تهران امروز: در ميان علاقهمندان پرشمار فوتبال افراد زيادي هستند كه فريفته جايگاه و شهرت فوتباليست شدن نشدهاند و مربيگري را بيشتر ميپسندند. بخصوص اينكه مربيگري در ليگ برتر هم چند سالي است به جرگه مشاغل پردرآمد اضافه شده و طبيعتا آنهايي كه به لحاظ سن و سال و شرايط بدني امكان دويدن دنبال توپ را ندارند، روي مربيگري زوم ميكنند.
مربيان مطرح در ابتدا از اين جماعت استقبال ميكنند و براي آنها كلاسهايي كه بعضا شهريههاي بالايي هم دارند را ترتيب ميدهند اما تجربه نشان داده در عمل هيچكدام از اين علاقهمندان راهي به نيمكتهاي معتبر پيدا نميكنند و در بهترين حالت فعاليتهايشان به تهيه مطالب آماري و آناليزي مجاني براي مربيان خلاصه ميشود. آنها چند سالي از اينكه با فلان مربي مشهور همكاري و حشر و نشر دارند لذت ميبرند اما پس از مدتي بالاخره زمان جدايي فرا ميرسد، آن هم درست در مقطعي كه هنرجو ميخواهد كمي خودش را بالاتر بكشد و مربي به او اجازه خودنمايي نميدهد. هنرجو ديگر تن به كار مجاني نميدهد و مربي هم حاضر نيست با اضافه كردن او به جمع مربيان مدعي جا را براي فعاليت امثال خودش تنگ كند.
در مواردي حتي بانوان علاقهمند هم در اين كلاسها شركت كرده و به عنوان آناليزور با مربياني مثل مجيد جلالي همكاري كردند. آنچه البته هرگز براي آنها درآمدي را به همراه نداشته و روشن است كه محصول نهايي آناليزي كه به دليل ممنوعيت حضور زنان در ورزشگاهها از پاي تلويزيون انجام شود، چه از كار درميآيد.
در ميان مربيان شناخته شده، مجيد جلالي بيش از ديگران به برگزاري كلاسهاي آموزش مربيگري علاقه نشان ميدهد. او معمولا زماني كه در هيچ تيمي مشغول به كار نيست وارد فعاليتهاي آموزشي ميشود و به محض آنكه پيشنهادي دريافت ميكند تمام آن كلاسهاي آموزشي نيمه كاره رها ميشوند. جلالي در چند نوبت كلاسهايي را تهران برگزار كرد و پس از آن سفرهاي استاني را براي برگزاري كلاسهاي مشابه در شهرستانها در برنامه كارياش قرار داد.
كلاسهاي آموزش مربيگري مجيد جلالي معمولا در يك بازه زماني دو روزه و از صبح تا بعدازظهر برگزار ميشدند. او آگهي برگزاري اين دورهها را روي وب سايت شخصياش قرار ميداد و اكثر علاقهمندان از شهرستانها و بخصوص استانهاي جنوبي كشور به شوق حضور در كلاسهاي اين مربي به تهران ميآمدند.
مفاهيم ابتدايي فوتبال عمده مطالبي هستند كه در اين كلاسها مطرح ميشوند. مثلا بخش قابل توجهي از كلاس مجيد جلالي به ويژگيهاي لازم براي بازيكناني كه در پستهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگرفتند اختصاص داشت. آنچه ميشد در قالب يك جزوه آموزشي تئوري در اختيار متقاضيان قرار بگيرد تا فضا براي پرداختن به مفاهيم عميقتر فراهم شود. جلالي آمار و اطلاعاتي هم درباره عملكرد تيمهايي كه خودش در آنها مشغول به كار بوده ارئه ميداد و جالب اينكه بخش قابل توجهي از اين اطلاعات به مسابقهاي كه استقلال اهواز با مربيگري او در ليگ هفتم حرفهاي موفق شد چهار گل به پرسپوليس بزند اختصاص داشت!
سطح كلاس در لحظاتي به قدري پايين ميآمد كه برخي از شركت كنندگان به اينكه چرا مدام گلهاي خورده پرسپوليس نمايش داده ميشود اعتراض ميكردند و جلالي هم براي آرام كردن آنها تلاش ميكرد. در مابقي زمان كلاس برخي از تمرينات تاكتيكي ساده با استفاده از نرمافزار «فلش»به نمايش درمي آمد و به هنرجويان توضح داده ميشد كه اين تمرين به چه منظور مورد استفاده قرار ميگيرد. جالب اينكه مجيد جلالي در پايان اين كلاس به تمام شركت كنندگان و بدون برگزاري هيچ آزموني مدرك آناليزوري اعطا ميكرد. او نفرات را به صورت تك، تك صدا ميزد، دست آنها را ميفشرد و مدركشان را تحويل ميداد. در نهايت قرار بر اين ميشد كه كلاس پيشرفتهتر در آيندهاي نزديك براي افرادي كه اين مدرك را اخذ كردهاند برگزار شود اما اين كلاس هرگز برگزار نشد و جلالي با سفر به شهرستانهاي مختلف مشابه همان كلاس را براي گروههاي ديگر برگزار ميكرد.
جلالي و كميته آموزش فدراسيون فوتبال در نهايت با يكديگر به مشكل برخوردند و فدراسيون به تمام هياتهاي فوتبال در استانهاي مختلف اعلام كرد اين مربي اجازه برگزاري هيچگونه كلاس مربيگري را ندارد. طرفين ماجرا مدتي براي يكديگر خط و نشان كشيدند و پس از آنكه جلالي در يكي از تيمهاي ليگ برتري مشغول به كار شد گرد و غبار اين دعوا هم فرو نشست. كميته آموزش معتقد بود برگزاري كلاسهاي مربيگري در انحصار اين كميته است و هيچ مربي ديگري حق ندارد از اين راه براي خودش كسب درآمد كند. در اين ميان اما سوال كليدي اين است كه خروجي برگزاري اين كلاسها چه توسط مربيان و چه از سوي كميته آموزش فدراسيون چه بوده است؟
مربيان مطرح در ابتدا از اين جماعت استقبال ميكنند و براي آنها كلاسهايي كه بعضا شهريههاي بالايي هم دارند را ترتيب ميدهند اما تجربه نشان داده در عمل هيچكدام از اين علاقهمندان راهي به نيمكتهاي معتبر پيدا نميكنند و در بهترين حالت فعاليتهايشان به تهيه مطالب آماري و آناليزي مجاني براي مربيان خلاصه ميشود. آنها چند سالي از اينكه با فلان مربي مشهور همكاري و حشر و نشر دارند لذت ميبرند اما پس از مدتي بالاخره زمان جدايي فرا ميرسد، آن هم درست در مقطعي كه هنرجو ميخواهد كمي خودش را بالاتر بكشد و مربي به او اجازه خودنمايي نميدهد. هنرجو ديگر تن به كار مجاني نميدهد و مربي هم حاضر نيست با اضافه كردن او به جمع مربيان مدعي جا را براي فعاليت امثال خودش تنگ كند.
در مواردي حتي بانوان علاقهمند هم در اين كلاسها شركت كرده و به عنوان آناليزور با مربياني مثل مجيد جلالي همكاري كردند. آنچه البته هرگز براي آنها درآمدي را به همراه نداشته و روشن است كه محصول نهايي آناليزي كه به دليل ممنوعيت حضور زنان در ورزشگاهها از پاي تلويزيون انجام شود، چه از كار درميآيد.
در ميان مربيان شناخته شده، مجيد جلالي بيش از ديگران به برگزاري كلاسهاي آموزش مربيگري علاقه نشان ميدهد. او معمولا زماني كه در هيچ تيمي مشغول به كار نيست وارد فعاليتهاي آموزشي ميشود و به محض آنكه پيشنهادي دريافت ميكند تمام آن كلاسهاي آموزشي نيمه كاره رها ميشوند. جلالي در چند نوبت كلاسهايي را تهران برگزار كرد و پس از آن سفرهاي استاني را براي برگزاري كلاسهاي مشابه در شهرستانها در برنامه كارياش قرار داد.
كلاسهاي آموزش مربيگري مجيد جلالي معمولا در يك بازه زماني دو روزه و از صبح تا بعدازظهر برگزار ميشدند. او آگهي برگزاري اين دورهها را روي وب سايت شخصياش قرار ميداد و اكثر علاقهمندان از شهرستانها و بخصوص استانهاي جنوبي كشور به شوق حضور در كلاسهاي اين مربي به تهران ميآمدند.
مفاهيم ابتدايي فوتبال عمده مطالبي هستند كه در اين كلاسها مطرح ميشوند. مثلا بخش قابل توجهي از كلاس مجيد جلالي به ويژگيهاي لازم براي بازيكناني كه در پستهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگرفتند اختصاص داشت. آنچه ميشد در قالب يك جزوه آموزشي تئوري در اختيار متقاضيان قرار بگيرد تا فضا براي پرداختن به مفاهيم عميقتر فراهم شود. جلالي آمار و اطلاعاتي هم درباره عملكرد تيمهايي كه خودش در آنها مشغول به كار بوده ارئه ميداد و جالب اينكه بخش قابل توجهي از اين اطلاعات به مسابقهاي كه استقلال اهواز با مربيگري او در ليگ هفتم حرفهاي موفق شد چهار گل به پرسپوليس بزند اختصاص داشت!
سطح كلاس در لحظاتي به قدري پايين ميآمد كه برخي از شركت كنندگان به اينكه چرا مدام گلهاي خورده پرسپوليس نمايش داده ميشود اعتراض ميكردند و جلالي هم براي آرام كردن آنها تلاش ميكرد. در مابقي زمان كلاس برخي از تمرينات تاكتيكي ساده با استفاده از نرمافزار «فلش»به نمايش درمي آمد و به هنرجويان توضح داده ميشد كه اين تمرين به چه منظور مورد استفاده قرار ميگيرد. جالب اينكه مجيد جلالي در پايان اين كلاس به تمام شركت كنندگان و بدون برگزاري هيچ آزموني مدرك آناليزوري اعطا ميكرد. او نفرات را به صورت تك، تك صدا ميزد، دست آنها را ميفشرد و مدركشان را تحويل ميداد. در نهايت قرار بر اين ميشد كه كلاس پيشرفتهتر در آيندهاي نزديك براي افرادي كه اين مدرك را اخذ كردهاند برگزار شود اما اين كلاس هرگز برگزار نشد و جلالي با سفر به شهرستانهاي مختلف مشابه همان كلاس را براي گروههاي ديگر برگزار ميكرد.
جلالي و كميته آموزش فدراسيون فوتبال در نهايت با يكديگر به مشكل برخوردند و فدراسيون به تمام هياتهاي فوتبال در استانهاي مختلف اعلام كرد اين مربي اجازه برگزاري هيچگونه كلاس مربيگري را ندارد. طرفين ماجرا مدتي براي يكديگر خط و نشان كشيدند و پس از آنكه جلالي در يكي از تيمهاي ليگ برتري مشغول به كار شد گرد و غبار اين دعوا هم فرو نشست. كميته آموزش معتقد بود برگزاري كلاسهاي مربيگري در انحصار اين كميته است و هيچ مربي ديگري حق ندارد از اين راه براي خودش كسب درآمد كند. در اين ميان اما سوال كليدي اين است كه خروجي برگزاري اين كلاسها چه توسط مربيان و چه از سوي كميته آموزش فدراسيون چه بوده است؟