ناگفته هاي پاليزدار: از راهي كه رفتم ،پشيمانم
کد خبر : ۵۱۸۶
وي كه به تازگي از برخي اتهامها تبرئه شده است ، در گفت وگو با روزنامه سياست روز درباره اتفاقهايي چند سال اخير، بدون آنكه تمايل داشته باشد به سخنان جنجالي اش در دانشگاهها اشاره كند ، چنين گفت :
• همكاري من با مجلس از مجلس چهارم آغاز شد. اوج اين همكاريها به مجلس هفتم برميگردد كه با توجه به جو حاكم بر خانه ملت، اشتياق بيشتري براي همكاري با افراد و تيپهاي فكري مثل من وجود داشت.
• در مجلس هفتم ابتدا براي تحقيق درباره مشكلات صنعت كشور با برخي از نمايندگان مانند خانم آجرلو و آقاي كاتوزيان همكاري و جلساتي داشتم كه در نهايت منجر به معرفي من به مركز پژوهشها براي شناسايي گلوگاههاي صنعت كشور شد. در آن مقطع با حكم رسمي مركز پژوهشهاي مجلس كه به امضاي آقاي احمد توكلي رسيده بود فعاليت خود را آغاز كردم كه اسناد آن موجود است.
• در سال 83 كه بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي از سوي مجلس هفتم جدي گرفته شد به دعوت برخي از نمايندگان مانند خانم آجرلو و آقايان كاتوزيان، زاكاني، محمد دهقان، كامران و خيلي از نمايندگان محترم مجلس كه خود را در اين امر جدي نشان ميدادند، جلساتي برگزار كرديم و برخي از آنها خواستند كه راههاي دستيابي به اطلاعات مفاسد اقتصادي را ارائه كنم.
• با توجه به تجربه كاري كه داشتم، ميدانستم كه سرنخهايي از مفاسد اقتصادي در ميان پروندههاي قوه قضاييه وجود دارد و با جستوجو در ميان پروندههاي موجود در دستگاه قضايي، ميتوان به اطلاعات خوبي در اين زمينه دست يافت. لذا پيشنهاد انجام تحقيق و تفحص از قوه قضائيه را به اين نمايندگان ارائه دادم.
• اگرچه ميدانستم طي عمر جمهوري اسلامي كسي تحقيق و تفحص از قوه قضاييه را مطرح نكرده است اما نمايندگان مجلس هفتم كه تازه وارد خانه ملت شده بودند، اشتياق زيادي براي اين كار از خود نشان دادند.
• به هر حال تدوين طرح تحقيق و تفحص از قوه قضائيه آغاز شد و در تدوين اين طرح به نمايندگان كمك كردم تا اين كه با رأي بالايي در صحن علني به تصويب رسيد.
• پس از تصويب اين طرح مجدداً نمايندگاني مانند خانم آجرلو و آقايان دهقان و كامران از من دعوت كرده و خودشان اعلام كردند كه هيچ كس حاضر نيست دبيري اين مجموعه را برعهده گيرد. لذا پيشنهاد كردند كه من اين كار را قبول كنم.
• ابتدا به دليل اينكه تخصص من اقتصاد است و از مسائل حقوقي اطلاع چنداني ندارم، امتناع كردم. لذا در همان جلسه اعلام كردم كه من از كسي ترس و واهمهاي ندارم ولي براي اين كار مناسب نيستم كه اعضاي هيئت تحقيق و تفحص تأكيد كردند اگر يك نفر با شهامت هدايت اين مجموعه را برعهده گيرد، ما حقوقدانهايي را به عنوان مشاور به اومعرفي ميكنيم تا در كنارش باشند.
• لازم است اين را هم متذكر شوم كه چند ماهي پس از تصويب طرح فوق آقاي احمدينژاد با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي وارد ميدان شد و فضاي خوبي براي انجام اين كار در كشور به وجود آمد. در حقيقت من با فضايي كه ايجاد شد، تصور كردم فرصت مناسبي براي مبارزه با مفاسد اقتصادي است.
• در طرح شناسايي گلوگاههاي صنعت كشور كه با دكتر توكلي اختلاف پيدا كردم، هيچ حمايتي از من نشد و حتي پول اجراي آن طرح را نيز شخصاً هزينه كردم. آنجا پول هزينه كرديم اما اينجا بحث جان مطرح است و بايد حمايت كامل از اين كار شود كه ايشان قرآن از كيفش درآورد و گفت من و ديگر نمايندگان حامي تحقيق و تفحص از قوه قضائيه بوده و تا آخر پشت تو هستيم و بايد اين كار ارزشي كه خواسته شهداست، انجام شود.
• به هيچ عنوان نسبتي با خانم آجرلو ندارم. البته خانواده آجرلو را از زمان جنگ ميشناسم و خيلي از بچههاي جبهه كه با شهيد حاجاحمد آجرلو فرمانده سپاه كرج ارتباط داشتند، شيفته اخلاق اين شهيد بودند.
• عنوان حكم من دبير كميته تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي از قوه قضاييه مستقر در سازمان بازرسي كل كشور است. شخصي به نام آقاي بهجوييان نيز دبير هيئت تحقيق و تفحص بود كه در مجلس و در دفتر آقاي كامران مستقر بود.
• برخي در قوه قضائيه ابتدا با اين استناد كه دستگاه قضايي زير نظر رهبري است و قانون اساسي نيز بر تفكيك قوا تأكيد دارد و مجلس نميتواند از اين نهاد تحقيق كند، همكاري نميكردند.
• بنابراين تعدادي از نمايندگان ديداري با رهبر معظم انقلاب داشتند و در همان جلسه ايشان به صورت كتبي موافقتشان را با انجام اين كار به رئيس وقت قوه قضائيه اعلام فرمودند.
• پس از آن من و همكارانم در سازمان بازرسي كل كشور مستقر شديم و در ابتدا همكاري خوبي با ما داشته و امكانات لازم از سوي آقاي نيازي رئيس وقت سازمان بازرسي در اختيارمان قرار گرفت.
• همان طور كه گفتم ابتدا به گونهاي نشان داديم كه ما فقط به دنبال تحقيق از وضعيت مالي قوه قضاييه هستيم. لذا در جلسات اول مثلاً از مسئولان سازمان بازرسي كل كشور سوال ميكرديم كه چقدر بودجه گرفتهايد و چه طور اين پول را هزينه كردهايد و يا اينكه چرا فلان كارمند شما رشته تحصيلياش با سمتش ارتباطي ندارد.
• همين كار ما موجب شد كه فضا عليه تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضاييه شكسته شود.
• يك روز به اتفاق خانم ... و آقاي ... از اعضاي كميته تحقيق و تفحص مجلس با آقاي ... از مسئولان وقت سازمان بازرسي جلسه داشتيم و آرام آرام سوالات اصلي را مطرح كرده و پرسيدم كه چرا برخي از اين پروندهها راكد مانده و به آنها رسيدگي نميشود؟
• در اينجا بود كه خواسته و يا ناخواسته مسئولان سازمان بازرسي روند تحقيق و تفحص را به سمتي كه ميخواستيم، هدايت كردند. در پاسخ سوال ما آقاي ... به پروندههايي اشاره كرد كه با وجود تلاشهاي بسيار به نتيجه نرسيده و معتقد بود كه اين امر انگيزه نيروهاي اين سازمان را كاهش داده است. ما نيز از فرصت استفاده كرده و خواستيم اين پروندهها را به كميته تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه براي بررسي ارائه دهد.
• پس از دريافت اين پروندهها از مجلس خواستم مشاوران حقوقي كه قول داده بودند را براي بررسي اين پروندهها معرفي كنند. تعداد زيادي از حقوقدانها براي اين كار معرفي شدند كه هر كدام بنا به دلايلي با ما همكاري نكردند.
• بالاخره گروهي از حقوقدانها با معرفي خانم ... و آقاي ... به عنوان مشاور حقوقي به تيم ما پيوستند و كار را شروع كرديم. لازم به ذكر است كه تمام افراد گروه به صورت رسمي به امور اداري مجلس معرفي شديم و پس از تأييد حراست با ما قرارداد منعقد شده و حتي حقوق هم گرفتيم.
• هنوز پروندهها را به طور كامل بررسي نكرده بوديم كه با مشكلاتي در اين راه روبهرو شديم. به عنوان نمونه به ما اعلام كردند كه دوره تحقيق و تفحص تمام شده و به همين دليل بايد دفتر كارمان در سازمان بازرسي را تخليه كنيم. ابتدا حاضر به ترك سازمان بازرسي نبوديم اما بالاخره مجبور به ترك آنجا و انتقال پروندهها به مجلس شديم.
• البته ميدانستم انتقال پرونده از سازمان بازرسي مشكلات خاص خود را دارد و زماني كه ما اين پروندهها را بيرون بياوريم هر اتفاقي ممكن است براي اين بيفتد. به همين دليل براي اجراي اين توافق تعلل ميكردم و پروندهها را خارج نميكردم. تا اينكه آقاي دهقان با من تماس گرفت و گفت اگر بازهم براي ماندن در سازمان بازرسي كل كشور پافشاري كني، ديگر همكاري نميكنند و همين پروندهها را نيز از ما ميگيرند. به همين دليل نهايتاً پروندهها را با توافق مجلس و سازمان بازرسي به مجلس منتقل كرديم.
• بر اساس اين توافق پروندهها را به مجلس آورديم اما به دليل آنكه مكان مناسبي در اختيار نداشتيم، مجبور شديم با هماهنگي رئيس و اعضاي كميته تحقيق و تفحص از قوه قضاييه دفتري خارج از مجلس تهيه و در آنجا كار را دنبال كنيم.
• به هر حال كار را تا آنجا پيگيري كرديم كه منجر به تهيه گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه شد و طبق روال گزارشي به رئيس مجلس و رئيس قوه قضاييه ارجاع داده شد.
• از آنجا كه نام تعدادي از مسئولان قوه قضائيه در گزارش آمده بود، منتظر پاسخ آيتالله هاشمي شاهرودي بوديم كه پس از مدتي پاسخي از ايشان دريافت نكرديم. به همين دليل خانم آجرلو از من خواست كه مجدداً از آقاي رئيسي خواهش كنم يكبار ديگر گزارش مجلس را شخصاً به آقاي شاهرودي تحويل دهد.
• در همان زمان آقاي .... به من گفت كه پاليزدار بيا و بي خيال شو و اينها را جايي منعكس نكن و گزارش نده. اتفاق مهمي نيفتاده. من اول تصور كردم ايشان شوخي ميكند. حتي يك روز آقاي ... به من گفت كه اين گزارش مجلس چه سودي دارد؟
• به اعضاي كميته تحقيق و تفحص مراجعه كرده و گفتم شما قول داديد و دست روي قرآن گذاشتيد تا آخر راه باهم باشيم. حالا بايد حمايت كرده و گزارش را از مجلس قرائت كنيد. اما آنها به نزديكي انتخابات مجلس هشتم اشاره كردند و گفتند الآن زمان براي اين كار مناسب نيست و بيشتر نمايندگان به دنبالهاي كارهاي انتخابات خود هستند. شما نگران نباشيد گزارش قطعاً در مجلس قرائت ميشود.فقط بايد تلاش كنيم نمايندگان عضو كميته تحقيق و تفحص در انتخابات بعدي هم رأي بياورند تا كار محكمتر پيش برود.
• لذا من نيز در حد توانم تلاش كردم اين نمايندگان مجدداً در انتخابات رأي بياورند. به همين دليل در شهرستان ... به نفع خانم ...، در شهرستان .... براي آقاي ... و در ... براي خانم .... سخنراني انجام دادم.
• بعد از انتخابات و در حالي كه هنوز دوره مجلس هفتم تمام نشده بود، از چند تن از نمايندگان خواستم كه گزارش تحقيق و تفحص بر اساس وعدهاي كه دادهاند در مجلس قرار شود. اين بار بهانه ديگري آوردند و گفتند فضاي كشور براي اين كار آماده نيست.
• در گزارش اول 182 صفحه بود كه در آن حداقل نام 50 نفر از دانه درشتها ذكر شده بود.
• نمايندگان حاضر در كميته تحقيق و تفحص مدعي بودند فضاي كشور براي قرائت گزارش تحقيق از صحن علني مناسب نيست و ابتدا بايد افكار عمومي براي اين كار آماده شود. به همين دليل از من خواستند كه به شهرستانهاي مختلف رفته و در دانشگاهها در اين رابطه سخنراني و براي قرائت گزارش فضاسازي كنم.
• خانم ... در اين زمينه هماهنگيهاي لازم را با دانشگاههاي مختلف انجام داد و ظاهراً يكي از پسرهاي آقاي .... كه ارتباط خوبي با دانشجويان دارد نيز در اين زمينه فعال شده بود. يك روز خانم ... با من تماس گرفت و گفت هماهنگي لازم براي سخنراني من در دانشگاه همدان انجام شده و فلان روز بايد بروي همدان.
• البته قرار بود كه خود ايشان هم در مراسم حضور داشته باشد. حتي قرار شد من ابتدا به شهرستان ... رفته و به اتفاق ايشان به همدان برويم. وقتي رسيدم آنجا، گفت شما حركت كنيد و من خودم ميآيم. حتي در طول راه چندبار با ايشان تماس گرفتم و گفت كه در راه هستم و مثلاً دو ساعت ديگر ميرسم اما يك دفعه تلفن ايشان از دسترس خارج شد. به همين دليل تنهايي در دانشگاه همدان سخنراني كردم كه اتفاقاً فضاي بسيار خوبي بود و بچههاي پاي كار، انقلابي و سرزنده بودند.
• دعوت نامه براي مجلس به صورت رسمي از سوي جامعه اسلامي دانشگاهيان ارسال شده بود و مدارك آن را به دادگاه ارائه كردم.
• بعد از سخنراني در همدان با هماهنگي آقاي ... از اعضاي كميته تحقيق و تفحص در دانشگاه اصفهان نيز سخنراني كردم.
• چند سخنراني ديگر هم داشتم تا سخنراني دانشگاه شيراز. در شيراز ديدم فضا تغيير كرده و يك نوع ترس در بين دانشجويان وجود دارد. ميگفتند برخي به دانشجويان گفتهاند كه اگر پاليزدار تند صحبت كند با شما برخورد ميكنيم.
• در دانشگاه هاي ديگر هم من مجبور شدم تنهايي سخنراني كنم. البته اول نميخواستم سخنراني كنم تا اين كه تعدادي از دانشجويان فرزند شهيد جلوي مرا گرفتند و گفتند پدران ما براي همين حرفها شهيد شدند، حالا شما از يك سخنراني ساده هم خودداري ميكني؟ گفتم من ترس و واهمهاي ندارم و مطالب را ميگويم اما چرا اينها خودشان را كنار ميكشند؟
• بايد متذكر شوم كه در تمام اين مدت تصور ميكردم كار ما با اطلاع مجلس و حتي شخص دكتر احمدينژاد انجام ميشود و هدف هم آماده كردن فضا براي قرائت گزارش تحقيق و تفحص و در نهايت مبارزه با فساد اقتصادي است.
• اما بعد از سخنراني دوم در همدان از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند بيا ميخواهيم با تو صحبت كنيم.
• دو روز قبل از دستگيري، وزارت اطلاعات با من تماس گرفت. اما قبل از تماس از وزارت اطلاعات يك اتفاقي افتاد كه شايد در تحليل شرايط و علت دستگيري من مهم باشد. ماجرا از اين قرار بود كه آقاي محسن خزعلي يكي از پسرهاي آيتالله خزعلي با من تماس گرفت و پرسيد چرا عليه آيتالله خزعلي حرف زدهام؟ با تعجب اين موضوع را رد كردم. چرا كه در سخنرانيها از سلامت اقتصادي ايشان تعريف كرده بودم. آقاي محسن خزعلي گفت كه .... از مدير مسئول ... تماس گرفته و اين طور گفته است. همان شب با ... و .... مدير مسئول و سردبير ... تماس گرفتم كه ... بدون مقدمه گفت چرا همه مفسدان اقتصادي را معرفي نكردي؟ مثلاً چرا از تخلفات آقاي .... و يا آقاي .... يا .... حرفي نزدي؟گفتم من از اينها سند نداشتم و اگر داشتم با كسي تعارف ندارم و ميگفتم.
• ... گفت سندها را ما در اختيارت ميگذاريم. گفتم شما خودتان روزنامه داريد چرا سندها را خودتان منتشر نميكنيد؟ جواب داد كه شرايط پذيرش حرفهاي تو در جامعه خوب است. بعد پيشنهاد داد ديگر جايي سخنراني نكنم و به جاي آن بيا با ما مصاحبه كن. چون مصاحبه با ... در حقيقت تأييد خودت ميشود.
• من گفتم حرفي ندارم ولي اگر اين كار را انجام دهم يكي از خلافهايي كه ميگويم ماجراي .... است. كه ... گفت پس بعداً خبرت ميكنيم.
• چند روز پس از اين اتفاق بود كه از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند بيا ميخواهيم با شما صحبت كنيم. جواب دادم چون ... در جريان ماجراست بهتر است با ايشان صحبت كنيد كه گفتند ما با ايشان هماهنگ هستيم و فقط ميخواهيم با تو صحبت كنيم. بلافاصله با ... تماس گرفتم و ماجرا را مطرح كردم. .... گفت مهم نيست برو و با آنها صحبت كن. من هم گفتم حالا كه مهم نيست پس جلسه در دفتر شما باشد كه قبول كرد. بنابراين جلسه اول در دفتر ايشان يعني در دفتر .... انجام شد.
• جلسه دوم در وزارت اطلاعات برگزار شد كه چند نفر از مسئولان اين وزارتخانه هم حاضر بودند. به من گفتند كه ما درباره تو تحقيق كرديم و همه سوابقت را ميدانيم. ميدانيم نيت خير داري اما راهي كه در پيش گرفتي صحيح نيست و اشتباه ميروي.
• فرداي آن روز با من تماسي گرفته شد و دوستم تصور كرد از وزارت است و گوشي را به من داد كه متوجه شدم آقاي مرتضوي دادستان تهران است و مرا احضار كرد. پس از آن بود كه دستگير شدم.
• البته قبل از اين كه به دادستاني بروم با اعضاي كميته تحقيق و تفحص تماس گرفتم با خانم ... تماس گرفتم كه ناگهان داد زد، پاليزدار اين حرفها چي بود كه زدي؟ با تعجب گفتم يعني چي؟ مگر قرارمان همين نبود؟ به آقاي ... هم زنگ زدم. تا گوشي را برداشت گفت پاليزدار مثل اين كه دلت آب خنك ميخواد؟ گفتم شما نبودي كه نميگفتي 13 سال زندان صدام بودم و از كسي ترس و واهمه ندارم. حالا چرا از من حمايت نميكنيد.
• افرادي كه در اين ماجرا به عنوان باند پاليزدار دستگير شدند، 4 نفر از همكاران ما در كميته بودند و چند نفر هم از اقوامم. مثل برادرم، همسرم، برادر همسرم و باجناقم و رانندهام. اقوام و همكاران من هيچ دخالتي در سخنرانيها و مطالبي كه مطرح كردم نداشتند. بسياري از آنها هم تبرئه شدند. فقط اين دستگيريها باعث شد كه برادر خودم و برادر همسرم و همچنين باجناقم از كار اخراج شوند و دو خانواده از هم پاشيده شود.
• در مجموع 15 ماه كه از اين مدت 8 ماه و 17 روز انفرادي بودم. ضمن اين كه اكثر دوران حضورم در بند عمومي را در زندان رجايي شهر گذراندم.
• در دوران زندان يك بار به دليل تشديد عوارض شيميايي باقي مانده از دوران دفاع مقدس در بدنم و دو بار هم به دليل حمله قلبي به بيمارستان منتقل شدم.
• والله هدفي جز رضاي خدا و ادامه راه شهدا نداشتم اما همانطور كه گفتم راه درستي را انتخاب نكردم.
• متأسفانه برخياز اعضاي كميته تحقيق و تفحص مانند خانمها ... و ... و آقايان ... و ... از حرفهاي من به عنوان ابزار تبليغاتي در انتخابات استفاده كردند. متأسفم از اين كه برخي از سخنرانيها من تنها براي جلب آراي مردم در انتخابات استفاده كردند. امروز از خودم سوال ميكنم چرا متوجه اين موضوع نشدم.
• از كساني كه از من تنها براي منافع خودشان به صورت مقطعي حمايت كردند نميگذرم و در روز موعود گريبان اينها را ميگيرم و سوال ميكنم چرا با شعار مبارزه با فساد وارد شدند ولي در عمل كاري نكردند؟ از اين بابت پشيمانم كه چرا بازيچه دست ديگران شدم اما تأكيد ميكنم كه شخصاً ادامه راه شهدا را در نظر داشتم و فقط ميخواستم به كشور خدمت كنم.
• در اين مدت خيلي چيزها به من ثابت شد. مثلاً حرفهايي عليه آقاي هاشمي مطرح كردم كه هيچ سند و مدركي در اينباره نداشتم.آقاي هاشمي از من شكايت نكرده بود و من تنها براي حلاليت طلبيدن پيش ايشان رفتم.