6 استدلال براي دفاع از كارگردان «يوسف پيامبر»
کد خبر : ۶۳۹۸
پيام فضلينژاد، پژوهشگر موسسه كيهان 6 استدلال را براي دفاع از فرجالله سلحشور مطرح ساخت.
فضلينژاد كه خود دانشآموخته رشته حقوق قضايي است گفت: 6 استدلال براي دفاع از كارگردان سريال «يوسف پيامبر» وجود دارد. اول اينكه، چرا راي غيرقطعي دادگاه ويژه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت در رسانهها منتشر شد؟ انتشار آراء قضايي تنها منوط به قطعي شدن حكم است، در حالي كه هنوز هيچ حكمي براي پرونده اتهامي سلحشور صادر نشده است.
فضلينژاد در پاسخ به اين پرسش كه «دادنامه سلحشور را محكوم به سرقت هنري كرده و گفته ميشود اين حكم قطعي است» اذعان كرد: چنين خبري فقط يك شايعهسازي و جنجال رسانهاي است. بگذاريد ماجرا را دقيقاً شرح دهم تا سوءتفاهمهاي موجود در خصوص محكوميت كارگردان سريال «يوسف پيامبر» براي افكار عمومي روشن شود، چون حجم اكاذيبي كه عليه سلحشور منتشر شده، آنقدر زياد است كه ممكن است قضاوتهاي نامطلوبي پديدآورد. در سال 1387 شاكي با اين ادعا كه بخشهايي از فيلمنامه يوسف پيامبر متعلق به كتاب اوست، از سلحشور در دادسراي كاركنان دولت شكايت ميكند. پس از رسيدگي به اين شكايت، بازپرس محترم قرار منع تعقيب آقاي سلحشور را صادر ميكند.
وي افزود: سپس شاكي به قرار صادره بازپرس اعتراض ميكند. طبق آئين دادرسي ما، مرجعي كه بايد درباره اعتراض به قرار بازپرس اظهارنظر كند و آن را رد يا تائيد نمايد، دادگاه است. بنابراين پرونده صرفاَ جهت اظهارنظر درباره قرار، نه جهت رسيدگي ماهوي، به دادگاه ارجاع داده ميشود. در اين مرحله، قاضي دادگاه 2 كار انجام ميدهد: يا قرار را تائيد ميكند يا رد. با اين حال روند ديگري رقم ميخورد كه به نظر من قاضي از چارچوب صلاحيت دادگاه خارج شده است. هرچند قاضي محترم بر اين عقيده هستند كه قانون به ايشان صلاحيت تعيين كارشناس و به نوعي ورود به ماهيت پرونده را ميداده است.
* كارشناس پرونده، از بيطرفي خارج شده و عدالت را رعايت نكرده است
پژوهشگر موسسه كيهان با بيان «دومين استدلال» خود گفت: دادگاه محترم هيات كارشناسي تعيين ميكند. وكلاي آقاي سلحشور اين را ورود به ماهيت ميدانند، يعني خروج از صلاحيت دادگاه. بنابراين دومين استدلال من اين است كه دادگاه محترم فقط بايد درباره قرار منع تعقيب اظهار نظر ميكرد و نبايد وارد ماهيت پرونده ميشد. فرض بر اينكه اساساً قاضي محترم از چارچوب صلاحيتشان هم خارج نشدهاند. اما چرا يكي از كارشناسان پرونده، حتي قبل از صدور راي در همين دادگاه، به نشر اكاذيب عليه متهم ميپردازد و قبل از اظهارنظر قاضي درباره قرار، خبر از محكوميت قطعي سلحشور به «سرقت ادبي» ميدهد.
وي با شرح «استدلال سوم و چهارم» خود ادامه داد: اين كارشناس حتي ميگويد سلحشور محلي از اعراب در سينماي ايران ندارد! حجم انتساب اتهاماتي كه كارشناس به متهم نسبت داده، وسيع است. لذا سومين استدلال من اين است كه كارشناس پرونده، از بيطرفي خارج شده است و عدالت را رعايت نكرده است، بلكه نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي صورت گرفته است. چهارمين استدلال اين است كه كارشناس پرونده، برخلاف شانيت و صلاحيت خود وارد پروسه قضايي گشته و در مصاحبههايش هم به جاي قاضي نشسته و هم به جاي وكيل مدافع شاكي.
فضلينژاد درباره «پنجمين استدلال» براي دفاع از كارگردان سريال «يوسف پيامبر» گفت: استدلال پنجم اين است كه قاضي محترم كه از قضات متخصص هستند، چرا نسبت به انتشار راي غيرقطعي توسط شاكي اعتراض نكردند؟ چرا نسبت به مصاحبههاي پياپي كارشناس عليه متهم كه يكي از طرفين دعواست و حقوقش بايد حفظ شود، معترض نشدند؟ به نظرم وقتي ديدند كارشناس از بيطرفي خارج شده، بايد نسبت به تغيير ايشان اقدام مي شد. بنابراين، در اين بخش يك نقصي در روند دادرسي به چشم ميآيد. ما از قوه قضائيه انتظار داشتيم و داريم كه نسبت به حواشي پرونده حساسيت بيشتري نشان ميداد، حتي اگر راي قاضي محترم باز هم به صدور حكمي مبني بر نقض قرار منع تعقيب ميانجاميد. قطعا اگر همين حكم رسانهاي نميشد و كارشناس در اظهارات خود خطاء نميكرد و جنجالهاي رسانههاي سكولار، آبروي يك كارگردان ارزشي و متعهد را به بازي نميگرفت، ما هم وارد نقد روند دادرسي نميشديم.
* رسانهاي شدن ماجرا؛ خلاف نص صريح قانون و خلاف حقوق شهروندي
عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران ادامه داد: روند دادرسي اينگونه است. قاضي دادگاه بايد درباره قرار منع تعقيب اظهارنظر ميكردند، اما با تشكيل هيات كارشناسي در واقع به ماهيت پرونده ورود كردند. فرض بر اينكه اين اظهارنظر ماهوي نيز بلااشكال باشد. آيا راي صادره قطعي بود؟ خير. پرونده جهت ادامه رسيدگي مجدداً به دادسرا ارجاع شد. روال دادرسي اين است كه وقتي قرار منع تعقيب نقض ميشود، پرونده با ارجاع به شعبه بازپرسي دوباره رسيدگي ميشود و در مسير تحقيقات قضايي قرار ميگيرد. اگر بازپرس مجدداً قرار منع تعقيب متهم را صادر كند كه هيچ. اما اگر راي دادگاه را بپذيرد، اينجا بايد قرار مجرميت صادر كند و سپس كيفرخواست تنظيم ميشود. پس از صدور كيفرخواست، پرونده براي رسيدگي ماهوي به دادگاه صالح ارجاع ميگردد كه هنوز چنين اتفاقي نيفتاده است.
فضلينژاد افزود: هنوز پرونده براي رسيدگي ماهوي به دادگاه ارجاع نشده است. حتي اگر به دادگاه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت ارجاع شود و راي عليه كارگردان سريال «يوسف پيامبر» صادر شود، باز هم رأي قطعي نخواهد بود. چون اين راي در مرجع تجديدنظر قطعي ميشود، نه در دادگاه بدوي و دادگاه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت دادگاه بدوي است كه رأياش قطعيت قضايي و به قول حقوقدانان اعتبار امر مختوم را ندارد. در حالي كه حتي هنوز دادگاه بدوي تشكيل نشده، بلكه فقط يك دادگاه درباره قرار منع تعقيب بازپرس اظهارنظر كرده است، شاهد رسانهاي شدن آن هستيم و اين خلاف نص صريح قانون، ناقض حقوق متهم و خلاف حقوق شهروندي است. همين و بس.
* در اين پرونده راي دادگاه تجديدنظر وجود داشت كه رسانهها آن را منتشر كردند؟
نويسنده پرفروشترين كتاب سياسي سال با تاكيد بر اينكه انگيزهاش از نقد روند دادرسي «صرفاً دفاع از مظلوم» است، درباره «استدلال ششم» خود گفت: ششمسن استدلال ما براي دفاع از آقاي سلحشور اين است كه چرا با نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي توسط شاكي و كارشناس، حيثيت يك كارگرداني كه فخر هنرمندان جهان اسلام است را به بازي گرفتند؟ مگر چند سلحشور در عالم هنر اسلامي داريم كه بخواهيم با ايراد تهمت و افترا آبرويش را مخدوش كنيم. آقاي سلحشور براساس يك شكايت متهم به اتهامي شده است. پرونده هم هنوز در مرحله دادسراست و هنوز براي رسيدگي ماهوي به دادگاه ارجاع نشده است.
وي گفت: در روند دادرسي شما ميبينيد بار اول سلحشور توسط بازپرس از اتهام وارد تبرئه شد، اما با اعتراض شاكي، قرار منع تعقيبش نقض شد. شايد در اين روند اتفاقات زياد ديگري هم بيفتد. يك پرونده به چند مرجع رسيدگي ميرود. مرجع رسيدگي نهايي كه رايش قطعي است، دادگاه تجديدنظر است. آيا در اين پرونده راي دادگاه تجديدنظر وجود داشت كه رسانهها آن را منتشر كردند؟ نخير. حتي پس از راي تجديدنظر هم امكان نقض راي توسط مرجع عاليتر قضايي وجود دارد.
* پروژه ترور شخصيت كارگردان «يوسف پيامبر» طراحانش را گرفتار كرد
پژوهشگر موسسه كيهان در خاتمه اظهار داشت: در مقاله «افشاي آنچه فاش بود» نوشتهام كه پروژه ترور شخصيت كارگردان سريال «يوسف پيامبر» پيش از آن كه او را به دام بياندازد، طراحانش را گرفتار كرد. اكنون كارشناس پرونده، خود متهم به استفاده از عنوان رييس هيات كارشناسي و نشر اكاذيب عليه كارگردان «يوسف پيامبر» است. رسانههاي اصلاحطلب، خود متهم به سرپيچي از نص صريح قانون و در مظان اتهام ايراد تهمت و افترا به سلحشور هستند. راي غيرقطعي دادگاه، متضمن ايراداتي است كه نقض آن هم ضروري و هم محتمل به نظر ميرسد. اين فرجام جنگ نرم «شواليههاي سكولار» با «سلحشور مسلمان» است. گرچه هر پروژه جنگ رواني، دير يا زود، دست طراحانش را رو ميكند، اما اينبار خيلي زود چنين اتفاقي افتاد.
به گزارش فارس، «پيام فضلينژاد» امروز با انتشار يادداشتي با عنوان «افشاي آنچه فاش بود» در صفحه 14 روزنامه كيهان به افشاي ابعادي ديگر از توطئه عليه «فرجالله سلحشور» كارگردان سريال پرمخاطب «يوسف پيامبر» پرداخت.
فضلينژاد از سال 1379 تاكنون عضو پيوسته «انجمن نويسندگان و منتقدان سينمايي ايران» است و در سالهاي 1376 تا 1383 مسئوليت سردبيري برخي نشريات هنري- سينمايي معتبر را نيز برعهده داشت.
آخرين فعاليت سينمايي و حقوقي وي مديريت «موسسه مطالعات و تحقيقات كاربردي سينماي سوم» در سال 1382و مديريت «دپارتمان پژوهشهاي حقوقي ايران» در سال 1385 بود.
وي نگارش كتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» را در كارنامه خود دارد كه سال 1386 توسط انتشارات كيهان منتشر شد. تا امروز 40 هزار نسخه از اين كتاب به فروش رفته و در سالهاي 1387 و 1388 نيز عنوان «پرفروشترين كتاب سياسي سال» را كسب كرد. فضلينژاد 3 سال است كه در مركز پژوهشهاي موسسه كيهان فعاليت دارد. وي كه 2 اسفند 1388 هدف يك ترور نافرجام قرار گرفت، در حال حاضر مشغول نگارش جلد دوم كتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» است.

