۱۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۸

ناوگان آزادي ايران كي حركت مي‌كند؟

کد خبر : ۵۱۷۶
الف در مقاله‌اي به نقل از سيداحمد موسوي نوشت: زمينه‌هاي انقلاب اسلامي ايران، بر اساس يك شبكه بندي پيچيده اجتماعي پديد آمد كه در سراسر كشور ريشه داشت، اين شبكه‌بندي هر لحظه با حركات و سخنراني‌ها و اطلاعيه‌هاي امام امّت، مرجعيت روحاني و و ساير مردان انقلاب گسترده‌تر و قوي‌تر مي‌شد و در نهايت انقلاب روي اين شبكي اجتماعي پيروز شد.

برنامه‌هاي غرب براي براندازي حكومت‌هاي مخالف، كه امروز با عنوان "انقلاب مخملي " شناخته مي‌شود، يك نسخي شبيه سازي شده از انقلاب اسلامي ايران اما در قالب يك آرزو و نمايش خيمه شب بازي است. به جاي مساجد، خانه‌هاي تيمي و كاباره‌هاي زيرزميني و ميزهاي بيليارد و بزم‌هاي شبانه، هسته‌هاي فرماندهي هستند. اما چنين انقلابي جز با نيل به ايمان و معنويت در درجه اول، و جز با پشتواني عظيم مردمي به سان 9 دي ، در درجات بعد مقدور نيست. همچنان‌كه امام مي‌فرمود : "هسته‌هاي مقاومت را در سراسر دنيا بپراكنيد " دشمن تلاش مي‌كند چنين هسته‌هائي در ايران و ساير نقاط، عليه ميراث امام، ايجاد و سازماندهي كند و تمام دانش‌گاه‌هاي دشمن، راه مبارزه را همان ديده‌اند كه امام پنجاه سال پيش، به ملّت ايران آموخت. اما فرق نهضت امام، با صحنه‌هاي تئاتر مخملي، عنصر حق و ايمان بدان است و روح قدسي‌اي كه هرگز پشتواني كفر باطل نخواهد بود. و ديري نخواهد پاييد كه دانشگاه‌ها و پژوهشكده‌هاي دشمن، تسليم نصوص عيني اين موضوع نيز كه مبدأ و منشور آن قرآن مجيد است خواهند شد و جز تسليم ، راهي براي راه يافتن بدان نخواهند يافت.

براي انقلاب اسلامي ايران، از ابتدا در ايران افرادي بودند كه جان و مال خود را در اين راه صرف كردند چون براي تحقق كرامت و اهداف انساني خود هيچ ياوري جز خود و كتاب آسماني و دستورالعمل‌هاي طاهرين، نمي‌ديدند. بعد از انقلاب بسياري از اين داوطلبان، مورد تهاجم جنگ نظامي و يا جنگ نرم قرار گرفتند و از ادامه راه بازداشته شدند. شهيدان ما جاودانه شدند و احياء ما به گوشه‌ها خزيدند و همي مسووليت را به حكومت ديني واگذار كردند. از سوي ديگر، حكومت ديني، هيچ ارادي مدوّني براي پيش‌برد اسلام در ايران نداشت كه هيچ، دولت‌هاي ليبرال مسلك با بازكردن صحني تبليغات براي گفتمان مغاير، نسل جديد را با چالش‌هاي جدي مواجه ساختند. رفتار غيرمسوولانه و نابخردانه ديگران نيز آتشي شد بر اين خرمن و بخش غيرمغرض نيز به اين امر ياري رساند، و در نهايت، مسووليت از همي شانه‌ها به زير پاي افتاد كه اكنون علي الخصوص در تهران با وضعيت بغرنجي در تمام عرصه‌هاي اجتماعي دچاريم.

چند روز پيش در مراسم پنجمين سالگرد وفات شاعر بزرگ آقاي آغاسي حضور يافته بودم، مجاهدي از نسل انقلاب و جنگ نظامي، سخناني ايراد نمود، و از حضور مردم معذرت خواست كه ما "بلد نبوديم و نيستيم كه كار فرهنگي كنيم، بلكه جبهي مخالف بلد است ". اين سخنان اگر چه تلخ است اما اظهار آن از خيلي وقت پيش، لازم بود و اگر خيلي زودتر طي "كلام " باطلاع مردم مي‌رسيد كه وضع آنقدرها هم روبراه نيست و اين ذكر تداوم مي‌يافت، امروز در وضعيتي بهتر بوديم.خيلي‌ها هنوز هم خيال مي‌كنند، فرهنگ در اين كشور، متصدّي دارد و وظايف خود را به حكومت اسلامي واگذار كرده‌اند. او همچنان به تجليل از جمعيت پيش آمده در آن مراسم پرداخت و گفت اين تنها يك سالگرد وفات نيست، بلكه فريادي است از متن حضور مردمي كه خواهان احياي اصول خود هستند. بدين مضمون كه صحيح نيز بود. اين سخنراني سردار قاسمي بود.

بنا بر همي اين توضيحات، به هر رو، بر اثر فشار‌هاي دشمن و نقصان‌ها و ندانم‌كاري‌هاي خودي، شبكه‌هاي اجتماعي-مسلمان ايران كه با كياست روحانيت و به رهبري امام و بر پايي ايمان و ارادي مردمي ساخته شده بود، تقريبا مضمحل شد. شبكه‌هايي كه بنيان انقلاب را تشكيل دادند. در زمان ستمشاهي، اين شبكه‌ها بر پايي مساجد شكل گرفت، مساجدي كه با يكديگر رابط و هماهنگ كننده داشتند و حتي براي نشان‌كردن انقلابي بودن خود، اذان مشتركي با قرائت "صبحدل " پخش‌ مي‌كردند و هماهنگي و يكدلي در پهني كشور با اين رموز و علائم مي‌درخشيد. مردم خود را از يك بدنه، و از يك خانواده مي‌دانستند، و مثل امروز، همسايه، با همسايه غريبه نبود. در تهران هر چند البته آثار اين شبكه‌هاي اجتماعي هنوز در بخش‌هايي از شهر ملحوظ است اما اين بقايا محدود به منطقه‌هاي شناخته شدي مذهبي مي‌شود و آنجا كه تهران توسعه يافته، اين خواسته، ناپديد يا بسيار كم‌رنگ است. توسعه و تداوم اين جريان متصدّي پيدا نكرد، اگر چه بنيان همين بود و هست. و انقلاب تا به امروزش بدون اين بنيه، توان ماندن نداشته است.اما دشمن، عميقا در پي تضعيف اين جريان است و توفيقاتي هم يافته.

در حالي اين بنا تضعيف شد كه مجددا زمينه‌هاي استبداد شكل گرفت، استبدادي كه منجر به فروش مباني اسلام و انقلاب و مجامله با دشمن شد. در همان بدني نظام انقلابي حاكم، كادرهاي ويژه‌اي حق را از آن خود دانستند كه هر چه خواستند بر ملت روا دانند، نتيجه نهايتا، آن شد كه جرأت ايستادگي در مقابل راي مردم نيز پيدا شود و توهين و تحقير نماينده و منتخب مردم و رئيس جمهور، يك امر عادي و حق تلقي شود. كار بدانجا رسيد كه وقتي نماينده ده‌ها‌ميليون تن از مردم، در مورد تخلفات مالي افراد سوال مي‌كند، ساحت اين ملت تهديد شود و قبيحانه سخن از آتش‌فشان‌هاي خياباني به ميان آيد. و در نهايت تازه پس از سي‌سال مردم اهل ايمان، متوجه خطراتي داخلي شوند كه قبلا، آن را حس نكرده بودند. علي الخصوص نسل جوان. تازه يك سال است كه با عيني شدن حضور شرّ در قالب ما، ولوله به راه افتاده كه چه بايد كرد و گويي كه ما به سال 1342 برگشته‌ايم، ضمن اين‌كه مزاياي امروزي انقلاب اسلامي را نيز در خود داريم و اين اگر حفظ شود نويد جهشي مجدد را مي‌دهد.

عمده افراد گروه كشتي‌هاي‌ "آزادي " براي غزه كه در ساعات بامداد، مورد كشتار رژيم ستمگر صهيونيستي واقع شد و در واقع شبهه "عاشورائي " به راه انداخت را مردم و فعالان حقوق بشري تركيه تشكيل دادند و از يهودي و مسيحي و يوناني و مالزيايي و اردني و كويتي در اين حركت، به جهت پاسخ به فشارهاي وجدان، و احساس تكليف و مسووليت شرعي و عقلي در اين نهضت بسيار باشكوه شركت كردند، همي مردمي كه درد بي‌ديني را آنچنان چشيده‌اند كه مردم پيش‌ازانقلاب ايران، و بايسته، شبكه‌هاي اجتماعي خود را تشكيل دادند تا به سرحدي كه امروز به طور مستقل، توان انجام عملياتي با اين هيب در هم كوبندي ظالمان را بيابند و اين نمونه‌اي از همان عملكرد هسته‌هاي مقاومت بر اساس ايمان به توحيد و آزاده‌گي است كه انقلاب اسلامي را به پيروزي رساند. اين روح انقلاب است كه صادر شده اما امروز ما مجددا در پس سالياني از غفلت در آغاز آن هستيم و بايد مجددا به ايجاد شبكه‌هاي اجتماعي خود اقدام كنيم. و اين در حالي است كه ارتباطات بسيار راحت‌تر شده و توان توسعه يك چنين گروه‌هايي بسيار راحت‌تر است، اما گويا موج دنيا برخي از ما را فراگرفته و از حركت قاصر نموده است. هر چند حضور جريان‌هاي نفاق، كار را سخت‌تر مي‌كند.

تجربه‌اي كه تنها و فقط ملت ايران بعنوان پيش‌كسوت نهضت‌هاي اسلامي اجتماعي به قيمت كندي سرعت دارد آن است كه اين هسته‌هاي مقاومت و شبكه‌هاي هماهنگ كه تا پوست و استخوان جوامع و مساجد و خانواده‌ها و كودكان و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها رسوخ دارد، هرگز نبايد بنشيند و سكوت كند، حتي اگر به هدف برسد، براي تداوم آن، پويايي همچنان نياز است و همواره بايد دانست شيطان در كمين است. و حتي روزي كه حكومت امام زمان (عج) حاكم گردد، اين شبكه‌ها همچنان مورد نياز است چون شرارت باطل، و وسوسه شيطان، هيچ‌گاه خاموش شدني نيست، مگر در مقابل جامعه‌اي كه خود را هر لحظه مسوول بدانند.

در آخر، به روح پر فتوح شهداي اين روز، سلام و درودهاي بلند خود را مي‌فرستم، و از اين شهداي اسلام كه آزادگي و انسانيت را به بشر مي‌آموزند، مي‌خواهم كه شفاعت ما را نزد خدا و اولياءش نمايند كه توفيق برخورداري از دانش چگونه آزاده زيستن و آزاده خفتن را به ما عطا بفرمايند.