"صراط" - روزانه حوادث بسیاری پیرامون ما اتفاق می افتد . از قتل و سرقت گرفته تا کلاهبرداری و خیانت . از اینرو ، تنها جهت مطالعه وقایع صورت گرفته برای زندگی بهتر و عبرت آموزی از این حوادث بخشی از اخبار حوادث جراید را از نظرتان می گذرانیم .
دختر جوان گفت: علاقه زیادی به بازیگری داشتم که توسط یکی از دوستانم به کسی که میگفتند ارتباطات زیادی در سینما دارد، معرفی شدم و قرار شد به دفترش بروم و با او صحبت کنم. وارد دفتر این فرد که شدم احساس کردم فضا غیر عادی است، دختران جوان با پوششهای زننده پشت میزها نشسته بودند و پسر جوانی که بعداً فهمیدم همان کسی است که باید با او صحبت کنم با دختران سرگرم شوخی و خنده بود.
خودم را معرفیکردم، اول خودش را گرفت و با اخم جوابم را داد و سپس به اتاقش راهنماییام کرد، اول از وضع سینما گفت و این که برای خانمها شرایط ویژهای دارد، بعد هم یکسری پیشنهادهای غیر اخلاقی داد که نتوانستم دیگر در آن دفتر بمانم، بسرعت و در حالی که نمیتوانستم به خاطر خرد شدن شخصیتم جلوی اشکهایم را بگیرم از دفتر آن مرد جوان خارج شدم.
این دختر نه نخستین نفر است و نه آخرین نفر بلکه هستند دختران و پسرانی که به شوق بازیگری در دام شیادانی افتادهاند و از آنها سوءاستفادههای مالی و غیراخلاقی شده است.
دفاتر سینمایی قلابی دام گسترانی هستند که با اجاره یک واحد مسکونی در مرکز شهر، اگر چه کارهای عادی خود را سر و سامان میدهند ولی در کنار آن از طریق واسطهها اقدام به سوءاستفاده از علاقهمندان جوان سینما میکنند. اشتیاق برخی از دختران و پسران به ارتباط با تهیهکننده، کارگردان، مدیر تولید یا دستیار کارگردان برای ورود به عرصه پر فریب و رؤیایی سینما، آنان را به دفاتر و بنگاههای پر زرق و برق دلالان هنری میکشاند اما با همه ذوق و علاقه حتی اگر در تستهای بازیگری هم شرکت کنند ولی اکثراً ناکام یا فریب خورده بر میگردند.
البته نخستین تست بازیگری کافیست تا جوان علاقهمند احساس کند میخواهد وارد دنیای هنرپیشگی شود و با این امید و اشتیاق به دفترهایی که اغلب مراکز سینمایی قلابی هستند، رفت و آمد میکنند و گاه روابطی شکل میگیرد که باعث گمراهی و سرگشتگی داوطلبان علاقهمند میشود. یکی از خبرنگاران سینمایی که خواست نامش فاش نشود به شوک گفت: افرادی در دفاتر تجاری خود، سینما را خرید و فروش میکنند! آنها چنان از نفوذشان حرف میزنند که انگار پایهگذار هنر سینما در کشور هستند و البته گاه نفوذ هم دارند، به هر حال ما در میان سینماگران افرادی داریم که چون اعتبار ندارند با افرادی حشر و نشر میکنند تا هم پولی به دست آورند و هم... !
وی افزود: «در یکی از این دفاتر تجاری، روزانه دخترها و پسرهای جوانی که علاقهمند بازیگری هستند رفت و آمد میکنند، آنها دوست دارند بازیگر شوند ولی به تنها چیزی که نمیرسند بازیگری است. بسیاری از آنها آبرو و پولشان را از دست میدهند ولی 90 درصد از آنها به هیچ جایی در سینما نمیرسند.»
دلالان خبرنگار نما
با وجودی که اکثر خبرنگاران و روزنامهنگاران سینمایی افراد سالمی هستند اما مانند ورزش، هستند کسانی که به عنوان خبرنگار و نویسنده هنری از این مسیر سودجویی میکنند. یکی از روزنامهنگاران سینمایی در این خصوص گفت: چند خبرنگار انگشت شمار هستند که یا مليجك و پادوی ستارهها هستند یا از مسیر سینما سودجوییهای اخلاقی و مالی میکنند.
مثلاً سردبیر سابق یکی از مجلات زرد از این راه به کارهای غیراخلاقی میپرداخت و درآمد قابل توجهی هم داشت. تأسف بار این بود که همین فرد مدتی مجری تلویزیون هم شد و ابتدا برنامهورزشی اجرا کرد و بعد هم به اجرای برنامههای اجتماعی روی آورد.
البته ظاهراً چون نامش در این بحث دلالی فوتبال هم بود فعلاً صدا و سیما ممنوعالتصویرش کرده ولی همچنان فعالیتهای حاشیهایاش را دارد یا دیگری به عنوان خبرنگار سینمایی که در حوزه تلویزیون فعالیت دارد در قبال گرفتن مبلغی، جوانان را به تهیهکنندهها معرفی میکند تا از آنها تست بگیرند و تهیهکننده نیز در قبال حمایت مطبوعاتی قبول میکند یک نقش حاشیهای به آن جوان بدهد.
وی تأکید میکند تعداد این خبرنگارنماها اندک است و تقریباً در جامعه مطبوعات هنری و سینمایینویسها به چشم نمیآید ولی دور از عقل است که بگوییم وجود ندارند.
باندهای سینمایی
سینمای ایران فقط در حاشیه دچار این مشکل نیست بلکه در متن و بحث سینماگران حرفهای نیز این وضع وجود دارد. یک بازیگر زن میگوید اگر عضو باند خاصی نباشی اجازه فعالیت چندانی به تو داده نمیشود. اگر فیلمهایی که روی پرده هستند را ببینید متوجه میشوید که در اکثر آنها چند نفر دائم تکرار میشوند، این که این چند نفر هنرپیشههای خوبی هستند یک بحث است ولی این که چرا در اکثر فیلمها نام بازیگرها یکی است و بازیگران دیگری اجازه حضور نمییابند سؤالی است که جوابش میتواند معضل سینمای ایران را بیان کند.
این بازیگر زن که نگران بود با افشای نامش همین موقعیت اندک سینماییاش نیز به خطر بیفتد افزود: همه نقشها در سینما تکراری شده، بازیها شبیه هم هستند، هیچ کار جدیدی دیده نمیشود چرا که یک فرد برای ایفای نقش یک ظرفیت خاص دارد وقتی این ظرفیت پر شد دیگر نقشها تکرار میشوند بههمین دلیل هم هست که اگر یک فیلم را با بازی این بازیگران ببینید چیزی از دست نمیدهید اگر فیلمهای دیگرشان را نبینید.
این هنرپیشه زن که در کارنامهاش بازی در سریالها و فیلمهای معروفی دیده میشود میگوید: من مدعی نیستم این افراد فاسد هستند بلکه اعتقاد دارم آنها به خاطر منافع شخصی خود، سینما را به خطر میاندازند و بخشی از دلیل افت کیفی سینمای ایران به خاطر همین تکرارهاست وگرنه اگر عرصه برای همه باز بود و همه آنهایی که هنرپیشه و با استعداد هستند میتوانستند در حد خود بازی کنند ما با تنوع نقشها و حتی داستانها مواجه میشدیم.
منشور اخلاقی
شاید سینمای ایران نیز همچون فوتبال نیازمند تدوین منشور اخلاقی باشد، این در حالیست که سینماگران ما افراد فرهنگی و تحصیلکردهای هستند و انتظار جامعه این است؛ خود، بدون نیاز به منشور اخلاقی اقدام به پاکسازی این فضا کنند.
حضور افراد سودجو در حاشیه سینما و حتی تلویزیون و استفاده از اعتبار سینماگران نه تنها اعتبار آن را از بین میبرد بلکه ضربه مهلکی نیز به این سینما وارد میکند.
چراکه عرصهای مانند سینما که با فرهنگ سروکار دارد اگر دچار سوءاستفادههای جانبی شود بسرعت نقش و جایگاه خود را از دست میدهد.
آیا همین مسئله یکی از علل کاهش اقبال عمومی از سینما نیست؟
رماليهاي تبهكارانه زن جوان
يك زن كه به بهانه فالگيري و رمالي اقدام به سرقت طلاي طعمههاي خود ميكرد توسط پليس اصفهان دستگير شد. سرهنگ «محمد علي بختياري» رئيس پليس اصفهان با اعلام اين مطلب اظهار داشت: در پي وقوع چند فقره سرقت طلا و پول از زنان سالخورده موضوع به صورت ويژه در دستور كار مأموران كلانتري 13 اين فرماندهي قرار گرفت. وي افزود: با توجه به حساسيت موضوع چندين اكيپ عملياتي محسوس و نامحسوس تشكيل و شروع به گشتزني در سطح شهر كردند. اينمأموران همزمان از يك درگيري مطلع و سريعاً در محل درگيري حاضر شدند.
رئيس پليس اصفهان افزود: در بررسيهاي اوليه مشخص شد زني به بهانه رمالي وارد خانه وي شده و پس از ايجاد درگيري قصد ربودن طلاهاي زن سالخوردهاي را داشته كه با حضور بموقع پليس دستگير شد. اين مقام انتظامي با بيان اينكه زن دستگير شده همان دزد تحت تعقيب بود، افزود: «عفت» در بازجوييهاي پليسي به چند سرقت با همين شيوه اقرار كرد و گفت: در نقاط و ساعات خلوت روز بين ساعات 11 الي 14 ظهر در كوچهها پرسه ميزده و طعمههاي خود را كه زنان سالخورده بودند، شناسايي ميكرده و به بهانه رمالي و فالگيري با ايجاد درگيري وتهديد آنها طلاي آنان رابه سرقت ميبرد.
وي از دستگيري دزد ديگري كه به همين شيوه كه از زنان كهنسال تحت عنوان فالگير سرقت ميكرد در عملياتي جداگانه توسط مأموران پاسگاه دشتي خبر داد و افزود: در اين مورد نيز عفت با سوءاستفاده از كهولت سن زنان و تنها بودن آنها، با ايجاد درگيري و با تهديد طلاهاي آنان را سرقت ميكرد.
................................................................................................
دستگيري عاملان ضرب سكه تقلبي
فرمانده انتظامي شهرستان چادگان در استان اصفهان از دستگيري دو نفر از عاملان ضرب سكههاي عتيقه تقلبي و فروش آنها در اين شهرستان خبر داد.
به گزارش پايگاه خبري پليس، سرهنگ محمدصادق جبارپور درباره اين خبر گفت: درپي دريافت گزارشي مبني بر خريد و فروش سكههاي عتيقه توسط دو نفر در شهرستان چادگان، موضوع در دستور كار ماموران قرار گرفت.
وي افزود: ماموران تحقيقات خود را در اين ارتباط آغاز كردند تا اينكه يكي از تيمهاي گشتزني، شب گذشته به يك دستگاه خودروي سواري پژو آردي با دو سرنشين مشكوك شده و آن را متوقف كردند.
اين مقام مسوول يادآور شد: ماموران پس از توقف خودرو با هماهنگي مقام قضايي آن را بازرسي و 919 عدد سكه عتيقه را كه به صورت ماهرانهاي جاسازي شده بود، كشف و ضبط كردند.
فرمانده انتظامي استان با بيان اينكه پس از استعلام از اداره ميراث فرهنگي مشخص شد تمامي سكهها تقلبي است، گفت: در اين ارتباط دو سرنشين خودرو به نامهاي «بهزاد» و «فرهاد» دستگير شدند و در بازجويي به ضرب سكهها و فروش آنها اعتراف كردند.
............................................................................................پیادهروی با چكپولهای تقلبی
فرمانده انتظامی شهرستان رودباراز كشف 148 میلیون ریال اسکناس جعلی در این شهرستان خبرداد.
سرهنگ سید رسول صمدی در تشریح جزئیات این خبر گفت: ماموران ایست بازرسی لوشان مستقر در پارک ساحلی شهر منجیل به یک عابرپیاده ساکن فومن که در حاشیه خیابان از سمت جنوب به شمال به سمت تونل در حال حرکت بوده، مشکوک و در بازرسی از کیفدستی وی تعداد 296 قطعه چک پول مسافرتی 500 هزار ریالی جمعا به ارزش 148میلیون ریال را کشف كردند.
فرمانده انتظامی رودبار ادامه داد: پس از دستگیری متهم و انتقال وی به مقر انتظامی، تحقیقات برای چگونگی موضوع و منابع دسترسی متهم به چكپولهای تقلبی در دستور كار قرار گرفت و هماكنون ماموران مشغول انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه هستند. به گفته صمدی، متهم پس از دستگیری و انجام تحقیقات با قرار صادره روانه زندان شد.
................................................................................................
فرمانده پلیس راه گیلان از مرگ پنج عضو یك خانواده در اثر وقوع حادثه رانندگی در این استان خبر داد. سرهنگ مجید جمشاد در تشریح جزئیات این خبرگفت: یك دستگاه سواری سمند در حوالی ساعت 10 و 30 دقیقه روز چهارشنبه از مسیر سراوان به سمت فومن در حركت بود كه با گاردریل سمت راست حاشیه راه برخورد كرده و پس از آن كنترل وسیله نقلیه ناشی از این برخورد از دست راننده خارج و به سمت مخالف جاده پرترافیك وارد شد كه در همین لحظه یك دستگاه كامیون كمپرسی كه از مسیر مقابل در حركت بود با شدت زیاد با خودروی سمند برخورد كرد و هر پنج سرنشین خودرو كه از اعضای یك خانواده بودند در دم جان خود را از دست دادند.
فرمانده پلیس راه گیلان علت این حادثه مرگبار را عدم توجه به جلو از جانب راننده اعلام كرد و افزود: با توجه به حجم سنگین ترافیك در این محور و دوطرفه بودن مسیر حركت، ورودیهای غیرمجاز به جاده اصلی، فقدان روشنایی، عرض كم راه در این جاده متأسفانه به مراتب شاهد حوادث مختلف و پرتلفات این چنینی در این جاده بودهایم به طوری كه در سه ماهه گذشته تنها در سه حادثه 15 تن كشته شدند.
آمار سال 90
به گفته وی، براساس آمار موجود در سال 90 در این محور مجموعاً 375 فقره انواع تصادف حادث شده كه نتیجه آن مجروح شدن 196 نفر و مرگ 23 نفر بوده است؛ ضمن اینكه در سه ماهه سپری شده از سال 91 نیز 112 تصادف با 98 مجروح و 16 كشته در این محور اتفاق افتاده است.
سرهنگ جمشاد با بیان اینكه جاده فومن- سراوان مسیری مهم است كه جابهجایی ترافیك كالا و مسافر شهرستانهای غربی استان و ترافیك استان اردبیل از این محور صورت میگیرد، اظهاركرد: دوطرفه بودن این راه، فقدان روشنایی، اختلاف سطح شانه خاكی با سطح آسفالته راه، شانه خاكی كم عرض و پلهای باریك از مشكلات عمده این جاده محسوب میشود.
وی عبور حیوانات اهلی و وحشی از عرض و طول این راه به دلیل رد شدن از مسیرهای جنگلی و كشاورزی را از علل دیگر وقوع تصادفات در این جاده برشمرد و گفت: با توجه به افزایش روزافزون ترافیك این محور و تردد خودروهای باربری سنگین در این راه بسیار مهم، بهتر است مسئولان امر هرچه سریعتر برای تعریض این جاده اقدامات لازم را انجام دهند.
سقوط مینی بوس به دره
همچنین رئیس مرکز کنترل ترافیک پلیس راهور نیز گفت: براثر سقوط یک دستگاه مینی بوس به دره در استان هرمزگان دو نفر کشته و 14نفر نیز زخمی شدند.
سرهنگ رضا سلبی اظهار داشت:ساعت 10 صبح دیروز سقوط مرگبار یک دستگاه مینی بوس به دره به ماموران پلیس راه اعلام شد. با حضور ماموران در محل حادثه در بخش سیاهو آب شیرین بندر عباس مشخص شد یک دستگاه مینی بوس با 16 سرنشین به علت ناتوانی راننده در کنترل خودرو از جاده منحرف و به دره سقوط میکند.
وی ادامه داد: در این حادثه دو سرنشین در دم کشته شدند و 10 نفر مجروح که پنج نفر از آنها با آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شدند.
به گفته رئیس مرکز کنترل ترافیک پلیس راهور در حادثه دیگری که در محور ایرانشهر- دلگان رخ داد مادر یک خانواده به علت برخورد خودرو با شتر جان خود را از دست داد و پدر خانواده به همراه دو کودک 5 و 7سالهاش مجروح شدند که به بیمارستان منتقل شدند.
............................................................................................
مرگ زن در شعله هاي آتش همسر
به گزارش روز جمعه از پليس آگاهي تهران بزرگ، ساعت 13 هفتم خرداد ماه از طريق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع يک فقره آتش سوزي در طبقه همکف یک ساختمان چهار طبقه واقع در خيابان سپيده شمالي ـ کوچه حميديان به کلانتري153شهرک وليعصر اعلام شد که با حضور مأموران و انجام بررسي هاي اوليه مشخص گردید فردي به هويت «عباس.الف» 53 ساله به علت اعتياد و مصرف شيشه و توهم ناشی از آن اقدام به آتش زدن منزلش با بنزين كرده كه در نتیجه آن، همسر وی به هویت «هاجر.ن» 44 ساله با وجود انتقال به بیمارستان شهدای یافت آباد، به علت شدت عوارض ناشی از سوختگی فوت می كند.

با تشکیل پرونده با موضوع قتل عمد، پرونده با صدور عدم صلاحیت رسیدگی از دادسرای یافت آباد به دادسرای امور جنایی ارجاع و به دستور آقای قریشی زاده، بازپرس شعبه دوم ویژه قتل دادسرای امور جنایی، پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
تحقیقات کارآگاهان اداره دهم نشان داد که «عباس.الف» پس از اقدام به آتش زدن خانه، از خانه خارج و از آن زمان متواری شده و متوفی نیز در زمان انجام اقدامات درمانی در داخل بیمارستان، صراحتا به مأموران و فرزندانش عنوان داشته است که توسط «عباس.الف» و بوسیله پاشیده شدن بنزین در داخل آشپزخانه، در حین تهیه غذا، دچار حریق و سوختگی شده است.
با آغاز اقدامات پلیسی جهت دستگیری متهم، کارآگاهان اداره دهم در تحقیقات پلیسی اطلاع پیدا کردند که متهم پس از اقدام به آتش زدن خانه خود از تهران متواری شده و طی این مدت نیز، هر بار مدت کوتاهی را در یکی از شهرها و مناطق کشور سپری کرده و در حال حاضر نیز بلامکان می باشد.
19 خرداد ماه سال جاري فرزندان متهم پس از مراجعه به خانه متوجه حضور پدرشان در داخل خانه می شوند که با بستن درب های خانه مانع از فرار دوباره وی شده و بلافاصله موضوع را از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 به پلیس اطلاع می دهند که با حضور مأموران کلانتری 153 ولی عصر در محل، متهم دستگیر و در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار می گیرد.
اعترافات متهم
در حالیکه با وجود دلایل و مدارک موجود در پرونده و همچنین اظهارات متوفی به مأموران و فرزندانش در خصوص آتش زدن خانه توسط متهم، «عباس.الف» در اظهارات اولیه خودمنکر هرگونه حریق عمدی شده بود که نهایتا لب به اعتراف گشوده و ضمن اعتراف به قتل همسر خود،در خصوص انگیزه اش از ارتکاب جنایت به کارآگاهان اظهارداشت: حدود هشت سال پیش با همسرم اختلاف داشتم و حتی در طی این مدت سه بار حکم طلاق گرفته بودیم.
متهم در ادامه اعترافات خود و در خصوص نحوه به آتش کشیدن خانه و همسرش نیز به کارآگاهان افزود: روز حادثه در حالیکه همسرم در داخل آشپزخانه در حال تهیه غذا بود ، به پارکینگ خانه رفته و مقداری از بنزینی را که همیشه در داخل پارکینگ ـ به منظور رقیق کردن رنگ های ساختمانی ـ نگهداری می کردم برداشته و مجددا به داخل خانه بازگشتم و در حالیکه همچنان همسرم در داخل آشپزخانه حضور داشت، در مقابل درب ورودی آشپزخانه ایستاده و بنزین را بر روی اجاق گاز و لباس های همسرم ریخته و به سرعت از خانه خارج شدم.
معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در ادامه اعلام این خبر، افزود:با وجود اعترافات صریح متهم در خصوص داشتن اختلافات شدید با همسرش و عنوان این موضوع به عنوان انگیزه اصلی ارتکاب جنایت، ادامه تحقیقات انجام شده و دیگر اظهارات متهم نشان می دهد که وی به علت شدت مصرف موادمخدر، در طی این مدت دائما در این تصور بوده است که اعضای خانواده اش در حال خیانت کردن به وی هستند و همین موضوع باعث ایجاد اختلافات میان متهم و اعضای خانواده اش، بویژه با همسرش، گردیده است.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده اظهارداشت: با توجه به دلایل و مدارک بدست آمده در خصوص ارتکاب جنایت و همچنین اعترافات صریح متهم، دستور بازداشت موقت از سوی بازپرس محترم پرونده صادر و متهم نیز جهت انجام تحقیقات تکمیلی، در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
....................................................................................فروش تصاویر مستهجن در اینترنت
رئیس پلیس فتای آذربایجان غربی از دستگیری فردی كه اقدام به تبلیغ و فروش فیلمهای مستهجن در فضای مجازی كرده بود، خبر داد.
سرهنگ حسن کوره بلاغی دراینباره گفت: در اجرای طرح شناسایی فروشندگان فیلمهای مستهجن و غیر اخلاقی در اینترنت، وبسایتی که اقدام به فروش و تبلیغ این فیلمها كرده بود شناسایی شد و ماموران تحقیقات و اقدامات خود را دراین زمینه آغاز كردند كه در ادامه تحقیقات و پس از بررسیهای فنی و تخصصی و استعلامهای صورت گرفته، متهم شناسایی و دستگیر شد.
به گفته رئیس پلیس فتای استان آذربایجان غربی، در بازرسی از منزل متهم مقادیر قابل توجهی CD وDVD حاوی فیلم و عکسهای مستهجن کشف و ضبط شد.
وی با بیان اینكه اشاعه فحشا و منکرات و انتشار یا توزیع محتوای خلاف عفت عمومی و نیز عرضه تجاری آثار سمعی و بصری غیرقانونی و بدون مجوز در فضای مجازی جرم تلقی میشود، تاكید كرد: پلیس با عاملان این جرائم برخوردی قاطع خواهد داشت.
.............................................................................................
مبارزه هکر ناشناس با سایتهای هرزهنگار کودکان
هکر ناشناسی برای مبارزه با سایتهای هرزهنگار کودکان آنها را هک کرد این هکر که ماسک معروف Fawkes را بر چهره داشت برای از بین بردن سایتهای هرزهنگار کودکان از مردم خواست تا با اعمال فشار بر سیاستمداران و رسانهها، اینگونه سایتها را تعطیل کنند.
این هکر که فیلم درخواست خود را با داشتن نقابی بر چهره (نقابی که نشاندهنده جمعی از هکرهای بینالمللی بوده) بسیاری از مسئولان ایالات متحده و بریتانیا را مورد انتقاد شدید قرار داده و از همه خواسته با اینگونهسایتها مقابله کنند و آنها را به تعطیلی بکشانند.
به عبارتی هکر ناشناس یک جنگ مخفیانه را علیه سایتهای هرزهنگار کودکان آغاز کرده است.
این هکر ناشناس ادعا کرده که حداقل 40 وبسایت اختصاصی که محتوایشان کودکآزاری و هرزهنگاری کودکان بوده را هک کرده و از بین برده است. در پیام ویدئویی این هکر، این سایتها به عنوان طاعون اینترنت خوانده شدهاند. هکر در فیلم خود عنوان کرده که نابودی این سایتها برای انسان و انسانیت به هر طریقی باید انجام گیرد و اگر چه انجام این کار در سطح گسترده زمانبرخواهد بود اما هر طورشده انجام خواهد گرفت.
.............................................................................................
مردی که چشمش در دفاع از یک زن کور شد
جوان فداکار وقتی به
هواخواهی زن جوانی رفت که دزدان خشن گردنبند وی را قاپیده بودند از چشم
راست کور شد. همزمان با دستگیری 3 زورگیر قمهکش، شوک پای درددلهای جوان
فداکار نشست که در این حادثه رنگ زندگیاش تیره شده است.
ساعت یک ظهر
هفتم اردیبهشت ماه سالجاری مغازهداران و رهگذران در بازار مبل یافتآباد
صحنه هولناکی را دیدند که در آن 2جوان موتورسوار با قمه ضربه مهلکی را به
صورت یک فروشنده زدند و پا به فرار گذاشتند.
دقایقی بعد با مخابره این
حادثه به پلیس 110 تیمی از مأموران پلیس در صحنه درگیری حاضر شدند و دست به
تحقیقات زدند. زن جوانی که وحشتزده گریه میکرد به پلیس گفت: امروز به
همراه شوهرم برای خرید مبل به بازار یافتآباد آمده بودیم، قصد داشتیم آن
سوی خیابان برویم که در حال رفتن، 2 جوان که سوار موتور آبیرنگی بودند به
من نزدیک شدند و ترکنشین ناگهان دستش را به گردنبندم انداخت و آن را پاره
کرد، از شانسم گردنبند به لباسم گیر کرد و در همین حال که شوک زده شده بودم
مرد جوانی با دیدن صحنه دزدی از مغازهاش بیرون دوید و برای نجات من به
سوی موتورسواران دوید تا آنان را متوقف کند ولی ترکنشین موتور از
زیرلباساش قمهای را بیرون آورد و در چشم مرد فداکار فرو کرد. با ادعای
این زن و چند مبل فروش دیگر پرونده برای رسیدگی ویژه در اختیار تیمی از
پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
کارآگاهان برای ردیابی 2 جوان
تبهکار دست به تجسسهای میدانی زدند و با انجام چهرهنگاری از شاهدان
ماجرا و مطابقت دادن تصویر به دست آمده با آلبوم مجرمان قدیمی، یکی از
تبهکاران حرفهای به نام «ابراهیم» 20 ساله را شناسایی کردند. این در حالی
بود که بررسیهای پزشکی نشان میداد جوان فداکار از یک چشم کور شده است.
بدینترتیب
دستگیری «ابراهیم» در دستور کار پلیس قرار گرفت و کارآگاهان موفق به
شناسایی خانه وی در خیابان قزوین شدند و در تحقیقات محلی متوجه شدند این
جوان تبهکار چندی پیش به دلیل درگیری و قدرتنمایی با قمه و بر هم زدن
امنیت محلهشان تحت تعقیب پلیس قرار گرفته و همچنان فراری است. همزمان با
تلاش کارآگاهان برای شناسایی مخفیگاه «ابراهیم» و همدستش، مأموران گشت ضربت
سرکلانتری هشتم در خیابان کمیل به 3 سرنشین موتور آبیرنگ که حرکات مرموزی
داشتند برخوردند. هنگامی که راننده موتوسیکلت متوجه تعقیب مأموران شد با
حرکات خطرناک قصد فرار داشت که سرانجام پس از چندین دقیقه تعقیب و گریز
دستگیر شدند و در بازرسی بدنی از آنان یک قمه بزرگ به دست آمد.
این 3
جوان در اختیار تیم پایگاه هشتم پلیس آگاهی قرار گرفتند و کارآگاهان در
همان ابتدا موفق به شناسایی «ابراهیم» شدند و وی را تحت بازجویی قرار
دادند. این پسر در اعترافاتش گفت: من با 2 دوستم به نام «مجید» 20 ساله و
«مصطفی» 22 ساله قصد داشتیم برای تلافی درگیری چند روز پیش به خیابان کمیل
برویم که توسط گشت ضربت دستگیر شدیم.
در ادامه کارآگاهان مرد مبل فروش و
زن جوان را برای شناسایی «ابراهیم» پیش روی وی قرار دادند. آنان در همان
برخورد نخست وی را به عنوان گردنبند قاپ و قمهکش شناسایی کردند.
مرد
فداکار که در اثر ضربه سهمگین قمه از چشم راستش کور شده بود به کارآگاهان
گفت: جلوی مغازه ایستاده بودم که 2 جوان موتورسوار را دیدم که به زن جوانی
در وسط خیابان حمله کردند و قصد دزدیدن گردنبند وی را داشتند، با دیدن این
صحنه برای کمک به این زن رفتم و قصد داشتم با ضربه زدن به موتور آنان را
متوقف کنم که ترک نشین موتور قمهای را از زیرلباسش بیرون کشید و در چشم
راستم فرو کرد.
وی در ادامه افزود: مردم و همکارانم برای نجاتم مرا به
بیمارستان رساندند و تیم پزشکی تلاش کردند که بینایی چشم راستم را
برگردانند ولی به دلیل شدت جراحات به اعصاب و شبکیه چشمم دچار نابینایی
کامل شدم و حتی شدت جراحات به حدی بود که ابتدا قرار بود تا چشم راستم به
طور کامل تخلیه شود اما به طرز معجزه آسایی این کار صورت نگرفت، پس از آن
نیز 5 بار زیر تیغ جراحی قرنیه، عصب، زیبایی و کاشت ابرو رفتم ولی همچنان
چشم راستم 100 درصد نابینا است.
بنابراین گزارش با توجه به شناسایی
«ابراهیم» و 2 همدست دیگرش در سرقتهای گردنبندقاپی و زورگیری که بیشتر با
تهدید قمه و چاقو و درگیری بوده است، کارآگاهان از همه کسانی که در طول چند
ماه گذشته و در مناطق مرکز شهر تهران بویژه خیابانهای کارگر، حافظ،
ولیعصر، وحدت اسلامی، قزوین، بهبودی، امامزاده حسن و هلالاحمر توسط
سرنشینان موتوسیکلت ویو آبی رنگ تحت سرقت و صدمه قرار گرفتهاند دعوت کرد
برای شناسایی تبهکاران و پیگیری پرونده خود به پایگاه هشتم پلیس آگاهی
مراجعه کنند.
گفتوگوی جوان فداکار
مهدی فتحی 31 ساله، جوانی که در ماجرای نجات زن جوان از دست زورگیران خشن، چشم راستش را از دست داده است، صدای غمگینی دارد.
از روز حادثه بگو؟
روز
7 اردیبهشت ماه در بازار مبل داخل پاساژ بودم که برای تحویل گرفتن بار به
بیرون از پاساژ رفته و کنار خودروی وانت ایستاده بودم ناگهان دیدم سرنشینان
یک موتور با در دست داشتن قمهای به سمت زن جوانی که با همسرش در حال راه
رفتن بودند، رفته و قصد دزدیدن گردنبند زن را داشتند که من با دیدن این
صحنه به سمتشان دویدم و قصد داشتم مانع دزدی آنها شوم که یکی از زورگیران
با قمهای که در دست داشت با تیزی نوک قمه، چشم راستم را هدف گرفت و
ضربهای به من زد که روی زمین افتادم و زورگیران فرار کردند.
چه کسی به کمکت آمد؟
وقتی روی زمین افتادم، برادرم بالای سرم آمد و بعد از تماس با اورژانس به بیمارستان فارابی انتقالم دادند.
چرا به کمک زن جوان رفتی؟
چون نمیتوانم ببینم به کسی ظلم کنند و ما ایرانی هستیم و غیرت ایرانی داریم و برای دفاع از زن جوان این کار را انجام دادم.
بعد از حادثه زن و مرد جوان را دیدی؟
نه،
حتی در بیمارستان سراغم نیامدند و تنها روزی که زورگیران دستگیر شده
بودند، به آگاهی رفتم و زن و مرد را آنجا دیدم که از من تشکر کردند و بعد
از آن هم دیگر آنها را ندیدم!
هزینه بیمارستان چقدر شد؟
دار و ندارم را که پول پیش خانه ام بود، خرج بیمارستان کردم.
چرا 5 بار عمل؟
12
روز چشم چپم هم بیناییاش را از دست داده بود و بعد از بهبودی چشم چپم،
قرار بود چشم راستم تخلیه شود اما با چند عمل جراحی روی چشم و خواست خدا را
شکر که فقط بیناییام را از دست دادم و چشمم تخلیه نشد.
در هزینه بیمارستان کسی کمک کرد؟
من
تنها هستم و بچه طلاق و پدرم را از دست دادم فقط توانستم بخشی از هزینه
بیمارستان را با پول پیش خانهام پرداخت کنم و مابقی آن را به صورت قرضی از
تعدادی همکارانم در بازار گرفتهام و متأسفانه هیچ ارگان و کسی به من کمک
نکرده و باید چند روز دیگر به خاطر نداشتن پول پیش، خانه را خالی کنم و
نمیدانم باید به کجا پناه ببرم.
درآمد داری؟
ماهانه
450 هزار تومان به عنوان کارگر حقوق میگیرم و به خاطر این که هر روز باید
به بیمارستان و برای پیگیری پروندهام به دادسرا و آگاهی بروم، سر کارم
نیز به مشکل برخورد کردم. صاحبکارم مرد بسیار خوبی است و شرمندهاش هستم.
حق هم دارد شاید بزودی کارم را نیز از دست بدهم.
زوج جوان هم به تو کمک نکردند؟
فقط در آگاهی وقتی من را دیدند، تشکر کردند!
پشیمان نیستی؟
نه، اگر باز هم کسی بخواهد ظلم کند و مزاحم نوامیس مردم شود، برای دفاع دخالت میکنم و حتی حاضرم دست و پایم را از دست بدهم.
حرف آخر؟
فقط
از پلیس درخواست دارم که امنیت را در بازار تهران زیاد کند چرا که هر روز
در بازار از مردم زورگیری و سرقت میشود اما فقط به جای امنیت بیشتر،
مأموران بیشتر میشوند تا خودروهای بیشتری را جریمه کنند و موتورهای مردم
را بگیرند. من برای رضای خدا این کار را کردم اما در وضعیت مالی بدی هستم و
زندگیام در حال نابود شدن است و هیچ کس را ندارم کمکم کند. شاید این
حادثه من را زمینگیر کند؛ امیدم به خدا است.
.............................................................................................
گزارشها از شهر ایبک مرکز ولایت سمنگان حاکی است که بر اثر وقوع یک انفجار قوی، بیش از 150 تن کشته و زخمی شدهاند.
گفته میشود که نوع حمله بمب گذاری انتحاری بوده و "احمد خان سمنگانی" عضو مجلس و فرمانده سابق پلیس ولایت فاریاب در بین قربانیان این حادثه میباشد.
یک ساکن محلی به خبرگزاری بخدی گفت که انفجار در محل هتل "مروارید" در شهر ایبک رخ داده جاییکه مراسم عروسی دختر احمد خان سمنگانی برگزار شده بود.
یک عضو شورای ولایتی سمنگان به این منبع گفت که در حال حاضر، وضع در محل انفجار به شدت بحرانی است و اجساد قربانیان و زخمیها در اطراف به چشم میخورد.
این عضو شورای ولایتی میگوید که هنوز رقم دقیق قربانیان مشخص نیست اما برخی از مقامات محلی و اعضای مجلس در این محفل حضور داشتند.
مناعتقاد دارم نيروي انتظامي كه احتمالا" حضور نداشت؟! ويا سپاه وبسيج كه هميشه ياور مظلومانند پا وسط بذارند منتظر فلان بازاري و فلان سرمايه دار نباشند. ولا دلم مي خواست كمك كنم ولي توانش نيست!!