۲۸ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۴

روایت/ مورچه ای که عاشق بود

کد خبر : ۵۸۷۰۴
روزی حضرت سلیمان مورچه‌ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می‌شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می‌خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تواگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: تمام سعی‌ام را می‌کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کارمورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می‌گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می‌آ ورد...
تمام سعی‌مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی‌ست...
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
۱
حدیث بسیار زیبایی بود.