به گزارش سرویس وبلاگ صراط، نویسنده وبلاگ تاج بندگی در وبلاگ خود نوشته است:

قبل از اینکه قضاوت کنید ، مطلب رو با دقت بخونید...
«... زمانه عجیبی شده است. هیچ چیزی جای خودش نیست ، هیچ کس نمیخواهد خودش باشد ، خود بودن یا خود نبودن ، خودِ خود شدن یا خودِ ناخود شدن. مسئله این است.
چاقها میخواهند لاغر شوند و لاغرها آرزوی چاقی میکنند.
پوستسفیدها برنزه میکنند و تیرهرنگها کرم سفید کننده میخرند.
من دوست دارم مثل فلانی بشوم ودیگری میخواهد مثل من بشود.
بدتر از این همه آنکه بعضیها میخواهند دیگران الف مثل دیگران ب بشوند ؛ در حالیکه دیگران الف با دیگران ب مساوی نیستند یا به عبارتی با هم تفاوت دارند.
وپناه بر خدا ، دخترها میخواهند در درجه خفیف مثل پسرها و در درجه قوی خود پسرها بشوند ...
و اَه اَه که بعضی پسرها در درجه خفیف چقدر با ناز وافاده حرف میزنند ، در درجه قوی هم که رسم برداشتن ابروها کم کم جا افتاده + .... .
شدن یا نشدن ، ممکن یا ناممکن ، سنخیت یا عدم سنخیت اینها هم مسئله هستند که باید گفت مسئلهها اینها هستند... .»
بگذریم...
درسته که خداوند در آفرینش ومشخصا خلقت زن ومرد ، بنابر اعتقاد ادیان ابراهیمی، زن رو از مرد آفرید واز اینجا هست که شباهتهای جسمی واخلاقی وجود داره ، اما به قول اون بنده خدا ، در کتابی که یه زمانی تو همه کتابفروشیها پیدا میشد :«مردان مریخی ، زنان ونوسی». یعنی موجوداتی از دو سیاره مختلف وبا تفاوتهای قابل تفکر در مورد اونها.
البته من فکرم اینه که خداوند که آدم علیه السلام رو آفرید ، به دلیل درخواستهایی که حضرت از خداوند داشتند ، خداوند یا حالا قابلیتهای بالقوه آدم رو که بالفعل نشده بودند به حوا تبدیل کرد ویا حوا به تعبیردیگری ظرفیتهای بالقوه آدم بودند که خداوند به حوا تبدیل کرد.
روشنگری: قابلیت بالقوه موجود است اما بالفعل نشده ، اما ظرفیت بالقوه مثل جای خالی است که پر نشده باشد ونیاز به پر شدن دارد.
به هر حال هر طوری که بود خداوند شباهتهایی رو بین این دو قرار داد تا مکمل همدیگه باشند. البته ابتدای زاده شدن این دو به هم خیلی شبیهترند اما به مرور زمان با بزرگتر شدن وبالا رفتن سن هر کدوم از اونها به کمال خودشون نزدیکتر خواهند شد. به نظر شما این تفاوتها برای چیه؟
پاورقی: هرچند که معیار سنجش خداوند شاید با کمی تفاوت همون تقوی است. منظورم از تفاوت اینه که شاید تقوی زنانه کمی با تقوی مردانه متفاوت باشند اما به هر حال هر دو تقوی هستند ومعیار سنجش انسانها با یکدیگر.
کمالی که در جملات قبلی گفتم دلیل نوشتن این سطرهاست. کمال جنس مذکر ، رسیدن به مقام آدمیت به معنای ویژه واژه و کمال جنس مؤنث هم رسیدن به مقام حوایی است.
وچه زیباست وقتی یه مرد واقعا تجلی آدم باشه و یه زن واقعا تجلی مقام حوا وبه قول دانشمند ارجمند آقای الهی قمشهای گوهر حوا رو در وجود خودش پرورش بده.
البته یه تفاوت اساسی بین بعضی از خواستنهای بالا با بعضی دیگه هست واون اینه که بعضیها شدنیه وبعضیها ناشدنی. بعضیها ممکنه وبعضی ناممکن. هرچند که اگه انسان یه کم با دقت نگاه کنه اون چیزی که تو همه اینها باید وجود داشته باشه تناسب هستش. یعنی مناسبت عنصری هست که باعث خواهد شد ما بفهمیم الان که چاق یا لاغر ، سبزه یا سفید و... یا ... هستیم چطور باید بود وچطوری بهتره.
بگذریم...
نمیدونم قبول دارید یانه ؟!
اما من میگم پسر باید مرد باشه و مرد بشه ودختر باید زن باشه وزن بشه. همونطوری که هیچ پسری حوا نخواهد شد ، هیچ دختری هم آدم نخواهد شد...