در بخش دیگر این یادداشت آمد: «در سال ۹۰ سهم تهران از فروش فیلمها ۱۸ میلیارد تومان و سهم شهرستانها ۹ میلیارد تومان است، یعنی از مجموع فروش، سهم تهران ۷۰ درصد و شهرستانها با سهمی ۳۰ درصدی محاسبه میشوند. شش میلیارد تومان فقط سهم چهار فیلم از مجموع ۵۲ فیلم در شهرستانهاست و ۴۸ فیلم دیگر در شهرستانها فقط توانستهاند سه میلیارد تومان از فروش سهم ببرند؛ واما در تهران این مقیاس حدود هشت میلیارد تومان برای چهار فیلم و ۱۰ میلیارد تومان برای ۴۸ فیلم دیگر بوده است!»
او با اشاره به افزایش هزینههای تولید شرایط را در مورد سود و زیان فیلمها چنین بررسی کرد: «اگر افزایش ۴۰ درصدی هزینه تولید و ۵٠ درصدی هزینه آمادهسازی و پخش فیلمها را با افزایش بیش از ۲۰۰ درصدی هزینه سینماداری جمع کنیم متوجه میشویم، هزینه سینمای ایران حدود ۳۰۰ درصد افزایش داشته است. چنانچه با فروش کف سینمای ایران در سال ٨٩ که پایینترین میزان فروش سه دهه گذشته بوده است (٢۶ میلیارد تومان) سینمای ایران بخواهد به حداقل فروش و هزینه سال ۸۹ دست پیدا کند باید به فروش ۵۰ میلیارد تومانی (با محاسبه فقط ۱۰۰ درصد افزایش هزینهها نه ۳۰۰ درصد افزایش هزینهها!) برسد؛ اما تنها در این ۹ ماه توانستهایم به فروش ۲۷ میلیارد تومانی دست پیدا کنیم.»
علمالهدی همچنین در مورد آمار دقیق حضور مخاطبان در سینما نیز نوشت: «پیشبینی نهایی برای فروش تا پایان امسال عدد ۳۰ میلیارد تومان است و نهایتا مخاطب ۱۴ میلیون نفری؛ به این ترتیب هر ایرانی در سال ۹۰ هر ۵. ۵ سال سینما رفته است.»
