به گزارش سرویس وبلاگ صراط حاج مهدی در آخرین به روز رسانی یک طلبه نوشت:
حدود ساعت 2 شب دوباره راننده صدای موزیک را بلند کرد. تازه داشت چشمهام گرم میشد که از خواب پریدم. رفتم جلو و گفتم: ساعت 2 شبه. مردم خوابن. 2 خانم بدحجابی (که طبق روال معمول جلوی اتوبوس نشسته بودند) به طرفداری از راننده گفتند: برای این گذاشته که خوابش نبره. گفتم خب کمک شوفر با راننده صحبت کنه که خوابش نبره. یا حداقل صداش رو کم کنه و برگشتم و سر جایم نشستم. کمک شوفر هم صدا را بست ولی اندکی بعد آمد وسط اتوبوس و با حالتی حق به جانب و عصبانی گفت: خوابمون میبره میخوایم آهنگ گوش بدیم. مشکل چیه؟ گفتم خوابت میبره رانندگی نکن. من که مجبورت نکردم بشینی پشت فرمون. هنوز 20 دقیقه نگذشته بود که راننده در پلیس راه لرستان برای ساعت زدن توقف کرد. من هم روی صندلی لم داده بودم بلکه مقدار باقی مانده شب را استراحت کنم. دوباره داشت چشم هایم گرم میشد که آقای کمک راننده آمد وسط اتوبوس و بلند گفت: «کی بود اعتراض کرد؟» من به زور چشمهایم را باز کردم و گفتم: «من.» نشنید. دوباره سوالش را بلند تکرار کرد. گلویم را صاف کردم و بلندتر از صدایش جواب داد: «من اعتراض کردم.» بعد رو کرد به کسی که پشت سرش ایستاده بود و من را نشان داد و خودش رفت پایین اتوبوس. نفر پشت سر که اول ندیده بودمش به من گفت: «بیا پایین اتوبوس.» متوجه شدم افسر پلیس راهنمایی و رانندگی است. سینه ام را جلو دادم و با عصبانیت به سمت در اتوبوس حرکت کردم. توی دلم خطاب به راننده اتوبوس گفتم: «نمیخواستم کار را به پلیس بکشونم ولی حالا که خودت اینکار رو کردی تا دفترچه ات را باطل نکنم بیخیال ماجرا نمیشوم.»

افسر پلیس من را کنار کشید و ماجرا را جویا شد. گفتم: «از آقا بپرس که ساعت 2 شب صدای موسیقی را بلند کهرده و مزاحم خواب ما شده است.» افسر هم بلافاصله رفت داخل اتوبوس و از همان ردیف اول(خانم های بدحجاب) سوالی پرسید و فوری برگشت پایین و به من گفت: «اکثرا راضی هستن. مشکل شما چیه؟» یک لحظه احساس کردم مغزم در آن سرمای هوا از کار افتاد و جوابی نداشتم که بهش بدهم. تصور میکردم میخواهد از ما که مسافر هستیم و معترضیم حمایت کند اما دیدم همه چیز برعکس شد. توی دلم گفتم آخه چطوری در 2 دقیقه نظر اکثر مسافران را پرسید در حالی که خیلی ها هنوز از خواب بیدار نشده بودند؟ به خودم آمدم و به افسر گفتم: «ساعت 2 نصف شب صدای آهنگ رو زیاد کرده.» افسر گفت: «آره. چه مشکلی داره؟» من که احساس کردم مامور پلیس بدجوری یک طرفه به قاضی میرود تصمیم گرفتم مساله را با مسئول پاسگاه در میان بگذارم به همین دلیل رو به افسر گفتم: «پاسگاه کجاست؟» اشاره کرد و به من گفت: «بیا برویم.» از دستش حسابی عصبانی بودم. توی دلم گفتم: «پیش ارشدش حسابی ازش شکایت میکنم.» هنوز به در پاسگاه نرسیده بودیم که ازش پرسیدم: «ارشد کیه؟ الان مسئول شب اسمش چیه؟»(توی ذهنم داشتم متن شکایتم رو آماده میکردم. فقط مشکلم اسم مسئول بود که نمیدانستم) افسر نگاهی به من کرد و گفت: «خودم هستم.» هنوز جمله اش تمام نشده بود که متوجه شدم بدجوری توی مخمصه افتادم و میخواد الکی بهم گیر بده.

حالا همه توی پاسگاه جمع شده بودیم و رسما جلسه محاکمه من جلوی چشم رانندگان محترم و قانون مدار برگزار شده بود.
رو
به افسر پلیس که ارشد پاسگاه هم بود گفتم: «آقای عزیز. ساعت 2 شب راننده
ماشین ما موسیقی خواننده زن گذاشته و صدایش را بلند کرده است. به نظر شما
این کار درستی است؟» گفت: «حق با اکثریته. اکثرا هم راضی بودن.» (جالب
اینجا بود که حتی اکثریت هم ناراضی بودند اما در اتوبوس خوابیده بودند و
اصلا از داخل پاسگاه هم خبری نداشتند که به نفع من شهادت بدهند) به پلیس
گفتم: «طبق کدام قانون ساعت 2 شب میشه مزاحم مسافران شد و موسیقی خواننده
زن پخش کرد؟» گفت: «من پلیس هستم و قانون را میدانم. وقتی اکثریت راضی
هستند، اشکالی نداره.» اعصابم خورد شد.
تن صدایم ناخودآگاه بالا رفت و
گفتم: «پس اگر اکثریت راضی بودند که راننده فیلم سکسی و سوپر پخش کند و
مشروب توزیع کند هم اشکالی ندارد؟» اینجا بود که پلیس وظیفه شناس متوجه شد
توی بحث کردن با من کم میاورد(بالاخره من طلبه بودم و خیلی بیشتر از اون به
روشهای مناظره و جدل تسلط داشتم) با چهره ای درهم کشیده رویش را به راننده
کرد و گفت: «پولشان را بده که پیاده بشوند.»
بعد خطاب به من و رفیقم گفت: «وسائلتان را بردارید و پایین بیایید.» این
را که گفت احساس کردم کاملا خواب از سرم پرید. به خودم آمدم و دیدم ساعت 2
شب و در آن سرما اگر از ماشین پیاده میشدیم چه مشکلاتی برایم پیش می آمد.
رفیقم از افسر پرسید: «مگر اتوبوس دیگری هست که ما سوار آن بشویم؟» گفت:
«برای اون یک فکری میکنیم.» معلوم شد صرفا برای پیاده شدن ما از اتوبوس
برنامه ریزی کرده بود. بقیه اش را علی الظاهر به خدا سپرده بود. دیگه مخم
کار نمیکرد. احساس میکردم که توی بد مخمصه ای افتاده بودیم. ته دلم ناراحت
رفیقم بودم که باید به خاطر من از اتوبوس پیاده میشد. در همین لحظه یکی از
مسافرها وارد پاسگاه شد و اعتراض خودش را نسبت به کار راننده اتوبوس ابراز
کرد اما از آنجایی که افسر محترم پلیس قسم خورده بود که از آرمانهای متعالی
آن راننده اتوبوس تا پای جان دفاع کند اصلا به روی خودش نیاورد. جالب
اینکه در تمام مدت حتی یک سوال هم از راننده ها نپرسید و همش من بودم که در
حضور راننده ها بازخواست میشدم. رفیقم که دید چاره دیگری نداریم به پلیس
وظیفه شناس گفت اگر میخواهی ما را از اتوبوس پیاده کنی اشکال ندارد اما
جرممان را مکتوب کن و آنرا امضا کن. پلیس محترم هم مکثی کرد و چیزی نگفت.
مسافری که به حمایت از ما وارد پاسگاه شده بود یک کاغذ جلوی افسر گذاشت و
گفت بنویس.
افسر پلیس جواب داد: «الان نمی نویسم.» من که متوجه عقب نشینی افسر پلیس شدم پرسیدم: «کی می نویسی؟» گفت: «فردا بیایید مینویسم.» خنده ام گرفت. ته دلم گفتم لابد بعدش هم میگه عموجون این شکلات رو بگیر و از اتوبوس پیاده شو. وقتی متوجه سکوت افسر شدم دوباره شروع کردم به التیماتوم دادن. اما افسر پلیس را ایندفعه با اسم و فامیلش صدا زدم تا غیر مستقیم بفهمانم که میخواهم مساله را پیگیری کنم و گفتم: «آقای ...... حرفهایی را که زدی بنویس و ما را از اتوبوس پیاده کن.» دوباره طفره رفت. حالا سرباز داخل پاسگاه هم به طرفداری از ارشدش پرید وسط و افاضاتی داشت. اما من محلی بهش ندادم و دوباره درخواستم را تکرار کردم.(توی دلم گفتم این حرف حساب سرش نمیشه. باید کلاش کنار اتاق رو مسلح کنم و روی شقیقه اش بگذارم تا بفهمد چه میگویم. در همین لحظه کاپشنش کنار رفت و چشمم به کلت کمری اش افتاد. متوجه شدم نقشه ام محکوم به شکست است و بیخیال شدم. "البته این قسمت جلوه های ویژه ماجرا بود و قصد انجام اینکار را نداشتم")
اما دیگر احساس میکردم تمام گزینه های روی میزم بی فایده است و باید زیر میز دنبال گزینه جدید بگردم. حالا رفیقم و آن مسافر شروع کردن به اعتراض. رفیقم کارت طلبگی اش را نشان داد و جوان مسافر هم حکم ماموریتش را. اما بازهم فایده نکرد. بالاخره راننده رو به من گفت شما کوتاه بیاید. گفتم: «اخه مرد حسابی تو ما رو کشوندی توی پاسگاه و میخوای ما رو پیاده کنی حالا میگی ما کوتاه بیایم؟»...
خلاصه با عنایت خدا توانستیم خودمان را تبرئه کنیم و برگشتیم به سمت اتوبوس. در این هنگام یکی از مسافران که سنش بالا بود و تازه از خواب بیدار شده بود رو به من گفت: «شما کوتاه بیاید. بذارید زودتر حرکت کنیم.» من هم هرچه می گفتم: «پدرجان، ما متهم هستیم و راننده از ما شکایت کرده باورش نمیشد.» بازهم میگفت: «حالا شما ببخشیدش. منظوری نداشته.»
ته دلم گفتم عجب بساطی داریم. هم ازم شکایت میکنند و هم بهم التماس میکنند که کوتاه بیا. البته آن پیرمرد حق داشت قضیه آنقدر مضحک بود که هیچکس باور نمیکرد ما به خاطر تذکر به راننده مجرم بودیم و راننده که نصف شب موسیقی خواننده زن گذاشته بود شاکی!
قم که رسیدم با حفاظت و نظارت نیروی انتظامی تماس گرفتم و موضوع را مطرح کردم اما هردو قسمت پاسخ دادند که تحت حیطه مسئولیت ما نیست. به حفاظت لرستان هم هرچقدر زنگ میزدم تماس برقرار نمیشد. بالاخره به واسطه یکی از دوستان توانستم اعتراضم را به گوش یکی از مسئولین نیروی انتظامی برسانم.
انشاالله نتیجه کامل شکایتم را در پست بعدی وبلاگ درج میکنم.
تقصیر افسر پلیس نیست تقصیر ماهواره است و
فضای فرهنگی جامعه وپول حرام برخی رشوه گیرها خداکنه همه به راه راست هدایت بشن.
مگه نیروی انتظامی عقیدتی نداشت که جلوشونو بگیره یا ازقبل بهشون آموزش بده پس دارن چه میکنن که این اتفاق ها می افته؟؟؟؟
مگه تو خیابون بدحجابها که تو خیابون قدم میزنن شما نگاهشون میکنه ؟ اونموقع هم صدای خواننده زن را از گوشت در میکردی . خدا که نمیاد شمارو مواخذه کنه بگه به صدای خواننده زن گوش کردی .
این مملکت همه جور تفکری توش وجود داره باید همه به هم احترام بذاریم . راننده اتوبوس که دیگه تو حوزه گواهینامه نمیگیره !
ناشناس .....شو
اگر راننده ميخواهد موسيقي گوش بدهد من كه دوست ندارم چرا بايد گوش بدهم؟ چرا هنوز فرهنگ ما به قدري رشد نكرده كه بدانيم مزاحم ديگران نشويم؟
مگه توخیابون...
عزیز برادر، آیا شما به افرادی که به ناموست بزور تجاوز کنند احترام میگذاری؟
آیا تو به کسانی که حریم اجتماع را مورد هتاکی قرار میدهند احترام میگذاری؟
آیا تو به همجنس بازها احترام میگذاری؟
آیا تو به دزدها احترام میگذاری؟
آیا توبه رشوه گیرندگان احترام میگذاری؟
آیا تو به اراذل و اوباش احترام میگذاری؟
آیا تو به اهانت کنندگان به حریم اماکن عمومی احترام میگذاری؟
آیا تو به اهانت کنندگان به ناموست احترام میگذاری؟
آیا توبه کلاهبرداران احترام میگذاری؟
آیا تو به افرادی که قانون و شرع و عرف را به پشیزی نمیخرنداحترام میگذاری؟
اگر بگوئی نه، بخدا جلو دستم باشی طور دیگری میگویم!
مرد مومن این حرفها چیست؟
عبور از خط قرمز در ماهیتش هیچ فرقی ندارد، کسی که از چراغ قرمز راهنمایی ورانندگی عبور میکند، با کسی که سرقت مسلحانه میکند در نفس قانون شکنی و ایجاد ناامنی در جامعه برابر هستند اما مجازات آنها نه براساس مساوات بلکه بر اساس عدالت تعیین میشود.
کسی که موسیقی را با صدای بلند- طوری که از محیط شخصی خارج شود- گوش میدهدهمانقدر مقصراست که مداحی یا قرآن گوش فرادهد.
شما نوشته ای : راننده که در حوزه گواهینامه نمیگیرد!!
من از شما میپرسم: مگر همسر شمارا سبزی فروش عقد میکند؟ مگر وقتی بیمار میشوید به پنچرگیری میروید!؟
عزیز برادر، ما باید حریم شهروندی را رعایت کنیم، باید در اماکن عمومی حقوق دیگران را رعایت کنیم، شما و آقای راننده و آن افسر شریف نیروی انتظامی! ابتدا باید انسان را بشناسید، بعد حقوق اورا بدانید، بعد شهر را در ذهن خود بازخوانی کنید، در ادامه اماکن شخصی و عمومی را وتفاوتهای این دورا و در نهایت شرع و عرف و قوانین مبتنی بر این دو وعقل را، آنگاه به معایب شگفت آور تلقی خود پی میبرید و شرمنده میشوید!
این سوال شما خود سفسطه و اباطیل است و اجازه درج آن از طریق صراط هم خیلی عجیب!
عزیز برادر،
اگر قرار بود همه به هم احترام بگذاریم باید قدرت تحمل آراء و اندیشه های یکدیگر را داشته باشیم نه رفتارهای ناشایست و ضد قانون و ضدشرع و ضدعرف یکدیگر را، جنگل هم اینجور نیست که شما فکر میکنید،
ابتدا بیندیش و بعد بنگار، عزیز برادر
احترام به حقوق دیگران را هم قبول دارم و خود من نیز بارها از شنیدن موسیقی در اتوبوس شبها زجر کشیدم البته نه به خاطر مجاز یا غیر مجاز بودنش بلکه نزدیک راننده بودم و این صدا مزاحم خوابم میشد البته شرایط کار رانندگان را هم درک میکردم چون قرار است هوشیار باشند و بیدار .
این دوست عزیز طلبه ما خودش هم اقرار کرد که تنها کسی که پیگیر این قضیه بود خودش بوده و عدم توجه بقیه از دو حال خارج نیست : یا مزاحمتی برایشان نداشته یا طبق موارد قبلی میدانستند که پیگیری این رفتارها بیفایده است .
در چند ماه اخیر بارها به بهانه جمع آوری دیش ماهواره به منازل مردم رفتند اونهم تحت عناوین جعلی مامور آب و برق! و حریم خصوصی آنها را نقض کردند ولی اونموقع کسی از این آقایون نیومد گلو پاره کنه برای مردم !
یا مسجدی که در طول شب از طریق بلندگو اقدام به پخش دعا میکند و خواب خلق الله را بر هم میزند .
بله صادق عزیز مرگ خوبه ولی برای همسایه !
جناب نگارنده بد نیست کمی طعم این موضوع را بچشی، نمیدانم یادت می آید برادران کمیته و سپاه از داخل ماشین کسی نوار کاست پیدا میکردند طرف محکوم به شلاق میشد ؟ یادت می آید هر شب به بهانه های مختلف ایست و بازرسی های کیلومتری راه می انداختند ؟
یادم نمیرود آن صحنه ای که یک نوجوان 14 - 15 ساله در لباس کمیته یک افسر نیروی هوایی را با کلاش از ماشین پیاده کرده بود که صندوق ماشین را باز کن و آن افسر می گفت خودرو دولتی است و ...
تجاوز به حقوق فردی افراد جامعه تلخ است برادر طلبه
متاسفانه تندروی های دولتهای حاکم بر ایران در دو دهه اول انقلاب ( سالهای 57 تا 77) ، جامعه ایران را عقده ای کرده است.
به نظر میرسد به دفعات ریشت را خشک خشک تراشیده اند!
خجالت هم نمی کشه پول مملکت اسلامی می گیره علیه اون کار می کنه
تازه آخرش هم میگه پول حلاله
مطمئن باشید اگر جای این نوار مبتذل (که اگر پیغمبر(ص) هم بودند عصبانی میشدند و آن را تحمل نمی کردند) راننده نوار قرآن، مداحی یا نواری که گوش کردن به آن حرام نبود میگذاشت آنوقت احتمالاً مسافرین به جای سکوت لب به اعتراض باز میکردند!:
آقا چه خبره! مگه کسی مرده! سرم درد میکنه!!! خوابم میاد!!!!!!! ببندش!
کنار پلیس راه راننده را متوقف میکردند و آنوقت میدیدی که این پلیس محترم چه برخورد قاطعی انجام میداد! از آن برخوردها که همه آرزویش را دارند
و اینجا دیگر اصلا از اینکه راننده اگه گوش نده خوابش میبره و ... صحبتی به میان نمی آمد! تنها چیز مورد بحث قطع کردن صدای قرآن بود
دلایل زیادی میتونه داشته باشه، این رو به خاطر داشته باش که شیطان از راست و چپ و جلو و پشت سر برای منحرف کردنمان به سراغمان خواهد آمد (یه نگاه به آیه 17 سوره اعراف بنداز)
احتمالا مسافرینی که به این شکل برخورد میکنند با این گناه مانوس شده اند! و احتمالا آنقدر به این نوارهای مبتذل گوش داده اند که انجام این گناه برایشان امری عادی شده است!
ای کاش میشد یک دقیقه از حوادث قیامت را میدیدیم شاید گناه کردن اینقدر برایمان راحت نمی شد.
ای کاش قبل از ارتکاب گناه این قسمت از آیه 2 سوره حج را در ذکر وقایع قیامت بخاطر می آوردیم «و مردم را مست مىبينى، در حالى كه مست نيستند; ولى عذاب خدا شديد است!» شاید با یاد آوری این سخن قرآن کریم، گناه کردن و لذت بردن از این گناه از سرمان میپرید و خوابی که به وسیله شنیدن این نوار مبتذل قرار است از سرمان بپرد با شنیدن این سخن قرآن کریم از سرمان میپرید.
و اینبار به جای اینکه با گوش کردن به آوای دلنشین قرآن دچار سردرد شویم با گوش کردن به صدای نکره این زن آوازه خوان دچار سردرد میشدیم و اینبار به جای اینکه با شنیدن نوای دلنشین قرآن احساس کنیم که در قبرستانیم با شنیدن صدای نکره این نوار مبتذل حس بودن در گورستان را تجربه میکردیم.
ای کاش ایمانمان تا به آنجا زیاد بود که با شادی پیغمبر(ص) و امامانمان(ع) شاد و با ناراحتی ایشان ناراحت میشدیم، و لحظه ای ناراحتیشان را تحمل نمی کردیم
فرموده اید:
"یعنی در روز قیامت بنده به خاطر گوش دادن به موسیقی مورد بازخواست حضرا حق قرار خواهم گرفت ؟"
در ابتدا این نکته را یاد آوری کنم که موسیقی مورد بحث ما موسیقی مبتذل میباشد(صدای آواز خواندن یک زنه، بابا!)
شما با باز کردن این موسیقی نه تنها مرتکب فعل حرام گوش کردن به مبتذل میشوید بلکه مرتکب به حرام انداختن مسلمانانی که به آن گوش میکنند هم شده اید و در تاثیرات گناه آمیزی که شاید این موسیقی برای آنان داشته باشد نیز سهیم میباشید.
فرموده اید:
"یعنی گوش دادن به قران موجب ثواب و آمرزش بنده خواهد بود ؟"
انشاالله که همینطور است اگر هم اینچنین نباشد حداقل گوش کردن به آن گناه نیست
"یک معضل اساسی که وجود دارد تصورات ما از نحوه قضاوت حضرت حق و کلاً سنجش اعمال است"
این سخنتان درست است
ما باید تصورات خود را از نحوه قضاوت حضرت حق از قرآن و روایات رسیده از معصومین (ع) بدست آوریم نه بنابر تخیلات باطنی رفتار کنیم
خواهشا به آیات زیر هم توجهی داشته باشید:
آیه 204 سوره اعراف: "هنگامى كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهيد و خاموش باشيد; شايد مشمول رحمت خدا شويد!"
آیه 19 سوره نور:«كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است; و خداوند میداند و شما نمىدانيد!»
آیه 21 سوره نور:«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از گامهاى شيطان پيروى نكنيد! هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش میسازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مىدهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شمانبود، هرگز احدى از شما پاك نمىشد; ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مىكند، و خدا شنوا و داناست!»
آیه 30 سوره فرقان:«وپيامبر [درقيامت] مي گويد: پروردگارا! همانا قوم من اين قرآن را رها کردند!»
-----------------------------------------------
به امید روزی که مردم از گناه کردن بدشان بیاد
خداوندا با ظهور امام زمان (عج) علم و ایمانمان را کامل کن
اللهم عجل لولیک الفرج
در ابتدا از شما به خاطر پاسخی که دادید سپاسگذارم . بحث موسیقی و ابتذال آن یکی از پرشبهه ترین مباحث شرع اسلام است که ورود به آن در این جا مقدور نیست .بنده در اینجا صرفاً باورهای شخصی خودم را در عین احترام به آرا و نظر دیگران بیان میکنم و یکی اینکه به نظر بنده گوش دادن به هر موسیقی ولو اینکه خواننده آن زن باشد الزاماَ گناه محسوب نمیشود . مطلب من در مورد گوش فرا دادن صرف به قرآن نیز پرهیز از رفتارهای سطحی و عوامانه با هدف کسب ثواب صرف است که پاره ای برادران روحانی و مبلغین دینی ( روحانیون ، مادحین و برخی کسانی که خودشان را منسوب به دین میدانند ) در ترویج اینگونه رفتارها و افکار در سطوح عامه الحق و الانصاف کم نگذاشته اند !
تمامی اینگونه حساسیت ها و پاره ای از مطالبی که در این کامنتها میبینیم ناشی از رفتار نادرست و نسنجیده و غیرکارشناسانه متولیان فرهنگی و سیاسی این کشور است ، آنچه در جامعه امروزی ما مغفول مانده اخلاق است که تمامی این مطالب زیر مجموعه آن محسوب میشوند ، معضل اصلی ما موسیقی نیست بلکه عدم رعایت حقوق متقابل اعم از مومن و غیر مومن است که ناشی از خودبزرگ بینی برخی به اصطلاح مومن است ( بیشتر به مومنان کنایه میزنم چرا که خودی محسوب میشوند و مسئولیتشان بیشتر است ) ، مومن خود را منسوب به ائمه ( ع ) میداند اما در بسیاری از مواقع رفتارش خلاف آن است ، از نظر من فرقی بین مردم آزاری افرادی که تا نیمه شب صدای موسیقی آنها آسایش افراد یک محل را مختل میکند با کسانیکه با برپا داشتن هیئات مختلف تا نیمه های شب مخل آسایش دیگرانند وجود ندارد و حتی دومی گناهش بیشتر است چرا که به نام اهل بیت این اعمال را انجام میدهد . به زعم بنده نمیتوان مردم را به شرع و دین فراخواند در حالیکه مردم ببینند بسیاری از حرف ها با اعمال منافات دارد ، ما مردمی سیاسی مسلک هستیم ، چشممان همیشه به دهان بزرگترها دوخته شده ، وقتی برخی بزرگتر ها ایرادات مشهود دارند دیگر نمیتوان از عموم توقع داشت ، الناس علی دین ملوکهم ، موضوع بقدری گسترده است که نمیتوان از پراکنده گویی پرهیز کرد ، ایکاش میشد کمی از اصل دین را ببینیم ، ایکاش میشد ببینیم پیامبر با امتش چگونه رفتار میکرد ، ایکاش میشد از این همه سیاس بازی ها مصون ماند ... و هزاران ایکاش دیگر .
حقیر تنها هدفم نمایاندن زشتی و حرمت یکی از گناهانی است که متاسفانه زشتی آن از بین رفته است، و در بین مردم شیوع پیدا کرده است.
فرموده بودید:
"به نظر بنده گوش دادن به هر موسیقی ولو اینکه خواننده آن زن باشد الزاماَ گناه محسوب نمیشود "
حقیر برای اینکه به شما ثابت کنم که گوش کردن به موسیقی که خواننده آن یک زن میباشد حرام است با یک سوال شروع میکنم:
سوال؟
اگر پیغمبر(ص) و یا ائمه معصومین(ع) بودند، توی مجلسی که یه زن داره آواز میخوانه می نشستند؟ یا ناراحت و عصبانی می شدند و مجلس را ترک میکردند؟
به نظر اینجانب ناراحت شدن و ترک این سروران امری طبیعی میباشد. اما اگر شک دارید بگویید تا با آیات قرآن برایتان ثابت کنم.
فرموده بودید:
"تمامی اینگونه حساسیت ها و پاره ای از مطالبی که در این کامنتها میبینیم ناشی از رفتار نادرست و نسنجیده و غیرکارشناسانه متولیان فرهنگی و سیاسی این کشور است ، "
حناب سلمان رفتار نادرست و نسنجیده و غیرکارشناسانه این متولیان موثر هست اما تمام ماجرا نیست! کار این آقایان همان بهانه های شیطان است برای کسانی که گناه میکنند من وقتی پاسخ جناب سعید را میدادم عرض کردم که :
"دلایل زیادی میتونه داشته باشه، این رو به خاطر داشته باش که شیطان از راست و چپ و جلو و پشت سر برای منحرف کردنمان به سراغمان خواهد آمد (یه نگاه به آیه 17 سوره اعراف بنداز)"
و هنوز هم معتقدم که بیشتر این افراد واقعا مسلمان و محب معصومین(ع) هستند ولی نمیدانند که گوش کردن به صدای آواز یک زن حرام می باشد.
و بعضی ها هم با اینکه میدانند این حرکات را از لج همین کسانی که کارهای نسنجیده انجام داده اند انجام میدهند ولی به این فکر نمیکنند که خداوند در قیامت به حساب هرکس جدا گانه رسیدگی میکند و اینها اصلا از اعمال کسایی که دارند باهاشان لجبازی میکنند سوال نمیشوند و این کارشان فقط خود سوزی میباشد.
قرموده بودید:
"معضل اصلی ما موسیقی نیست بلکه عدم رعایت حقوق متقابل اعم از مومن و غیر مومن است که ناشی از خودبزرگ بینی برخی به اصطلاح مومن است"
جناب سلمان بهتر بود مینوشتید تنها معضل ما موسیقی نیست اما به هر حال گناهی است که متاسفانه فراگیر شده است.
فرموده اید:
"چشممان همیشه به دهان بزرگترها دوخته شده ، وقتی برخی بزرگتر ها ایرادات مشهود دارند دیگر نمیتوان از عموم توقع داشت ، "
ای کاش در نظرمان بزرگترها پیغمبر(ص) و امامان(ع) بودند نه اشخاصی که خود نیز احتیاج به هدایت شدن دارند و از غایب بودن امام زمان (عج) به نوعی رنج میبرند. شاید با این بینش در مورد یافتن بزرگترها دیگر دچار این دوگانگی نمیشدیم. و رفتار کسانی را که میخواهند مومن باشند و راه و رسمش را بلدنیستند یا ادای مومن ها را در می آوردند روی رفتارمان تاثیر نمیگذاشت
--------------------------------------------------------------------------
برادران و خواهران مسلمانم مطمئن باشید که همه مشکلاتمان از غیبت امامان سرچشمه میگیرد و تا وقتی که قدرش را ندانیم و به جایی نرسیم که با جان و دل از ایشان پیروی کنیم خداوند او را از نظرها غایب نگه خواهد داشت و مشکلاتمان روز به روز بیشتر میشود که کمتر نمیشود پس ...
برادران و خواهران مسلمانم!
بیایید...
بیایید تا از خداوند بخواهیم که از سر گناهانمان بگذرد و آثار شومی را که در نتیجه بی وفایی و ظلم در حق امامان و پیغمبر (ص) کسب کرده ایم را پاک کند و ظهور مولایمان امام زمان (عج) را برساند.
بیایید از خداوند ظهور آقایمان امام زمان (عج) را بخواهیم و بگوییم خدایا پشیمانیم...
خدایا از اینکه این همه بی مهری نسبت به پیغمبر(ص) و امامهایمان روا داشته ایم پشیمانیم.
خدایا از اینکه امامانمان را در برابر حاکمان ظالم تنها میگذاشتیم و باعث میشدیم که غریبانه به شهادت برسند پشیمانیم.
خدایا از اینکه میگذاشتیم هر ظالم احمقی خود را اولوالامر ما جا بزند و از پیروی امامانمان ما را باز دارد پشیمانیم.
خدایا از اینکه، قدر این بهترین بندگانت را ندانستیم پشیمانیم
خداوندا ظهور مولایمان امام زمان(عج) را برسان و ایمانمان را استوار کن تا قدر حضرت بقیة الله(عج) را بدانیم و باز مانند گذشته به بیراهه نرویم و به خاطر مصالح شخصیمان مانند اهل کوفه این وجود با عظمت را قربانی هواهای نفسیمان نکنیم و حرف به حرف سخنان ارزشمندش را لبیک گوییم و آن را با جان و دل انجام دهیم
برادران و خواهران مسلمانم!
بیایید...
بیایید تا از این به بعد، بعد از نماز صبح دو رکعت نماز حاجت به نیت سلامتی و ظهور آقایمان امام زمان (عج) بخوانیم و از خداوند بخواهیم ظهورش را برساند و ایمانمان را محکم کند و ما را جزء اصحاب ایشان قرار دهد. شاید این روزهای سیاه بیچارگی سپری شد و امام زمانمان (عج) ظهور کردند. انشا الله
شما کجا رو سراغ داری حقوق کسایی رو که نمی خواهند موسیقی گوش کنند رو رعایت نکنند؟
یکی از آشنایانم، دورانی از زندگی اش را در کشوری که نامش خاطرم نیست زندگی کرده بود میگفت آنجا مانند اینجا نیست که اگر شخصی برنامه ای دارد همسایه هایش را با صدای بلند موسیقی دیوانه کند و تا چند شب خواب را بر آنان حرام کند، تعریف میکرد که اگر صدایی از خانه ای بلند شود و همسایه ها اعتراض کنند پلیس وارد عمل شده و حسابی افدام میکند، مانند اینجا نمیگویند همسایه اند دیگر ملاحظه کنید!
به نظر من در جاهایی که شما به عنوان الگو برای خودتان در نظر گرفته اید یه همچین چیزی جای تعحب است، که مسافری به علت اینکه آسایشش را از دست داده به بلندی صدای موسیقی اعتراض میکند به شدت مورد انتقاد قرار میگیرد! و اگر این مسافر خوشبخت در آنجا هایی که شما به عنوان الگو از آن یاد میکنید بود قطعا به این مشکل بر نمیخورد و اگر هم بر میخورد بعد از اعتراض رسیدگی میشد نه اینکه مسخرش کنند! و به آن بگویند "ای بابا دنیا داره به سمت پیشرفت میره تو هنوز تو گیر اینی که میگی دارم اذیت میشم از صدای موسیقی"!!!
که اسکادران پرواز مینی بوس و اتوبوس چه برخوردی با مردم میکنند.فقط بهای بلت ها را بالا میبرند!
یک شوفور اتوبوس خط اصفهان کرمانشاه از ساعت 8 شب تا 4 صبح 500 هزار تومان از جیب مردمی درآمد دارد که هم باید موسیقی مبتذلش را تحمل کنند و هم نگران قضا شدن نمازشان باشند.
....................
من فارسی اینجوری بلد نیستم
من در مجتمع مسکونی زندگی میکنم که دارای 112 واحد میباشد. در دهه اول محرم چند سال قبل طبق هماهنگیهایی که با هیئت مدیره مجتمع شده بود، پارکینگ مجتمع برای عزاداری به گروهی اختصاص یافته بود تا در آن مراسم برگذار کنند. از تقریبا یک هفته قبل از آغاز محرم رفت و آمد دوستانی که برای آماده سازی اقدام میکنند، آغاز شد. چند روز اول که گذشت نیروی انتظامی تمام ماهواره های مجتمع را جمع کرد، بعد کاشف به عمل آمد که دوستان در رفت وآمد به مجتمع آمار ماهواره ها را گرفته و زحمت هماهنگی با نیروهای انتظامی را بعهده گرفته اند. بر اثر فعالیت آقایان پارکینگ مجتمع بطور کامل تغییر کاربری داد و بسیاری از همسایه ها مجبور به پارک خودروهای خود در خیابان شدند. با آغاز مراسم هم از ساعت 5 بعد از ظهر صدای بلند آمپلی فایر هایی که در چهارگوشه مجتمع گذاشته بودند تا نیمه های شب آسایش همسایه ها را مختل کرد. ایستگاه صلواتی که از سوی دوستان در ورودی مجتمع علم شده بود هم باعث تجمع افراد و جوانان در اطراف آن و ایجاد محیطی ناامن شده بود، لیوانهای یکبار مصرف هم در گوشه و کنار روی زمین منظره نامناسبی را ایجاد کرده بود. در مجتمع ما حتی مهمانها بدون هماهنگی با نگهبان درب ورودی اجازه ورود نداشتند، اما در آن شبها هرکسی داخل مجتمع میشد، طوری که بارها کفشهای همسایه ها از پشت در سرقت شد. تا اینکه بالاخره کاسه صبر یکی از همسایه ها لبریز شد و لب به اعتراض گشود، آنهم صرفا یک اعتراض ساده زبانی که اگر میشود کمی مراعات کنید. کاش آنجا بودید و میدیدید که چه برخوردی با این پیرمرد محترم شد و چه تهمتهایی که نثارش نکردند، از بی دین و ایمان و دشمن ائمه بگیر تا سلطنت طلب و مخالف نظام. پیرمرد هم از ترس اینکه برایش مشکلی ایجاد نکنند، دیگر صدایش در نیامد و ایضا بقیه همسایه ها که برخورد با وی را دیده بودند. در این مورد آیا حق و حقوق شهروندی و آزادی محلی از اعراب دارد دوست من؟؟
ما کلا رعایت حقوق دیگران را بلد نیستیم.
اگر اینها نبودند ایمان و اخلاق مردم این چنین ضعیف نمیشد.
آخه آدم ... تو در مقابل اینکه وقت اون همه آدم رو وسط راه گرفتی و مسائل حق الناس و اینها فکر نکردی
بعد رفتی گیر دادی به اینکه اون بدبخت برای اینکه خوابش نبره به جای موسیقی های خواب آور و افسرده کننده ی مجاز موسیقی مورد علاقش رو گوش داده
شغل این بنده خدا رانندگی هست با تمام مشکلات خودش ولی ما یک چند ساعتی میهمان اونا هستیم قضیه رو اینطوری نبینید اون بنده خدا بهتر بود از هدفون استفاده کنه صداش هم زیاد کنه که تا 2 روز خواب از سرش بپره شما هم گذشت کن بی خیال نون بریدن مردم بشو دعاشون کن خدا هدایتش کنه