به گزارش سرویس وبلاگ صراط، فرزانه توابکی در باشگاه همسران جوان نوشته است:
همانطور که میدانیم صاحبنظران، ازدواج موفق را وسیلهی رشد و تکامل انسان میدانند که موجب شکوفایی استعدادهای پنهان و آرامش خاطر میگردد. پدیدهای که در آن انسان تغییر و به اشتراک گذاشته شدن زندگیاش را به بهترین شکل تجربه میکند؛ بهگونهای که همسرش را نزدیکترین فرد به خود میداند.
یکی از ویژگیهای ازدواج موفق رسیدن به رضایتمندی دوطرفه میان همسران است؛ به نحوی که هر یک از آنها از ازدواج و زندگی مشترک خود و چیزهایی که در طی آن از دست داده و به دست آورده است، راضی باشد.
یکی از راههای ایجاد حس رضایت در همسران این است که شریک زندگیشان به انجام وظایف اولیهی زوجیت اکتفا نکند، بلکه برای رشد فردی همسرشان تلاش کنند. وقتی همسرمان را فردی با ارزش و مستعد کمال و تحول بدانیم میتوانیم با ازخودگذشتگی به پیشرفت او کمک کنیم. متأسفانه گاهی همسران به دلیل فضای هیجانی، ترس از تغییر یا پیروی بیچون و چرا از عرف حاکم بر جامعه به مانعی برای رشد شریک زندگی تبدیل میشوند؛ بهگونهای که همسرشان احساس میکند در موقعیتی اسیر شده که توانایی خروج از آن را ندارد.
مردی را تصور کنید که میتواند در شهری غیر از محل سکونت خود شرایط اقتصادی یا فکری بسیار بهتری را به دست آورد و خانوادهاش نیز با نقل مکان و جابجایی، دچار مشکل نمیشوند، ولی همسرش تنها به دلیل ترس از تغییر و ریسکپذیری پایین حاضر به همراهی او نیست. یا زنی که پس از مدتها، شرایط انجام کار مورد علاقهاش را پیدا کرده ولی همسرش به دلایل سطحی و بیپایه او را از رسیدن به کار مورد علاقهاش منع میکند. چنین شرایطی بهتدریج ممکن است پایههای صمیمیت ارتباط مؤثر و به طور کلی رضایتمندی همسران را دچار فرسایش کند. در حالیکه همسران با اندکی ازخودگذشتگی و اولویتبندی خواستهها میتوانستند از عشق خود محافظت کنند.
توجه به رشد و پیشرفت همسر در زمینههایی که دوست میدارد، باعث میشود تا همسرمان احساس کند که دارای پشتیبانی محکم است که بیش از هر کس دیگری به او اهمیت میدهد و به فکر اوست. حتی اگر یکی از زوجین در روند رشد و بلوغ خود دچار ناپختگی باشد و خود، حاضر به پذیرش آن ناپختگی و تلاش برای برطرف کردن آن نباشد، همسر او میتواند با مثبتگرایی و تشویق و تحسین او در نکات مثبت هرچند اندک، باعث شود که به تدریج تغییرات مثبت بسیاری در او ایجاد گردد.
همانطور که میدانیم صاحبنظران، ازدواج موفق را وسیلهی رشد و تکامل انسان میدانند که موجب شکوفایی استعدادهای پنهان و آرامش خاطر میگردد. پدیدهای که در آن انسان تغییر و به اشتراک گذاشته شدن زندگیاش را به بهترین شکل تجربه میکند؛ بهگونهای که همسرش را نزدیکترین فرد به خود میداند.
یکی از ویژگیهای ازدواج موفق رسیدن به رضایتمندی دوطرفه میان همسران است؛ به نحوی که هر یک از آنها از ازدواج و زندگی مشترک خود و چیزهایی که در طی آن از دست داده و به دست آورده است، راضی باشد.
یکی از راههای ایجاد حس رضایت در همسران این است که شریک زندگیشان به انجام وظایف اولیهی زوجیت اکتفا نکند، بلکه برای رشد فردی همسرشان تلاش کنند. وقتی همسرمان را فردی با ارزش و مستعد کمال و تحول بدانیم میتوانیم با ازخودگذشتگی به پیشرفت او کمک کنیم. متأسفانه گاهی همسران به دلیل فضای هیجانی، ترس از تغییر یا پیروی بیچون و چرا از عرف حاکم بر جامعه به مانعی برای رشد شریک زندگی تبدیل میشوند؛ بهگونهای که همسرشان احساس میکند در موقعیتی اسیر شده که توانایی خروج از آن را ندارد.
مردی را تصور کنید که میتواند در شهری غیر از محل سکونت خود شرایط اقتصادی یا فکری بسیار بهتری را به دست آورد و خانوادهاش نیز با نقل مکان و جابجایی، دچار مشکل نمیشوند، ولی همسرش تنها به دلیل ترس از تغییر و ریسکپذیری پایین حاضر به همراهی او نیست. یا زنی که پس از مدتها، شرایط انجام کار مورد علاقهاش را پیدا کرده ولی همسرش به دلایل سطحی و بیپایه او را از رسیدن به کار مورد علاقهاش منع میکند. چنین شرایطی بهتدریج ممکن است پایههای صمیمیت ارتباط مؤثر و به طور کلی رضایتمندی همسران را دچار فرسایش کند. در حالیکه همسران با اندکی ازخودگذشتگی و اولویتبندی خواستهها میتوانستند از عشق خود محافظت کنند.
توجه به رشد و پیشرفت همسر در زمینههایی که دوست میدارد، باعث میشود تا همسرمان احساس کند که دارای پشتیبانی محکم است که بیش از هر کس دیگری به او اهمیت میدهد و به فکر اوست. حتی اگر یکی از زوجین در روند رشد و بلوغ خود دچار ناپختگی باشد و خود، حاضر به پذیرش آن ناپختگی و تلاش برای برطرف کردن آن نباشد، همسر او میتواند با مثبتگرایی و تشویق و تحسین او در نکات مثبت هرچند اندک، باعث شود که به تدریج تغییرات مثبت بسیاری در او ایجاد گردد.