به گزارش صراط به نقل از محدوده، استقلال برای کهکشانی شدن چند قدمی بیشتر فاصله ندارد. این لقب کهکشان هر قدر هم که خرجش زیاد باشد اما برای هوادار که فقط نظارهگر پیروزیهاست لذتی عمیق دارد. اینکه رقیب را در بازار پس بزنیم و روی بورس باشیم همانقدر که برای هواداران مهم است برای مدیران نیز به عادتی نه چندان زیبا تبدیل شده. اگر از این زاویه که تلاش مدیر برای رسیدن تیم به سرمنزل مقصود است به موضوع نگاه کنیم عیب و ایرادی که ندارد هیچ، وظیفه یک مدیر موفق نیز هست. اما اگر برای این وظیفه رقابت بر سر بودن و خود را موفق جلوه دادن باشد چیزی جز حال و روز امروز فوتبال عاری از فرهنگ ما نیست. کمی تناقضها را مرور کنیم.
1.رسولی نژاد میخواهد که من بروم. این اولین شروع برای پایان یافتن ماموریت چندساله فتحاللهزاده است. شواهد هم حکایت از نخواستن فتحاللهزاده است. اینکه چرا خودش نمیخواهد کنار بکشد چیز عجیبی است. بعد از این همه مصاحبه علیه رسولینژاد و اختلافهایی به ظاهر حلنشدنی فتحاللهزاده فقط میگوید که نمیخواهند باشم. خودش ناامیدانه مصاحبه میکند که دارم اسبابم را جمع میکنم. کسی که رسولینژاد را پدر استقلال و خودش را فرزند آن میداند و ناامید از تهمت پدر است میخواهد برود از خانوادهاش؟ شما باور میکنید؟
2.خبرهای خوش در راه است. فتحاللهزاده حاضر است با آقای رسولینژاد و امیر قلعهنویی کار کند. شاید هم آنها گفتهاند فتحاللهزاده بیاید. باز همه چیز گل و بلبل است. باز هم تعجب از بازگشت به جمع نارفیقان سابق. اما این را نیز فراموش نکنید همانطور که زود جمع جمع میشود از هم نیز میپاشد. حاجی در اقدامی عجیب اعلام استعفا میکند. یعنی حاجی رفته است؟ حتی کسی برگه استعفایش را هم نمیبیند. یکی میگوید بدهی قبل و یکی میگوید اختلاف قدیمی با پدر استقلال و قلعهنویی دلیلش است. حاجی رفته است. شما باور میکنید؟
3.باور نکنید. اگر برگ استعفا هم دیده میشد نباید باور میکردید. چون امروز حرف مرد دوتاست و جوانان برای آینده الگوهایشان را از همین طریق مشخص میکنند. برمیگردد حاجی و در اولین مصاحبه بعد از ملاقات با وزیر ورزش میگوید که مدیرعامل نیستم. حرف مرد دوتاست اما میخواهم در خدمت استقلال باشم. از همین امشب برای خریدها اقدام میکنم!! فقط به عشق استقلال امشب چند خرید گردنکلفت معرفی میکنم. شما عشق به استقلال را باور میکنید؟
4.خریدهای گردنکلفت که نه اما استقلال تیم خوبی آماده کرده است. چند بازیکن مثبت و خوب و چند یار همیشگی امیر قلعهنویی به تیم تزریق میشوند. برای شروع خوب است اما انگار جنگ بر سر نام استقلال نیست. با خریدهای رویایی پرسپولیس گزینه اول رسانهها حاجی بمبافکن نیست. رویانیان با خرید انصاریفرد بالاتر از سقفهای قرارداد بیشتر از استقلال که پر از مهاجمان خوب است به حاجی ضربه میزند. مصاحبهها نشانی از دلسوزی برای استقلال ندارد. انگار کسی یادش نمیآید سپاهان و تراکتور بدون کهکشان بالاتر از پرسپولیس و همین استقلال کهکشانی قرار گرفتند. جنگ و البته، هدف فقط مدیرعامل حریف است.
5.جباری تمدید نکرده و تیموریان بار سفر را میبندد. حتی دهنوی هم حاضر به بستن قرارداد با استقلال نمیشود. حالا فتحاللهزاده علیه همه مصاحبه میکند و مقصر هم او نیست، فرزامی است و رسولینژاد هیچ تقصیری ندارد. مصاحبهاش را بخوانید، کینهها رخت بستهاند انگار. فرزامی بیچاره! فرزامی پول تزریق نکرده و رویانیان از رانت دولتی و پولهای بادآورده تیم درست میکند. اینکه استقلال کهکشانی سال گذشته پولش از کجا آمده بود هم در وقت خشم فراموش اعلام میشود. واکنشی که بیشتر از تعصب و عرق بر کاری که وظیفه یک مدیر است فریاد از دیدی شخصی میزند. استقلال با حفظ همان تیم قبلی هم خوب بود اما هیچکس جز خود حاجی اسیر حاشیه نمیکندش.
6.برای خالی نماندن عریضه استقلال شروع به حرکت میکند. جاهایی که روزی با آرامش و به راحتی پر شده بود حالا پر و خالی میشوند. جانواریو اخراجی سپاهان که بهخاطر پول همین استقلال فتحاللهزاده را رها کرده بود در لیست تیمی قرار میگیرد که لیستش پر است. محمدی پوچ میشود. جباری که سال قبل هم حاجی و هم قلعهنویی بسیار از دستش شاکی بودند بازمیگردد و مبعلی هم برای یک جای بزرگ پوچ میشود.
7.جواد نکونام و فرهاد مجیدی آخرین بمبهای این فصل فتحاللهزاده میتوانند باشند. اینکه مجیدی سال قبل آن جور رفت را کسی از یاد نبرده است اما حتی نام و اعتبار و محبوبیت مجیدی مشکل بزرگی به نام قلعهنویی دارد. بعد از جباری و رحمتی، وجود مجیدی در تیم قلعهنویی بیشتر از همیشه زنگ خطر را به صدا درمیآورد. جواد نکونام هم میتواند بزرگترین جواب حاجی به سردار باشد. اگر شما پول بادآورده میآورید ما هم میآوریم. اینکه از کجا دلار تامین شده تا نکونام از اوساسونا خریداری شود آنجا جالب میشود که ربطش بدهیم به حرفهای سابق حاجی. آقایان از رانتهای دولتی استفاده میکنند!!
حرف آخر
زمانه دهداریها گذشته است. امروز از فدراسیون تا همین جناب فتحاللهزاده حرفهایشان جز منافع شخصی چیزی را دنبال نمیکند. فتحاللهزاده میخواهد باشد. حالا قیمتش فرقی نمیکند انگار. اینکه حجازی، قلعهنویی یا مظلومی باشند مهم نیست. اینکه امروز بگوید جباری اخراج و فردا در ازبکستان بازی کند هم مهم نیست. هیچکس نیست بپرسد چرا هرگز جباری بدنسازی نمیکند. میشود استعفا داد و فردا باز به عشق استقلال(!) خرید کرد. تمام این تناقضها به خورد مردم داده میشود هواداران با این انبار منیت و خودبینی به ورزشگاه میآیند و با جرقهای هو میکشند و شاید شعلهای همین حاجی ما را به قهقرا ببرد. تمام این فوتبال پر از پارادوکس است. لذت اگر نمیبرید به زمین نگاه نکنید. اطراف زمین صداقت نکاشتهاند که در زمین درو شود. رنگها را فراموش کنید تا رنگ نشوید.