازی‌ها، بازی‌ها و محیط‌های تعاملی دارند. 

روش‌های سنتی تدریس، که عمدتاً بر سخنرانی‌های طولانی‌المتأثر از مدل‌های آموزشی پیش از عصر دیجیتال استوار است، برای این نسل خسته‌کننده و بی‌اثر است.

روش‌های فعال و مشارکتی مانند یادگیری مبتنی بر پروژه یا یادگیری مبتنی بر مسئله که نسل Z در آنها فعالانه شرکت می‌کند و مسئولیت یادگیری خود را بر عهده می‌گیرد، جایگاه محدودی در کلاس‌های درس دارند. 

تمرکز بیش از حد بر حفظ کردن مطالب برای امتحانات، یادگیری را از یک فرایند اکتشافی به یک فرآیند اجباری و مکانیکی تبدیل می‌کند. 

این در حالی است که آموخته‌های نسل Z، بیش از آنکه به حفظ کردن وابسته باشد، به توانایی آنها در استفاده خلاقانه از دانش مربوط می‌شود.

ج) در نظام‌های سنتی، معلم به عنوان تنها منبع و مخزن اطلاعات شناخته می‌شود. اما برای نسل Z که دست‌رسی به اطلاعات آسان‌تر از هر زمان دیگری است، این نقش دیگر جذاب یا کارآمد نیست. 

نسل Z به معلمی نیاز دارد که نقش «راهنما» (Guide)، «تسهیل‌گر» (Facilitator) و «منتور» (Mentor) را ایفا کند.

چالش اصلی در این بخش، نا‌آمادگی بسیاری از معلمان برای تغییر نقش خود است. آموزش معلمان اغلب بر محتوا متمرکز است تا بر روش‌های تدریس نوین و تعاملی. بسیاری از معلمان از ابزارهای دیجیتال به درستی برای تعامل با این نسل استفاده نمی‌کنند یا قادر به مدیریت کلاس‌هایی که در آن دانش‌آموزان به منابع آنلاین دسترسی دارند، نیستند. این امر شکاف عمیقی بین نسل تدریس‌کننده و نسل دانش‌آموز ایجاد می‌کند.

د) نسل Z به شدت به دنبال شفافیت، صداقت و اصالت است. آنها به سرعت می‌توانند تظاهر و رویکردهای غیرصادقانه را تشخیص دهند. در نظام آموزشی و فرهنگی سنتی ایران، اغلب نوعی فاصله و سلسله مراتب سخت‌گیرانه بین نهادهای رسمی (آموزشی، رسانه‌ای) و دانش‌آموزان وجود دارد.

این فاصله باعث شده است که نسل Z به نهادهای رسمی بی‌اعتماد باشند و اطلاعات و ارزش‌ها را از منابعی دریافت کنند که لزوماً مورد تأیید این نهادها نیستند. این بی‌اعتمادی، فرصت هدایت نسل Z به سوی ارزش‌های بنیادین جامعه را دشوار می‌سازد. بازسازی این اعتماد مستلزم پذیرش نقد، فراهم کردن فضای گفت‌وگو و حذف رویکردهای تحمیلی است.

بازتعریف رابطه نسل Z با آموزش و فرهنگ

نسل Z در ایران، با تمام چالش‌هایی که برای نظام‌های سنتی ایجاد می‌کند، پتانسیل عظیمی برای نوآوری، خلاقیت و پیشرفت است. آنها نسلی هستند که می‌توانند با ترکیب هویت فرهنگی خود با ابزارهای جهانی، مسیرهای جدیدی را رقم بزنند. برای تحقق این پتانسیل، نیاز به یک بازنگری ساختاری و فرهنگی عمیق داریم.

الف) وظایف نظام آموزش رسمی: نظام آموزشی باید تمرکز خود را از «دانش‌محوری» به «مهارت‌محوری» تغییر دهد. این تحول نیازمند اقدامات زیر است:

۱. محتوا باید بازنگری شود تا ارتباط مستقیم‌تری با دنیای واقعی و چالش‌های آینده داشته باشد. اولویت باید بر آموزش مهارت‌های نرم و دیجیتال باشد. این مهارت‌ها شامل:

سواد رسانه‌ای و دیجیتال: آموزش نحوه ارزیابی منابع، تفکر انتقادی نسبت به محتوای آنلاین و استفاده مسئولانه از فناوری.

مهارت‌های کارآفرینی و حل مسئله: گنجاندن پروژه‌هایی که دانش‌آموزان را وادار به حل مسائل واقعی با رویکردهای نوآورانه کند.

۲. کلاس‌های درس باید از حالت منفعل به حالت فعال و تعاملی تغییر یابند. استفاده از ابزارهای جذاب و متنوع برای نسل Z حیاتی است:

استفاده از پادکست، انیمیشن و شبیه‌سازی: جایگزینی سخنرانی‌های سنتی با محتوای بصری و شنیداری جذاب و کوتاه که با الگوهای یادگیری این نسل هم‌خوانی دارد.

کلاس‌های تعاملی مبتنی بر بازی: به‌کارگیری عناصر بازی‌وار در آموزش برای افزایش انگیزه و مشارکت فعال دانش‌آموزان.

۳. معلمان باید آموزش‌های مستمر برای پذیرش نقش جدید خود ببینند. دوره‌های بازآموزی باید بر روش‌های نوین تدریس، کوچینگ، تسهیل‌گری و مدیریت کلاس‌های ترکیبی (حضوری و آنلاین) متمرکز باشد. معلم باید به عنوان یک مشاور و دوست راهنما عمل کند، نه یک بازجو یا ارزیاب صرف.

۴. تقویت هنرستان‌ها، دوره‌های فنی حرفه‌ای و برگزاری کارآموزی‌های عملی از سنین پایین‌تر ضروری است. آموزش باید به صورت مستقیم با نیازهای بازار کار مرتبط شود تا نسل Z ارزش کاربردی آموزش را احساس کند و انگیزه لازم برای یادگیری عمیق را کسب نماید.

ب) وظایف دستگاه‌های فرهنگی: نظام فرهنگی کشور (شامل وزارت فرهنگ، رسانه ملی، سازمان‌های تبلیغاتی و هنری) نیز باید رویکردی متناسب با نسل Z اتخاذ کند:

  ۱. محتوای تولیدی باید از نظر بصری، روایی و ساختاری جذابیت لازم برای نسل Z را داشته باشد. این به معنای تقلید صرف از غرب نیست، بلکه به معنای استفاده از استانداردهای جهانی روایت‌گری در چهارچوب ارزش‌های ملی و فرهنگی است. فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی باید پیچیده‌تر، صادقانه‌تر و با درک بهتری از دغدغه‌های این نسل تولید شوند.

۲. نسل Z در شبکه‌های اجتماعی زندگی می‌کند. دستگاه‌های فرهنگی باید به جای رویکردهای منسوخ یا صرفاً نظارتی، حضوری فعال، مثبت و گفت‌وگومحور در پلتفرم‌های مورد علاقه این نسل داشته باشند. این حضور باید امکان تعامل دوطرفه و شنیدن صدای نسل Z را فراهم کند.

۳. تربیت فرهنگی نسل Z نباید با تحمیل ارزش‌ها همراه باشد. باید فضایی صمیمی و منعطف ایجاد شود که در آن، ارزش‌ها از طریق تجربه، گفتگو و الهام‌بخشی منتقل شوند، نه دستور. این نسل به دنبال فضایی است که بتواند در آن سؤال کند، به چالش بکشد و در نهایت، به انتخاب خود، مسیر درست را بیابد.

نسل Z آینده ایران است و تفاوت‌های بنیادین آنها با نسل‌های گذشته، نیازمند تغییر نگاه ما به آنهاست. 

ما باید به جای تلاش برای تطبیق این نسل با ساختارهای قدیمی، به بازسازی سیستم‌هایمان برای همگامی با پتانسیل‌های این نسل بپردازیم. 

اگر آموزش و فرهنگ بتوانند با شفافیت، تعامل و ارائه ابزارهای لازم، مسیر را برای این نسل هموار کنند، شاهد شکوفایی نسلی خلاق، متعهد، اخلاق‌مدار و آینده‌ساز خواهیم بود. 

نادیده گرفتن این تحول، به معنای از دست دادن بزرگترین سرمایه انسانی کشور در دهه‌های آینده است.

برچسب ها: نسل z دانش موز