روزنامه مردم سالاری در سرمقاله خود با عنوان « برنامه محوری به جای شخص محوری » به قلم « مهدی عباسی » آورده است.
میتوان آغاز رایزنیهای انتخاباتی برای ریاست جمهوری یازدهم را رسما اعلام کرد. معرفی و تحلیل کاندیداهای احتمالی در محافل سیاسی ورسانه ای در دستور کارقرار گرفته و جریانهای مختلف سیاسی میکوشند در این فضا به جریانسازی نیز بپردازند. از هماکنون با نظر به تعدد کاندیدایی که در جناح اصولگرا وجود دارد، قابل پیشبینی است که با کثرت و اختلاف شدید در بین طیفهای مختلف این جناح روبهرو شویم و در مقابل اما اصلاحطلبان شرایط دیگری دارند و در حال رایزنی برای ایجاد شرایط جهت حضور در انتخابات هستند.
رودررویی حامیان دولت، جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری به عنوان سه ضلع اصلی در جناح اصولگرا در کنار کاندیداهای مستقل وابسته به اصولگرایی، مهمترین چالش پیش روی این جناح است.
چرا که حتی ریش سفیدی نیز دیگر جوابگو نیست و انتخابات مجلس نهم، نشان داد که طیفهایی که از زیر چتر جبهه متحد اصولگرایی و مکانیزم 8+7 خارج شدهاند، دیگر قابل برگشت نیستند و با نظر به انسجامی که پیدا کرده اند، دیگر پرچم استقلال را با قدرت بیشتری بلند میکنند چرا که جبهه پایداری نشان داد که علاقهمند است تا ریاست معنویاش را به آیتالله مصباحیزدی بسپارد تا تن به دیدگاههای پدرانه آیتالله مهدویکنی بدهد. این تحلیل از آن جهت ارایه میشود که ایستادگی جبهه پایداری در مقابل جبهه متحد علیرغم توصیه ها و اولتیماتومهای مهدویکنی، تا پایان پرونده مجلس نهم ادامه داشت و این ایستادگی قطعاً در انتخابات ریاست جمهوری نیز ادامه مییابد.
چه بسا جبهه پایداری به چنان اعتماد به نفسی رسیده باشد که خواهان حمایت دیگر طیفها از کاندیدای مورد نظرش شود. تا امروز، ارزیابیهای سیاسی حکایت از کاندیداتوری یا علاقه به کاندیداشدن چهرههایی نظیر سعید جلیلی، محمدباقر قالیباف، محسن رضایی، غلامعلی حداد عادل، علی اکبر ولایتی، مصطفی پورمحمدی، علی نیکزاد، حمیدرضا حاجیبابایی و کامران باقری لنکرانی به عنوان چهرههایی سرشناس دارد.
قطعاً تحلیلهای انتخاباتی با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات که پیشبینی میشود اواخر بهار یا اوایل تابستان سال آینده است، به واقعیت نزدیکتر خواهد شد. در مقابل اصلاحطلبان با شرایط دیگری روبهرو هستند.
این جریان بیش از آنکه نگران تعدد کاندیدا باشد، در حال بررسی شرایط و زمینهسازی برای نحوه حضور در عرصه است.اگرچه علاقه کلی در جناح اصلاحات برحضور سیدمحمدخاتمی در عرصه است، اما در صورت عدم تحقق این علاقه عمومی، از برخی پایگاههای خبری و اطلاعرسانی نام چهرههایی نظیر اسحاق جهانگیری، محمدعلی نجفی، مصطفی کواکبیان، و محمدرضا عارف برای کاندیداتوری شنیده میشود.
اما فارغ از اینکه جناحهای سیاسی با چه تاکتیکی و چند کاندیدا وارد میدان میشوند که نیاز به گذشت زمان بیشتری برای این تحلیل است، موضوع اساسی، فقدان یک مدل و سیستم مشخص و قابل دفاع در جناحهای سیاسی برای انتخاب یک کاندیدای قوی جهت رقابت نهایی است. هنوز روشهای سنتی و به نحوی غیرعلمی در جهت معرفی کاندیداها وجود دارد و «شخص محوری» جای «برنامه محوری و سیستم محوری» را گرفته است. این نقص سبب شده تا در هر انتخابات و به خصوص انتخاباتهای ریاست جمهوری شاهد حضور چهرههای مختلف در عرصه و بیان دیدگاههای شخصی باشیم، به جای آنکه گروههای سیاسی به معرفی برنامهها و تعهدات در قبال رای مردم بپردازند.
اما در این میان باید طرح پیشنهادی حزب مردمسالاری برای جبهه اصلاحات را مورد بررسی بیشتری قرار داد تا در عرصهای که هنوز گروههای سیاسی، برنامه مشخصی حتی برای معرفی کاندیدا ندارند، روش انتخاباتی «مناسک» که شامل مجمع نخبگان اصلاحطلب سراسر کشور است، به عنوان روش علمی در جهت معرفی کاندیدا و برنامه جریان اصلاحات مورد توجه قرار گیرد. این طرح از این نظر بیشتر قابل دفاع است که روند برنامه محوری و سیستم پذیری را در عرصه سیاسی نهادینه میکند و براین اساس جای تحلیل بیشتر دارد. چرا که اگر روند انتخابات به سمت برنامه محوری در مراحل مختلف پیش برود، شاهد انتخابهای بهتر در عرصه سیاسی خواهیم بود و این امر روند پاسخگویی گروههای سیاسی را که از قواعد اصلی دموکراسی به حساب میآید مطلوبتر خواهد کرد.