از تاج زاده ياد بگيريد رسماً به آمريكا تعظيم كنيد!
کد خبر : ۶۳۳۲
اين دو سايت در مقاله مشتركي نوشتند: «نگاه انتقادي آقاي تاج زاده به گذشته خود، فرصت تمرين دموكراسي منشي را در سطح نخبگان به وجود آورده است. چرا نخبگان ما كمتر به خطاها و اشتباهات تاريخي خود اعتراف مي كنند و بيشتر سعي در توجيه آنها دارند؟... اينك نوبت نخبگان و سران جنبش سبز است كه خود را با شرايط جديد اجتماعي تطبيق دهند تا بتوانند همچنان «نخبه» و «سر» بمانند. آقاي تاج زاده با زيركي به اين فرصت تاريخي پي برده است. اعترافات آقاي تاج زاده صرف نظر از محتواي آنها، از جنبه نگاه خودانتقادي نقطه عطفي در تاريخ معاصر ما پس از انقلاب است و نشان از احساس عميق مسئوليت پذيري و اعتمادسازي دارد و خلوص نيت در آن احساس مي شود. جنبش سبز امكان اين خانه تكاني رفتاري و احساسي را در اختيار نخبگانش قرار داده است و نوبت آنان است كه از اين فرصت تاريخي استفاده كنند.»
اين ستايش هاي بي مايه در حالي است كه تاج زاده در نامه اخير خود هرگز به خودانتقادي و اعترافات به اشتباهات و خطاها و خيانت هاي خود و جريان متبوع خويش نپرداخته بلكه به سيره حكيمانه و الهي حضرت امام در برخورد قاطع با سران و جريان هاي نفاق- از سيدكاظم شريعتمداري گرفته تا نهضت آزادي و گروهك منافقين- حمله كرده است. كجاي اين رفتار مزورانه، مسئوليت پذيري است؟
آقاي تاج زاده اگر مسئوليت پذير بود و سر سوزني انصاف داشت به تقلب در انتخابات مجلس ششم- و دست بردن در آراي آقاي هاشمي و ديگران- اعتراف مي كرد و اعتراف مي كرد كه تحركات سازمان و حزب و جريان متبوع وي در پيشنهاد براي ائتلاف با گروهك طالبان و صدام حسين (به عنوان خالدبن وليد) از سويي و چراغ سبز به آمريكا و از سوي ديگر خيانت به امنيت و منافع ملي بود. آقاي تاج زاده اگر فتوت داشت بايد اعتراف مي كرد سازمان متبوع وي نه با جمهوري اسلامي كه با اصل دين سر نازسازگاري دارد و به قول آغاجري دين را افيون توده ها و مرجعيت را... مي داند و...
از اينجا معلوم ميشه كه اگر كسي واقعا ذره اي وجدان و روح حقيقت جويي در او مانده باشد و كاملا دچار مرگ نشده باشد متنبه شده و به حقيقت اقرار و اعتراف ميكند. اما حالا بايد ديگه واقعا قطع اميد كرد از امثال تاج زاده كه دچار مرگ مغزي و روحي شده اند
درست مثل بقيه سران فتنه و اعوان و انصار و باقيمانده آنها