کیهان: «من از سال 1994 در نشست هاي اپوزيسيون شركت كردم يا آنها را پيگيري كردم. تنها پيشرفتي كه در طي سالها در اين نشست ها به چشم مي آيد، اين بوده كه پول بيشتري براي آنها خرج مي شود، مخارج شركت كننده ها پرداخت مي شود و كيفيت هتل و شام و ناهار خيلي بهبود يافته؛ وگرنه اين نشست ها بدين گونه خلاصه مي شود: آمدند و نشستند و حرف زدند و خوردند و برخاستند و رفتند».
اين مطلب را پايگاه اينترنتي خودنويس به نقل از يكي از عناصر ضدانقلاب درباره نشست اخير اپوزيسيون (موسوم به بروكسل) عنوان كرد كه به ميزباني گروهي از عناصر سلطنت طلب و برخي چهره هاي تندرو آمريكايي برگزار شده بود. اين ضد انقلاب مقيم لندن يادآور شده است: مشكل من با تفكري است كه مي پندارد تعدادي از مخالفان خارج كشور مي توانند با شركت در نشست دوروزه، آلترناتيو جمهوري اسلامي شوند. نخستين مشكل چنين نشست هايي مشكل مشروعيت است. اگر قبول كنيم كه مشروعيت از راي مردم بوجود مي آيد، افرادي كه در اين كنفرانس ها شركت مي كنند هيچگونه اختياري از سوي مردم دريافت نكرده اند كه مشروعيتي براي آلترناتيو بودن يا مديريت دوران گذار داشته باشند. اينان نه تنها چنين مشروعيتي ندارند بلكه اكثريت قريب به اتفاق آنان حتي در بين مردم عادي، چه داخل و چه خارج، براي ايرانيان خارج از كشور هم حتي شناخته شده نيستند.
وي درباره اينكه معيار دعوت از شركت كنندگان چيست، نوشت: اين سوال را من خود از كسي كه گويا اسپانسر كنفرانس بروكسل بوده است پرسيدم. پاسخي كه از وي دريافت كردم عينا اين بود «يك تيم شش نفره، دوستان و آشنايان خود را گزينش و سپس دعوت مي كنند». اينكه اين تيم شش نفره چه كساني هستند، بماند، ولي براستي انتخاب «دوستان و آشنايان» گواه ديگري بود دال بر « در باغ نبودن» همين كساني كه اين كنفرانس ها را برپا مي كنند. البته خود اسپانسر برنامه هم اذعان داشت كه «سي سال است دست از سياست كشيده بوده و زياد در باغ نيست». درباره شيوه انتخاب دعوت شدگان به كنفرانس پرسيدم مگر مهماني هست كه دوستان و آشنايان خود را دعوت مي كنيد؟ يعني واقعا هيچ معيار ديگري به ذهنتان نمي رسد؟ اغلب شركت كننده ها اصلا نيرويي نيستند كه بتوان از نشست آنها بعنوان «اتحاد نيروها» نام برد. بر فرض اينكه آنها با هم متحد شوند هم مي شود جمع صفر به علاوه صفر به علاوه... صفر كه باز مي شود همان صفر.
وي مي افزايد: اكثر كساني كه در خارج از كشور فعال سياسي شناخته شده هستند، يا در سايت هاي اپوزيسيون مقاله مي نويسند و يا در تلويزيون هاي بي بي سي و صداي آمريكا مصاحبه انجام مي دهند. همين! بنابراين من نمي دانم چه اصراري هست كه يك گروه نويسنده كه هيچ كارنامه اجرايي يا مديريتي از خود ندارند با هم متحد شوند؟
خودنويس در پايان با اشاره به دربه دري عناصر فراري در خارج كشور نوشت: طوري شده كه جمهوري اسلامي با خوشحالي از رفتن مخالفان استقبال مي كند چرا كه مي داند در خارج از كشور نيروهاي مخالفينش به هدر خواهد رفت. يا كاملا خواهند بريد و يا همين فعالين سياسي كه خود را آلترناتيو مي نامند آنها را نابود خواهند كرد. ده سال پيش دوستي به من گفت بهترين دوست جمهوري اسلامي اپوزيسيون خارج كشور است. متاسفانه هنوز اين گفته درست است.
اين مطلب را پايگاه اينترنتي خودنويس به نقل از يكي از عناصر ضدانقلاب درباره نشست اخير اپوزيسيون (موسوم به بروكسل) عنوان كرد كه به ميزباني گروهي از عناصر سلطنت طلب و برخي چهره هاي تندرو آمريكايي برگزار شده بود. اين ضد انقلاب مقيم لندن يادآور شده است: مشكل من با تفكري است كه مي پندارد تعدادي از مخالفان خارج كشور مي توانند با شركت در نشست دوروزه، آلترناتيو جمهوري اسلامي شوند. نخستين مشكل چنين نشست هايي مشكل مشروعيت است. اگر قبول كنيم كه مشروعيت از راي مردم بوجود مي آيد، افرادي كه در اين كنفرانس ها شركت مي كنند هيچگونه اختياري از سوي مردم دريافت نكرده اند كه مشروعيتي براي آلترناتيو بودن يا مديريت دوران گذار داشته باشند. اينان نه تنها چنين مشروعيتي ندارند بلكه اكثريت قريب به اتفاق آنان حتي در بين مردم عادي، چه داخل و چه خارج، براي ايرانيان خارج از كشور هم حتي شناخته شده نيستند.
وي درباره اينكه معيار دعوت از شركت كنندگان چيست، نوشت: اين سوال را من خود از كسي كه گويا اسپانسر كنفرانس بروكسل بوده است پرسيدم. پاسخي كه از وي دريافت كردم عينا اين بود «يك تيم شش نفره، دوستان و آشنايان خود را گزينش و سپس دعوت مي كنند». اينكه اين تيم شش نفره چه كساني هستند، بماند، ولي براستي انتخاب «دوستان و آشنايان» گواه ديگري بود دال بر « در باغ نبودن» همين كساني كه اين كنفرانس ها را برپا مي كنند. البته خود اسپانسر برنامه هم اذعان داشت كه «سي سال است دست از سياست كشيده بوده و زياد در باغ نيست». درباره شيوه انتخاب دعوت شدگان به كنفرانس پرسيدم مگر مهماني هست كه دوستان و آشنايان خود را دعوت مي كنيد؟ يعني واقعا هيچ معيار ديگري به ذهنتان نمي رسد؟ اغلب شركت كننده ها اصلا نيرويي نيستند كه بتوان از نشست آنها بعنوان «اتحاد نيروها» نام برد. بر فرض اينكه آنها با هم متحد شوند هم مي شود جمع صفر به علاوه صفر به علاوه... صفر كه باز مي شود همان صفر.
وي مي افزايد: اكثر كساني كه در خارج از كشور فعال سياسي شناخته شده هستند، يا در سايت هاي اپوزيسيون مقاله مي نويسند و يا در تلويزيون هاي بي بي سي و صداي آمريكا مصاحبه انجام مي دهند. همين! بنابراين من نمي دانم چه اصراري هست كه يك گروه نويسنده كه هيچ كارنامه اجرايي يا مديريتي از خود ندارند با هم متحد شوند؟
خودنويس در پايان با اشاره به دربه دري عناصر فراري در خارج كشور نوشت: طوري شده كه جمهوري اسلامي با خوشحالي از رفتن مخالفان استقبال مي كند چرا كه مي داند در خارج از كشور نيروهاي مخالفينش به هدر خواهد رفت. يا كاملا خواهند بريد و يا همين فعالين سياسي كه خود را آلترناتيو مي نامند آنها را نابود خواهند كرد. ده سال پيش دوستي به من گفت بهترين دوست جمهوري اسلامي اپوزيسيون خارج كشور است. متاسفانه هنوز اين گفته درست است.