۲۹ فروردين ۱۳۹۱ - ۲۱:۳۱

مریم قجر… الی آخر!

کد خبر : ۵۸۹۶۳
سال 88 فرقه خارج نشين فتنه ادعا مي کرد؛ اگر چه جنبش سبز، «بدنه» دارد، ليکن «سر» ندارد. اين روزها اما بي آنکه مشکل راس فرقه حل شده باشد، خودشان معترف اند که پايگاه اجتماعي هم ندارند. حکايت قوز بالاي قوز که مي گويند، دقيقا همين است! «بي يال و دم و اشکم» شايد «شير خر» بتوان خورد، اما ادعاي شير بودن نمي تواند کرد! خب! بايد ديد چه کسي لياقت رياست بر اهل فرقه دارد؟ کم و بيش گزينه هايي مطرح است، اما هيچ کدام جامعيت «مريم قجر عضدانلو ابريشمچي رجوي» را ندارند. اين هم دلايل ما.

سال ۸۸ فرقه خارج نشین فتنه ادعا می کرد؛ اگر چه جنبش سبز، «بدنه» دارد، لیکن «سر» ندارد. این روزها اما بی آنکه مشکل راس فرقه حل شده باشد، خودشان معترف اند که پایگاه اجتماعی هم ندارند. حکایت قوز بالای قوز که می گویند، دقیقا همین است! «بی یال و دم و اشکم» شاید «شیر خر» بتوان خورد، اما ادعای شیر بودن نمی تواند کرد! خب! باید دید چه کسی لیاقت ریاست بر اهل فرقه دارد؟ کم و بیش گزینه هایی مطرح است، اما هیچ کدام جامعیت «مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی» را ندارند. این هم دلایل ما.

یک: نیم نگاهی به اسم مطول «مریم قجر…» نشان می دهد که سرکار خانم «… عضدانلو ابریشمچی رجوی» اگر در راس فرقه سبز، مسئولیت هدایت این جنبش را بر عهده بگیرد، در آن واحد، گویی چند نفر در راس جنبش قرار گرفته اند! این مسئله از حیث روانشناسانه تاثیر مثبتی بر ذهن مخاطب دارد. از یاد نبریم فرقه فتنه سالیان درازی بی سر، سپری کرده است؛ اینک برای جبران این نقیصه، چه چیز بهتر از آن مریم که علاوه بر مریم بودن، آقایان؛ قجر، عضدانلو، ابریشمچی، و رجوی را همراه خود یدک می کشد؟! بالطبع در نگاه اول، جنبشی که در راسش، این همه مرد در یک زن حلول کرده باشند، حتما جنبش مهمی است. از رعب و وحشتی که این نام پر رمز و راز بر قلب طرف مقابل ایجاد می کند، آیا می توان به سادگی گذشت؟!

دو: از جمله محسنات در راس قرار گرفتن «مریم قجر… الی آخر!» این است که جنبش سبز ناخودآگاه طیفی از ادیان و طوایف گوناگون را درگیر و طرفدار خود می کند. این مهم قادر است به فرقه فتنه، شکل و شمایل بین المللی بدهد. چطور؟! ببینید؛ نام «مریم» برای اهل اروپا نیز زیباست، «قجر» اما علاوه بر اشاره اش به ایل قاجار، به نوعی یادآور سلسله های پادشاهی متعدد در این مرز و بوم است. پرواضح است که «قجر» در «مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی» قرینه معنوی ۲۵۰۰ سال پادشاهی در ایران باستان است. پس تا همین جای کار، علاوه بر اروپائیان، اموات و اهل باستان و مسافران قبرستان نیز جنبش سبز را متعلق به خود خواهند دانست؛ شرط است که «مریم قجر…» در راس فرقه سبز قرار گیرد. یا مثلا «ابریشمچی». اگر مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی در راس جنبش باشد، هر موجود زنده ای که حواشی «جاده ابریشم» زندگی می کند، ناخواسته سبزی می شود. توجه کنید! ما داریم درباره جاده ابریشم سخن می گوییم، نه کیلومتر ۱۲ جاده اشترانکوه!! تو اصلا می دانی جاده ابریشم یعنی چی؟! عظمت را متوجه هستی؟! فرهنگ را می فهمی؟! یقینا وقتی در راس جنبش سبز «مریم قجر…» باشد، جاده ابریشم با همه عظمتش می شود بخش کوچکی از ترانزیت فتنه!! آیا ممکن است با کامیون ۱۸ چرخ، جگر چنین فتنه ای را حمل کرد؟؟!! قطعا جمهوری اسلامی سقوط می کند، اگر آقایان کنار بروند و هدایت جنبش را به سرکار خانم «مریم… رجوی» بسپرند!

سه: فتنه سبز هر از چندی با شیخ نشین های منطقه فالوده خورده، اقدام به معامله می کنند. فی المثل اگر حاکم دبی نام درازش «شیخ محمد بن راشد آل مکتوم» است، چرا نام کله گنده رئیس فرقه سبز «مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی» نباشد؟! اگر به مطول بودن اسم است، «مریم قجر… الی آخر!» می تواند حتی روی «شیخ ثانی حمد بن احمد آل نهیان آل کویت آل کوفت» را هم کم کند!! این مهم در جنگ روانی، نکته بسیار مهمی است. در اسم «مریم قجر…» آنقدر کلمه هست که حالا «شیخ حمد…» می خواهد مال هر جا و آل هر قبرستانی باشد!

چهار: گیرم مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی نتوانست برای جنبش، راس خوبی باشد. فرض است دیگر! این همه که مردان در راس این جنبش بودند، چه گلی بر سر فرقه سبز زدند، که حالا ما بخواهیم از «مریم…» توقع شاهکار داشته باشیم؟! در اینجا حتما زبان «… ابریشمچی رجوی» می تواند دراز باشد!

پنج: با روی کار آمدن «مریم قجر…» دگر بار می توان بحث «مردان باحجاب» را برای فرقه سبز مطرح، و بدین وسیله نقش سرکار خانم عجوزه ملقب به «شیرین شیرینا» در این جنبش پررنگ تر از قبل می شود. بدیهی است علاوه بر سگ سبیل های ماتیک زده، فمینیست ها نیز می توانند تعامل بهتری با جنبش سبز داشته باشند!

شش: یکی دیگر از محسنات در راس قرار گرفتن «مریم … رجوی» این است که «اخبار ویژه» کیهان، جا را برای ستون «یادداشت روز» تنگ می کند! پس «علم» بر دست «مریم قجر… الی آخر!» همانا و افتادن «قلم» از دست حاج حسین شریعتمداری همانا! لاکردار این تیر، از تیر ۳ شعبه حرمله کاری تر است!!

¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

آیا عقل می کنند و «مریم قجر…» را در راس جنبش سبز می گذارند؟! باید صبر کرد و به نظاره نشست…

«آقای چیز»


............................................................................................

حسین قدیانی