۰۹ تير ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۲

پشت پرده پرونده دادگاه وِيژه رسايي چيست !؟

کد خبر : ۶۷۶۶
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري برنا، حميد رسايي با انتشار مطلبي در پايگاه اطلاع رساني خود نسبت به اظهارات كاظم دلخوش در صحن علني مجلس واكنش داده است.

در اين مطلب آمده است: چهارشنبه گذشته در صحن علني مجلس كاظم دلخوش ، نماينده صومعه سرا پس از هماهنگي با علي لاريجاني تذكري را بيان كرد كه در ضمن آن نه تنها به دانشجويان بسيجي معترض در برابر مجلس تاخت بلكه كوشيد براي دلخوشي دوستانش با انتساب چند نكته مبهم به اينجانب ، راه فراري براي خود بيابد .

وي كه در صحن علني همواره از مدافعان دانشگاه آزاد و وقف آن به حساب مي آيد ، پس از آن كه با تلاش وي و دوستانش طرح جنجالي روز يكشنبه در خصوص حمايت از موسسات آموزش عالي غيردولتي يا همان دانشگاه آزاد و بي تاثير بودن مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در باره اين دانشگاه و وقف آن راي آورد و با انتقاد زيادي در جامعه مواجه شد، تلاش زيادي كرد تا نام خود را در بين نمايندگان معترض به اين طرح قرار دهد و حتي با دستپاچگي در روز سه شنبه به من مراجعه كرد تا طرح دوفوريتي اي كه براي خنثي شدن طرح جاسبي تهيه شده بود را امضا كند، اما پايبندي او به جهت گيري هاي رييس مجلس و دانشگاه آزاد سبب شد تا نهايتا با توهين به دانشجويان معترض و نمايندگان مخالف وقف بيت المال، نتواند اين سياهي را از كارنامه خود پاك كند.

كاظم دلخوش كه گمان مي كرد تجمع روز سه شنبه دانشجويان در برابر مجلس با طراحي رسايي و برخي از نمايندگان انقلابي ديگر صورت گرفته، از شدت ناراحتي قبل از جلسه علني در بين نمايندگان فرياد مي زد كه رسايي در دادگاه ويژه روحانيت پرونده دارد و برادرش نيز اصلاح طلب است ! وي در ابتداي جلسه علني روز چهارشنبه نيز در قالب تذكري كه با هماهنگي لاريجاني بيان شد، ضمن اين كه خود را اصولگراي دلسوزي معرفي كرد در خصوص اينجانب گفت : "سابقه اين افراد و خانواده آنها مشخص است و پرونده برخي از آنها در دادگاه ويژه روحانيت قابل بررسي و پيگيري است."

اين نماينده مجلس خطاب به نمايندگان تهران كه از جمله مخالفان جدي وقف بيت المال هستند گفت:" اگر شما عرضه داشتيد در تهران راي احمدي نژاد را بيشتر از رقبا مي كرديد و تهران را جمع مي كرديد."

اين عضو مدعي فراكسيون اصولگرايان در ادامه خطاب به احمدي نژاد گفت:" آقاي احمدي نژاد ! دوست و دشمن خود را بشناس. اگر ما قدمي بر مي داريم صادقانه بر مي داريم و هيچ توقعي نداريم ولي اينها كار دولت را خراب مي كنند."

دلخوش حتي طاقت نياورد و پس از جلسه علني نيز در بين خبرنگاران رفت و تصريح كرد: "برخي آقاياني كه حتي در خانواده خود و در دادگاه ويژه روحانيت پرونده داشته و مشكل دارند در تجمع ديروز دخيل بودند و صحنه گردان اصلي آن بودند. برخي از نمايندگاني كه در دادگاه ويژه روحانيت مشكل دارند دم از اصولگرايي مي زنند. اين افراد چه اصولگراهايي هستند كه خود داراي مشكل هستند؟"

نماينده‌ي صومعه سرا گفت:" ‌اينان دوستان ناباب دولت هستند كه نه تنها دولت حال و حوصله آنها را ندارد بلكه مجلس هم حال و حوصله آنها را ندارد و اين افراد مجلس و دولت را به هم ريختند. اين افراد دروغ مي گويند و تهمت مي‌زنند."

من البته در برابر اين اقدام دروغ و تهمت ها و اقدام غير اخلاقي كاظم دلخوش – كه قبلا نيز توسط برخي رسانه هاي ديگر به شكل ضمني مطرح شده بود - نه تنها براشفته نشدم بلكه وقتي در حلقه محاصره خبرنگاران قرار گرفتم و در خصوص پرونده ام در دادگاه ويژه روحانيت و مشكل خانوادگي مورد سئوال واقع شدم ، با استقبال از طرح عمومي آن ضمن توضيح كوتاهي (اينجا) اعلام كردم كه به پرونده ام در دادگاه ويژه روحانيت افتخار مي كنم اما تفصيل موضوع را به اين يادداشت حواله دادم .

موضوع اول : آيا تجمع دانشجويان معترض با هماهنگي رسايي و پيگيري وي صورت گرفت ؟

همانطور كه قبلا اعلام كردم (اينجا) اين تجمعات با برنامه من و يا ديگر نمايندگان صورت نگرفت بلكه با پيگيري تشكل هاي دانشجويي شناسنامه دار و با اخذ مجوز از وزارت كشور انجام شده بود . در اين تجمعات كه حدود دو هزار دانشجو در آن شركت داشتند، برخي از نمايندگان محترم حضور يافتند كه از جمله آنها نيز بنده بودم . من چون اين تجمع را قانوني و در دفاع از حيثيت مجلس و انتقاد از عملكرد نمايندگاني مي ديدم كه با راي روز يك شنبه خود حيثيت خانه ملت را زير سئوال برده و آن را به دلخوشي جاسبي فروخته بودند ، در آن حاضر شدم و به اين حضور هم افتخار مي كنم .

سخناني كه در جمع دانشجويان ايراد كردم در دفاع از خانه ملت و نمايندگاني بود كه وامدار جاسبي ها نيستند . خوشبختانه فايل تصويري و صوتي سخنان من در جمع دانشجويان در سايت مبارز كليپ قرار گرفته (اينجا) و با ملاحظه اين فايل مشخص مي شود كه بر خلاف ادعاي كذب سايت هاي حامي فتنه مانند (پارلمان نيوز) و (پارسينه) و (شفاف) نه تنها دانشجويان را براي شعار عليه مجلس و آقاي لاريجاني تحريك نكردم بلكه ضمن مخالفت با اين شعارها از آنها خواستم با ترك اين كار بهانه را از بهانه جويان بگيرند.
در خصوص ادعاي آقاي دلخوش مبني بر اين كه دولت و مجلس حوصله اين چند نفر (حسينيان ، كوچك زاده و رسايي) را ندارند و آنها تاثيري در آراي مجلس ندارند ، كافي است به راي روز چهارشنبه نمايندگان اشاره كنم كه با تصويب فوريت طرح معتبر بودن مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص دانشگاه آزاد ، توانستند آبروي رفته مجلس به دست امثال دلخوش ها را برگردانند ، اتفاقي كه با نبود همين چند نفر ، مجلس اصولگرا را تا مرز يك چالش جدي با بدنه اجتماعي جريان اصولگرايي پيش برد .

موضوع دوم : پرونده رسايي در دادگاه ويژه روحانيت كه دلخوش و دوستانش به آن دلخوشند ، چيست؟

در زماني كه مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي قم بودم ، مدير مسئول يكي از نشريات قم – كه خود را منسوب به جريان اصولگرايي قم مي دانست - براي تجهيز روزنامه و وارد كردن دستگاه هاي چاپ ، درخواست وام زود بازده 500 ميليون توماني كرد . درخواست مربوطه توسط كارشناسان بررسي و پس از تاييد طرح ، با امضاي بنده به يكي از بانك ها جهت اقدامات قانوني معرفي شد . از آنجا كه مبلغ وام كلان بود بر اساس ضوابط بانك در برخي مراحل موضوع بايد به تاييد اداره معرفي كننده مي رسيد اما از آنجا كه وام گيرنده به دنبال استفاده از اين مبلغ كلان در غير موردي بود كه اعلام كرده بود ، با جعل مهر اداره ارشاد و همچنين جعل مهر يك شركت دروغي و فاكتور سازي و سند سازي هاي مختلف و حمايت برخي افراد خاص كه در مراكز خاص مشغول به كار بودند ، موفق به دريافت اين مبلغ شد .

پس از مدتي وقتي اداره ارشاد قم متوجه اين موضوع شد و بر اساس وظيفه اداري از فرد جاعل و خاطي شكايت كرد ، فشارها نيز متوجه اينجانب شد . حمايت برخي از نمايندگان و مسئولان عالي وقت استان از يك سوء و واسطه هايي كه از سوي ديگر فرستاده مي شدند ، همه و همه به دنبال اين بودند كه اين مجرم را از پنجه عدالت آزاد كنند . در اين بين مسئولاني كه وظيفه مبارزه با فساد را داشتند ، كوتاه آمدند و تنها من ماندم و برخي از همكارانم در اداره ارشاد قم كه در برابر انواع تطميع ها ، تهديدها و تخريب هاي اين جريان كوتاه نيامديم و ايستاديم .

بعد از فشارهاي بسيار - كه صلاح نمي دانم عوامل پيدا و پنهان آن را در اين يادداشت معرفي كنم – نهايتا فرد خاطي و شريك وي هر كدام جداگانه به يك سال و نيم زندان قطعي محكوم شدند اما فشارهاي بسياري براي رهايي او صورت گرفت كه در تمام موارد به دليل ايستادگي بنده موثر واقع نشد (اينجا) . با اين كه فرد خاطي به يك سال و نيم زندان محكوم شده بود اما حكم وي اجرا نمي شد ! حتي مبلغي كه با جعل و سندسازي به دست آورده بود نيز به بيت المال برگشت داده نمي شد و اساسا كسي آن را مطالبه نمي كرد! بنده كه ديدم وضعيت به اين شكل است در نشريه پژواك قم كه متعلق به اداره كل ارشاد قم بود ، موضوع اين سوء استفاده و عدم شكايت از آن را رسانه اي كردم كه با توجه به اهميت آن ، موضوع به سايت هاي خبري هم كشيده شد(اينجا) .
اين موضوع آنقدر براي اين جريان گران آمد كه متوسل به دروغ بزرگ حيف و ميل يك ميليارد و هشت ميليون توماني بن كتاب در باره من شدند! (اينجا) ابتدا اين روزنامه محلي كه مديرش با جعل و سند سازي 500 ميليون تومان به جيب زده بود ، اين خبر كذب را منتشر كرد و سپس سايت تابناك كه معمولا حواشي اين جريان را پوشش خبري مي داد آن را رسانه اي كرد (اينجا) و پس از آن رسانه ديگر اين جريان در قم (نشريه 19 دي) همزمان با روز اول كاري مجلس (7 خرداد 87) آن را تيتر خود كرد . روزنامه شاخه سبز كه اين خبر را منتشر كرده بود وقتي نتوانست اين دروغ را به اثبات برساند در دادگاه محكوم شد (اينجا) ولي فقط 10 روز نشريه اش توقيف شد.(اينجا)

كوتاه نيامدن من در برابر اين جريان ده سر باعث شد تا با مراجعه آنها به دادگاه ويژه روحانيت ، چندين پرونده عليه من تشكيل شود كه فقط سه مورد آن به مرحله بررسي رسيد . شكايت اول توسط صاحب امتياز و مدير مسئول نشريه شاخه سبز بود كه با جعل و سندسازي موفق به اخذ 500 ميليون تومان شده بود ! شكايت دوم نيز به خبرنگار همين روزنامه بازمي گشت و شكايت سوم نيز از طرف هفت تن از اصحاب مطبوعات قم بود كه يكي از آنها همين مدير مسئول جاعل بود و شش نفر ديگر نيز از دوستان او بودند! اين افراد به شكل غير قانوني تشكلي به نام خانه مطبوعات در قم راه اندازي كرده بودند كه مراحل قانوني را طي نكرده بود و طبق ضوابط بايد منحل مي شد.

اين سه شكايت كه به يك ريشه بازمي گشت ، پس از رفت و آمدهاي بسيار ابتدا به صدور حكم شش ماه زندان عليه بنده به دليل افترا ، نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي انجاميد اما پس از اعتراض و اخذ وكيل و ارائه لايحه قضايي و ... در نهايت حدود ده روز قبل به برائت اينجانب از تمام موارد ادعا شده ختم شد و روسياهي براي ذغال ماند . من همانطور كه در مصاحبه با خبرنگاران پارلماني اعلام كردم ، به پرونده ام در دادگاه ويژه روحانيت افتخار مي كنم و حتي اگر دادگاه به ناحق و بر اساس ظواهر امر نيز اين حكم را تاييد مي كرد ، هرگز از راه مقابله با اين جريان فاسد كوتاه نمي آمدم .

از آقاي دلخوش هم بايد تشكر كنم كه با طرح عمومي اين موضوع سبب شد تا دهان بسته من باز شود و گوشه اي از ناگفته ها را بگويم هر چند متاسفانه علي رغم تمام پيگيري هاي صورت گرفته ، هنوز با اين فرد مجرم برخورد نشده و او دوسال و سه ماه است كه فراري است و جالب اينجاست كه شريك اين فرد به دليل اين كه هيچ حامي حزبي و سياسي نداشت بازداشت شد و به زندان افتاد !

اكنون سئوال من از وزير ارشاد در خصوص عملكرد هيات نظارت در خصوص عدم برخورد با اين نشريه در دستور كار كميسيون فرهنگي است و اميدوارم به زودي در صحن علني نيز طرح شود. واقعا معلوم نيست به چه دليل در حالي كه دو سال و سه ماه است كه صاحب امتياز ، مدير مسئول و سردبير نشريه اي فراري است اما هنوز روزنامه وي منتشر مي شود ! چه كساني از اين فرد حمايت مي كنند ؟!

واقعا وقتي در پرونده اي كه فساد آن 500 ميليون تومان است اين طور مقاومت مي شود و فرد پيگير براي برخورد با اين فساد تخريب مي شود ، در خصوص پرونده اي مانند دانشگاه آزاد كه رقم آن حداقل 000/000/000/000/250 تومان است چه اتفاقي مي افتد ؟ آقاي دلخوش انصافا از شما كه مدافع اين پرونده بوديد، يكي مثل من نبايد بگويد كه : درخت گردكان به اين بزرگي ، درخت خربزه الله اكبر !

موضوع سوم : مشكل خانوادگي رسايي كه دلخوش به آن دلخوش كرده بود ، چيست ؟

آقاي دلخوش كه بابت حمايت از دانشگاه آزاد و همراهي با جريان فتنه در اين موضوع لطمه زيادي در افكار عمومي ديده ، موضوع ديگري را البته با ابهام بيشتر از تريبون مجلس مطرح كرد و رسايي را با مشكل خانوادگي دانست ! اين بخش از اظهارات دلخوش از آن رو بيش از بخش هاي ديگر بدور از اخلاق بود كه كليت عنوان مشكل خانوادگي مي تواند شامل هر سوژه ديگري شود !

دلخوش البته قبل از جلسه علني و سپس در بين خبرنگاران اين مشكل خانوادگي را اصلاح طلب بودن يكي از برادران رسايي عنوان كرده بود! معلوم نيست اگر قرار باشد به دليل اصلاح طلب بودن برادرم ، من شايسته ملامت باشم ، شخص آقاي دلخوش كه كانديداي اصلاح طلبان بوده و حتي در پروژه خصوصي سازي اموال دانشگاه عمومي با اصلاح طلبان مجلس و حاميان فتنه همراهي كرده ، شايسته چيست ؟

واقعيت اين است كه يكي از برادران بنده كه در دانشگاه گيلان مهندسي خود را دريافت كرده ، از فعالان سياسي و از مديران خدمتگذار در استان هاي گيلان و قزوين بوده و هم اكنون نيز مدير يك پروژه ملي (آزاد راه قزوين – رشت) است . نگاه سياسي من با ايشان كاملا متفاوت است تا جايي كه گاهي در خصوص اين دو نگاه ، ساعت ها به بحث مي نشينيم و البته هر دو سعي مي كنيم تا انصاف را در بحث هايمان رعايت كنيم .

من جهت گيري هاي سياسي برادرم را قبول ندارم و شخصيت هايي را كه او به آنها در حوادث سياسي كشور اعتماد مي كند، قابل اعتماد نمي دانم . حوادث بعد از انتخابات نيز به خوبي اين نكته را به اثبات رساند و شايد ايشان هم تا حدودي به اين واقعيت پي برده باشد . ايشان نيز به برخي از شخصيت هاي مورد نظر من و از جمله رييس دولت منتقد است كه البته من برخي از انتقادهايش را وارد و بسياري از آنها را ناوارد و در مقايسه با روساي جمهور قبل مانند خاتمي و هاشمي بسيار كم اهميت تر مي بينم . آنچه در كنار اين تفاوت سياسي براي من همواره مهم بوده ، در كنار اعتقاد ايشان به امام و اصل ولايت فقيه ، پايبندي به قانون اساسي و سلامت مالي در طول مدت مديريت بوده است، تا جايي كه علي رغم حمايت از موسوي در انتنخابات دهم ، هرگز پس از انتخابات و در ايام فتنه در اقدامات ساختارشكنانه با اين جماعت همراهي نكرد .
با اين همه ، اين برادر اصلاح طلب در مسئوليت هايي كه تاكنون داشته ، همواره مصالح ملي را بر مصالح حزبي و گروهي ترجيح داده ، هرگز به خاطر خوش آمد اين اصلاح طلب و آن دوست حاضر نشده از حقوق مردم به نفع كسي چشم پوشي كند. در زماني كه مدير كل مسكن و شهرسازي استان قزوين بود ، وفتي دو تن از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم براي رسيدن به برخي از زمين ها او را در فشار قرار دادند ، حاضر به معامله با آنها نشد اما آنها در معامله اي با وزير مسكن وقت در قبال بركناري وي ، امضاي خود از استيضاح وزير مسكن را پس گرفتند! در طول چند سال گذشته نيز در اجراي پروژه آزاد راه قزوين – رشت چشم خود را در برابر ميلياردها تومان حيف و ميل بيت المال كه توسط برخي از زمين خواران محلي صورت گرفته بود ، نبست و به همين دليل مورد اصابت پنج ضربه چاقو قرار گرفت و ... .

با اين همه بديهي است كه اگر همين برادر روزي به فساد مالي و يا فساد اعتقادي آلوده شود و به انكار اصول محكم انقلاب مانند ولايت فقيه روي آورد، نگاه مثل من نسبت به او ، همانند نگاه به ديگر اصلاح طلباني است كه امروز چنين شده اند و اميدوارم نگاه ايشان به من نيز همين گونه باشد.

بديهي است كه من هم برخي از شخصيت هايي كه در جريان اصولگرايي قدم مي زنند را به دليل عملكردشان كه با فساد مديريتي يا فساد مالي همراه بوده ، قبول ندارم و بارها در يادداشت ها و مصاحبه هايم نشان داده ام كه به اصولگرايي آنها دلخوش نيستم . من اصلاح طلبان يك رنگ را كه سلامت مالي و مديريتي دارند و خود را آلوده نكرده اند و از طرفي به اركان انقلاب نيز معتقدند را بر اصولگرايان بندبازي كه همواره به دنبال منافع خودشان هستند و در مواقع فتنه نيز به جاي دفاع از انقلاب ، مردم و ولايت به دوپهلو سخن گفتن رو مي آوردند ، ترجيح مي دهم چون مي دانم در دسته اول با چه كساني طرف هستم !

حال جالب اينجاست، همين آقاي دلخوش كه بنده را به دليل اصلاح طلب بودن برادرم محاكمه مي كند و او را به دليل اصلاح طلبي شايسته اين ناروايي مي داند ، چندماه قبل وقتي يكي از معاونين وزير راه فعلي به دلايل واهي قصد جابجايي ايشان از مديريت پروژه ملي آزاد راه قزوين – رشت را داشت ، به دليل سلامت و توانايي برادر من در اداره پروژه ، وزير راه را تهديد به سئوال كرد !

واقعا رسايي كه برادرش اصلاح طلب است - آن هم اصلاح طلبي كه به اركان نظام معتقد و از فسادمالي مبراست و با مدرك فوق ديپلم مسئوليت قبول نكرده كه بعد از چند سال با مدرك دكترا دانشگاه آزاد خود را دكتر معرفي كند - از اصولگرايي خود بايد خجالت بكشد چون دم به تله جاسبي ها نداده يا دلخوشي كه در انتخابات مجلس هفتم با حمايت اصلاح طلبان به مجلس هفتم آمده و بعد از مدتي خود را اصولگرا جا زد و شد حامي دولت عدالت گرا كه البته در بزنگاه با فرو كردن چاقو راي خود در قلب مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و حمايت از طرح وقف دانشگاه آزاد ، همراه و همسو با اصلاح طلبان افراطي مجلس هشتم به جنگ جريان اصولگرايي اصيل مي آيد و دانشجويان بسيجي معترض را افرادي معرفي مي كند كه به عشق كيك و سانديس به اين تاراج بيت المال اعتراض مي كنند!؟

آقاي دلخوش فراموش نكند كه برادر اصلاح طلب رسايي و هر اصلاح طلب ديگري اگر چه به دليل حمايت از جريان اصلاح طلب بويژه بعد از انتخابات دهم و رفتارهاي ساختار شكنانه آنان قابل نقدند اما اگر سلامت مالي و مدرك تحصيلي بدون مشكلي داشته باشند و به اصول انقلاب معتقد باشند، بيشتر مي توان به آنها دلخوش كرد تا دلخوش هايي كه از نام اصولگرايي بهره مي برند و در مواقع حساس و كليدي در زمين افراطيون اصلاح طلب بازي مي كنند .

اما چرا دلخوش به صراحت به اين مشكل خانوادگي (!) ما اشاره نكرد ؟ فكر مي كنم ضميمه كردن دو تصويري كه مربوط به ايام تبليغات انتخاباتي كاظم دلخوش اباتري در مجلس هفتم است ، به خوبي گوياي اين واهمه و دو رنگي وي باشد ! نمي دانم بايد دم خروسي را باور كنيم كه از آرشيو رسانه ها بيرون زده يا قسم حضرت عباس اصولگرايي آقاي دلخوش را !

آقاي دلخوش بارها و بارها در جمع همشهريان و اطرافيان خود اعلام كرده كه من تا امام زاده هاشم (بيست كيلومتري رشت) اصولگرا هستم ولي در گيلان اصلاح طلبم ! واقعا احمدي نژاد همانطور كه آقاي دلخوش در مصاحبه اش اشاره كرده بايد مراقب اطرافيان خود باشد كه ملون ها هميشه هستند.

سيد كاظم ما آن روز كه جهت باد طرف اصلاح طلبان مي وزيد به آن سو چشمك مي زد و امروز در مجلس هشتم وقتي جريان اصولگرايي حاكم است و جهت باد اصولگرايان را نشان مي هد طبعا چشمك ايشان هم به اين سوست ! اما براستي علي رغم سنگيني آقاي دلخوش ، چه چيز باعث مي شود تا او و مثل او با فوت دهان مثل جاسبي به راحتي بچرخند ؟! خواننده بهتر از من مي داند !
بله آقاي دلخوش، كانديداي محترم ائتلاف اصلاح طلبان ! شما واقعا در موضوعاتي مانند دانشگاه آزاد - كه پشتوانه مالي جريان فتنه بود - نشان داديد كه در دوم خردادي يودن اهل عمليد نه حرف !