رسيدگي به اين پرونده چندي پيش با شكايت مردي عليه يك اخاذ در دستور كار پليس فتاي استان خراسان رضوي قرار گرفت.
شاكي گفت: مدتي پيش همسرم كه عضو شبكه اجتماعي فيسبوك بود، با پنج زن ارتباط اينترنتي پيدا كرد و در ادامه همسرم و دوستان اينترنتياش، عكسهاي خصوصيشان را براي هم ارسال كردند.

تا اين يك روز همسرم پيامهاي اينترنتي متعددي دريافت كرد، مبني بر اين كه ما دوستان اينترنتي تو، همگي مرد هستيم و اگر به خواستههاي ما تن ندهي، تصاوير خصوصيات را در اينترنت پخش ميكنيم.
وي يادآور شد: در پيامهاي بعدي، مرد مزاحم ودوستان او از همسرم خواستند چند ميليون تومان به آنها پرداخت كند.
با تشكيل پروندهاي در اين باره، ماموران تحقيقات خود را آغاز و همسر شاكي را براي تحقيقات به پليس فتا احضار كردند.
متهمان از شاكي اخاذي ميكردند
زن جوان در تحقيقات پليسي، گفتههاي شوهرش را تائيد و عنوان كرد مزاحمان اينترنتي همچنان وي را تهديد ميكنند.در حالي كه تحقيقات براي دستگيري اخاذان اينترنتي ادامه داشت، زن و شوهر شاكي دوباره با حضور در پليس فتا اطلاعات جديدي را در اختيار پليس قرار دادند.
آنها گفتند اخاذان اينترنتي تهديدشان كردهاند علاوه بر پرداخت پول، بايد اطلاعات موجود در شهرشان را روزانه برايشان ارسال كنند.
ردپاي سه متهم در فضاي مجازي
با اطلاعات جديدي كه ماموران از شاكي پرونده به دست آوردند، جستجوهاي خود را ادامه دادند تا اين كه چند روز پيش موفق شدند، سه مرد اخاذ را از طريق فضاي مجازي شناسايي و در پي چند عمليات جداگانه، آنها را در منازلشان دستگير كنند.
متهمان به مركز پليس منتقل شدند و در بازجويي اعتراف كردند با تشكيل يك باند قصد سوءاستفاده از بانوان و اخاذي از آنها را داشتهاند.
اعتراف اخاذ اينترنتي
يكي از متهمان گفت: من و همدستانم با تشكيل باندي تصميم گرفتيم از زنان اخاذي كنيم. بنابراين در شبكه اجتماعي فيسبوك خود را زن معرفي و با كاربران اينترنتي كه اغلب زن بودند، ارتباط دوستي برقرار ميكرديم.
متهم اضافه كرد: در ادامه اعتمادشان به ما جلب شد و تصاوير خصوصي خود را برايمان ارسال كردندو ما نيز عكسهاي چند زن ديگر را فرستاديم سپس با اطلاع از اين كه برخي از آنها ساكن شهرستان هستند، تصميم گرفتيم با تهديد به انتشار تصاوير آنها در فضاي مجازي، از بانوان اخاذي كنيم.
وي يادآور شد: در مرحله بعد اگر زنان پولي پرداخت ميكردند، ديگر با آنها كاري نداشتيم. در غير اين صورت تهديد ميكرديم بايد اطلاعات شهرشان را جمعآوري و براي ما ارسال كنند و با اين ترفند آنها را ترسانده و مجبور به پرداخت پول ميكرديم. در صدد بوديم تا اطلاعات به دست آمده از اين زنان را در اختيار افراد بيگانه قرار دهيم كه پيش از هر اقدامي دستگير شديم.
بنابراين گزارش، در پي اعتراف متهم، همدستانش نيز گفتههاي او را تاييد كردند. به اين ترتيب، آنها با قرار قانوني روانه زندان شدند. تحقيقات تكميلي براي مشخص شدن ديگر جرايم اين متهمان و دستگيري همدستان احتماليشان ادامه دارد.
دستگيري 7 شرور
به گزارش پايگاه پليس، فرمانده انتظامي شهرستان اصفهان گفت: ماموران انتظامي اين شهرستان با هدف افزايش امنيت رواني و ايجاد آرامش براي شهروندان طرح ضربتي ارتقا امنيت اجتماعي را در 24 ساعت گذشته در چند محله شهر اصفهان به مرحله اجرا درآوردند.
وي افزود: در اين طرح كه با اولويت تشديد برخورد با مخلان نظم و امنيت عمومي صورت گرفت هفت شرور كه با انجام رفتارهاي خشن و اوباشگرانه موجب ايجاد ترس و وحشت در بين ساكنان محله خود شده بودند با مشاركت شهروندان شناسايي و با انجام عملياتي ويژه همگي اين افراد دستگير شدند.

سرهنگ محمدعلي بختياري اضافه كرد: در اين رابطه با تشكيل پرونده مقدماتي متهمان دستگير شده جهت سير مراحل قانوني به مراجع قضايي تحويل داده شده و با قرار صادره روانه زندان شدند.
فرمانده انتظامي شهرستان اصفهان با تقدير از همكاري و مشاركت مردم و حمايت هاي آنها از ماموريت هاي پليس، خاطرنشان كرد: پليس اصفهان با جديت و قاطعيت هر چه تمام با اراذل و اوباش و مخلان نظم و آسايش عمومي برخورد خواهد كرد و شهروندان مي توانند از طريق ارتباط با مركز فوريت هاي پليسي 110 نيروي انتظامي را در اين راستا ياري كنند.
چند روز پيش ماموران اداره مبارزه با قاچاق كالاي استان خراسان رضوي در پي گزارش مردمي اطلاع يافتند، افرادي به عنوان دوره گرد و دستفروش در سطح شهر مشهد لوازم آرايشي ـ بهداشتي تقلبي ميفروشند.
با شروع تحقيقات معلوم شد يك متهم سابقهدار كه در زمينه قاچاق كالا و فروش لوازم آرايشي ـ بهداشتي تقلبي فعاليت ميكند، بتازگي از زندان آزاد شده و فعاليتهايش را سر گرفته است.
در پي اين موضوع، ماموران مبارزه با قاچاق كالاي استان خراسان رضوي پاتوقهاي احتمالي اين متهم سابقهدار را بهطور نامحسوس زير نظر گرفتند و متوجه شدند اين متهم به يك كارگاه متروكه در خروجي جاده مشهد ـ كلات در رفت و آمد است. بنابراين با هماهنگي قضايي وارد كارگاه متروكه شدند و متهم سابقهدار را همراه دو مرد ديگر دستگير كردند.
در بازرسي از اين كارگاه متروكه نيز 107 هزار قلم لوازم آرايشي ـ بهداشتي تقلبي و فاسد كشف و ضبط شد.
اعتراف متهمان
بنابراين گزارش، متهمان با قرار قانوني روانه زندان شدند. كارگاه متروكه نيز با دستور قضايي پلمب شد.
......................................................................................
سرقت از چادرهای مسافرتی
سارقی که از داخل چادرهای مسافرتی سرقت میکرد توسط ماموران پلیس آگاهی استان قم دستگیر شد. ماموران پلیس آگاهی استان قم درپی اطلاع از وقوع سرقت از داخل چادر مسافرتی، موضوع را تحت بررسی و رسیدگی قرار دادند.
در تحقیقات کارآگاهان مشخص شد متهم پس از پاره کردن چادر مسافرتی، اقدام به سرقت یک دستگاه گوشی موبایل، دوربین عکاسی و مقداری وجه نقد نموده است. کاراگاهان پس از تحقیقات پلیسی، یک نفر را به اتهام سرقت شناسایی و در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند.
متهم دستگیر شده در بازجوییهای تخصصی، علاوه بر اعتراف به سرقت از چادر موصوف، به سرقتهای متعدد دیگری نیز اعتراف کرد.
گفتنی است : با تلاش کارآگاهان، اموال مسروقه کشف و تحویل مالباخته گردید و پرونده تشکیل شده به همراه متهم به مراجع قضایی استان ارسال و با صدور قرار قانونی مناسب روانه زندان شد.
مرگ خاموش 4 عضو خانواده در پيشوا
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس ، فرمانده انتظامي شهرستان پيشوا شرق تهران در تشريح اين خبر گفت : در پي تماس با مركز فوريت هاي پليسي 110 و گزارش يك مورد مرگ مشكوك و استنشاق گازدر يكي از محله هاي شهر پيشوا ماموران اين فرماندهي به همراه عوامل اورژانس سريعا در محل حاضر شدند.
وي افزود: در تحقيقات صورت گرفته يکي از اهالي اظهار داشت بهمراه پدر اين خانواده راننده سرويس يکي از کارخانجات است که با توجه به غيبت وعدم جوابگوئي تلفني وي به محل مراجعه و متوجه نشتي گاز از داخل واحد مسکوني شده است.

سرگرد آدينه وند تصريح کرد : طي هماهنگي تلفني با مراجع قضايي نسبت به باز کردن درب منزل اقدام ومشاهده شد دو کودک 7 و 3 ساله به همراه والدينشان بر اثر نشت گاز منواكسيد كربن دچار خفگي شده و جان خود را از دست داده اند.
اين مقام مسئول با بيان اينكه اينگونه اتفاقات در پي ناآگاهي برخي ازشهروندان صورت مي گيرد ، علت فوت اعضاي اين خانواده چهار نفره را برابر اظهارات کارشناسان انتشار گاز مونو اکسيد کربن از آبگرمکن ديواري فاقد محافظ بدنه اعلام کرد.
فرمانده انتظامي شهرستان پيشوا در خاتمه با اشاره به انتقال اجساد به پزشکي قانوني به شهروندان توصيه کرد: تا ضمن رعايت نکات ايمني از بروز هرگونه حادثه ناگوار جلوگيري کرده ودر صورت لزوم مراتب را سريعا از طريق تلفن 110 به اطلاع پليس برسانند.
......................................................................................
انتقام از همکلاسیها پس از 20 سال
مرد 38 ساله امریکایی، پس از 20 سال همکلاسیهای خود را تهدید کرده و برایشان قلدری میکرد.
جیسون کارول ماس که 20 سال پیش در دوران دبیرستان از سوی همکلاسیهایش کتک میخورد برای انتقامجویی از آنها همه همکلاسیهایش را در صفحه فیسبوک شان تهدید میکرد.
وی در صفحه فیسبوک این افراد جملات تهدیدآمیزی مینوشت. وی به تکتک دوستان دبیرستانی خود نوشته که همه آنها را که به جیسون 20 سال پیش آسیب رساندهاند خواهد کشت. تهدیدهای جیسون که ریشه در زخمهای قدیمی داشته، باعث آزار همه دوستانش شده بود و آنها پس از آگاهسازی پلیس موفق شدند که وی را دستگیر کنند.
جیسون که به اتهام آزار و اذیت بازداشت شده ، به پلیس تگزاس گفت: همکلاسیهایش 20 سال پیش وی را بشدت عذاب داده بودند و هدفش تنها انتقامگیری بوده است. جیسون حتی آنها را تهدید کرده بود که در جریان یک مراسم به آنها حمله کرده و آنها را خواهد کشت که خوشبختانه با حضور پلیس این تهدید هم بیاثر میماند.
......................................................................................
مرگ فاطمه كوچولو روي پلهبرقي
نقاله پلهبرقي يك مجتمع تجاري در بندرعباس دختر 6 سالهاي را به كام مرگ تلخي فرو برد.
فاطمه وقتي به همراه مادرش براي گردش و خريد به مجتمع تجاري ستاره جنوب بندرعباس رفته بود از نقاله پله برقي سرخورد.
همه چيز براي گردش آماده بود. از ظهر كه مادر گفته بود بچهها را به گردش ميبرد، فاطمه آرام و قرار نداشت، خيلي زود لباسهايش را پوشيد و آماده شد. بعدازظهر جمعه 16 تيرماه سال جاري بود و خيابانها مثل هميشه شلوغ بودند.
هوا گرگ وميش شده بود كه فاطمه و مادرش وارد مجتمع ستاره جنوب شدند. اما فاطمه ميدانست كه مادرش او را دست خالي به خانه نميبرد و حتماً برايش خوراكي ميخرد. مرتب خوراكي ميخواست. مادر كه ميدانست دخترش تا خوراكي نخورد غر خواهد زد براي خريد وارد فروشگاهي شد و فاطمه در محوطه پاساژ شروع به بازي كرد. آنها در طبقه دوم بودند، پله برقي و حركت آن برايش جذاب بود.
چندباري روي نقاله زير پله برقي كه در حركت بود بالا و پائين رفت. تازه بازي برايش جذاب شده بود اما ناگهان نيروي كششي نقاله وي را از زمين بلند كرد و با كشيدن به سمت بالا در حاليكه فاطمه كوچولو وحشتزده جيغ ميكشيد از ارتفاع سقوط كرد و بيجان روي زمين افتاد.
همه چيز در برابر چشمانش سياهي رفت. وقتي مادر صداي فرياد را شنيد سراسيمه از مغازه بيرون دويد و از ديدن صحنهاي كه ميديد شوكه شد. دخترش را ديد كه با سر و صورتي خونين وسط سالن همكف افتاده بود.
بدون معطلي خودرويي اجاره كرد و وي را به بيمارستان شهيد محمدي رساند. نتيجه معاينات پزشكان زياد رضايتبخش نبود و حال وي وخيم گزارش شد.
مادر كه دستپاچه شده بود سريع با شوهرش تماس گرفت. وي تنها گفت فاطمه از پلهها افتاده و در بيمارستان است. پدر كه فكرش را هم نميكرد دخترش در شرايط اضطراري باشد خود را به بيمارستان رساند. تازه در آنجا متوجه شد كه دست و پاها و گردن فاطمه شكسته و ريهاش پاره شده است.
از مسئولان اين بيمارستان كه مجهزترين مركز پزشكي بندرعباس است خواست وي را بستري كنند اما آنها دختربچه را نپذيرفتند و گفتند تخت خالي در بيمارستان ندارند.
پدر و مادر فاطمه دست از تلاش برنداشتند و با تماس با بيمارستانهاي ديگر به دنبال بستري كردن دختر كوچولويشان بودند. يكي از بيمارستانها اعلام كرد كه بايد 5 ميليون واريز كنند تا دخترك بستري شود و پدر كه توان پرداخت اين پول را نداشت دوباره با بيمارستانهاي ديگر تماس گرفت و سرانجام با پذيرش از بيمارستان صاحبالزمان بلافاصله فاطمه كوچولو را به اين بيمارستان منتقل كردند.
پشت در اتاق عمل غوغايي بود همه دعا ميكردند و از خدا ميخواستند دختر را نجات دهد اما دكترها وضعيت ديگري را پيشبيني ميكردند نفسهاي دخترك به شماره افتاده بود و صداي بوق دستگاههايي كه به فاطمه وصل شده بود، خبرهاي بدي را براي خانواده رستمپور داشت در يك لحظه دخترك چشمهايش را بست و براي هميشه خاموش شد.

گفتوگو با پدر فاطمه كوچولو
پدر فاطمه بغض دارد و نفسنفس ميزند. وي به شوك گفت: روز حادثه فاطمه و مادرش به مجتمع ستاره جنوب رفته بودند طبقه سوم اين مجتمع پارك بازي است وقتي در طبقه دوم مادر فاطمه قصد داشت براي بچهها خوراكي بخرد اين حادثه اتفاق افتاد.
فاصله محل كارم با محل حادثه زياد است وقتي مادرش تماس گرفت و گفت فاطمه از پلهها پائين افتاده سريع به راه افتادم. يك ساعت طول كشيد تا من به بيمارستان برسم اما اين يك ساعت مثل يك عمر برايم زمان برد.
به بيمارستان كه رسيدم وقتي چشمم به فاطمه افتاد دلم فرو ريخت. وضعيت فاطمه اسفناك بود 4 ساعت فاطمه در بيمارستان شهيد محمدي ماند اما گفتند ICU جا ندارد و ما هم سريع وي را به بيمارستان صاحبالزمان منتقل كرديم در آنجا نيز پزشكان تلاش زيادي كردند تا بتوانند دخترم را نجات دهند اما تلاشهاي آنها نتيجه نداد.
اين پدر كه هنوز باور ندارد دختركش آنها را تنها گذاشته در ادامه افزود: در حال حاضر از مديريت مجتمع شكايت كردهام.
از خيليها شنيدهام اين چهارمين بچهاي است كه نقاله پله برقي جانش را گرفته است. آنها به جان مردمي كه منبع درآمد آنها هستند بيتفاوت هستند و تنها به فكر كسب درآمد هستند بدون آنكه توجهي به مردم داشته باشند.
اگر آنها توجه بيشتري داشتند الآن دخترم را از دست نداده بودم. وي در پايان گفت: فاطمه دختر بزرگ من بود و يك دختر كوچكتر به نام نرجس دارم، فاطمه ورزشكار بود، وي ووشو را از يك سال پيش نزد دايياش ياد گرفته بود و هوش و ذكاوت زيادي داشت. قرار بود امسال به پيشدبستاني برود اما اجل چنين اجازهاي نداد.
......................................................................................
مرگ فرشته نجات يك زن در دريا
جوان فداكار آملي هنگامي كه براي نجات يك زن از مرگ به دريا زده بود، قرباني سرنوشت مرگ شد. اين پسر پس از كشاندن زن جوان به ساحل خود اسير امواج شده و به كام مرگ فرو رفت.

اين حادثه ساعت 13 و 30 دقيقه سهشنبه 20 تيرماه در ساحل ايزدشهر از توابع نور رخ داد و در آن سيد حسين ابراهيميان 27 ساله با فداكاري جان خود را از دست داد.
براساس ادعاهاي پدر قرباني حادثه، سيد حسين دانشجوي ترم چهارم حقوق قضايي در دانشگاه آزاد اسلامي ساري بود و روز حادثه به همراه يكي از دوستانش براي تفريح به سواحل ايزدشهر رفته بود.
پدر اين جوان فداكار گفت: سيد حسين از مداحان اهل بيت بود كه روز 26تير ماه نخستين سالگرد عقدش است و قرار بود جشني به همين مناسبت برگزار كنيم كه دست سرنوشت پسرم را از ما گرفت.
دوست قرباني حادثه كه خود شاهد عيني اين حادثه تلخ بوده نيز گفت: به همراه حسين كنار ساحل در حال قدم زدن بوديم. جمعيت زيادي آنجا بودند. ناگهان فريادهاي مرد جواني را شنيديم كه با دست به دريا اشاره كرده و درخواست كمك ميكرد.
حسين بلافاصله خود را به اين مرد رسانده و درباره علت كمك خواهياش پرسيد. آن مرد در حالي كه بشدت پريشان و نگران بود در ميان امواج دريا كه حالا خروشان شده بود زن جواني را نشان داد كه در حال غرق شدن بود. حسين بيآنكه لباسش را در بياورد به طرف دريا دويد.
من دست او را گرفتم و امواج خروشان را نشانش داده و خواستم منصرف شود اما حسين كه هيكل قوي و درشتي داشت با يك حركت دستش را از دست من بيرون آورده و با گفتن اينكه مگر نميبيني زن جوان در حال غرق شدن است و شوهرش تقاضاي كمك كرده خود را به آب زد.
دقايقي طول كشيد.حسين به هر طريق ممكن بود زن جوان را از ميان موجهاي بلند و سركش به نزديكي ساحل رساند.
در حالي كه همه تصور ميكردند ديگر كار تمام شده است ناگهان موج بلندي آمد و حسين را با خود به طرف داخل دريا برد. حسين كه خيلي خسته شده بود ديگر نتوانست مقاومت كند.
چند شناگر كه شاهد اين صحنه بودند با سرعت خود را به حسين رسانده و وي را بيرون آوردند اما ديگر دير شده بود و حسين ديگر زنده نبود.
بنا بر اعلام دوستان حسين وي از اعضاي هيأت ابوالفضل(ع) بود كه در سفر مقام معظم رهبري به شهرستان آمل به عنوان مكبر نماز ظهر انتخاب شده بود.