"صراط" - محمد خاتمی که این روزها جلسات متعددی را برای تعیین سیاستهای همراهانش جهت انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برگزار می کند با ابراز پشیمانی تلویحی از حضور خود در انتخابات مجلس شورای اسلامی ابراز داشته که هیچگاه برای همراهی با نظام جمهوری اسلامی این کار را انجام نداده بلکه فقط رای دادنش فقط نوعی استراتژی شکست خورده بوده است .
به گزارش خبرنگار سیاسی صراط ، روز گذشته به مناسبت سالگرد دوم خرداد تعدادی از عناصر جریان اصلاحات با سید محمد خاتمی دیدار کردند که طی آن رئیس دولت اصلاحات ، از پیامدهای رای دادنش در انتخابات مجلس نهم ابراز ناخرسندی کرده و آن را نوعی اشتباه استراتژیک ارزیابی کرده است .
سایت ضد انقلاب خودنویش با تشریح این خبر در ادامه توضیحات خاتمی پیرامون تحرکات انتخاباتی جریان مذکور، علت رای دادن وی را از زبان خودش با این جملات توصیف می کند : " من به خاطر گشایش در امور اصلاح طلبان رای دادم اما متاسفانه آنقدر پرونده ما نزد نظام سیاه است که هیچ راه بخشش و لطفی را باقی نگذاشته و فضای سیاسی کشور برای جریان اصلاحات ، هر روز بدتر و تنگ تر از گذشته می شود ."
لیدرجریان اصلاحات در ادامه با اشاره به شرکت برخی دیگر از اصلاح طلبان در انتخابات اضافه کرده است " بسیاری در این انتخابات رای دادند، اما فقط رای من علم شد."
محمد خاتمی در پایان با اشاره به اینکه "من قبول دارم رای دادنم یک شوک در جامعه ایجاد کرده است " از این حرکت استراتژیک اما شکست خورده خود نزد اصلاح طلبان عذر خواهی کرد .
به گزارش خبرنگار سیاسی صراط ، روز گذشته به مناسبت سالگرد دوم خرداد تعدادی از عناصر جریان اصلاحات با سید محمد خاتمی دیدار کردند که طی آن رئیس دولت اصلاحات ، از پیامدهای رای دادنش در انتخابات مجلس نهم ابراز ناخرسندی کرده و آن را نوعی اشتباه استراتژیک ارزیابی کرده است .
سایت ضد انقلاب خودنویش با تشریح این خبر در ادامه توضیحات خاتمی پیرامون تحرکات انتخاباتی جریان مذکور، علت رای دادن وی را از زبان خودش با این جملات توصیف می کند : " من به خاطر گشایش در امور اصلاح طلبان رای دادم اما متاسفانه آنقدر پرونده ما نزد نظام سیاه است که هیچ راه بخشش و لطفی را باقی نگذاشته و فضای سیاسی کشور برای جریان اصلاحات ، هر روز بدتر و تنگ تر از گذشته می شود ."
لیدرجریان اصلاحات در ادامه با اشاره به شرکت برخی دیگر از اصلاح طلبان در انتخابات اضافه کرده است " بسیاری در این انتخابات رای دادند، اما فقط رای من علم شد."
محمد خاتمی در پایان با اشاره به اینکه "من قبول دارم رای دادنم یک شوک در جامعه ایجاد کرده است " از این حرکت استراتژیک اما شکست خورده خود نزد اصلاح طلبان عذر خواهی کرد .
خود کرده را تدبیر نیست، بعد از آنهمه وقاهت و روسپی گری در کشور امام زمان، حالا از اینکه سفره نعمت بیت المال از دستشان خارج شده افسوس می خورند. آنقدر در لجن فرو رفته اند که نمی دانند با این کارها دارند به خودشان گول می زنند. مقام و منصب دنیوی چشمشان را کور کرده و نمیدانند که عمر این دنیا کوتاه و آن دنیا ابدی است...
پناه می بریم از شر شیطان رجیم به خداوند رحیم
....
پروردگارا اماممان خامنه ای را از خون دل برای این حقیران خوردن، محفوظ و منصور بدار...
پروردگارا امام زمان ما را نصرت عطا فرما
صراط شما که ادعای مسلمونی و حق الناس و.... می شه حق نداری کامنتی که توهین به کسی که مثل شما فکر نمی کنه را منتشر کنی
خیانت ازاین بالاتر که با آمریکایی ها هم کاسه باشی با صهیونیستها ایاق باشی بعدهم این جور پر رو بازی در بیاری وتو دیگه کی هستی!!!!!!
کسی که ادب نداره هم نه حیا داره نه دین!!!
سیاه.روزی.هم.در.انتظارشه
هرکی.نفهمه.با.مردم.پابرهنه.نباید.از.موضع
بالا.صحبت.کنه.عاقبت.هاشمی.و.خاتمی.و.میرحسین.و............در.انتظارشه
اتفاقا یاران شتر جمل هم انقدر در مورد دختر ابی بکر متعصب بودن
برام سوال بود چگونه در زمان حضرت امیر (ع)بعضی ها دور شتر جمل جمع میشدند و پشکل شتر رو می بوییدند و میگفتند بوی بهشت میده
الان برام حل شد؟
ممنونم و سلام
شاید اگه من هم جوابی نداشتم و کم می اوردم همچین کامنتی میزاشتم
بد نیست ولی روش کار کن که دفعه بعد کم اوردی انقده تابلو نباشه
بلاخره
بعضیها یاد بگیرن.
ازموده.را.ازمودن.خطاست
حتما اشتباه نبوده که عذر خواهی نکرده.
اسم خيانت جديدا عوض شده شده اتهام يا اشتباه .
من و شما با هم اختلاف عقیده و نظر داریم.
همین
ناراحت نشو
اگه توی مذاکرات هسته ای سیاستمدارای ما منطقی رفتار کنن خائنند
باشه حالا به فرض مثال كه يعني هموني كه شما گفتي.
حالا براي من بگو چه امتيازي گرفتن و چه امتيازي دادن .
دادن حق يك ملت در مقابل آوردن آزادي فرنگي يا غربي.
خونويس مي خواد هولش بده طرف افراطي ها.
شما چقدر ساده ايد كه اين رو تيتر مي كنيد؟
ادعاتون ميشه
سيسي هستيد.
يك كم هم فكر كنيد
منبعتون هرجا به نفعتون باشه میشه ضد انقلاب .
خدار ا شکر دولت ولایی و مهرورز نهم و دهم را هم دیدیم .
خوب بايدم راي تو علم ميشد .تو با جرج سروس ديدار داشتي .
شما برو انقلاب های اوکراین و بقیه کشور ها رو مطالعه کن بعد نظر بده
به گفته خودت انقلاب مخملی توی کشور های دیکتاتوری رخ داده و جواب داده توی ایران جواب نداد چرا؟ چون دیکتاتوری نیست
پس مرگ بر دیکتاتور چی بود؟
میر یز.. توی مناظره 13 خرداد گفت هر کی قانون رو قبول نکنه دیکتاتوره
کی بعد انتخابات قانون رو قبول نمیکرد و فرمان به راهپیمایی غیر قانونی میداد
بنا به صحبت میر یز... خودش دیکتاتوره
پس مرگ بر دیکتاتور
ميدوني فرقمون اينه كه حقيقتي كه من ميگم براي تو درد آور است.
قانون میگه راهپیمایی بدون حمل اسلحه احتیاجی به مجوز نداره پس راهپیمایی غیر قانونی نبوده . اگر هم در ماههای بعد به خشونت کشیده شد راهپیمایی به این دلیل بود که حکومت به جای نطارت و مدیریت این اعتراضات با آن مقابله کرد وگرنه میتونستن امنیت معترضین خودشون توسط همون یگان ویژه تامین کنن تا ضد انقلاب سوء استفاده نکنه . ولی آقایون بیشتر از شعار میترسیدن !
حکومتی هم که جرات نکنه حتی به کارگرانش در روز کارگر برای کطالبات اقتصادی مجوز راهپیمایی بده اگر دیکتاتور نباشه شبه دیکتاتوره !
میدونی چرا 22 خرداد 89 که اولین سالگرد به قول شما کودتای سیاه بود راهپیمایی انجام نشد؟
اون دو نفر به وزارت کشور درخواست دادند و وزارت کشور اجازه نداد
بعد هم این رو توی بیانیه خودشون اوردن و اون روز راهپییمایی نشد
اگه طبق قانون اساسی راهپیمایی با شرایطی که میگی ازاده پس درخواست از وزارت کشور چه معنا داره؟
اگه باید مجوز میگرفتند چرا روزهای اول نگرفتند؟
شما مدعی هستی که بعضی ها مانند منافقین از حرکت بدون خشونت مردم استفاده سو کردن
چه ضمانتی بود اگه مجوز میدادند استفاده سو نمیشد؟
راهپیمایی های اروپارو ببین . پلیس یه خیابون براشون اختصاص میده خودش هم امنیت اونهارو تامین میکنه . مشکل حکوما شعارها بود نه تو خیابون اومدن .
نگفتی چرا به کارگرها مجوز راهپیمایی ندادن !؟ نمیخواد بگی خودم میگم چون در اونصورت فرق ایران با اروپایی که اقتصادش داغونه برای مردم عادی عیان میشد !
وقتي نمي شناسي براي چي ديگران را متهم به جوسازي ميكني .اول برو تحقيق و برسي كن و بعد بيا نطق كن.
بدون تردید خاتمی روشنفکرترین روحانی عصر حاضره که به رسم جبر تاریخ بسیار مظلوم واقع شده.زمانی که ایشان وزیر فرهنگ بودند چنین روزی را پیش بینی میکرد که با جهانی شدن ارتباطات فرهنگ غرب تمام زندگی ما را فرا خواهد گرفت و به جای سد ساختن اطراف خودمان می بایست فرهنگ ملی و دینی خود را غنی سازیم و به استقبال فرهنگ غربی برویم و آن را در فرهنگ با اصالت خود هضم کنیم. اینگونه هویت ما حفظ خواهد شد.چیزی که خشک سران تنگ نظر هنوز هم نفهمیده اند.
اگر جریان دوم خردادنبود یکی از بدترین گزینه های روی میز آمریکاهی ها یقینا اجرا می شد و آیران هم در ردیف افغانستان و عراق قرار می گرفت ؛
عملکرد حضرات اصلاحاتی خیلی جلوتر از خواسته های راسین مثلث شوم بود . ( آمریکا ؛ انگلیس ؛ اسراییل ) جنایت کاران مدعی نجات بشر خوشحال بودن که جمهوری اسلامی به دست اصلاحات از بین میرود اما نمی دانستنند ؛ چراغی را که خداوند روشن کند ؛ ریش فوت کنندگان را می سوزاند .
نمی دانستنند که عملکرد اصلاحات موجب کنار رفتن پرده نفاق پنهانی خیلی از افراد و قوی شدن انقلاب اسلامی می شود ؛
بهر حال با توجه باینکه اصلاحات ناخواسته به انقلاب اسلامی کمک کردن در صورت امکان یاری شونند تا بیش از این در لجنزار شیاطین فرو نروند
اما با برخی ها(تو بخون با کلهم اصلاح طلبها و خصوصا لیدر محبوبشان)عهد دشمنی و دروغ پراکنی و عداوت بسته ایم...
صراط خجالت بکش…
جریان آقای خاتمی مانند داستان آن داروخانه چی است ... یه بابایی می ره داروخونه می گه آقا میخ دارید.داروخونه چیه می گه نه اینجا داروخونه است.یارو هم چند فحش آبدار می ده و شیشه می شکنه و می ره.فردا دوباره می یاد می گه آقا میخ دارید مرد فروشنده باز می گه نه و فحش و شیشه تکرار می شه.خلاصه بعد از 2-3 بار که این اتفاق می افته .طرف که می یاد تا می خواد بپرسه که آقا میخ دارید فروشنده می گه آقا تو فحشتو بده و شیشه تو بشکون برو دیگه چه کار داری میخ داریم یا نداریم.
این سید عزیز که هنوز که هنوزه خار چشمتونه اگه رای نمی داد یه حدیثی داشت .حالا هم که رای داد و پس از آنکه انواع و اقسام امتیازات لازمو که برداشت کردید باز دست از سرش بر نمی دارید.
اینو یادم رفت اضافه کنم داروخونه چیه روز بعد میخ می یاره اما طرف دوباره دعوا و شیشه و...
چون دیگه داستان تو واسه ما واقعیت شده و قصه نیست!ما هفت ساله با این قضیه دست به گریبانیم!!!
چرا ایران و آمریکا روابط دوستانه ندارند؟
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، با حملۀ دانشجویان ایرانی به سفارت آمریکا در تهران و آغاز بحران گروگانگیری، روابط ایران و آمریکا رسماً قطع شد و دو کشور تا کنون هرگز مجددا روابط رسمی دیپلماتیک نداشته اند. ایالات متحدۀ آمریکا با محور شرارت خواندن ایران و اعمال انواع و اقسام تحریم های اقتصادی و تهدیدهای نظامی به مخاصمه با ایران پرداخته و در مقابل جمهوری اسلامی ایران نیز با شیطان بزرگ خواندن آمریکا بر علیه منافع آمریکا در منطقۀ خاور میانه و جهان حرکت می کند. بسیاری افراد، اصل این تخاصم را زیر سوال برده و می پرسند چرا ایران با آمریکا رابطۀ دوستانه برقرار نمی کند تا این تحریم ها پایان یافته و مزایای دوستی با کشور قدرتمند و بزرگ آمریکا به سوی ایران سرازیر شود؟
تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی در ایران شامل دو مرحله کلّی است. اول دوران رهبری امام خمینی و دوم دوران پس از رحلت امام. دورۀ اول با توجه به حضور شخص امام در حقیقت دورانی بود که تمام جهت گیری های سیاسی بر اساس ارزش های انقلابی شکل می گرفت. ما در اینجا به دورۀ اول نمی پردازیم و روی دورۀ دوم تمرکز می کنیم. زیرا در دورۀ دوم تلاشهای قابل توجهی برای عادی سازی روابط صورت گرفت که همگی بی نتیجه ماند.
1. دوران ریاست جمهوری آیت الله رفسنجانی
پس از رحلت امام، آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی بر مسند ریاست جمهوری ایران تکیه زد. شرایط سیاسی کشور به گونه ای بود که آیت الله رفسنجانی، به خصوص در دور اول ریاست جمهوری خود، بیشترین قدرت سیاسی را در اختیار داشت. دولت رفسنجانی به لحاظ سیاسی کاملا اقتدار گرا و به لحاظ اقتصادی لیبرال بود. وی سیاست معروف به "سازندگی" را در پیش گرفت که در حقیقت عبارت بود از خصوصی سازی، تمرکز روی اقتصاد بازار آزاد و از میان برداشتن سیاستهای سوسیالیستی که مورد نظر جناح مقابل در جمهوری اسلامی بود. رفسنجانی به دلیل همین سیاستها محبوبیت زیادی در بین طبقات مرفه و متوسط ایرانی به دست آورد ولی برنامه های "سازندگی" در دولت وی توجهی به مناطق محروم و مناطق جنگ زده که بیش از همه نیازمند سازندگی بودند نداشت. در نتیجه دولت رفسنجانی مورد تأیید و محبوب اکثریت جمعیت در طبقات کم در آمد و جنگ دیده ها نبود.
رفسنجانی از برنامه ملک عبدالله (که آن زمان ولیعهد عربستان بود) برای مذاکرات صلح با اسرائیل حمایت کرد و اعلام کرد که جمهوری اسلامی هر توافق که فلسطینیان با اسرائیل بکنند را خواهد پذیرفت. وی همچنین آشکارا اعلام کرد که منافع بین المللی ایران باید اولویت بالاتری نسبت به منافع متحدین ایران (سوریه و لبنان) داشته باشد. همچنین در مورد مساله سلمان رشدی، رفسنجانی رسماً اعلام نمود که فتوای امام در خصوص مهدورالدم بودن سلمان رشدی تنها نظر یک مرجع تقلید دینی است و به هیچ وجه موضع جمهوری اسلامی ایران نیست. این در حقیقت پیامی بود که به جهان نشان می داد آیت الله هاشمی رفسنجانی در سمت ریاست جمهوری در ایران همه کاره است و فتوای امام هیچ نفوذی در سیاستهای جمهوری اسلامی ندارد.
همه اینها نشان دهنده شرایط مساعدی بود که از سوی ایران برای برقراری روابط دوستانه با آمریکا بوجود آمده بود. علاوه بر اینها رفسنجانی در لابی های بین المللی تلاشهائی برای عادی سازی روابط با آمریکا به عمل آورد. به علاوه شواهد نشان می دهد که وی نقش برجسته ای در مذاکرات پشت پرده ایران با آمریکا از طریق مک فارلین داشت که بعدا با عنوان رسوایی ایران کنترا شناخته شد.
از سوی دیگر جناح اصول گرای جمهوری اسلامی عملا در مقابل تصمیمات و سیاستهای آیت الله رفسنجانی سکوت کرده بودند. این به دو علت بود. اولاً قدرت سیاسی رفسنجانی به حدی بود که اجازه هیچ صدای مخالفی را نمی داد. ثانیاً بعد از رحلت امام باقی ماندۀ نیروهای انقلابی بطور کلی افراد جوانی بودند که تجربه و بینش عمیق امام را نداشتند. از اینرو سکوت این افراد از این جهت قابل توجیه است که جمهوری اسلامی به طور کلی در حال تجربه و آزمایش سیاست نرمش در مقابل غرب بود.
2. دوران ریاست جمهوری حجت الاسلام والمسلمین خاتمی
اگر دولت هاشمی رفسنجانی به لحاظ سیاسی اقتدار گرا بود و به لحاظ اقتصادی لیبرال، دولت خاتمی هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ اقتصادی لیبرال بود. سیاستهای اقتصادی خاتمی ادامۀ همان سیاستهای اقتصادی هاشمی رفسنجانی بود. تفاوت عمده دوران خاتمی با رفسنجانی تحولات سیاسی و لیبرالیزه شدن ماهیت جمهوری اسلامی بود. این تحول با نرمش و خوشروئی نسبت به غرب، بخصوص ایالات متحدۀ آمریکا، پر رنگ تر شد.
خاتمی حتی با تلویزیون سی ان ان آمریکا مصاحبه کرد و برای ملت آمریکا پیام صلح و دوستی فرستاده و از واقعۀ گروگانگیری سفارت آمریکا در ایران ابراز تاسف نمود. وی با مطرح کردن ایده "گفتگوی تمدنها" دکترین اصلی دولت خود را بر اساس تنش زدایی و عادی سازی روابط در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با غرب بنا نهاد.
در عرصه داخلی، خاتمی با تاکید روی آزادی های مدنی، مدل و برداشتی کاملا لیبرال از "مردم سالاری دینی" ارایه نمود. طرفداران برقراری رابطه دوستانه با آمریکا هرگز در تاریخ جمهوری اسلامی به اندازه دوران ریاست جمهوری خاتمی آزادی بیان نداشتند. روزنامه ها و کتاب های بسیاری به معرفی تفکرات غربی و تئوریزه کردن مبحث "آشتی با غرب" پرداختند.
در حمله نظامی آمریکا به افغانستان، حکومت طالبان دشمن مشترک ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بود. در همین راستا نیروهای آمریکائی و پنتاگون از رهنمودهای استراتژیک فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای غلبه بر طالبان بهره مند شدند.
در مقابل دولت ایالات متحده در پی یک انفجار مشکوک تروریستی در عربستان سعودی، ایران را متهم نمود و خواستار بازرسی و پی گیری این حادثه در داخل خاک ایران شد. آمریکائی ها خوب می دانستند که جمهوری اسلامی ایران هرگز تن به قبول ورود نیروها، کارآگاهان و طبیعتا جاسوسان آمریکایی به خاک ایران را نخواهد داد. این درخواست آمریکائی ها در حقیقت وسیله ای بود برای انداختن توپ به زمین ایران تا در نهایت دستاویزی برای وضع تحریم های جدید علیه ایران در دوران ریاست جمهوری کلینتون در آمریکا و خاتمی در ایران باشد. همچنین فشارهای جدیدی بر سر پرونده هسته ای ایران در اواخر دوران ریاست جمهوری خاتمی مطرح گردید که زمینه ساز تحریم های بعدی بود.
با وجود تلاشهای بی دریغ خاتمی برای برقراری روابط با آمریکا، طرف آمریکایی هیچ قدمی در این راستا بر نداشت و روابط همچنان تیره تر و خصمانه تر از قبل شد. خود خاتمی بعدها گفت که شرایط بسیار مساعدی در ایران فراهم شده بود تا تنش ها واختلافات از میان برداشته شود ولی طرف آمریکائی با در نظر نگرفتن واقعیت های سیاسی موجود از این شرایط استقبال نکرد و این فرصت از بین رفت.
حال این سوال مطرح می شود که با وجود تلاشهای جمهوری اسلامی ایران طی 16 سال ریاست جمهوری آیت الله رفسنجانی و حجت الاسلام والمسلمین خاتمی، چرا آمریکائی ها تمایلی به این روابط از خود نشان ندادند؟ برای پاسخ به این سوال باید بدانیم سیاستهای ایالات متحده آمریکا بر چه اساسی شکل می گیرند.
3. ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا
شالودۀ اصلی ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا بر اساس نئو لیبرالیسم و نئو پلورالیسم استوار است. بر خلاف ساختار سیاسی کشورهائی مانند شوروی سابق، جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران که یک هستۀ مرکزی در حکومت سیاستهای کلی را بر اساس یک سری اصول و اهداف شکل می دهد، در ایالات متحده هیچ هستۀ مرکزی، اصول یا اهدافی وجود ندارد. به همین دلیل قدرت ها، صاحبان نفوذ و لابی ها از بیرون بر حکومت اعمال فشار می کنند و برایند این فشارها تعیین کننده سیاستها و جهت گیری های حکومت است.
طبیعتاً در نظام سرمایه داری که ماهیت اصلی ایالات متحدۀ آمریکا است، صاحبان قدرت در حقیقت همان افراد ثروتمند و سرمایه داران بزرگ هستند. در صورت ائتلاف چند سرمایه دار بزرگ و بر اساس بده بستانهای صاحبان سرمایه، لابی ها شکل می گیرند و این لابی ها مراکز اصلی قدرت در آمریکا و بطور کلی جهان سرمایه داری هستند.
ساختار سیاسی ایالات متحده و قدرت مطلق لابی ها در این کشور چیزی نیست که از دید مردم آمریکا مخفی باشد و این لابی ها بطور علنی فعالیت می کنند. لیکن بسیاری از مردم عادی در ایران بخصوص طرفداران روابط دوستانه با آمریکا از وجود چنین لابی هایی بی اطلاع هستند.
علت اصلی تداوم تخاصم در روابط ایران با آمریکا را باید در منافع همین لابی ها جستجو کنیم. روابط دوستانه ایران با آمریکا به سود چه کسانی و به ضرر چه کسانی تمام خواهد شد؟ روابط خصمانه چطور؟
4. جریانهایی که مانع روابط دوستانه هستند
سه لابی بزرگ در آمریکا مانع بهبود روابط این کشور با ایران می شوند. به شمار می روند.
4.1. لابی یهودی و صهیونیست: لابی صهیونیست از عادی شدن روابط آمریکا با ایران به شدت متضرر خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک کشور اسلامی ذاتا با حکومت صهیونیستی اسرائیل در تضاد است. ولی صرف نظر از این تضاد، اسرائیل بعنوان تنها پایگاه مطمئن آمریکا در منطقه خاور میانه امتیازات بسیاری از آمریکا می گیرد که در صورت دوستانه شدن روابط ایران با آمریکا این امتیازات را از دست خواهد داد. دوستی ایران و آمریکا موقعیت استراتژیک اسرائیل را به شدت تضعیف خواهد کرد. از اینرو لابی یهودی- صهیونیستی تمام توان خود را در فشار به آمریکا برای تیره نگه داشتن روابط با ایران به کار می برد.
4.2. لابی عربی: کشورهای عربی بخصوص عربستان سعودی منافع بسیار زیادی به آمریکا می رسانند و در نتیجه نفوذ قابل توجهی در سیاستهای آمریکا هم دارند. از طرف دیگر ساختار سیاسی این کشور های عربی، حکومت های سلطنتی و شیخ نشین های بسیار عقب افتاده است و این کشورها در میزان آزادی های مدنی و مشارکت اجتماعی در ساختار قدرت رتبۀ آخر را در دنیا دارند. وجود یک حکومت مدرن و انقلابی در همسایگی این کشورهای دارای حکومت های پوسیده و عقب افتاده بالقوه یک تهدید بالقوه برای این حکومت های پوسیده و عقب مانده محسوب می شود. لذا این حکومتها هم بطور ذاتی دشمن نظام جمهوری اسلامی هستند. تنها راه آشتی و دوستی با این کشورها، لغو نظام حکومتی جمهوری در ایران و بازگشت به نظام ارتجاعی سلطنتی است. فشاری که لابی های عربی برای ادامۀ مخاصمه با ایران به آمریکا وارد می کنند اگر از لابی های صهیونیستی بیشتر نباشد، کمتر هم نیست. می دانیم که بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حرکت هائی علیه حکومت سعودی در عربستان اتفاق افتاد که به شدت باعث وحشت خاندان سعودی شد. پادشاه سعودی که قبل از انقلاب ایران در کمال آرامش مشغول زندگی اشرافی بود، بعد از انقلاب حتی مجبور شد عنوان خود را از "ملک" به "خادم حرمین شریفین" تغییر دهد. همچنین آزادی هائی بسیار جزئی برای آرام نگه داشتن مردم داده شد که خاندان سعودی همه را از چشم ایران می بیند.
4.3. دسته سوم در نیروهای ضد آشتی ایران و آمریکا در کمال تعجب متحدین ایران هستند. متحدین جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاور میانه، یعنی سوریه و لبنان، به هیچ عنوان دوستی ایران و آمریکا را به نفع خود نمی بینند. زیرا در اینصورت این کشورها خاصیت استراتژیک خود را برای ایران تا حدود زیادی از دست می دهند و در نتیجه یک متحد قدرتمند را در منطقه (یعنی جمهوری اسلامی ایران) از دست می دهند. به عنوان مثال، در قضیه مذاکرات مخفیانه ایران و آمریکا از طریق مک فارلین آمریکائی ، خبر رسوایی این مذاکرات برای اولین بار از طریق روزنامه "الشراع" در لبنان منتشر شد. توجه به این مسأله از یک دید دیگر هم حائز اهمیت است. در صورت برقراری روابط دوستانه بین ایران و آمریکا، روابط ایران و متحدین فعلی تیره خواهد شد و همین مسأله باعث کاهش قدرت چانه زنی جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا و تضعیف موقعیت ایران خواهد شد.
بر اساس آنچه که تا اینجا شرح داده شد، تنها دو روش برای برقراری سریع روابط دوستانه بین ایران و آمریکا وجود دارد:
• روش اول راضی کردن جریانهایی است که برای جلوگیری از این رابطه فشار می آورند. همانطور که دیدیم چنین چیزی بدلیل تضادهای ماهوی کاملا غیر ممکن است.
• روش دوم اینکه ایران به همان شیوه لابی های صهیونیستی و عربی وارد عمل شود. به عبارت دیگر ایران و عربستان و سایر شیخ نشینهای عربی وارد مسابقه امتیاز دادن به آمریکا شود. هر کس امتیاز بیشتری به آمریکا بدهد برنده خواهد بود. این همان وضعیتی است که سیاست خارجی ایران قبل ار انقلاب اسلامی داشت و طبیعتا بازنده بزرگ در چنین سیاستی ملت ایران خواهند بود. البته این سیاست همان چیزی است که طرفدان برقراری روابط با آمریکا به هر قیمت ممکن، دانسته یا نادانسته خواستار آن هستند.
5. جمع بندی
منطقی ترین راه و شیوۀ سیاست ایران در قبال آمریکا که بیشتر از همه در راستای منافع ملی باشد، همین سیاستی است که جمهوری اسلامی در حال حاضر در پیش گرفته، یعنی نمایش قدرت، پافشاری روی مواضع و حقوق مشروع، ندادن امتیاز و مقابله به مثل. این همان سیاستی است که نهایتا منتهی به حذف شعار مرگ بر شوروی و عادی شدن روابط ایران و شوروی سوسیالیستی شد. همچنین روابط آمریکا و جمهوری خلق چین بعد از انقلاب چین بسیار پر تنش تر از روابط حال حاضر آمریکا با ایران بود. چین حق عضویت در سازمان ملل را نداشت و آمریکا و چین هیچ روابط دیپلماتیکی نداشتند. در مقابل حکومت تایوان بعنوان حکومت قانونی چین به رسمیت شناخته می شد و صاحب حق وتو هم بود. سختی و اقتدار جمهوری خلق چین تحت رهبری مائو نهایتا آمریکا را وادار به نرمش کرد به طوری که علاوه بر برقراری روابط دوستانه دیپلماتیک بین آمریکا و چین، جمهوری خلق چین به عضویت سازمان ملل در آمد و حق وتوی تایوان به چین داده شد.
زمانی که دشمنی آمریکا با ایران برای آمریکا آنقدر پر هزینه تمام شود که هزینه آن بر منافع ناشی از امتیازات لابی های مشوق این دشمنی بچربد، یقینا مواضع آمریکا در قبال ایران تغییر خواهد کرد.
با آمدن .............. اصولگرای ولائی مهرورز مورد تائید و ............... و .... و با آوردن اختلاس سه هزار میلیاردی و گرانی و تورم و دروغ و دغل و بسته شدن در کارخانجات و از بین رفتن تولید و کشاورزی و ....
حالا فهمیدیم که تو چقدر خوب بودی سید خدا نگهدارت باشد.
در واقع نظر و مطالب گفته شده -- بيشتر از كامنت هاي معمول است كه توسط كاربران محترم نوشته ميشود -- در واقع اين يك بررسي و تحليل نسبتأ حرفه اي است - كه كه شيوع و توسعه آن توسط ديگر كاربران ارجمند -- باعث خوشحالي و مفيد فايده خواهد بود .
منتهي در بخش ريشه يابي تقابل و تضاد امريكا با جمهوري اسلامي -- مقداري نقص و كمبود احساس ميشود -- همچنين تناقض و اشكالاتي در بخش - 4،3 تحليل شما وجود دارد - كه اميد وارم بتوانم - به اين موارد اشاراتي داشته باشم .. اشاء الله ميسر شود . در هر حال برايت آرزوي توفيق و سلامت دارم .
آیا سخنان زاهدانه ما مردم ارزش شنیدن دارد؟
لطفا تاریخ را تحریف نکنید.
یکبار هم که شده پرونده هسته ای ایران را ورق بزنید. جناب "حسن روحانی" قبول دارند که لیست دانشمندان و متخصصین هسته ای ایران را به غربیها دادند آنهم برای اعتماد سازی!!!
دقت کردین مخالفان اقای خاتمی بجز فحش و ناسزا و توهین و افترا و تهمت و هرچی خصلت بد دیگس نمیتونن ی دلیل منطقی بیارن؟
صراط جونشونم بدون سانسور همرو میذاره
مثلا یکیشون میگه خاتمی بده چون با جرج سروس ملاقات کرده!!!!!!!خب که چی؟
یادشون رفته اون مداحه دوست صمیمی رئیس جمهور که پشتش وایمیساد و به نفعش شعار میداد و بعضی از همین دوستان تکرارش میکردن بعد چند وقت با چه لحنی در موردش صحبت میکرد
بازوم دم همفکرای خاتمی گرم که با این همه محدودیت رو عقیدشون با دلیل و بدون حرف زشت موندن
بهتره بجای این اخلاقای بد سیاسی یکم ادب داشته باشین تا حداقل همفکراتون طردتون نکنن
یه نگاه به دورو بریاتون بندازین ببینین چند چندین
همه تیپ و جماعتی رو دور خودت جمع کردی
من نمیدونم این جماعت خاتمی چی تو این سایت چیکار میکنن !!
آخه برادرای من چرا مگه خدای نکرده بیمارید که خودتون رو اذیت میکنید این همه سایت آب دوغ خیاری سبز و سبزی برید اونجاها رو ببینید و حالشو ببرین
خدای نکرده از مطالب صراط دچار ..... میشین
خلاصه از ما گفتن
سید اولاد پیغمبره و قطعا دلش با اسلامه ، همه اشتباه و نقص دارن اونم مثل همه
همه تیپ و جماعتی رو دور خودت جمع کردی
من نمیدونم این جماعت خاتمی چی تو این سایت چیکار میکنن !!
آخه برادرای من چرا مگه خدای نکرده بیمارید که خودتون رو اذیت میکنید این همه سایت آب دوغ خیاری سبز و سبزی برید اونجاها رو ببینید و حالشو ببرین
خدای نکرده از مطالب صراط دچار ..... میشین
خلاصه از ما گفتن
صراط جونتون یه شعر در مورد رئیس جمهور گذاشت دیگه نفهمیدین دارین چیکار میکنین هر چی فحش بود نثارش کردین
البته از حزب باد بیشتر از این انتظار نمیره
متاسفانه ، خاتمی برای اصلاحات اقتصادی و فرهنگی ، گام مثبتی بر نداشت.
الحق که یه دونه ای!
با معذرت خواهیت بزرگیتو نشیون دادی و نشون دادی که مخالف های تو چه اسکولای ریزی هستن.
اسکولای که پای حرف که میشه همه واسه خودشون انیشتینن فرق بین .... و ..... رو نمیدونن.
نفرین بر شما خائن ها نفرین!