۲۸ تير ۱۳۹۱ - ۱۷:۱۳
مهدی-جان

حجاب هم محدودیت است و هم سخت

کم سن و سال تر که بودیم تا سوال می کردیم نماز چیست؟ جواب میدادند نماز یعنی راز و نیاز با معبود! یعنی عشق بازی با خدا! بعد هم برایمان داستان هایی می گفتند
کد خبر : ۷۱۸۰۳

به گزارش سرویس وبلاگ صراط ، نویسنده وبلاگ مهدی جان در آخرین به روز رسانی وبلاگ خود نوشته است:

کم سن و سال تر که بودیم تا سوال می کردیم نماز چیست؟

جواب میدادند نماز یعنی راز و نیاز با معبود! یعنی عشق بازی با خدا!

بعد هم برایمان داستان هایی می گفتند مثل اینکه عارفی روی پشت بام صحن رضوی

نماز شب می خواند و در حال سجده یک وجب برف نشسته بود روی کمرش

و او آنقدر گرم "عشق بازی" با خدا بود که متوجه ی سرما نشده بود.

ما هم وقتی میان نماز شصت پایمان یخ می زد، دلمان سرد می شد

و نا امید می شدیم از نماز هایی که می خواندیم و می خواستیم بخوانیم.

مطالبی از این دست نه تنها نسل نوجوان و جوان را ترغیب به انجام فرائض دینی نمی کرد

که در برخی موارد نیز موجبات دلسردی آنان را فراهم می نمود.

جوانی که تصورش نسبت به نماز می شود عشق بازی با خدا و پیدا کردن حال معنوی آنچنانی،

و هر چه می گردد نمی بیند نه حالی و نه حالاتی را میان نماز، لاجرم بعد از مدتی دلسرد می شود.

در ما بقی موارد نیز این چنین است، من جمله بحث حجاب.

سالهاست که ما با روش های نخ نما شده حجاب را متذکر می شویم و وقتی اثر نمی بینیم

به "جبر بدون ایجاد ضمینه ی اجتماعی" متوسل می شویم.

هنوزم که هنوز است در مدارس دخترانه ی ما می نویسند"حجاب محدودیت نیست مصونیت است"

و هر روز هم فونتش را بزرگ تر می کنند. انگار که قحط شعار است.

مسئولین مربوطه هم که قربانشان نروم یکبار به خودشان زحمت نمیدهند

بازنگری کنند این ابزارآلات تبلیغی را. که شاید خدایی نکرده مجبور شوند تغییری ایجاد کنند

(دانشمندان هم هنوز نتوانسته اند بفهمند که چرا برای برخی تغییر اینهمه دردناک است).

به نظرتان آن دختری که این شعار را می بیند و حجاب را انتخاب می کند

و سختی های اجتناب ناپذیرش را حس میکند، نباید دچار تضاد فکری

"یا به قول روشنفکران پارادوکس" شود.

چرا از روز اول صریح به او نمی گوییم که حجاب محدودیت دارد ولی مصونیت هم ایجاد می کند؟

چرا به او نمی گوییم حجاب سخت است؟

از چه می ترسیم؟ از اینکه او حجاب را انتخاب نکند؟

مگر با این روش که تا امروز اتخاذ کردیم او حجاب را پذیرفته است؟

مگر راهی بهتر از صداقت وجود دارد؟

اصلا چه کسی گفته خانوم ها کارهای سخت را نمی پذیرند؟

اتفاقا تنها کافیست به چیزی علاقمند شوند. آنوقت سختی های آن را، حتی بهتر از مرد ها می پذیرند.

به کفش هایی که برخی خانوم ها به بهانه ی زیبا تر شدن پا می کنند نگاه کنید؟

حتی تصور پوشیدن آن "شیب 100درجه و آن ارتفاع" آدم را اذیت می کند.

اما آنها به راحتی این کفش ها را پا می کنند

گله ای که ندارن هیچ ، خوشحال هم هستند. ایضا لباس ها و کارهای پر مشقت دیگری هم دارند.

بی هنری ماست که او را به حجاب علاقمند نکرده ایم

و این بی هنری را با انتخاب شعارهایی که صادقانه هم نیست تکمیل نموده ایم.

اسم وضعیت موجود را هم میگذاریم فساد "اجتناب ناپذیر" آخر الزمان

که شانه مان را از بار مسئولیت های زمین مانده خارج کنیم.

هر چه عیب است از مسلمانی ماست...

------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن: ظاهرا جمله ی مورد نقد از بزرگی ست که در این مورد لازم است توضیح دهم که آن بزرگ این جمله را در صحبت مفصلی بیان نموده لذا انتخاب گزینشی همراه با بی سلیقه گی می شود وضعیت کنونی...

پ ن: اگر اصل حجاب بر کم کردن توجهات است این چفیه سر کردن و همه ی صورت را پوشاندن و چشم و ابرو بیرون گذاشتن را چه کنیم بدتر اینکه برای ترویج حجاب هم از این نوع عکس ها استفاده میکنیم

نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۸
چرا گزینه نظر را میگذارید ولی نظر من را توی سایت قرار نمیدید
حامد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
املای صحیح :
به "جبر بدون ایجاد ضمینه ی اجتماعی" متوسل می شویم.

املای صحیح ضمینه = زمینه