۰۵ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۸

بررسي اهداف هسته اي برزيل در ايران

کد خبر : ۴۸۱۶
يادداشت سفير سابق ايران در برزيل درباره ويژگي‌هاي اين كشور به عنوان بازيگر جديدي كه وارد معادله هسته‌اي ايران شده است و آنچه درباره آن نمي‌دانيم و بايد به آن توجه كنيم را در ادامه بخوانيد:

زماني كه كشوري مي‌خواهد در عرصه بين‌المللي نقش آفريني كند بايد براي آن نقش واجد ويژگي‌هايي باشد؛ برزيل كشوري است كه در سال 2009 توليد ناخالص داخلي آن حدود 1500 ميليارد دلار بود. اين كشور دهمين اقتصاد جهان را در اختيار دارد و به لحاظ توانمندي‌هاي توليدي مي‌تواند بازيگري كند.

سال گذشته و در اوج بحران جهاني نرخ بيكاري در برزيل كاهش يافت. اين كشور حدود 5/2 ميليون بشكه نفت در روز توليد مي‌كند. برزيل تا سال‌هاي 60 تا 61 از ايران حدود 250 هزار بشكه در روز واردات نفت داشت اما امروز خود در بخش‌هايي به صادركننده تبديل شده است. سال گذشته مجموع صادرات و واردات اين كشور حدود 300 ميليارد دلار بود. بزرگ‌ترين شريك تجاري برزيل آمريكاست و حدود 4/14 درصد از صادرات اين كشور از آمريكا و 15 درصد از وارداتش نيز از آمريكاست و پس از آمريكا، چين و آرژانتين آلمان به ترتيب بزرگترين شركاي تجاري برزيل محسوب مي‌شوند.

آقاي لولا در طول هفت سال رياست جمهوري حدود نه ميليون شغل ايجاد كرده و به بسياري از وعده‌هايي كه در زمان انتخابات داد، جامه عمل پوشاند. امروز جامعه و مردم برزيل نسبت به شخص آقاي لولا- جداي از حزب او- علاقمند هستند و به نظر مي‌رسد مجموعه‌اي كه او را حمايت مي‌كند، شانس خوبي براي پيروزي در انتخابات پيش روي برزيل داشته باشد.

اين فاكتورها باعث مي‌شود كه برزيل با بهره مندي از مقبوليت سياسي و مشروعيت در داخل و خارج بتواند در تحولات و مسائل بين‌المللي و خارج از منطقه خود نقش آفريني كند.

حركت‌هاي رئيس‌جمهور برزيل در قبال مسئله هسته‌اي ايران نشات گرفته از چند نكته است؛ اول آن كه حزب وي براي انتخابات نيازمند ژست‌هاي تبليغاتي است. بر اين اساس آقاي لولا بحث‌هايي را در حوزه آمريكاي لاتين، خاورميانه و از جمله ايران پيگيري مي‌كند. به نظر مي‌رسد در پس پرده همه اين پيگيري‌ها توسعه بازار اقتصادي برزيل قرار دارد. نكته دوم اين است كه برزيل به لحاظ توانايي و تأثيرگذاري در منطقه آمريكاي لاتين در حدي رسيده كه قدرت‌هاي بزرگ مي‌توانند بروي آن حساب كنند. اين كشور به لحاظ بلوغ سياسي و ابراز رفتارهاي سياسي بين‌المللي پسند توانسته است نظر مجامع بين‌المللي را به خود جلب كند. در حوزه سياست خارجي نيز آقاي لولا از مشاوران بسيار فهميده و با تجربه‌اي بهره مند است. نكته ديگر اين است كه پتانسيل‌هاي برزيل به گونه‌اي است كه زمينه‌هاي رشد فراواني دارد و توسعه همكاري‌هاي اقتصادي را ممكن مي‌كند. علاوه بر اين در بحث هسته‌اي، برزيل راهي را كه ايران در پيش گرفته، دنبال مي‌كند. اين كشور خواهان آن است كه هزينه‌هايي را كه ايران در مسير هسته‌اي پرداخت كرده، پرداخت نكند. لذا برزيل علاقمند است تا با حل مسئله هسته‌اي ايران، مسائل هسته‌اي خود را حل و فصل كند.

ساده انگاري است كه برزيل و تركيه را دوستداران ايران تصور كنيم چراكه در حوزه سياست دوست و دشمن دائمي معنا ندارد و بحث منافع ملي مطرح است. منافع ملي برزيل و تركيه ايجاب مي‌كند كه امروز اين نقش را در قبال ايران بازي كنند. در عين حال ايفاي اين نقش بدون هماهنگي با آمريكا نيست.

باور ندارم كه آمريكاييان بدنبال حل مسئله هسته‌اي ايران هستند. ايران هم به تعليق تن داد و هم غني‌سازي را مجددا آغاز كرد. بازرسان آژانس نيز بيشترين ميزان بازديد را از تأسيسات هسته‌اي ايران داشتند. در كليه گزارش‌هاي مدير كل آژانس بر عدم انحراف فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران اشاره شده است. اين علت اين كه آمريكا ادعاهاي بي‌اساسي را در مورد فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران مطرح مي‌كنند نقش و تأثير لابي صهيونيست‌ها در محافل تصميم‌گيري آمريكاست. آمريكاييان بدنبال ماجراجويي در مسئله هسته‌اي ايران هستند. آمريكاييان پس از سال‌ها همچنان تحليل درستي از ساختار قدرت در ايران ندارند. ساختار قدرت در ايران بسيار پيچيده است اما وآمريكاييان اين نكته را درك نكرده‌اند. ساختار جامعه ايران كاملاً سنتي است و ساختار سنتي به شدت به باورها اعتقاد دارد.

ديپلماسي روشن و بيان دستور كار پايدار، جلب سرمايه‌گذاري خارجي فراوان، تمايل مسئولين برزيل به مطرح شدن در عرصه بين‌المللي و پرهيز از هرگونه تنش و تشنج، بهره مندي از پتانسيل‌هاي قوي براي توسعه و در كنار آن بهره مندي از بازار بالقوه و در نهايت ثبات در سياست و تصميم گيري‌ها از عمده عواملي است كه به جهش برزيل كمك كرده است.

آمريكاي لاتين مي‌تواند براي ايران حيات خلوت باشد و ايران مي‌تواند از فرصت‌ها و منافع فراواني كه در اين حوزه وجود دارد مي‌توانيم در دوره‌هاي كوتاه مدت استفاده كنيم. همچنين سرمايه گذاري‌هاي ايران در اين حوزه بايد به گونه‌اي باشد كه بازگشت سرمايه نزديك باشد.

مكزيك و برزيل دو كشور بزرگ و دو قدرت اقتصادي برجسته در اين حوزه هستند اما سياست‌هاي مكزيك كاملاً متفاوت با بزريل است. مكزيك در مقايسه با برزيل به لحاظ سياسي بسيار به آمريكا نزديك است. اين به معناي چشم پوشي ايران از كشورهايي چون مكزيك يا حتي ونزوئلا در حوزه آمريكاي لاتين نيست. مكزيك و برزيل از اعضاي غير دائم شوراي امنيت هستند و نزديكي به اين كشورها براي ايران مثبت است.

منافع ما ايجاب مي‌كند كه با برزيل كار سياسي و اقتصادي دو سويه داشته باشيم و تراز تجاري ميان دو كشور پس از سفر آقاي لولا به ايران به سود برزيل افزوده نشود. برزيل براي توسعه فعاليت‌هاي اقتصادي و تجاري ايران محدوديتي قائل نيست و ما بايد حداكثر استفاده را از نبود محدوديت‌ها داشته باشيم.

سفير سابق ايران در برزيل