چندی قبل، تازه جوانانِ - همان نوجوانان! - محل را خواستیم و در یک فضای صمیمی قرار شد هر کس در زمینه ای که علاقه دارد، وارد شود و آستین بالا بزند... خلاصه کنم...
یکی از آنها که ۱۴ سال بیشتر ندارد از ما خواست در زمینه ی دفاع مقدس و شهید و شهادت کار کند. این شد که از فیبرهای دور ریز، تابلویی در اختیارش گذاشتیم و نام تابلو را نوشتیم "دفـاع مقـدس نامــه". دو روز پیش دیدم مطلبی جدید، به شکلی کاملا هنرمندانه - گوشه های کاغذ را تا زده بو د و زاویه دار - روی تابلوی خودش نصب کرده بود... مطلب احمدرضا این بود :
فرازهایی از حیات عاشقانه و عارفانه ی شهید سید مجتبی علمدار از زبان همسرشان:
انگشتری داشت که خیلی برایش عزیز
بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده
و دست او کرده و در همان لحظه شهید شده است. وقتی به آبادان برای مأموریت
می رود، این انگشتر را بالای طاقچه حمام جا می گذرد و دربازگشت به ساری
یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة حمام جا مانده است. وقتی آمد خیلی
ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم
را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت:
بیا امشب دوتایی زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم
نشود یا از آن بالا نیفتد.
جالب اینجا بود که ما زیارت عاشورا را
خواندیم و راز و نیازکردیم و خوابیدیم. صبح که بلند شدیم دیدیم انگشتر روی
مفاتیج الجنان است. اصلاً باورمان نمی شد همان انگشتری که در آبادان توی
حمام جا گذاشته بود روی مفاتیج الجنان بالای سرما باشد .
هم اتاقیهایش دربارة نحوة شهادتش می گفتند: لحظه اذان که شد، بعد از یک هفته بیهوشی کامل، بلند شد و همه را نگاه کرد و شهادتین را گفت و گفت: خداحافظ و شهید شد …
.
.
خودش را مجازات میکرد و برای زندگانیش قوانینی وضع کرده بود :
قانون اول: بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم.(تاریخ اجراء ۴/۵/۶۹)
قانون دوم: پروردگارا! اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت (۱۷ رکعت) بخوانم.(تاریخ اجراء ۱۱/۵/۶۹)
قانون سوم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید ۲۰ ریال صدقه و ۸ رکعت نماز قضا بجا بیاورم.(تاریخ اجراء ۲۶/۵/۶۹)
قانون چهارم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم.حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب ۵۰ ریال صدقه و۱۱ رکعت تمام را بجا بیاورم .(تاریخ اجراء ۱۶/۶/۶۹)
قانون پنجم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه «خدا می بیند» را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه ۲ حزب قرآن بخوانم.(تاریخ اجراء ۱۳/۷/۶۹)
قانون ششم: حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات بفرستم.(تاریخ اجراء ۱۸/۸/۶۹)
قانون هفتم: حداقل باید در هر ۲۴ ساعت ۷۰ بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در ۲۴ ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰ تبدیل می شود.(تاریخ اجراء ۳۰/۹/۶۹)
قانون هشتم: هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته ۲ روز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز ۱۰۰ ریال صدقه باید بپردازم .(تاریخ اجراء ۱۹/۱۱/۶۹)
قانون نهم: در هر روز باید ۵ مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید ۱۵ مسئله بخوانم .(تاریخ اجراء ۱۴/۱/۷۰)
قانون دهم: در هر ۲۴ ساعت باید ۵ بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ، ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم.(تاریخ اجراء ۱۵/۳/۷۰)
.
.
تذکره نامـه!! : "مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه و معاقبه" ... حتما تابحال گوشتان با این واژه ها نوازش شده.. در روایات متعدد آمده و بزرگان اخلاق هم خیلی بر آن تاکید دارند... {شرط کردن با نفس، سپس مواظبت و نظارت بر اجرای تکالیف و شروط، گذاشتن در کفه ترازو و محاسبه عمل، و در نهایت سرزنش و مجازات نفس...}
ابتدا با تو میگویم، مسلم خان حسینی! و سپس با تمامی مدعیانِ عشق به شهید و شهادت...:
شهدا، علمدار چنین اخلاقی بودند. حاسبُوا قبلَ اَن تُحاسبُوا... بسم الله...