۱۴ تير ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۷

اعترافات خواندني باديگارد بهاءالله كه مي خواست ديده شود

کد خبر : ۷۰۴۰
طنزنويس فراري روزنامه هاي زنجيره اي كدها و اطلاعات تازه اي درباره اپوزيسيون از هم پاشيده سبز ارائه كرد.
«ا.ن» در سخناني با تاكيد بر نفاق فتنه سبز و گردانندگان آن تصريح كرد: «جنبش سبز يك جريان غيرمذهبي است كه رهبران مذهبي]!؟[ دارد. جنبش سبز در يك جامعه مذهبي اتفاق مي افتد، نه اينكه ما عاشق مذهب هستيم. نه، اتفاقاً ما اصلاً از جامعه مذهبي خوشمان نمي آيد ولي در واقعيت زندگي مي كنيم. يادتان باشد هركس به شما گفت كه ايران آينده، جامعه اي غيرديني خواهد بود، براي 50 سال آينده روي حرفش حساب نكنيد.»
به گزارش روزنت، وي با اذعان به ريزش نيروي فتنه گران تصريح كرد: «ما قصد نداريم با كشاندن يك جمعيت 10 هزار نفري به خيابان، كشته و زنداني بدهيم. وقتي 5 هزار نفر به جاي 3 ميليون نفر به خيابان رفتند، با 500 نفر مي شود كنترل شان كرد».
ادعاي گنده رقم 3 ميليون براي آشوب هاي سال گذشته در حالي است كه روزنامه گاردين به نقل از خبرنگار اعزامي خود به ايران در ايام آشوب ها نوشت «جريان رسانه اي اپوزيسيون، تجمع 7 هزار نفره را تجمع 700 هزار نفري عنوان مي كرد.»
همكار فراري نشريات زنجيره اي كه در ازاي دريافت پول با صداي آمريكا، جرس و روزنت همكاري مي كند، از بدنامي رسانه هاي ضدانقلاب و بي آبرويي عناصر همكار با اين رسانه ها خبر داد و گفت: يك مشكل بزرگ ما اين است كه نمي توانيم از پول خارجي استفاده بكنيم ]!![. دريافت كمك مالي از اروپا يا آمريكا عملاً تير خلاص را به پيشاني همكاران ما در ايران مي زند، ضمن اينكه تجربه تلخ شخص من از بي بي سي فارسي، صداي آمريكا، راديو زمانه، دويچه وله نشان مي دهد كه همه رسانه هاي فارسي زبان خارجي ملاحظات دولتي خود را در نظر مي گيرند. گاهي اوقات زيان يك تلويزيون مثل بي بي سي از فايده آن هزار بار بيشتر است، آنها 200 تن از بهترين نويسندگان ما را كه صدها هزار مخاطب داشتند گرفتند، تبديل به كارمندان سازماني كردند كه سالهاست همه دائي جان ناپلئون هاي ايراني به آن شك دارند. از اين گذشته دخالت دائمي اروپايي ها در كار رسانه اي كه با پول اروپايي داير مي شود، باعث مي شود اين رسانه ها عملاً نابود شود. يكي از بهترين نمونه هاي آن راديو زمانه است كه عملاً از بين رفت. يورونيوز بعد از ماهها تلاش هنوز به هيچ جايي نرسيده و به نظر مي رسد هنوز براي كاركنانش هيچ مترجم فارسي پيدا نكرده اند. متأسفانه برخي از دولتهاي غربي عملاً به دليل استفاده از مشاوران ايراني قرون سابق، به جاي كمك به جنبش كنوني دموكراتيك، به آن لطمه مي زنند. همين حالا هم هزاران دلار در كانادا و آمريكا به عنوان هزينه كمك به روزنامه نگاران ايراني در دست افرادي قرار مي گيرد كه نه تنها كاري براي پيشبرد جنبش آزادي ايران نمي كنند، بلكه عملاً براي روزنامه نگاران داخل كشور پرونده سازي مي كنند. برخي روزنامه هاي داخل ايران بوسيله پولي تغذيه مي شود كه شما پرداخت مي كنيد.
«ا.ن» همچنين گفت: «مشكل بزرگ ما در اينترنت، ورود عوامل نفوذي اطلاعات براي دستيابي به داده ها و مطلع شدن از برنامه هاي ماست».
گفتني است سناريوي احمقانه درازگوش تروا براي 22 بهمن، اگر چه از سوي مهاجراني پيشنهاد شد اما عملاً به پاي «ا.ن» بيچاره(سپر بلاي جناب بهاءالله) نوشته شد. كيهان اظهارات اخير طنزنويس دربه در را صرفاً از زبان ارائه «نشانه حيات» نامبرده منتشر مي كند. وي يك هفته پيش در سايت جرس (سايت مهاجراني و كديور) نوشته بود «براي بسياري از نيروهاي اپوزيسيون حضور در صفحه 2 كيهان به معني نشانه اي از حيات است. آنان ساده لوحانه احساس مي كنند كه با چنين ذكر شرّي لابد وجودشان اثبات شده و در گفتمان دروني كشور حضور يافته اند اما بازي زماني جدي مي شود كه به خودت مي آيي و مي بيني كه شده اي نويسنده ثابت و بي جيره و مواجب كيهان كه با قلم تو پوست زنداني را مي كنند و تمشيت او مي كنند. يواش يواش اگر از عقل هم كمي فاصله گرفته باشي يا خوش خوشانت بشود آن وقت است كه بازي ات مي دهند. يك باره كار از دستت درمي رود و تبديل مي شوي به موجودي كه چنان مي نويسي تا آنها مطلبت را منتشر كنند. اين گونه است كه اطلاعاتي هاي كيهان، اسم رمز را ياد بچه روزنامه نگارهاي اين طرف مي دهند كه چه كني كه ديده شوي».