به گزارش صراط به نقل از روزنامه ایران، سعيد سعدي، عادت دارد با هر فيلمي كه توليد ميكند، امضايي از تلاش بر نشان دادن وجههاي از ارزشمداري را بر قامت سينماي ايران بزند. چه زماني كه با خسرو سينايي، «مثل يك قصه» را ساخت، چه زماني كه با واروژ كريم مسيحي، «ترديد» را توليد كرد، چه وقتي كه با رخشان بني اعتماد، «گيلانه» را جلوي دوربين برد، چه وقتي كه با حسن فتحي، اقدام به ساخت «كيفر» نمود و... چه حالا كه با «روزهاي زندگي» جنبهاي ديگر از دغدغه خود را براي ساخت آثار ارزشي به مخاطب خود عرضه داشت.
«روزهاي زندگي» اين روزها به مانند ديگر ساختههاي سعدي، مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است به همين دليل با وي همكلام شدهايم تا از فيلم آخرش بيشتر بدانيم. گفتوگويي كه البته تنها منحصر به «روزهاي زندگي» نشد و به آسيب شناسي در حوزه سينماي دفاع مقدس نيز كشيده شد.
آقاي سعدي! براي خوانندگان ما توضيح ميدهيد كه طرح يا فيلمنامه «روزهاي زندگي»، ابتدا توسط چه كسي ارائه شد؟ شما سفارش كار داده بوديد يا از طرف كسي به شما پيشنهاد داده شد؟
نسخه اوليه كار را سيمافيلم به ما سفارش داد. بر اساس آن نسخهاي كه ارائه شد، طرح مورد بررسي قرار گرفت. آقاي شيخ طادي هم مطالعاتي روي آن طرح داشتند اما وقتي آن طرح را به جاهاي مختلفي براي بررسي و پشتيباني ارائه ميداديم، به علت نوع نگاه، آن طرح مورد قبول قرار نميگرفت و بدين ترتيب با مشكلاتي مواجه شديم. آقاي شيخ طادي، طرح ديگري را ارائه دادند كه آن طرح مورد موافقت سيمافيلم قرار گرفت كه بالاخره فيلمنامه آن نوشته شد و بعد از چندين بار بازنويسي به كاري تبديل شد كه الآن روي پرده ميبينيم.
طرح اين كار با آن پيشنهاد قبلي سيمافيلم اشتراكاتي دارد؟
نه. آن طرح، طرحي بود به نام «بازي لطيف» نوشته آقاي قربان محمدپور كه آن كار كلاً كنار گذاشته شد. دوستان ميتوانند آن كار را مستقلاً توليد كنند بدون آنكه هيچ مشكلي به لحاظ مفهومي براي آن به وجود بيايد.
چه شد كه در پروسه فعاليتتان، باز هم به سراغ توليد فيلمي در ژانر «دفاع مقدس» رفتيد؟
من كه خودم جزو بازماندگان دوران دفاع مقدس هستم، وظيفهاي را بر دوش خودم احساس ميكنم كه تا زماني كه بتوانم در اين حوزه كار كنم، آثار مربوط به دفاع مقدس را بر ساير ژانرها ارجحيت دهم، بنابراين اولويت كاري من، با فيلمهاي ژانر دفاع مقدس است. فيلمنامه «روزهاي زندگي» هم به دليل نوع نگاهي كه به مقوله «دفاع» داشت و نقش پزشكان و پرستاران در بحبوحه جنگ، كه خيلي هم كم بدان پرداخته شده بود، بر خود واجب دانستم كه تا جايي كه توان دارم با اين فيلمنامه همكاري كرده و تلاش كنم كه اثر خوب و ماندگاري خلق شود.
اگر اجازه بدهيد ميخواهم يك بحث آسيب شناسانه را پيش بكشم و آن، بررسي عدم اقبال به سينماي جنگ است؛ سينمايي كه براي ملت ما جنبه ارزشي داشته اما همين مقوله در بعد كمي و مخصوصا كيفي، در چند سال گذشته، علي الخصوص در دهه هشتاد، آن فروغ و ماندگاري دهههاي شصت و تا حدودي هفتاد را ندارد، به نظر شما اين عدم پرداخت شايسته به اين ژانر، به كارگردانان ما برمي گردد كه رغبتي به ساخت آثاري در حوزه دفاع مقدس ندارند، به مخاطبين ما باز ميگردد كه در گيشه، حمايتهاي خوبي از اين فيلمها به عمل نميآورند و يا اينكه علتي ديگر دارد؟
ببينيد اين مشكلي كه سينماي دفاع مقدس در حال دست و پنجه نرم كردن با آن است، بيشتر به عدم حمايت جدي مسئولان از اين حوزه بر ميگردد. حرفهاي مسئولان در حد شعار باقي مانده و همين كه كار به مرحله عمل ميرسد، دوستان از مواضعي كه قولش را داده بودند عقبنشيني ميكنند. بروكراسي اي وجود دارد كه اين بروكراسي، مشكلاتي را در روند توليد به وجود ميآورد كه اين مشكلات، كساني كه وارد فعاليت در اين حوزه (سينماي دفاع مقدس) ميشوند را دچار خستگي ميكند. مشكل ديگر به نبود امكانات و تجهيزات منحصر براي اين ژانر باز ميگردد كه بالطبع بايد امكانات و تجهيزات خوبي باشد اما متأسفانه اصلاً چنين چيزي نيست.
سينماي دفاع مقدس، هماكنون با مشكلات فراواني به لحاظ پشتيباني مواجه است. در بحث مالي هم به دليل بالا بودن هزينه توليد آثار دفاع مقدس نسبت به حوزههاي ديگر، سبب شده تا دوستان كمتر به اين حوزه توجه داشته باشند. ضمن اينكه يكنواخت شدن كارهاي دفاع مقدس نيز از ديگر دلايل كم فروغي سينماي جنگ در چند سال اخير بوده است. قصههاي سينماي دفاع، از نوآوري خوبي برخوردار نبوده، به همين جهت اگر ما بتوانيم قصههاي جذاب و جديدي را براي مخاطبمان تعريف كنيم و يك روابط انساني و درستي را در فيلمهايمان حاكم نماييم، ميتوانيم به خلق آثار ماندگاري در اين حوزه اميدوار باشيم. با توجه به جنگ هشت ساله، سوژههاي زيادي در اين عرصه وجود دارد كه سرمايهگذاري جدي بر روي فيلمنامههاي اين حوزه را ميطلبد. با توجه به جميع مواردي كه عنوان شد، اگر اقداماتي در جهت رفع اين مشكلات و تقويت موارد زيرساختي صورت پذيرد، هم فيلمسازان بيشتري با اشتياق به اين حوزه روي ميآورند و هم آثار شاخص بيشتري در سينماي دفاع مقدس ساخته خواهد شد.
بالطبع اين حرفهاي شما، بيشتر به بعد اجرايي ماجرا اشاره داشت كه مربوط به مسئولين بود اما سؤال من اين است كه چطور مسئولي كه پستي دارد و به ارزشهاي اين گونه از سينما واقف است، حرفي ميزند و يا به قول شما شعاري ميدهد كه نميتواند به آن عمل كند؟ مگر غير از اين است كه اختصاص رديف بودجه خوب فرهنگي، متضمن اين ژانر از سينماست؟پس اين بودجه اگر در اين ژانر خاص سرمايهگذاري نميشود، به كجا ميرود؟
من خودم مدتها در عرصه مديريتي (حوزه پشتيباني) با مشكلات فراواني دست و پنجه نرم كردهام و به عينه ديدهام كه فيلمساز براي گرفتن مثلاً يك اسلحه، با چه مشكلات ريز و درشتي مواجه است و بعد هم كه به اسلحه ميرسد، بايد با چه مصيبتهايي سر و كله بزند. ببينيد اكثر فيلمسازاني كه در دورهاي جزو پركارترينهاي اين حوزه بودهاند و الآن كمتر به سراغ سينماي جنگ ميآيند، به دليل روبهرو نشدن با همين مشكلات و اعمال برخي سياستهاي نابجا در اين حوزه است. برخي مسئولان بر اين باورند كه بودجه مورد نياز براي ساخت يك اثر دفاع مقدس با يك فيلم خانوادگي برابري ميكند، در صورتي كه ساخت فيلمهاي سينماي جنگ به دليل نوع نگاه كارگردان و همچنين نوع پرداخت آن و خلاقيت ظريفي كه به كار گرفته ميشود، بودجه بسيار بالاتري را ميطلبد تا بشود كاري مطلوب و ماندگار خلق كرد اما تا همين امروز، اين مشكلات وجود دارد و سازمانهايي كه متولي اين امر بودهاند، نتوانستهاند آنطور كه بايد و شايد از اين گونه سينمايي، حمايت جدياي به عمل آورند.
تأمين اعتبارات و يا ارائه تسهيلاتي نظير اسلحه يا ماشين كه جزو ضروريات سينماي جنگ است و اصلاً نميتواند مشمول نگاه سليقهاي مسئولان باشد!
براي تأمين امكانات، ابتدائاً نياز به يك بودجه است تا در اختيار مراكز پشتيباني گذاشته شود تا آنها نيز بتوانند نسبت به تأمين تجهيزات مورد نياز اقدام كنند و آن تجهيزات را در اختيار فيلمساز قرار دهند. وقتي بودجه، به مراكز پشتيباني نظير همين شهرك سينمايي تعلق نميگيرد، خوب آن مراكز چگونه ميتوانند نسبت به تأمين تجهيزات اقدام كنند؟مسئولين ما اگر سري به شهرك سينمايي بزنند متوجه نبود امكانات ميشوند و آن زمان است كه از ساخته شدن همين چند فيلم حوزه دفاع مقدس انگشت به دهان ميمانند.
پس با اين تفاسير بيدليل نيست كه فيلمسازان ما اقبال كمي نسبت به توليد آثار سينماي جنگ دارند؟
بله، مشكلات، خيلي زياد است. با اين شرايط، آثاري هم كه توليد ميشوند، يا ضعيف هستند و يا كمتر ديده ميشوند در حالي كه اين گونه از سينما، براي همه ما، جنبهاي ملي و ارزشي دارد. اگر ما نتوانيم پيام و اصالت شهيدان را به نسل امروز منتقل نمائيم، نسل فردا هم نميتواند اين پيام را منتقل نمايد.
آنطور كه شنيدهام، شما توانستيد هزينه توليد فيلم را با رقمي پائينتر از 700 ميليون تومان ببنديد، اين حرف من درست است؟
بله، بودجه توليد فيلم و هزينه تبديل آن، رقمي حدود 690 ميليون تومان شد.
پس اين رقم تقريباً با ساخت يك ملودرام شهري يا خانوادگي برابري ميكند؟در حالي كه شما اذعان كرده بوديد ساخت فيلمهاي حوزه دفاع مقدس به رقمهايي بالاتر از فيلمهاي ژانرهاي ديگر نياز دارد.
اين رقم هم از استثنائاتي است كه فيلم دربر داشته است. «روزهاي زندگي» با مشقات فراواني ساخته شد كه اگر روند عادي خود را در پيش ميگرفت، هرگز با اين رقم نميتوانستيم چنين فيلمي را بسازيم. همكاران من در اين فيلم، خيلي به من كمك كردند مثلاً به جاي 10 ساعت كار تا 14 ساعت فعاليت ميكردند چون آنها نيز ديني را به گردنشان احساس ميكردند وگرنه همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد، با اين رقم ميتوان يك ملودرام خانوادگي ساخت نه يك فيلم جنگي پر هزينه.
به كارنامه فعاليتهاي شما كه نگاه ميكنيم ميبينيم كه با افراد مختلفي از جناحهاي فكري متفاوت، همكاري داشتهايد؛كارگرداناني مانند رخشان بني اعتماد، واروژ كريم مسيحي، خسرو سينايي، كيومرث پوراحمد، پرويز شيخ طادي و... هيچگاه اين گمان به سراغتان نيامد كه در اثناي كار، به لحاظ فكري با اين كارگردانان به مشكل بر بخوريد؟
خير، اصلاً چنين نبوده چون مباحث فكري خودم را وارد مسائل ديگر نميكنم و فعاليتهايمان را از ابتداي كار در چارچوبي كه تعريف ميكنيم، انجام ميدهيم. باور كنيد با هر كدام از اين عزيزاني كه نام برديد و نام نبرديد، خاطرات بسيار خوبي دارم. مثلاً من از خدا ميخواهم روزي بتوانم همكاري مجددي با خانم بنياعتماد داشته باشم و اگر توان جسمي ايشان اجازه بدهد، اثر قابل قبولي در سينماي دفاع مقدس بسازم. ولي در كل اگر بخواهم بگويم، من بر اساس فيلمنامهاي كه ميخوانم، تصميم به كار ميگيرم. ماحصل كار برايم بسيار مهم است. سعي ميكنم در آثاري كه توليد ميكنم، مباحثي به لحاظ ارزشمندي و اصالت، نصيب مخاطب شود. تمام آثارم نيز در حوزه سينماي دفاع مقدس بوده به جز چند فيلم از جمله «ترديد» آقاي واروژ كريم مسيحي كه آن هم به دليل ارادت من به شخصيت ايشان است و اينكه وي در چندين سال قبل، فيلمي ساخته بود كه آن فيلم جزو ماندگارترين آثار سينماي ايران است و خواستم كمكي كرده باشم تا اين كارگردان پس از 17 سال، اثر ماندگار ديگري را خلق نمايد.
در مورد لوكيشن «روزهاي زندگي» هم توضيحي بدهيد. گويا براي اين فيلم از چندين لوكيشن متفاوت در نشان دادن لوكيشني واحد استفاده كرديد.
بله، با توجه به زمان توليد فيلم كه اواخر پائيز و اوايل زمستان بود و شرايط خاص اين فصل و تطبيق آن با ملزوماتي همچون پوشيدن لباس اتاق عمل توسط بازيگران، ما در سه بخش به طراحي لوكيشن پرداختيم. بخش اول كه مربوط به قسمتهاي داخلي بيمارستان ميشد را در مؤسسه خيريه عمل در زعفرانيه گرفتيم، بخش دوم كار كه قسمتهاي داخلي تونل بود را در سولهاي در خيابان قزوين كه در اختيار شهاب خودرو بود اجاره كرديم و طراح صحنه، آن تونل را در داخل سوله ساخت. قسمت جنگ و انفجارات جنگي را هم به كل در شهرك سينمايي گرفتيم. به دليل بدي آب و هوا نيز مجبور شديم مدتي كار را تعطيل كرده و پس از تعطيلات نوروزي و از هفدهم فروردين، كار را دوباره از سر گرفتيم.
پس روند توليد نسبتاً طولانياي را تجربه كرديد؟
بله، از زمان استارت تا كات آخر فيلم، چيزي حدود سه ماه طول كشيد.
آن هواپيماها و هليكوپترهاي جنگي كه به صورت واقعي گرفته نشدند؟
نه، آنها بعداً و به صورت كامپيوتري به فيلم اضافه شدند.
از اكران فيلم، زمان و فروش آن رضايت داريد؟
بله، خدا را شكر. پخش فيلم هم دست خودمان است بنابراين نسبت به توزيع، نظارت كامل دارم و الحمدلله راضي هستم كه البته ميدانم ميزان فروش در روزهاي آينده بهتر هم ميشود.
