خدای خوب من … این روزها که رایحه ی ماه دوست داشتنی شعبانت ، تمام شهر را معطر کرده، دلم حال دیگری دارد … تب و تاب زمزمه های مهمانی بزرگی که چند روزی بیشتر نمانده تا شروعش تمام وجودم را لبریز از شور و شوقی غیر قابل تعریف و توصیف کرده .
خدایا شرمنده ام… خطا کارم … بی وفا بودم به تمام وعده هایی که دادم به خودم و دلم در همین ماه رمضان قبل ، وقت مبارک سحر، پای سفره های پر از حرمت و عزت افطار ، روی سجاده و قرآن به دست و قرآن به سر …
خدایا با تمام سر افکندگی ام ، دلم هنوز شوق رسیدن ماه میهمانی ات را فریاد می زند…. خستگی هایم را تاب آورده ام به عشق لحظه های ناب و نورانی ماه مبارک … این روزهای آخر ماه شعبان را خدایم ، یاری ام رسان تا شکرگزار و قدردان و در حق این روزها طی کنم … توانی بده و عمری تا چشمانم هلال ماه مبارکت را ببیند و نفس هایم عطر بهشتی اش را در آغوش کشد…
به لطف و کرمت ای مهربان ترین مهربانان
