"صراط" - روزانه
حوادث بسیاری پیرامون ما اتفاق می افتد . از قتل و سرقت گرفته تا کلاهبرداری و
خیانت . از اینرو ، تنها جهت مطالعه وقایع صورت گرفته برای زندگی بهتر و عبرت آموزی
از این حوادث بخشی از اخبار حوادث جراید را از نظرتان می گذرانیم .
كشف جسد نوزاد در توالت هواپيما
جسد يك نوزاد تازه متولد شده داخل توالت يك هواپيماي شركت ايرفرانس در فرودگاه رواسي پاريس كشف شد.
يك هواپيماي ايرفرانس روز گذشته از مبدا آبيجان پايتخت ساحل عاج در فرودگاه رواسي شارل دوگل پاريس به زمين نشست. پس از تعويض خدمه پروازي و قبل از اينكه هواپيما به مقصد دبي به پرواز درآيد يكي از كاركنان داخل هواپيما را كنترل كرده كه ناگهان در يكي از توالت ها با جسد يك نوزاد تازه متولد شده مواجه مي شود.
پرواز هواپيما به سوي دبي به دليل انجام تحقيقات در مورد اين مساله چندين ساعت به تاخير افتاد.
هنوز نتيجه اين تحقيقات منتشر نشده است. از سوي ديگر شركت هوايي ايرفرانس بدون اشاره به مساله كشف جسد نوزاد تنها اعلام كرد كه پرواز اين شركت به مقصد دبي شش ساعت تاخير داشته است.
.................................................................................................................................................
۳۰ فقره زورگيري براي سفر به خارج
محمد جعفري - دو پسر جوان که به اتهام ۳۰ فقره زورگيري دستگير شده اند انگيزه شان را از اين کار به دست آوردن پول براي سفر به خارج از کشور اعلام کردند. به گزارش خراسان، تجسس هاي پليس در اين باره زماني آغاز شد که مردي خود را به کلانتري ستارخان رساند و مدعي شد دو سرنشين يک دستگاه خودرو پرايد مشکي رنگ اموالش را به زور سرقت کرده اند.
او درباره اين ماجرا به مأموران گفت: در ميدان آزادي سوار يک دستگاه خودرو پرايد مشکي رنگ شدم تا به فرودگاه بروم. در پرايد دو نفر نشسته بودند و همه چيز طبيعي به نظر مي رسيد اما چند دقيقه بعد يکي از آن ها با يک چاقو به من حمله کرد و با ضربه اي که به کتفم زد مجروح شدم. او تهديد کرد اگر به دستوراتش عمل نکنم من را مي کشد.
من شوکه شده بودم و نمي دانستم قرار است چه بلايي به سرم بيايد. به همين دليل خواسته اش را اجرا کردم و مبلغ ۴ ميليون تومان پول نقدي را که همراهم بود به او دادم. بعد از آن مرد خشن تهديد کرد اگر اين ماجرا را براي پليس بازگو کنم هر طور شده من را پيدا مي کند و مي کشد. آن ها چند دقيقه بعد در حالي که کتفم دچار خونريزي شده بود من را در خياباني خلوت پياده کردند.
افسران پليس با بررسي شکايت هايي که در اين باره به ثبت رسيده بود پي بردند پيش از آن نيز سرنشينان يک پرايد مشکي رنگ از شهروندان زورگيري کرده اند. افسران پليس با تجزيه و تحليل اطلاعات موجود به شواهدي درباره خودروي تبهکاران دست يافتند و چند روز بعد توانستند خودرو را شناسايي کنند.
با احضار صاحب خودرو به پليس آگاهي مشخص شد وي از جريان زورگيري ها بي اطلاع است و چند ماه قبل سارقان خودرواش را دزديده اند. در ميان مالباختگان فردي وجود داشت که تبهکاران با سرقت کارت عابربانک اش او را مجبور کرده بودند رمز کارت را نيز در اختيارشان بگذارد.
بررسي حساب اين شخص نشان داد مبلغ يک ميليون تومان از حساب وي به حساب شخص ديگري واريز شده است. با شناسايي فردي که پول به حسابش واريز شده بود او به مأموران گفت: چند روز قبل در حالي که مقابل خودپرداز ايستاده بودم دو نفر سراغم آمدند و گفتند پولي را به حسابم واريز مي کنند تا من اين پول را به آن ها بدهم.
من هم چون خطري احساس نکردم با درخواست آن ها موافقت کردم و خواسته شان را عملي کردم. تحقيقات ادامه يافت تا اين که مأموران هنگام گشت زني در منطقه طرشت خودروي تبهکاران را شناسايي و دو متهم را بازداشت کردند.
دستگير شدگان به نام هاي صابر (۲۷ ساله) و محمد (۲۹ ساله) در جريان بازجويي ها به ارتکاب ده ها فقره زورگيري با استفاده از پرايد مسروقه در مناطق غربي تهران اعتراف کردند و گفتند قصد داشتند با پول هاي سرقتي از کشور خارج شوند. با تکميل تحقيقات، پرونده زورگيران خشن به مجتمع قضايي بعثت ارسال شد و قرار است به زودي به اتهام بيش از ۳۰ فقره زورگيري پاي ميز محاکمه بنشينند.
..................................................................................................................................................
قتل در دره فرحزاد
در روز چهاردهم تير 91 مأموران کلانتري 163 ولنجک از طريق تماس مسوولان بيمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در جريان انتقال جواني 22 ساله به هويت "مجيد. م" به بيمارستان قرار گرفتند که از ناحيه سمت چپ سينه، بنا بر اظهارات خود طي يک درگيري در منطقه فرحزادي مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود.
با حضور مأموران کلانتري 163 ولنجک و انجام تحقيقات مقدماتي مشخص شد که "مجيد. م" به همراه يکي از دوستانش در مسير بازگشت از دره فرحزادي، با شخصي که قصد زورگيري از آنها را داشته درگير شدند که مجيد توسط اين شخص مورد اصابت چاقو قرار گرفته است.
با تشکيل پرونده مقدماتي با موضوع زورگيري، در روز هفدهم تير 91 از بيمارستان حضرت رسول به کلانتري ولنجک اعلام شد که با وجود انجام اقدامات درماني، "مجيد. م" به علت شدت جراحت فوت کرده است؛ بلافاصله پرونده با موضوع قتل عمد تشکيل و به دستور بازپرس شعبه اول ويژه قتل دادسراي ناحيه 27 تهران، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
با آغاز تحقيقات از سوي کارآگاهان اداره دهم، برادر مقتول پس از حضور در اداره دهم و طرح شکايت جهت شناسايي و دستگيري برادرش به کارآگاهان گفت: " برادرم در روز چهاردهم تير و پس از انتقال به بيمارستان و زمانيکه هنوز زنده بود صراحتا به من عنوان داشت که در بلوار فلرحزادي، زير پل گلديسان توسط فردي به هويت مجتبي. الف که قصد زورگيري تلفن همراهش را داشته، بوسيله ضربه چاقو مورد ضرب و شتم قرار گرفته است که نهايتا در روز هفدهم تير بر اثر شدت جراحات وارده فوت مي کند و در حال حاضر پدر و مادرم در شهرستان به سر ميبرند ".
بنا بر تحقيقات انجام شده در زمان حيات مقتول، کارآگاهان اطلاع پيدا کردند که مقتول در زمان درگيري به همراه يکي از دوستانش در مسير بازگشت از دره فرحزادي بوده است؛ بلافاصله اين شخص به هويت ايمان شناسايي و جهت انجام به اداره دهم دعوت شد.
ايمان در اظهارات خود، در خصوص روز حادثه به کارآگاهان گفت: " در روز حادثه من و مجيد در کوچه آبشار به سمت چهار ديواري به صورت پياده در حال حرکت بوديم که ناگهان جواني حدودا 30 ساله براي زورگيري به سمت ما آمد و قصد داشت تا پول و وسايل و گوشي هاي تلفن همراه ما را بگيرد که در اين زمان به سمت مجيد رفت و خواست به زور پول هايش را بگيرد که با يکديگر درگير شدند و در يک لحظه با يک قبضه چاقو ضربه اي به سمت چپ مجيد زد و بلافاصله از آنجا فرار کرد ".
ايمان در خصوص نحوه شناسايي هويت جوان زورگير نيز به کارآگاهان گفت: "در زمان درگيري چند نفر که متوجه موضوع شده بودند، سارق را شناسايي کرده و زمانيکه از آنها هويت وي را پرسيدم، عنوان داشتند که نام او مجتبي. الف و از افراد شرور و سابقه داري است که در دره فرحزادي به کار زورگيري، خريد و فروش و همچنين استعمال موادمخدر مشغول است و جاي و مکان مشخصي نيز ندارد ".
با توجه به شناسايي هويت دقيق متهم و اطلاعات بدست آمده در خصوص سابقه دار بودن متهم، کارآگاهان با بررسي وي اطلاع پيدا کردند که مجتبي. الف ( 33 ساله ) از مجرمان سابقه دار و حرفه اي است که پيش از اين بارها به اتهام ارتکاب جرايم مختلف "جعل"، "استفاده از اسناد مجعول"، "درگيري با مأموران"، "تهديد" و "سرقت" دستگير و روانه زندان شده و آخرين بار نيز پس از دستگيري و انتقال به زندان، در سال 1388 با قرار وثيقه آزاد و از آن زمان متواري شده و بنا بر تحقيقات انجام شده در حاضر نيز اعتياد شديدي به مصرف موادمخدر داشته و به صورت کارتن خواب، در دره فرحزاد، زندگي مي کند.
با توجه به بلامکان بودن متهم، کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي مراقبت شبانه روزي از محل هاي تردد متهم را در دره فرحزادي در دستور کار خود قرار داده و سرانجام در ساعت 12 روز 22 تير، متهم را در زمان خريد و فروش موادمخدر دستگير و به اداره دهم منتقل کردند.
سرهنگ کارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، در ادامه اعلام اين خبر گفت: " با دستگيري و انتقال متهم به اداره دهم، متهم در اظهارات اوليه خود منکر هرگونه زورگيري و يا قتل شد، اما با توجه به شناسايي توسط دوست مقتول و همچنين تعدادي از شاهدان صحنه درگيري که وي را در حال فرار از محل مشاهده کرده بودند، سرانجام در ساعت 11 روز 26 تير لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنايت اعتراف کرد ".
.................................................................................................................................................
حمله اراذل و اوباش به زوج جوان در تهران
حمله اراذل و اوباش به زوج جوان در منطقه اتابک تهران، مرد جوان را تا يک قدمي مرگ پيش برد.
به گزارش مهر، در حاشيه مراسم نمايش اراذل و اوباش در چهارراه نظام آباد مردي با مراجعه به فرمانده انتظامي تهران گفت: برادرم ساکن منطقه اتابک تهران است. هفته گذشته او متوجه شد تعدادي از اراذل و اوباش در مقابل خانه اش در حال مشروب خواري هستند. برادرم با مشاهده اين صحنه به آنها اعتراض کرد و به خانه رفت.
وي ادامه داد: دقايقي بعد سه تن از اراذل و اوباش به خانه برادرم حمله ور شده و با تهديد قمه همسر برادرم را از خانه بيرون کردند. آنها سپس ضربات عميقي را بر روي صورت و دست برادرم وارد کردند که او را تا يک قدمي مرگ پيش برد. در اين زمينه در کلانتري محل شکايتي را مطرح کرديم اما تاکنون بي نتيجه مانده است.
سردار ساجدي نيا پس از بررسي شکايت اين مرد گفت: عاملان اين حادثه تحت تعقيب پليس هستند و بزودي دستگير خواهند شد.
..................................................................................................................................................
اعتیاد به آشامیدن آب
زنی که به آشامیدن آب اعتیاد دارد روزانه بیش از 25لیتر آب مینوشد.
پزشکان بارها به ساشا کندی 26ساله هشدار دادهاند که نوشیدن این میزان آب سلامت وی را تهدید میکند اما او در جواب میگوید:نمیتوانم آب ننوشم. اعتیاد ساشا جنبههای دیگری هم دارد؛ برای نمونه او گاهی روزی 40بار دوش میگیرد و علاوه بر این بطریهای آب را همه جا همراه خود میبرد.
وی در اینباره میگوید: عطش سیرابنشدنی من از دوسالگی آغاز شده است و همچنان ادامه دارد. گفتنی است ساشا در نوجوانی نیز همیشه کنار بطریهای آب خود بوده است.
..................................................................................................................................................
هشدار درباره شگرد راهزنان بين شهري
راهزني از مسافران بين شهري پديده اي نيست که مربوط به گذشتههاي دور باشد. اين مساله همچنان در جامعه ما نمود دارد.
1- شب گذشته که به قصد تفريح به منطقه آبعلي نزديک تهران رفته بودم با مساله جالبي روبرو شدم. حدود 40 کيلومتري تهران در وسط جاده، جوان قوي هيکلي که گويا حالت طبيعي نداشت به من که سوار اتوموبيل بودم اشاره ميکرد که بايستم.
ناخودآگاه به سمتش رفتم ولي قصد توقف نداشتم. با سرعت 60 کيلومتر از کنارش گذشتم و وي در حالي که به من ناسزا ميگفت ضربه اي با پاي خود به در اتوموبيل من زد. من به اين مساله توجه نکردم تا چند کيلومتر بعد که قصد کردم ببينيم خسارت وارده چقدر است.
در حالت ايستادن که بودم احساس کردم يک پرايد نيز قصد دارد که با من متوقف شود، لذا من شک کردم و توقف کامل نکردم. پرايد در کنار من قرار گرفت و تشويقم کرد که به بررسي خسارت بپردازم. به داخل پرايد که نگاه کردم 4 تا جوان را مشاهده کردم.
شک کردم که نکند اين افراد از دوستان شخص لگد پران بوده اند. پس توقف نکرده و با سرعت تمام به سمت تهران آمدم و قضيه را با يک مرسدس بنز 110 نيز مطرح کردم و مکان حادثه را به آنها خبر دادم.
پس از اتمام قضيه و مشورت با دوستانم درباره حادثه مذکور متوجه شدم که اين روش در واقع يک شيوه راهزني جديد در جادههاي بين شهري ميباشد. لذا به همه کساني که اين پيام را ميخوانند توصيه ميکنم که در موارد مشابه مانند بنده عمل کرده و خسارت مالي را به خسارت جاني و مالي ترجيح دهند.
2- روش دوم اين است که با موتور به ماشين در حال حرکت نزديک ميشوند و نفري که ترک موتور نشسته با لگد ضربه اي به آينه بغل شما وارد ميکند بصورتي که آينه بشکند و با سرعت از شما دور ميشوند کمي جلوتر ميايستند تا شما تحريک شويد که بايستيد و علت اين کار را جويا شويد اين همان اشتباهي است که آنها انتظار دارند شما انجام دهيد.
در آنصورت است که با يک قمه بزرگ شما را تهديد کرده و ماشين و هرچه همراه داريد را به سرقت ميبرند. اين مطلب را به همه هموطنانمان اطلاع رساني کنيم تا از بروز حوادث تلخ اينچنيني براي دوستانمان جلوگيري کنيم.
...............................................................................................................................................
دوستي خياباني و برادر کشي
مرد جوان و همسرش که براي خريد به بازار رفته بودند ساعت ۱۱صبح به خانه برگشتند اما با درهاي بسته يکي از اتاق ها مواجه شدند و زماني که از پنجره به داخل اتاق نگاه کردند با صحنه اي بسيار وحشتناک روبه رو شدند.
در اين لحظه مرد جوان با ديدن پيکر بي جان برادر ۱۲ساله اش که گويا خود را به دار آويخته بود ناگهان فريادي کشيد و برادر ديگرش را که داخل اتاقي در حال استراحت بود صدا زد. آن ها بلافاصله وارد اتاق شدند و با چاقو طناب دور گردن اين طفل بي گناه را پاره کردند و او را به بيمارستان رساندند.
معاينات اوليه پزشکان حاکي از مرگ اين پسر نوجوان بود و با گزارش ماجرا به فوريت هاي پليسي ۱۱۰، ماموران انتظامي بلافاصله درمحل حاضر شدند. اما بررسي هاي اوليه پليس حاکي از آن بود که پسر نوجوان قبل از به دار آويخته شدن از ناحيه پشت سر آسيب ديده است. ماموران انتظامي به دستور بازپرس ويژه قتل بازجويي هاي خود را از برادر ۱۹ساله مقتول که در زمان حادثه در منزل بوده است آغاز کردند.
مظنون پرونده که دلهره و اضطراب بسيار زيادي داشت در اعترافاتي تکان دهنده گفت: از چندي قبل با دختر همسايه مان دوست شده بودم و ما گاهي باهم قرار مي گذاشتيم و چند دقيقه اي صحبت مي کرديم. روز حادثه در حال گفت وگو با دختر مورد علاقه ام بودم که برادر کوچکم بازيگوشي مي کرد و مدام مزاحم ما مي شد.
من چند بار به او تذکر دادم که بيرون برود و مزاحم نشود. اما او همچنان بازيگوشي مي کرد. من که از اين بابت خيلي ناراحت و عصبي شده بودم خيلي سريع به سويش حمله ور شدم و با عصبانيت سرش را گرفتم و به ديوار کوبيدم. در اين لحظه داداش کوچولويم بيهوش شد و هرچه صدايش زدم جوابي نداد.
برادرم نفس نمي کشيد و براي اين که کسي بويي از اين ماجرا نبرد پيکر بي جانش را به داخل اتاق بردم و با صحنه سازي طوري وانمود کردم که خودش را دار زده است. متهم به قتل افزود: دقايقي بعد برادر بزرگم و همسرش وقتي به خانه برگشتند و با اين صحنه روبه رو شدند از من کمک خواستند و با وجود آن که تمام وجودم مي لرزيد خودم را بي اطلاع از اين موضوع نشان دادم.
پسر جوان افزود: رابطه دوستي خياباني من و دختر همسايه به همين راحتي باعث شد تا برادر بي گناهم را به قتل برسانم و از وقتي اين حادثه رخ داده هر لحظه که ياد خنده هاي او و چهره معصوم و مظلومانه اش مي افتم دنيا روي سرم آوار مي شود و ... پسر جوان که رشته کلام را از دست داده بود درحالي که اسم برادر کوچکش را ضجه زنان صدا مي زد به ديوار تکيه داد و زانو زد تا بار غصه اي بزرگ و مصيبتي سنگين را به آغوش گيرد .